• 36
  • 0

عنوان: قوم تالش چهارشنبه 7 مهر 1395

 


تالشان و زبان تالشی :


استرابو دانشمند شناخته یونانی که کتاب خود را در جغرافی در دو هزار سال پیش نوشته ، در گفتگو کردن از (( ماد آتورپاتی )) که خواستش آذربایجان کنونی است ایلهای کوه نشین آنجا را بدینسان نام می برد : کُرتیان ، آماردان ، تاپوران ، کادوسیان . از این چهار ایل سه تای نخست شناخته می باشد و از هر کدام کم و بیش آگاهی در میان می باشد . لیکن از کادوسان یا کادوسیان که به نوشته همان دانشمندان تیره ای بزرگ و نیرومند و نامدار می بوده اند ، نام و نشانی دیده نمی شود . (۱).


گیرشمن در تاریخ ایران می نویسد : داریوش دوم ( ۴۲۴-۴۰۵ ق.م ) در اواخر عمر رهبری نبرد با کادوسی ها cadusiens را بر عهده گرفت و اندکی بعد هم مُرد و تاج سلطنت را برای پسر ارشدش اردشیر دوم بر جای نهاد . ( بین اردشیر دوم ۴۰۵-۳۵۹ ق.م نیز با کادوسیان جنگی در می گیرد که نتیجه خاصی ندارد . ) اردشیر سوم ( ۳۵۹-۳۳۸ ق.م ) با قاطعیت هر چه تمام تر ، کادوسی ها را سرکوب کرد و قیام ساتراپ ها را فرو نشاند . (۲).


این بی گفتگو است که نشیمن کادوسیان در کوهستان شمال شرقی آذربایجان ، در آنجا می بوده که اکنون نشیمن تالشان است . می باید گفت : نه کادوسیان از میان رفته اند و نه تالشان از جایی دیگر به جای ایشان آمده اند . این تالشان فرزندان و بازماندگان همان کادوسان می باشند و نام (( تالش )) دیگر شده از نام (( کادوس )) می باشد . (۳).


دکتر سیروس ایزدی نیز در کتاب مجموعه مقالات خود نوشته ای را با عنوان " پدید آمدن دولت ایران هخامنشی " از " ای . و . پیانکف – I.v. pyankov ترجمه کرده است ، که در قسمتی از آن این گونه آمده است : کورش با کادوسی ها دارای مناسبات اتحادی بود . این نکته را تنها " کِتسی " خبر می دهد و می گوید هنگامی که کورش هنوز در درگاه آستیاگ ( پادشاه ماد ، پسر هووخشتره )  بود ، پادشاه ماد او را نزد کادوسی ها فرستاد تا با فرمانروای آنها درباره ی اتحاد به توافق برسد و می نماید کورش کادوسی ها را به سوی خود می کشاند و در پی آن ، در دَمِ سرنوشت ساز پیکار با آستیاگ ، می توان اندیشید که چشم به راه دریافت یاری از آنها بوده است . دشوار است بگوییم که این نکته تا چه اندازه پاسخگوی واقعیت است . تنها ، گمانی نیست بر اینکه خودِ ویژگیِ مناسبات کادوسی ها با شاه ، حال و روز دوران کتسی را برای او تصویر می کند . درست ، به هنگام آمدن کتسی به دربار اردشیر دوم ، این پادشاه علیه کادوسی ها که از او فرمان نمی برده اند ، لشکرکشی کرده و با آنها پیمان اتحاد بست . در دورانی آغازین تر ، حال و روز به گونه ای دیگر بود . در روزگار داریوش یکم ، کادوسی ها ( در ساختار ساتراپی یازدهم ، پیرو نوشته هرودت ) از اتباع شاهنشاهِ پارس بودند . (۴).


زبان تالشی در داخل گروه شمال غربی زبانهای ایرانی از ویژگی مشخصی ، بخصوص از لحاظ لغات برخوردار است که اولین کسانی را که به این زبان علاقه مند شده اند به تعجب انداخته است . هر چند که خانیکوف برعکس این زبان را « لهجه ای … کاملاً همان لهجه گیلکی » می داند ! در حقیقت زبان تالشی زبانی واسطه ای بین گیلکی و تاتی می باشد که به تاتی نزدیکتر است و زبان تاتی کُلور به آسانی توسط تالشهای شاندرمن و بالعکس یاد گرفته می شود . (۵).


