• 6
  • 1

عنوان: تیرخلاص به بزرگترین دریاچه آب شیرین "زریوار" پنجشنبه 20 آبان 1395

ارسال کننده: محمود رستمی تبار
پالایشگاهی برای ورود به باتلاق عقب ماندگیها / مین هایی زیر پای زریوار

پالایشگاهی برای ورود به باتلاق عقب ماندگیها / مین هایی زیر پای زریوار

اخیرا با خبر شدیم که مسئولین و صاحبان امر بجای ثبت این پدیده الهی و آن محور توسعه در مقر و مرکز کنوانسیونهای بین المللی وعده احداث پالایشگاه نفتی را در جوار لانه پرندگان و استراحتگاه حیات وحش در دشت بیلو داده اند این در حالیست که نه تنها ایران بلکه تمام جهان مشتاق دیدار آن گوهر آسمانی در لحظه ای کوتاه هستند .

به گزارش اورامانات، همانطور که میدانید یکی از نقاط حساس ایران که در واقع تعداد زیادی از حامیان محیط زیست درآن زندگی میکنند و بعنوان کمربندی خشک در مقابل هجمه ای وسیع از تاکتیکهای باصطلاح پیشرفت  برای دفاع از توسعه پایدار قد علم کردند شهر توریستی مریوان نقطه صفرمرزی در کنار و همسایگی تالاب زریبار می باشد.

 تالابی که پرچم شاهکار آفرینش را بعنوان افتخاری برای قوم کرد بویژه ملت مریوان باهتزاز درآورده است اما آنقدر مشکلات و مصایب بر پیکره اش وارد شده که دیگر به مثابه یک آدمیزاد تاب و توان پذیرش تصمیم برخی افراد سودجو را ندارد.

 

 اخیرا با خبر شدیم که  مسئولین و صاحبان امر بجای ثبت این پدیده الهی و آن محور توسعه در مقر و مرکز کنوانسیونهای بین المللی وعده احداث پالایشگاه نفتی را در جوار لانه پرندگان و استراحتگاه حیات وحش در دشت بیلو داده اند این در حالیست که نه تنها ایران بلکه تمام جهان مشتاق دیدار آن گوهر آسمانی در لحظه ای کوتاه هستند .

 

 آن کارشناس و به عبارتی نخبه صنعتی که مطالعه مکان یابی ساخت چنین پالایشگاهی را برعهده گرفته  متاسفانه دایره اطلاعاتش در زمینه  توسعه پایدارخیلی کمرنگ بوده و به مسائل زیست محیطی و منابع طبیعی که در واقع چرخه زیستی ما را به اکوسیستم مرتبط نموده اهمیتی نداده است و کاملا از مسیر رفتارهای جدید که علم و صنعت راهکارهایی را برای حفاظت از آن صرفا برای توسعه و بقای انسان ارائه نموده دور بوده است و سوالی که در اینجا وارد است اینکه  صدور مجوز احداث از طرف سازمان محیط زیست بر اساس کدام مطالعات و پژوهش صورت گرفت ؟

 

چرا قبل از صدور مجوز فرصتی  در اختیار فعالان بومی محیط زیست ندادند تا در این زمینه با توجه به شرایط و مقضیات مکانی اظهار نظر و تصمیم گیری کنند ؟  و اگر ساخت چنین پروژه‌ای آن‌هم در نقطه صفر مرزی را میانبری برای تولید و تسهیل در امر سامان دادن به قاچاق مواد سوختی و کمک به اقتصاد کشور برای صادرات قانونی فراورده‌های نفتی میدانند سهم مریوان ازین سود کلان چقدر است ؟

 

 برای همه بویژه فعالان و نویسندگان عرصه محیط زیست  جای سوال و تحقیق است که آیا تاکنون مردم مریوان و سروآباد سهم یا درصدی از بودجه صادرات مرز رسمی باشماق که در طول سال انجام می شود  نصیبشان شده است ؟ پس مستند اینکه برخی با شعار و تبلیغات رسانه ای ، ساخت چنین پالایشگاهی را از آرزوهای دیرین مردم کردستان  میدانند چیست ؟ و آیاهایی دیگر ..

  دریاچه زریبار بهانه ای برای افزایش روزافزون گردشگران می باشد که مدتیست از درد شنیدن  چنین اخباری رنج میبرد و فضای مجازی و پالایشگاه خدمت  هم بهانه ای شدند تا با گشت و گذار در اطراف زریبار درد دلهای مظلومانه آن اسوه طبیعت و آن ارمغان بی فغان را از زبان آن بی زبان  (زریبار ) به سمعتان برسانم .

من زریبارم زاده مریوان دلم مملو از بغض زمانه و کینه حسودان ، رویم رو به سیمای شما مردم این دیار کهنست ،  دست کمک و همراهی با من را بگیرید ، یک تکه از جسدم طعمه صاحبنظرانی شده که با  فکرشان تبدیل به زهری خواهم شد که لقمه حیوانان بی زبان می شود .

تاکنون بهره ای ازآن دنیای اندیشه های پاک ، اخلاق و انسانیت را نبرده ام و تنها قرعه ای که برای خدمت به توسعه پایدار بنام من درآمده است پژمرده شدن شکوفه ها ، ویرانی ، حسرت و فراموشی در اذهانست .

بهارم دیگر بهار آرزوها نیست لحظه لحظه آرزوهایم  به ورطه فراموشی سپرده خواهند شد  راز و نیاز ماهی ها و لک لکهایم را دیگر نخواهم شنید ،  تیر خلاص و نجات از طعنه و طنز شیران درنده را خورده ام  و الفبای زندگیم اینک روی کاغذ بی مهریهای روزگار  حک شده و دیگر با دست بعضی از خدا بی خبران تیشه بر ریشه ام زده شده است هرچند مدتیست ناچارا این نامه و درد دل را به کنوانسیون حیواناتی که در جوارم بودند دادم اما هزار حیف و تاسف پرنده قصه آن طوطی و بازرگان برای دگر بار بر فراز قلبم پر پر کشید و برای آخرین بار نفسم را در قفسه سینه ام حبس و اینک نفس نفس بدنبال التیام هستم.

 رهایم کنید رهایی را دوباره به من هدیه دهید تا با رایحه خوش گلهای شقایق ، رویش شکوفه های بهاری ، نغمه خوانی گنجشکها و پرندگان و همچنین صدای نازنین آب حیات زریبارم التیامتان دهم . خدای من از گفته های خودم پشیمانم  ... رهایم کن رها ...  که آب و ماهی و و تالابم آرزوست.

 

نویسنده : ناصح سعدی منتقد اجتماعی و فعال محیط زیست
  • شما می توانید بحث را در رابطه با این مطلب، همراه با ارائه پاسخ، پیشنهاد، انتقاد و یا تکمیل آن ادامه دهید.
انتخاب دسترسی:فرد

  • نظرات
نام و نام خانوادگی:
نظرشما:ارسال