در سایت فوق به پرسش و مطلبی برخوردم که برایم جالب بود لذا برایش جوابی در حد وسع نوشتم:
سلام
نویسنده عزیز سوال بسیار اساسی و چالشی مطرح نموده اند.
برای آنکه بدانیم انسان مهم است یا محیط زیست باید بگویم انسان بعنوان کسی که توانایی تفکر و تعقل دارد و مامور به آبادان نمودن محیط زیست است موجودی برتر است. و این برتری تا زمانی حفظ می شود تا جسم زنده به جسد بی تحرک تبدیل نگرددو می بینیم از این بعد در جسم و جسد برتری حس نمی گردد.
اما اینکه ایا این موجود برتر می تواند محیط زیست را چنان تغییر دهد که توازن و تعادل چرخه های حیات حفظ نشوند باید بگویم نخیر انسان گرچه مهم است ولی حق چنین کاری را ندارد. مهمترین دلیل آن تهدید حیات خود و تبدیل به جسد شدن است.
سالها کسانی در دنیا بر سر این موضوع که محیط زیست مهم است یا انسان بحث های داغی وجود داشته است که خبرش حداقل ۵۰ سال دیرتر به ما رسیده است. نهایتا عقلای جهان به این نتیجه رسیدند که از یک سو رشد اقتصادی لجام گسیخته که موجب تداوم تخریب محیط زیست و محیط طبیعی و مصرف منابع گردد ممکن نیست.و از سویی نیاز انسان به غذا و مسکن و پوشاک و رفاه نسبی امری اجتناب ناپذیر است. و بعد از مدتها بحث و بررسی موضوع و لزوم حفظ کرامت و شان انسان در سایه یک رشد متعادل اقتصادی طرح گردید و عنوان و اصطلاحی ظهورکرد که توسعه پایدار نامیدند. و لازم توسعه پایدار استفاده عاقلانه از منابع طبیعی برای رفاه نسبی انسان حاضر و نسلهای بعدی بشر است. که حق و حقوق هیچکدام ضایع نگردد.
آنچه مشخص است انسان بر روی یک محیط زیست غنی از منابع موردنیاز حیات شایسته و درخوری خواهد داشت و بدون وجود چنین محیط زیستی تخریب اکوسیستمها و چرخه های حیات مانند تنظیم دمای زمین, چرخه بارش باران, الگوهای بارش, از دست رفتن منابع غذایی مانند گونه های مختلف گیاهی و جانوری, کاهش شدید منابع آب , کاهش شدید ماهیان و غذاهای برگرفته از دریا, برهم خوردن امنیت غذایی و اجتماعی , را خواهیم داشت و هرکدام به تنهایی کافیست تا زندگی را بر انسان حرام سازند.
آنچه دوستان در حوزه محیط زیست بدنبال آن هستند صرفنظر از عقاید و باورهای دینی آنان و متاسفانه انگهایی که برآنان زده می شود, ضرورت حفظ محیط زیست برای حیات در شان انسان است.
شخصا معتقد هستم محیط زیست یک قطعه مقدسی که باید آنرا لای پارچه پیچید و در طاقچه, دور از دسترس قرار داد , یا همانند یک تابلوی ارزشمند درون قاپ شیشه ای گذاشت و روی دیوار نصب کرد نیست. محیط زیست از دیدگاه قرآن مکانی است برای حضور انسان بر روی آن تا انسان آزموده شود فهمیده شود چه کسی نیکوترین عمل را انجام میدهد و می بایست این آزمایشگاه مدرن را بصورت سالم تحویل نسلهای بعدی دهد. و تعریف نیک و بد و خیر وشر مشکل نیست. همه میدانیم بریدن یک درخت نیک و قطع نامعقول آن بد است. همه میدانیم نظافت خوب و کثافت بد است.
همه میدانیم زیبایی چشم نواز است و این تعاریف نیک و بد تعاریف سختی نیستند. همه میدانیم صید شکار برای آدم سیر قبیح است و برای آدم گرسنه مباح و همه هم میدانیم همیشه سیرها و حکام و لشکری ها و خان ها شکارچی بوده و بقیه نگاه کرده اند.
بنظر نمی رسد محیط زیست ارث و میراث باشد چون در آن هنگام حق مالکیت را از خدا گرفته و به انسانی سپرده ایم, که انسان حریص است و مخرب و جاه طلب و درصدد حذف دیگران حتی همنوعان خود خواهد بود.
شاید دوستان شنیده باشند که این منطقه از تنوع زیستی غنی ای برخوردار بوده است و مملو از حیوانات حلال گوشت حرام گوشت بوده است.
منطقه ای پوشیده از گیاهان متنوع و رنگارنگ بوده است.
در هرقطعه از این سرزمین صدها راس دام قابلیت چرا داشته اند.
هرخانواده دهها راس حیوان داشته است. جنگلهای منطقه پرپشت تر و غنی تر و متنوع تر و سرسبز تر بوده اند.
اگر دوستان حوزه محیط زیست شعار لزوم حفظ محیط زیست را سر می دهند نه صرفا بخاطر خود محیط زیست است بلکه برای حیات در خور من و شماست. بخاطر آن است که فرزندان ما با پشتوانه آن زندگی نسبتا مرفهی فراهم نمایند. دغدغه دوستان حوزه محیط زیست دغدغه یک زندگی ابرومندانه برای من و شما و فرزندان آینده است.
