زیست بوم در شعر فروغ فرخزاد براساس نظریه بوم فمینیسم
در میان مطالعات میانرشتهای، نظریه ادبی بومنقد که به مطالعه ادبیات و زیستبوم میپردازد نظریهای کمتر شناختهشده و در عین حال، درخور توجّه در اینگونه مطالعات است. بومنقد، بازگشتی دوباره به پیوند خواننده، متن و جهان است و واکنشی در برابر پسامدرنیسم و پساساختارگرایی به شمار میرود که به مطالعه بین ادبیات و محیط زیست میپردازد؛ لذا این نظریه، با جنبش اجتماعی و فکری فمینیسم که به ارتقای موقعیت اجتماعی زنان در جامعه میاندیشد، پیوند یافته است. یکی از جنبشهای فمینیستی که به بررسی دلایل نابودی طبیعت و محیط زیست میپردازد و نیز به ستیز با استثمار زنان در اجتماع برمیخیزد و بر این باور است که این استثمار در پناه روابط مردسالارانه و تنزّل جایگاه زن و طبیعت صورت گرفته، «مکتب اصالت زن ـ طبیعت» (بومفمینیسم) است که از پیوند «بومنقد» و «فمینیسم» شکل گرفت. برابریهای اجتماعی، تبیین موقعیت زنان و ارایه تصویری از جامعۀ مطلوب برای همه، از جمله اصول و مبانی فمینیسم است. اساسیترین پرسش مکتب «بومفمینیسم» این است که مردان تا چه حد حق دارند در آثار ادبی از سوی زن سخن بگویند؟ جدیترین بحثهای نقد فمینیستی در زبان فارسی را میتوان در شعر «فروغ فرخزاد» یافت. او نخستین شاعری است که احساسات زنانۀ خود را آزادانهتر از دیگران بیان کرده و زبان و اندیشۀ او، کاملاً زنانه، لطیف، پاک و بیآلایش است.
دلم برای باغچه میسوزد ...
کسی به فکر گلها نیست
کسی به فکرماهیها نیست
کسی نمیخواهد
باور کند که باغچه دارد میمیرد
که قلب باغچه در زیر آفتاب ورم کرده است
که ذهن باغچه دارد آرام آرام
از خاطرات سبز تهی می شود
و حس باغچه انگار
چیزی مجردست که در انزوای باغچه پوسیده ست.
(از مجموعه ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد؛ فروغ فرخزاد
منبع: مقاله "بررسی زیست بوم در شعر فروغ فرخزاد براساس نظریه بوم فمینیسم " از دکتر مسلم ذوالفقارخانی - استادیار دانشگاه حکیم سبزواری
URL: http://journals.hsu.ac.ir/ltg/article-1-63-fa.html