در یک دهه اخیر محیط زیست و منابع طبیعی حوزه استان های زاگرس نشین با مخاطرات بسیاری دست به گریبان بوده است؛ ورود ذرات ریز معلق به منطقه و تاثیرات منفی آن بر روی محیط زیست انسانی و همچنین محیط زیست طبیعی به یکی از چالش های اصلی این سرزمین تبدیل شده که خسارات بی شماری را به مردم و طبیعت منطقه تحمیل کرده است.این در حالی است که به دلیل بی توجهی به شاخص ها و استانداردهای موجود، اسباب از بین رفتن سرمایه های اکولوژیکی زاگرس فراهم شده تا امروز شاهد سقوط منابع آب و خاک در کنار به خطر افتادن تنوع زیستی این ناحیه باشیم.از سوی دیگر مدیریت ناکارآمد در حوزه های حساسی همچون مدیریت پسماند، استفاده از روش های منسوخ در جمع آوری، انتقال،دفع و دفن بهداشتی زباله های شهری شرایط را برای بروز مخاطرات جدی در حوزه محیط زیست انسانی به وجود آورده که در این ارتباط می توان به خطر افتادن آب های سطی و زیرزمینی و همچنین از بین رفتن پایداری خاک اشاره کرد.در این بین عقب نشینی گسترده جنگلهای بلوط به دلایل مختلفی همچون گسترش کشاورزی ناپایدار، بروز انواع آفات،زوال و خشکیدگی و ذغال گیری در ابعاد وسیع در کنار فعالیت های عمرانی،صنعتی و معدنی به یکی از چالش های ملی تبدیل شده است، زیرا از بین رفتن پوشش جنگلی زاگرس در نهایت به پیکره زیستی تمام کشور آسیب خواهد زد.
سوال اساسی این است که راهکار اصلی کنترل و مقابله با این معضلات و مخاطرات چیست؟
بدون شک مطالعات اولویت اول است، برگزاری همایش های علمی و نشست های تخصصی با هدف نزدیک کردن جامعه علمی کشور به فضای اجرایی می تواند راهگشای بسیاری از مخاطرات پیش روی این سرزمین باشد.
اختصاص واقعی و موثر اعتبارات خاص به طرح ها و پروژه های تحقیقاتی بسیار راهگشاست.
پژوهشگران به مثابه پزشکان بایستی به علت یابی بروز مخاطرات پرداخته و نتایج را در اختیار مدیران توانمند و کاربلد اجرایی بگذارند تا پروسه درمان شروع شود.
انجام فعالیت های سطحی و ابتدایی در کوتاه مدت همچون آرام بخشی است که موقتا درد را تسکین می دهد.
در کنار مطالعات موضوع آموزش عمومی نیز از اهمیت ویژه ای برخوردار است.
دوره آزمون و خطا برای این سامان دیگر به پایان رسیده است، نسل جدید کوتاهی، ضعف و ناتوانی در اجرای کار کارشناسی و حساب شده را بر نمی تابد.
در حالی که کشور های پیشرو امروزه از توسعه پایدار عبور و به زیست پایدار رسیده اند ما هنوز در راهروی تنگ و تاریک مابین سنت و مدرنیته گوشه دنجی اختیار نموده ایم...
حرکت و تلاشی باید تا فرصت باقیست...