بنده هم معتقدم که وظیفه یک نهاد محیط زیستی دولتی و غیر دولتی نظافت و پاکسازی گوشه و کنار نیست وظیفه ما شناساندن اهمیت هر اکوسیستم ( اگر باقی مانده باشد) هر درخت و هر موجود زنده است تا نقش آن برای انسان معرفی و اهمیت آن تبین گردد. تا بدانیم اگر نفس می کشیم چه چیزی و چه گونه ای آن را لطیف تر می سازد.
اگر سیر می شویم و از میوه های مختلف لذت می بریم چگونه فراهم می شوند.
اگر رودهایمان حروشان است علل خروش زیبای آنهای چیست؟
انسان برای مصرف آب چگونه همه آبهای شیرین را بکار گرفته و تا ۸۰ درصد بصورت فاضلاب سمی وارد جریان آبهای سطحی و زیر زمینی می نماید.
کافیست فکر کنیم که اگر این محیط زیست نبود تا همه ابزار و عناصر حیاتی جسم خاکی رشد یافته از درون همین عناصر را شکل دهند ایا انسان معنا داشت؟ مگر نه اینکه در باروهای دینی هم داریم گل آدمی سرشتند و آن گل از معجونی از گلهای همین سیاره قابل حیات بوده است.
قطعا اگر ما بیکاریم, گرسنه هستیم ریشه آن را باید در خود جستجو کنیم که چقدر محیط طبیعی خود را می شناسیم.
دیگران قبل از ما تا چه حد عاقلانه آن را به خدمت گرفتند؟
حال که ما از نوع کاربرد آن توسط گذشتگان ناراضی هستیم خود چگونه تا اندک نفسی برای سایر گونه ها باقیست آنها را احیا و بهبود بخشیم؟
اگر به قیامت یقین داریم فردا در پاسخ اینکه چگونه از نعمتهای خدا بهره گرفتید چه جوابی خواهیم؟
جناب حیدری تعامل انسان و محیط زیست یک تعامل دوطرفه اجتناب ناپذیر است.
و شاید خوانده باشید که انسان از تابستان گذشته (سال جاری میلادی) به بعد از سهمیه سال ۲۰۱۷ در حوزه انرزی های تجدید پذیر مصرف می کند و این یعنی بدهکار شدن انسان به طبیعت برای اولین بار و این یعنی همان اسرافی که خدا هشدار داده بود.
گرچه معتقدم آنچه دیگران را ( فرهنگی های فرنگ)قانون پذیر نموده است نوع قانون وضع شده و نحوه اجرای آن و قدرت اجرایی عاملان است. میزان جریمه های کمرشکن است. کافیست به جریمه انداختن آب دهان توجه کنید.
ولی بهرحال آنها که خود صنعتی شده بودند زودتر از ما که بدون صنعت مانده ایم اثرات شوم صنعتی شدن را شناختند و برایش قانون وضع کردند و اصلاحش کردند و با پیشرفت دانش استانداردهایشان را علمی تر و سخت تر نمودند و اینگونه شد که محیط زیست برایشان اهمیت یافت چون جانشان برایشان عزیز بود.
بهرحال ذکر این نکته هم ضروری است الحمدالله افراد بسیاری هستند که در سایر حوزهای که شما دغدغه آن را دارید در حال فعالیت هستند و بهتر است که این حداقل دوستانی که دارای عقاید ایدئولوزیک متضاد هستند ولی درحوزه محیط زیست به یک وحدت رویه و نظر نسبتا واحدی رسیده اند را دلسرد نفرماید.
فراموش نکنیم مردمان کوهستان نشین همیشه نسبت به سایر انسانها فقیر تر هستند. و این فقر ناشی از عدم انعطاف پذیری کوهستان, سخت و خشن بودن و بلاخیز بودن آن است, هرچند کوهستانها سرچشمه تامین حیات سایر نواحی پست و پررونق هستند. و باید ظرفیت هربخش و ناحیه از کره زمین برای اسکان بشر به نحوی که کمترین اسیب را به پایداری اکوسیستمها بزند تعریف گردد و مازاد جمعیت در نواحی مناسب دیگری ساکن گردند. بهرحال یک اتاق دوازه نفری جای سه نفر است و نه بیشتر و اگر انسان بدنبال زندگی مرفه خود است باید از عقل خود برای کنترل _نه صرفا تحدید_ جمعیت و مدیریت جمعیت استفاده کند. ضمن انکه بدانیم آدم گرسنه در گام اول برای رفع گرسنگی به دامن طبیعت پناه می برد تا گندمی بکارد, گیاهی برکند, میوه ای بدست آورد و یا دانه بلوطی بپزد و یا در گام بعدی کمی با ترکیب عناصر مختلف صنعتی و شغلی و کار و کاسبی فراهم می نماید. دوست عزیز هیچگاه اگر گرسنه هم باشی نمی توانی در فکر محیط زیست ولو برای رفع گرسنگی آنی با شکار یک کبک یا خرگوش و یا …., نباشی.
پس بهتر است همیشه به فکر یک محیط زیست سالم و پویا و پر تنوع و سرزنده و شاداب باشید. شاید اولین واکنش شما در یک دامن سرسبزو پر تنوع صدای آوازی است که از دهانت به گوشت می رسد.
به فکر محیط زیست باشد تا همیشه زمزمه آوازت زمزم حیات زیبایت گردد.
انسان بدون محیط زیست تفسیر عکس زیر است:
