عنوان: بی سوادی آب و راه گریز از این منجلاب یکشنبه 21 دی 1393
محدودیت ذاتی منابع آب از مهمترین چالشهای بخش آب در کشور میباشد. متوسط سالانه نزولات جوی در کشور 240 میلیمتر است که این میزان حدود یک سوم متوسط جهانی و نصف قاره آسیا است. بدین ترتیب ایران از جمله کشورهای خشک و نیمه خشک محسوب میشود. این بارش عمدتاً در شمالغرب و غرب کشور فرو میریزد و قسمت اعظم شرق و شمالشرق کشور بارشی کمتر از 100 میلیمتر دارد.
کل منابع آب تجدید پذیر ایران به ۱۳۰ میلیارد متر مکعب بالغ میگردد. مطالعات و بررسیها نشان میدهد که در سال ۱۳۸۶ از کل منابع آب تجدیدشونده کشور حدود 5/89 میلیارد متر مکعب جهت مصارف بخشهای کشاورزی، صنعت و معدن و خانگی برداشت میشده است که حدود ۸۳ میلیارد متر مکعب آن (۹۳ درصد) به بخش کشاورزی، ۵/۵ میلیارد متر مکعب (۶ درصد) به بخش خانگی و مابقی به بخش صنعت و نیازهای متفرقه دیگر اختصاص داشته است .
توزیع مکانی آب در ایران به دلیل شرایط طبیعی بسیار ناهمگن است. توزیع زمانی نزولات جوی در کشور نیز مانند توزیع مکانی روند مشابهی را نشان میدهد و میزان آن در سالهای مختلف و حتی فصول مختلف متغیر بوده و این مسأله مشکلات گوناگونی را در چند سال اخیر برای بخشهای مختلف، به ویژه بخش کشاورزی و تأمین آب شرب شهرها به همراه داشته و زیانهای زیادی را به این بخشها تحمیل کرده است. توزیع نامناسب زمانی بارشها طی سالهای نرمال نیز از تنگناهای جدی محدودیت منابع آب ایران است و این معضل در سالهای خشک تشدید می شود. به عنوان نمونه، در مناطقی که از نظر بارش نزولات جوی در زمره مناطق پر باران طبقهبندی میشوند، در بعضی از ماههای سال کم آبی مشهود است. تحلیل زمانی نزولات جوی بیان کنندهی دامنه تغییرات زیاد آن از سالی به سال دیگر است.
یکی دیگر از مشکلات عمده درخصوص منابع محدود آب، افزایش روزافزون تعداد افرادی است که در مصرف آب شریک میشوند. از آنجا که همگان به آب شیرین و پاک نیاز دارند، دور از ذهن نیست تا جنگهای آینده جهان بر سر منابع آب صورت گیرد. در 50 سال گذشته 37 مورد خشونت بین کشورها بر سر آب گزارش شده است که همه آنها بهجز 7 مورد به خاورمیانه مربوط میشود. چنانکه طبق اعلام مطالعات سازمانمللمتحد کمبود آب مشکلی حاد در سراسر خاورمیانه میباشد (Hoekstra 2010). اگرچه طبق این مطالعات ایران و عراق تنها کشورهای منطقه هستند که هنوز در آستانه بحران شدید آب قرار ندارند، لیکن پیشبینی میشود که درصورت ادامه روند کنونی وضعیت کمبود و آلودگی آب در منطقه، این دو کشور نیز در آیندهای نهچنداندور با بحران آب مواجه شوند. چنانچه پژوهشها حاکی از این است که با توجه به قرار گرفتن ایران در مناطقی که در آینده با بحران آب مواجه خواهند شد، پیشبینی میشود تا سال 2050 سهم سرانه آب هر نفر به کمتر از هزار مترمکعب برسد. ایران کشوری با اقلیم عمدتاً گرم و خشک است و رشد سریع جمعیت مهمترین عامل کاهش سرانه آب تجدیدشونده کشور در قرن گذشته بوده است. جمعیت ایران در طی این هشت دهه، از حدود ۸ میلیون نفر در سال ۰۶-۱۳۰۰ به ۷۸ میلیون نفر تا پایان سال ۱۳۹۲ رسیده است. بر این اساس میزان سرانه آب تجدیدپذیرساﻻنه کشور از میزان حدود۱۳۰۰۰ متر مکعب در سال ۱۳۰۰ به حدود ۱۴۰۰ متر مکعب در سال ۱۳۹۲ تقلیل یافته و در صورت ادامه این روند، وضعیت در آینده به مراتب بدتر خواهد شد.
