پالایشگاهی برای ورود به باتلاق عقب ماندگیها / مین هایی زیر پای زریوار

اخیرا با خبر شدیم که مسئولین و صاحبان امر بجای ثبت این پدیده الهی و آن محور توسعه در مقر و مرکز کنوانسیونهای بین المللی وعده احداث پالایشگاه نفتی را در جوار لانه پرندگان و استراحتگاه حیات وحش در دشت بیلو داده اند این در حالیست که نه تنها ایران بلکه تمام جهان مشتاق دیدار آن گوهر آسمانی در لحظه ای کوتاه هستند .
به گزارش
اورامانات، همانطور که میدانید یکی از نقاط حساس ایران که در واقع تعداد زیادی از حامیان محیط زیست درآن زندگی میکنند و بعنوان کمربندی خشک در مقابل هجمه ای وسیع از تاکتیکهای باصطلاح پیشرفت برای دفاع از توسعه پایدار قد علم کردند شهر توریستی مریوان نقطه صفرمرزی در کنار و همسایگی تالاب زریبار می باشد.
تالابی که پرچم شاهکار آفرینش را بعنوان افتخاری برای قوم کرد بویژه ملت مریوان باهتزاز درآورده است اما آنقدر مشکلات و مصایب بر پیکره اش وارد شده که دیگر به مثابه یک آدمیزاد تاب و توان پذیرش تصمیم برخی افراد سودجو را ندارد.
اخیرا با خبر شدیم که مسئولین و صاحبان امر بجای ثبت این پدیده الهی و آن محور توسعه در مقر و مرکز کنوانسیونهای بین المللی وعده احداث پالایشگاه نفتی را در جوار لانه پرندگان و استراحتگاه حیات وحش در دشت بیلو داده اند این در حالیست که نه تنها ایران بلکه تمام جهان مشتاق دیدار آن گوهر آسمانی در لحظه ای کوتاه هستند .
آن کارشناس و به عبارتی نخبه صنعتی که مطالعه مکان یابی ساخت چنین پالایشگاهی را برعهده گرفته متاسفانه دایره اطلاعاتش در زمینه توسعه پایدارخیلی کمرنگ بوده و به مسائل زیست محیطی و منابع طبیعی که در واقع چرخه زیستی ما را به اکوسیستم مرتبط نموده اهمیتی نداده است و کاملا از مسیر رفتارهای جدید که علم و صنعت راهکارهایی را برای حفاظت از آن صرفا برای توسعه و بقای انسان ارائه نموده دور بوده است و سوالی که در اینجا وارد است اینکه صدور مجوز احداث از طرف سازمان محیط زیست بر اساس کدام مطالعات و پژوهش صورت گرفت ؟
چرا قبل از صدور مجوز فرصتی در اختیار فعالان بومی محیط زیست ندادند تا در این زمینه با توجه به شرایط و مقضیات مکانی اظهار نظر و تصمیم گیری کنند ؟ و اگر ساخت چنین پروژهای آنهم در نقطه صفر مرزی را میانبری برای تولید و تسهیل در امر سامان دادن به قاچاق مواد سوختی و کمک به اقتصاد کشور برای صادرات قانونی فراوردههای نفتی میدانند سهم مریوان ازین سود کلان چقدر است ؟
برای همه بویژه فعالان و نویسندگان عرصه محیط زیست جای سوال و تحقیق است که آیا تاکنون مردم مریوان و سروآباد سهم یا درصدی از بودجه صادرات مرز رسمی باشماق که در طول سال انجام می شود نصیبشان شده است ؟ پس مستند اینکه برخی با شعار و تبلیغات رسانه ای ، ساخت چنین پالایشگاهی را از آرزوهای دیرین مردم کردستان میدانند چیست ؟ و آیاهایی دیگر ..
دریاچه زریبار بهانه ای برای افزایش روزافزون گردشگران می باشد که مدتیست از درد شنیدن چنین اخباری رنج میبرد و فضای مجازی و پالایشگاه خدمت هم بهانه ای شدند تا با گشت و گذار در اطراف زریبار درد دلهای مظلومانه آن اسوه طبیعت و آن ارمغان بی فغان را از زبان آن بی زبان (زریبار ) به سمعتان برسانم .
من زریبارم زاده مریوان دلم مملو از بغض زمانه و کینه حسودان ، رویم رو به سیمای شما مردم این دیار کهنست ، دست کمک و همراهی با من را بگیرید ، یک تکه از جسدم طعمه صاحبنظرانی شده که با فکرشان تبدیل به زهری خواهم شد که لقمه حیوانان بی زبان می شود .
تاکنون بهره ای ازآن دنیای اندیشه های پاک ، اخلاق و انسانیت را نبرده ام و تنها قرعه ای که برای خدمت به توسعه پایدار بنام من درآمده است پژمرده شدن شکوفه ها ، ویرانی ، حسرت و فراموشی در اذهانست .
بهارم دیگر بهار آرزوها نیست لحظه لحظه آرزوهایم به ورطه فراموشی سپرده خواهند شد راز و نیاز ماهی ها و لک لکهایم را دیگر نخواهم شنید ، تیر خلاص و نجات از طعنه و طنز شیران درنده را خورده ام و الفبای زندگیم اینک روی کاغذ بی مهریهای روزگار حک شده و دیگر با دست بعضی از خدا بی خبران تیشه بر ریشه ام زده شده است هرچند مدتیست ناچارا این نامه و درد دل را به کنوانسیون حیواناتی که در جوارم بودند دادم اما هزار حیف و تاسف پرنده قصه آن طوطی و بازرگان برای دگر بار بر فراز قلبم پر پر کشید و برای آخرین بار نفسم را در قفسه سینه ام حبس و اینک نفس نفس بدنبال التیام هستم.
رهایم کنید رهایی را دوباره به من هدیه دهید تا با رایحه خوش گلهای شقایق ، رویش شکوفه های بهاری ، نغمه خوانی گنجشکها و پرندگان و همچنین صدای نازنین آب حیات زریبارم التیامتان دهم . خدای من از گفته های خودم پشیمانم ... رهایم کن رها ... که آب و ماهی و و تالابم آرزوست.
نویسنده : ناصح سعدی منتقد اجتماعی و فعال محیط زیست