تالشی در جمهوری آذربایجان ، در دشت لنکران و مناطق کوهستانی غرب آن رواج دارد . خارج از مرزهای اتحاد شوروی ( سابق ) ، تالشی در مناطقی در شمال غربی ایران ، در ساحل دریای خزر و در مرز ایران و شوروی ( سابق ) نیز رایج است . عده تالشی زبانان در ۱۹۷۶ در حدود ۲۲۰۰۰۰ تن بوده که ۱۵۰۰۰۰ تن از آنان در اتحاد شوروی ( سابق ) ساکن بوده اند . تالشی دنباله یکی از گویشهای ایرانی شمال غربی است که در ادوار گذشته در آذربایجان رواج داشته اند . دوبیتی هایی که در منطقه اردبیل به دست آمده اند و به قرن دهم .ه / شانزدهم .م ، تعلق دارند به یکی از این گویشها سروده شده اند . تحلیل این دوبیتی ها ( توسط ب.و. میلر ) نشان داده است که گویش اردبیلی در قرن دهم / شانزدهم دارای ویژگیهایی است که آن را به تالشی کنونی بسیار نزدیک می کند . (۶).


 


زبان اوستایی :


( کتاب ) اوستا ، مواد زبانی بسیار غنیی را تشکیل می دهد . با این همه مطالعه این سند بسیار مهم برای تحقیقات زبان شناختی دارای اشکلات زیادی است . اوستا مجموعه ای از کتابهای مقدس ، حاوی سرودهای مذهبی و نهادهای اقوام ایرانی زبان در دنیای باستان است . بخشهای مختلف آن در دوره ها و مناطق مختلفی و در میان قبایل و اقوام مختلف ایرانی زبان تألیف شده است . قدیمی ترین قسمت های آن ( از نظر محتوا ) ، یعنی سرودهایی که در ستایش خدایان طبیعت سروده شده ( یشتها ) ، احتمالاً در هزاره دوم ق.م سروده شده اند . (۷).


پیش از این در خصوص زبان اوستا اختلاف داشتند . برخی آن را از مشرق و برخی دیگر از شمال غربی ایران تصور می کردند . از قدیم به واسطه موجود بودن خطوط میخی هخامنشیان و مقایسه آنها با زبان اوستا ثابت بود که زبان مقدس متعلق به جنوب غربی ایران نمی باشد . در این اواخر به واسطه خطوطی که در تورفان ( وادی تورفان Turfan در ناحیه کوهستانی تیانشان Tian-šan در شمال شرقی ترکستان چین واقع است . قسمتی از کتاب شاپورگان مانی که غالباً مورخین عرب و ایرانی از آن اسم برده اند « شابرقان » در وادی مذکور پیدا شد ) ، پیدا شد یقین گردید که زبان اوستا با زبان سُغدوختُن و یا مشرق ایران تفاوت کلی دارد . بنابراین امروز شکی نماند از آنکه زبان اوستا متعلق به مغرب ایران باشد . (۸).


 


منطقه تالش و آذربایگان :


بنا به گفته پژوهش گران و محققان و زبان شناسان ایرانی و خارجی ، زبان مردم آذربایگان قبل از هجوم تُرکان سلجوقی و مغولان ، زبان آذری ( آذری باستان ؛ تاتی – تالشی ) بوده است . و زبان مردم آذربایگان با تحقیقات جدید نشان داده شده است که بسیار شبیه زبان تالشی – تاتی بوده ؛ در واقع شاید بتوان گفت گویشی از زبان تاتی – تالشی بوده  و اکنون برای نام گذاری آن از زبان تاتی یا زبان آذری باستان استفاده می شود .


کیامهر فیروزی می نویسد : سال ۴۳۱ هجری ، نقطه عطفی است در آغاز دگر گشت زبان مردم آذربایجان . چه آنکه یورش ترکان سلجوقی در همین سال اتفاق افتاد . (۹). 


کسروی می گوید : آذری یکی از نیم زبانهای بزرگ و ریشه داری همچون کردی و مازندرانی و تالشی و گیلانی و مانند اینها بوده و در سراسر آذربایجان سخن گفته می شده و آن جز شاخه ای از زبان ایران نبوده . (۱۰). 


