در ماههای اخیر دادستان محترم شهرستان پاوه برای حل مشکلاتی که بیشتر ناشی از مدیریت مدیرهای ناکارآمد است کانالی را برای شنیدن و پیگیری مطالبات مردمی باز نموده و درحد توان بیشتر مطالبات و اهم آنها را پیگیری و از طریق سازمانهای ذیربط تا حدودی حل نموده و ثابت کرده است می توان دلی بدست آورد و پولی حلال نمود. مطلبی که قبلا در این سایت و دیگر سایتهای محلی به آن پرداخته شده بود

💐💐💐💐💐💐
کمی شنوایی و کمی مسئولیت پذیری.....
در کشور ما و خصوصا استان ما و بالاخص در دیار اورامانات و شهرستان پاوه گاهی سالها بدنبال حل و رفع معضلی هستی...... اگر آستین همت خود چاره ساز نباشد نگاهت بسوی صاحبان امر خواهد افتاد و صاحبان امر اگر خود معضل داشته باشند و یا در توان خود نبینند به مدیران بالاتر ارجاع و کسب اجازت می فرمایند. سالها برای رفع مشکلی نه چندان بزرگ به این سو و آن سو خواهی دوید. سالها مطلب علمی و شکواییه دلی می نویسی و گاها منبر و مسجد را واسطه می فرمایی....
راستی معجزه می کند این فضای مجازی و این نرام افزار پیام رسان ... مهم نیست کجایی است و مهم نیست چه کسی آن سوی خط، شاه کلید های کلیک خورده را رصد می کند. مهم آن است کار من، معضل ما و محیط زیست ما بوسیله آن رفع می شود....
این معجزه به آن بستگی دارد که چه کسی با چه نیتی و با چه توانایی کانالی برای تبادل درد دل مردم و رنج مردم و محیط زیست باز می کند.
من معلمی می شناسم که با همین ابزار ارزان درس شاگردانش را رصد و اولیای آنها را نیز همدل ساخته است و موفقیت خویش را درکار تدریس تضمین کرده است...
در چند ماه گذشته اثر بخشی این شاه کلیدها را در حوزه مبادله سهل و آسان و با نام و بی نام گرفتارهای ریز و درشت این شهرستان دیده ایم.
خیلی بی انصاف بودیم که این مردم را بی تفاوت خواندیم... این مردم بی تفاوت نبودند گوش شنوا نبود، کانال ارتباطی نبود، از صف و انتظار پشت درب فلان خان متنفر بودند...... برای سخن خویش ارزش قائل بودند و ارزان نمی فروختند....
دیدیم چون دلی برای شنیدن و دستی برای همت یافتند، از دود آتش پسماند تا تلنبار شدن نخاله... از مشکل انسداد خط فاضلاب تا تعطیلی یک بنگاه خدماتی .... از مبارزه با بیماری و تلاش در جهت بهداشت و سلامت تا تسهیل سازی تردد و باز شدن معبر..... طرح شد و بعضا حل شد.
حال در تلاش آخر حل نسبی مشکل نخاله های ساختمانی .... گرچه نمیدانم مکان های انتخاب شده تا چه حد کارشناسی شده است و احیانا خود چه مشکلاتی بدنبال دارند، ولی مهم رهایی مردم از سرگردانی در یافتن مکان دفع نخاله های ساختمانی بود. مهم رهایی کنار جاده ها از چشم اندازهای بدقواره و بدمنظر و دور از شأن مردم و طبیعت زیبای منطقه بود...
سپاس می گوییم زحمات آن کس که گوش خویش را برای شنیدن، چشم خود را برای دیدن و دل خود را برای ارتباط با این مردم باز کرد و از ظرفیت دستگاه متبوعه اش در چارچوب قوانین و نه بیشتر! برای حل گرفتارهای این مردم استفاده نمود.
همه آنانیکه مسئولیت دارند و بر صندلی مدیریت تکیه زده اند می توانند گوشی برای شنیدن و چشمی برای دیدن و عزمی برای انجام وظایف خویش و نه بیشتر! فراهم نمایند.... بسترها آماده است .... وجدان ها کجاست؟
خیلی وقت ها بودجه نیاز نیست، دل نیاز است و اراده ....می طلبد.
کاش در سالن جلسات، ارشد منطقه، همیشه شنونده باشد!
کاش بجای آنکه دادستان بطلبد شما از دادستان طلب یاری می جستید....
محمود رستمی تبار
بهمن ماه 96