• 21
  • 2

عنوان: بوم شناسی سیاسی کلیدواژه ای نوظهور در ایران جمعه 12 دی 1393

ارسال کننده: مجید دکامین
جستارگشایی:

پویش های شبه توسعه ای، به اصطلاح فناوری بنیان و جمعیتی چند سال اخیر ایران، زیست بوم های موجود در آن را به شدت فروسائیده است، به گونه ای که تداوم آنها مانایی و پایایی حیات و تمدن ایرانی و اسلامی را با ابهام روبرو کرده است. شوربختانه، اکنون این افتخار را داریم در کشوری زندگی کنیم که مخاطرات و معضلات محیط زیستی آن به حدی زیاد است که ذکر آن از حوصله این متن خارج است. در شرح ماوقع همین بس که پدیدار شدن و به حد بحرانی رسیدن این معضلات حساسیت جامعه و کنش­گران سیاسی را برانگیخته است، جامعه و کشوری که تاریخ به یاد ندارد که چنین وضعی را تجربه کرده باشد. در حالی با این مشکلات دست و پنجه نرم می کنیم که سرزمین دانشی و بیشنی ما در حد این مشکلات توسعه نیافته است. بوم نظام ذهن برخی تصمیم سازان و سیاست گذاران ما به قدری در مراحل اولیه توالی است که بوم سازگان بیرونی را بشدت تخریب کرده است و یا قصد پاک تراشی آن را دارد. این اقدام ها به نحوی است که امنیت و حیات را در کشور چهارفصل در چهار گوشه آن با خطر جدی روبرو کرده است. دانش بوم شناسی با توجه به سرشت دوگانه و متقابل انسانی-محیطی اش در تدوین ادبیات امنیت و سیاست بسیار اثرگذار ظاهر شده است. در فقر اطلاع و جامعه نگری موجود، از میان واژگان فرانگرفته مان اصطلاح بوم شناسی سیاسی را در این میانه برگزیده ام تا شاید مرهمی باشد بر ندانسته هایمان.   

به نظر می رسد رویکرد بهره کشانه موجود از طبیعت در قالب استفاده بی رویه و مدیریت نابخردانه منابع موجود، ماندگاری تمدن و تداوم حیات ایرانی و اسلامی را به چالش کشانده، به گونه ای که آسیب های محیط زیستی کنونی و نابودی بسیاری از گونه های جانوری و پیدایش انواع معضلات محیط زیستی نوپدید در مدت چند سال، گواهی بر این روند ناخوشایند بوده است. چنین پیشامدهای ناگواری، زمینه ساز تعریف گشوده تری از امنیت و سازمایه های (عناصر) آن شده است. در طول چند دهه اخیر، پیدایش اصطلاحات نوینی همانند امنیت محیط زیستی، اکوپلیتیک، بوم شناسی سیاسی، توسعه پایدار، محیط گرایی، جنبش ها و اندیشه سبز و مانند آنها، نشانی از تغییر در رویکرد پیش گفته است. در این میان، دانش بوم شناسی یا اکولوژی در جایگاه یکی از رشته های علوم طبیعی که همسانی بالایی با جغرافیای زیستی نیز دارد، نقش برجسته ای در تبیین مناسبات انسان با محیط از زوایای مختلف فرهنگی، سیاسی و اقتصادی یافته، زیرا نمی توان محیط را جدای از بستر اقتصادی و اجتماعی آن بررسی کرد و هرگونه توسعه اقتصادی و اجتماعی بدون در نظر گرفتن توان تاب آوری محیط محکوم به شکست است. نوشتار کنونی در پی تبیین مفهومی عوامل اثرگذار در سیاسی شدن جستار بوم و محیط است.

 

بوم شناسی سیاسی:

طبیعت و محیط زیست، هزاران سال است توجه انسان ها را در مقام یکی از مهمترین زمینه های تامین نیاز و کسب قدرت به خود معطوف داشته، به طوری که از دیرباز توجه به محیط در اندیشه های قدرت محور جهان گشایان و استعمارگران جایگاه برجسته ای داشته است. گزاف نیست گفته شود که ژئوپلیتیک سنتی که بر محوریت جغرافیا و سرزمین نهاده شده،  هنوز در شکل دهی به الگوی نظام بین الملل اثرگذار است.