در حال حاضر ایران با چالش کمآبی روبرو شده است. در حالی که متوسط حجم کل آب سالانه کشور رقم ثابتی است تقاضا برای آب به علت رشد جمعیت، توسعه کشاورزی، شهرنشینی و صنعت در خلال سالهای اخیر، متوسط سرانه آب قابل تجدید کشور را تقلیل داده است بهطوریکه این رقم در سال 1340 حدود 5500 مترمکعب بود در سال 1357 به حدود 3400 در سال 1367 به حدود 2500 و در سال 1376 به حدود 2100 مترمکعب کاهش یافته است (شرکت جاماپ، 1378). این میزان با توجه به روند افزایش جمعیت کشور در سال 1385 به حدود 1750 تنزل یافته است و در افق سال 1400 به حدود 1300 مترمکعب تنزل خواهد یافت. صرفنظر از تفاوتهای آشکار منطقهای در کشور و طیف گسترده مناطق خشک نظیر سواحل خلیج فارس و دریای عمان، نیمه شرقی کشور از خراسان تا سیستان و بلوچستان و نیز حوزههای مرکزی که میزان سرانه آب قابل تجدید در آنها از میزان متوسط کشور به مراتب پایین تر است، ارقام متوسط سرانه آب کشور در سالهای آینده سوای از ارومیه به مفهوم ورود کل ایران به مرحله تنش آبی و کم آبی خواهد بود.
برداشت بیرویه از آبهای زیرزمینی یکی دیگر از مسائل اساسی کشور در بخش آب به شمار میآید که در حال حاضر مشکلات جدی را در کشور پدید آورده است. به همین دلیل نیز در بسیاری از نواحی کشور سطح سفرههای آب زیر زمینی افت کرده و با توجه به خشکسالیهای اخیر، افزایش بهرهبرداری از آبهای زیرزمینی تشدید شده و خسارتهای غیر قابل جبرانی را بر منابع آبی زیرز مینی کشور وارد آورده است.
باتوجه به محدودیت منابع آب کشور و تشدید نیاز بخشهای مختلف، تأمین آب مناسب برای مصارف مختلف یکی از اصلیترین چالشهای دولت برای دست یافتن به توسعه پایدار محسوب میشود. آب در فرآیند توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشور نقش عمده و کلیدی دارد. افزایش تولیدات کشاورزی و امنیت غذایی، توسعه مراکز جمعیت شهری و روستایی و بهبود و ارتقای کیفیت زندگی در گروی انجام سرمایهگذاریهای لازم و هماهنگ در ابعاد مختلف توسعه و بهرهبرداری از منابع آب است. در این راستا همسو با سیاستهای جلوگیری از آلودگی منابع آب و کنترل آلایندهها، استفاده بهینه از منابع آب و اجرای قوانین و مقررات حفاظت از منابع آب، باید پالایش و استفاده مجدد از پسابهای شهری، صنعتی و کشاورزی جهت مصارف مناسب و شیرین کردن آبهای شور بهعنوان جهتگیریهای مهم در دههی آینده مورد توجه قرار گیرند.
در کنار کاهش کمیت منابع آب، انتشار پسابهای صنعتی، کشاورزی و شهری نیز از دیگر عوامل تهدید کننده منابع محدود آب کشور محسوب میشوند. هر چند در خلال سالهای گذشته بهویژه برنامههای سوم و چهارم توسعه اقدامهای قابل قبولی برای تصفیهی پسابهای شهری و صنعتی صورت گرفته و مبین توجه دولت به حفاظت از کیفیت منابع آب است اما با توجه به افزایش جمعیت کشور، گسترش شهرنشینی و توسعهی فعالیتهای صنعتی و کشاورزی ضروری است تا اقدامها از شتاب بیشتری برخوردار شوند.
تمام موارد گفته شده تنها بحث تخصصی آب را شامل می شود. بسیاری از اقدامات فنی با توجه به ماهیت مثبت آن، منجر به اثراتی با 118 درجه با اهداف این اقدامات فنی همراه شده است. دلیل اصلی چنین اقداماتی نبود سواد محیط زیستی و در بحث آب نبود سواد آب است. افزایش سواد آب جامعه و تشویق مردم به یادگیری مؤلفههای مهم مربوط به آب و افزایش مسئولیتپذیری آنها در قبال منابع ارزشمند آب از راهکارهایی است که میتواند گرهگشای بسیاری از مشکلات کشور در بخش حفاظت منابع آب باشد.
در حال حاضر وضعیت منابع آب بهگونهای است که ایرانیان باید از برخی موارد آگاه باشند. سوادی که نبود آن منجر به کشاورزی غرقابی در استان یزد شده، استانی که با کمترین میزان آب به قرار گیری در رتبه های بالای کشاورزی به خود می بالد، اقدامی که در نبود سواد آب منجر به کاهش سفره های آب زیرزمینی و در آستانه بحران آب قرار دادن این استان شده است، برای حل دریاچه ارومیه سریعاً انتقال آب از خزر یا رود دیگری پیشنهاد شده است.