در طور چند سال اخیر در کشور،  مسائلی مانند جنگل زدایی، بیابان زایی، افزایش نامتوازن جمعیت، افزایش آلودگی ها، کاهش منابع طبیعی، افزایش روان پریشی، افزایش بزهکاری های محیط زیست، وابستگی فزاینده به ماشین ابزار، مسائل خاک، افزایش پسماندها و پساب ها، نابودی و آسیب پذیری گونه های گیاهی و جانوری، کاهش سطح آب های زیرزمینی و غیره که مانایی و پایایی ایرانیان و کیفیت محیط زیست آنها را تهدید کرده اند، سبب شده است که در مطالعات امنیتی کشور، تعریف گشوده تری از امنیت ضرورت طرح موضوع پیدا کند. از این رو جستارهای محیط زیستی و مسائل اجتماعی، اقتصادی و سیاسی مترتب بر آن در مطالعات سیاسی و امنیتی، می بایست در برنامه ریزی های انجام شده و در آستانه تدوین برنامه ششم توسعه از جایگاه ویژه ای برخوردار باشد.

قرائن و شواهد بر اساس داده ها و یافته های موجود نشان می دهند در آن دسته از کشورهایی که مردم چگونگی دخالت در امور سیاسی و اجتماعی را فراگرفته اند، با ایجاد سمن ها (سازمان های مردم نهاد) یا همان NGO ها، حاکمیت را به پشتیبانی از سازمان های محیط زیستی و پایش و کنترل فزاینده آلاینده ها واداشت، بودجه های هنگفتی برای پژوهش و بهره گیری از انرژی های نو اختصاص داده، جنگل ها را گسترانده و رشد جمعیت را متعادل کرده اند. وضعیتی که درست کشور ما در نقطه مقابل آن قرار دارد. با این حال، همین کشورها دارای جنبش های پیشتاز محیط زیستی در چارچوب اندیشه های سبز، محیط زیست گرایی و مانند آن هستند.

برای آنکه وضعیت محیط زیست در دستورکار قرار گیرد، باید به نوعی معضل تبدیل شود. به عبارت دیگر، وضعیت محیط زیست باید به میزان کافی موافقت همگانی را درباره اینکه وضعیت وخیمی بوده و باید اصلاح شود، کسب کند. آنگاه که هر معضل توجه مردم را به خود جلب کند، دولت را به پاسخ وا می دارد. این پاسخ در چارچوب سیاستی دیده می شود که برای اصلاح وضعیتی که موجب بروز آن معضل شده، طرح ریزی شده است. برای به جریان افتادن در روند سیاسی، معضل باید بتواند توجه دولت را به خود جلب کرده و مشروعیت خود را به عنوان موضوعی که شایسته چنین توجهی است، به اثبات برساند و موجب واکنش از سوی دولت شود.

مسائل محیط زیستی کارکردی کند اما پیش رونده دارند. آنگاه که پیامد ویرانی های محیط زیستی در مقیاس جهانی و محلی، سبب اختلال در کانون های اجتماعی و اقتصادی شوند، واکنش جامعه را در پی خواهد داشت. از آن پس، کنشگری ها ماهیتی سیاسی خواهد یافت و بازیگران و کنش گران مناسبات قدرت را به تکاپو وا میدارد.

دانشواژه بوم شناسی سیاسی دامنه ای از تعاریف مختلف را در بر می گیرد. هرکدام از این تعاریف بعد ویژه ای از آن را مهمتر دانسته و به علت کاوی (تبیین) آن پرداخته اند. برخی برای اقتصاد سیاسی تأکید دارند، گروهی به نهادهای سیاسی و رسمی و شماری نیز بر تغییرات محیطی و پاره ای هم بر فراروایت های موجود درباره این تغییرات تأکید دارند. بسیاری از این تعاریف، متفقاً پیشنهاد می کنند که اکولوژی سیاسی گزینه مناسبی در تبیین ابعاد "سیاسی" جستارهای اکولوژی است. برای نمونه:

اکولوژی سیاسی: نگرانی های اکولوژیک را با تعریف گشوده تر از اقتصاد سیاسی در هم می آمیزد. همچنین، این ترکیب دائماً دیالکتیک میان جامعه و منابع زمین پایه، طبقات و گروه های اجتماعی، گزینه های تولید اجباری(در مقیاس) محلی و منطقه ای را با توجه به نیروهای اقتصادی در مقیاس جهانی و پیامدهای آن بر تغییر محیطی در مقیاس محلی روستایی و نیز کشورهای جهان سوم بررسی می کند.

اکولوژی سیاسی: آمیزه ای از نسبت اقتصاد سیاسی، توزیع قدرت و تاثیر آن بر فعالیت های تولیدی در ارتباط با مناسبات محیط زیستی است. بر این اساس، هدف آن تبیین مناسبات میان اجتماع با پیچیدگی های زیستی-سیاسی، فرهنگی و طبیعت انسان زده است.

اکولوژی سیاسی، تاثیر نیروهای سیاسی، اقتصادی، ملی و جهانی را در رابطه با تعادل های بوم شناسی ناحیه ای بررسی می کند. در این باره، تغییرات محیطی، مقیاس وابستگی و کارکرد دولت، سه ساختار بوم شناسی سیاسی ناحیه ای به شمار می روند.

رشد فزاینده آگاهی از کشوری که در آن می زییم، درک عمیق و مشترکی از میزان و مقیاس آلودگی و آسیب های محیط زیستی به ما خواهد داد و این حساسیت، زمینه ساز هوشیاری بوم شناسانه مردمان سرزمین خوبمان خواهد شد. از این رو، بوم شناسی سیاسی، آمیزه ای از نقش عوامل و زمینه های اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی، مدیریتی را در تغییرات زیست بوم موثر می داند. با توجه به اینکه تحولات محیط زیستی و مخرب انسان زاد عمدتاً سوگیری تخریبی داشته وتداوم حیات متاثر از پویش های انسانی را به چالش کشانده و حساسیت گروه های جوامع و جاکمیت را برانگیخته، بوم شناسی نیز ابعادی سیاسی یافته است.

 

جان کلام آنکه...

            ایران، جولانگاه پویش های انسانی در اشکال بهره گیری فزاینده از منابع و ذخایر آن بوده است. رشد و گسترش صنعت، فناوری، افزایش جمعیت و پیامدهای مترتب بر آنها، در تشدید نگاه بهرکشانه به طبیعت و محیط بسیار اثرگذار بوده است. بهره کشی مذکور، سازمایه و عناصر زیست را به سوی نابودی و ویرانی رانده، به طوری که تداوم حیات و دستاوردهای تمدن ایرانی اسلامی در معرض نابودی قرار گرفته و حتی آینده برخی مناطق مانند دریاچه ارومیه را با ابهام روبرو کرده است. این تغییرات، برآیند زمینه ها و نیازهای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جوامع در محیط به شمار می رود و در گستره علوم طبیعی و زیستی نیز عموماً بر ابعاد کالبدی و طبیعی تاکید می شود. بنابراین، دانش بوم شناسی با توجه به سرشت دوگانه انسانی- محیطی اش توانسته به تدوین ادبیات مرتبط با این شرایط یاری رساند.

بوم شناسی این ظرفیت را داراست که از دریچه های مختلف اجتماعی، فرهنگی و سیاسی نگریسته شود. تحولات ویران کننده طبیعت ایران، محیط زیست را به عنوان بستر تداوم حیات در قلمرو مطالعات سیاسی و امنیتی وارد کرده است و توجه سیاست مداران را بیش از پیش به خود جلب نموده است. با توجه به این امر، بوم شناسی بیش از گذشته ماهیتی سیاسی خواهد یافت و بازیگران و کنش گران جدیدی را با دستور کاری جدیدتر وارد مناسبات قدرت خواهد کرد که در آن، هم انسان و هم محیط در رابطه ای متعادل تعریف و عملیاتی خواهند شد.

 

 
  • شما می توانید بحث را در رابطه با این مطلب، همراه با ارائه پاسخ، پیشنهاد، انتقاد و یا تکمیل آن ادامه دهید.
انتخاب دسترسی:فرد

  • نظرات
نام و نام خانوادگی:
نظرشما:ارسال