 


بابک خرمدین – منطقه تالش – منطقه آذربایگان :


بزرگ مردانی نیز از ایران زمین بوده اند که جنبش های ملی و عدالتخواهانه را علیه حکام غاصب و نژاد پرست عباسی رهبری می کردند . آنها به پیکار مسلحانه ی فعال علیه ستم بیدادگرانه ای که بنیادش بر نابرابری و زور بود دعوت می کردند . بزرگ ترین شورش خرمدینان « سرخ » جنگ بزرگ کشاورزان به رهبری بابک بود که در کوههای تالش آغاز گردید و در باختر ایران تا اصفهان و کرمان گسترش یافت . افواج خرمدینان ، بارها ارتش بزرگ خلیفه را درهم شکستند . این قیام تکانی سخت به خلافت داد . تنها خلیفه معتصم ۸۳۳-۸۴۲ میلادی ، با بازسازی ارتش و گماردن افشین – فئودال آسیای میانه – در رأس آن ، به چرخشی در جنگ کامیاب گردید . فئودال های متحد بابک ، در این هنگام به او خیانت کردند و با فرا چنگ آوردن زمین های تازه ، با خلیفه از در آشتی در آمدند . در ماه اوت سال ۸۳۷ میلادی ، واپسین دژ خرمدینان – دژ بذ در کوههای تالش – پس از یک سال محاصره ، سقوط کرد . بابک که نزد یک شاهزاده ی آلبانی ( = ارانی = آذربیجان امروز قفقاز ) گریخته بود ، از سوی او به خلیفه تحویل داده شد و به قتل رسید .


بابک ، از نام خودش و نام همسرش – خرمه – و نام سپهسالار و سرهنگش – آذین – که نام هایی ایرانی است ، آویختگی ملی اش روشن است . در تواریخ آمده است که پدر بابک از جایی در نزدیکی تیسفون بود و سپس به مرز و خطه ی آذربایجان رفت . ابتدای کار خرمدینان یعنی شورش آنها علیه سلاطین بنی عباس ، به نوشته ی " مجمل فصیحی " در اصفهان بوده و باطنیان نیز با آنان یکی شدند و پس از شکست و ناکامی به سوی جبال رفتند و قیام بابک در ادامه ی آن شورش ، سالها پس از آن آغاز شد . بابک در جنگ با خلفای عباسی از تالش و ارمنستان تا اصفهان و کرمان را تصرف کرده و بارها لشکریان غلامان ترک مزدور خلیفه و نیز عرب ها را در هم شکسته بود ، تا اینکه خلیفه معتصم ، یک فئودال زرتشتی – افشین اسروشه ای* – را مأمور جنگ با او کرد . (۱۱).


 


ماجرای گفت و گوی بابک با معتصم عباسی و اعدام بابک :


بابک در عین بزرگ منشی و شجاعت ، در مقابل معتصم به زانو ننشست و تعظیم نکرد و چون علت را پرسیدند با زبان شیوای آذری ( تالشی – تاتی ) چنین گفت : (( چاما سَرزَمینه مَردَکان ، کُرنِششان آموتَه نیِه )) یعنی : ( مردان سرزمین من ، کرنش و تعظیم را نیاموخته اند ) . وقتی که یک دستش را قطع کردند ، با دست دیگر ، خون خود را به صورتش مالید و چون علت را پرسیدند ، گفت : (( وقتی خون چاما بَدنِک بیشی ، چاما دیم زَردَ آبی ، خونَم چمَن دیمَک آسو ، که چِمَن زَردَ دیمَک بینا مَرگَکِ نَتَرسِرَم )) یعنی : ( وقتی که خون از بدن برود ، صورت به زردی گراید ، صورتم را با خون رنگین کردم که بواسطه زردی صورتم تصور نکنید که از مرگ می ترسم ) . نوشته اند وقتیکه دست دیگرش را قطع کردند ، هیچ اعتراض نکرد و دم برنیاورد . مرگ بابک ، آتش استقلال طلبی ایرانیان را خاموش نکرد و پس از سالیانی نه چندان دور ، استقلال ایران محقق شد ، اما نام بابک خرمدین همچون ستاره ای بر تارک تاریخ ایران درخشیدن گرفت . (۱۲).


 


تطبیق واژه هایی از زبانهای اوستایی و تالشی


زبان اوستایی ، تالشی آستارا ، تالشی رضوانشهر



فارسی


اوستایی


 


تالشی ( آستارا )


تالشی ( رضوانشهر )

 

آن ، آن سو ، آنجا


اَواَ – ava


اَواَ – ava ؛ ایو – ayo


اَور – avar ؛ اگنی – ageny

 

من


اَزِم – azem


اَز – az


اَز – az

 

چشم


اَش – aš ؛ چشمان – čašman ؛ دائمن – daēman


چَش – čaš


چَش – čaš

 

ما


اَهمه – ahma


اَمه – ama


اَمه – ama

 

بیهوده ، بی ارزش


آدَرَ – ādara


هَدَره – hadara


ددار- dadār

 

چربی


آزوتَی – āzutay  ؛ پیوَه – pivah


پی – pi


اوزینه – uzyna

 

گاو نر


اوخشَن – uxšan


وِشَن – vešan


وشَن – vešan

 

کارد ، چاقو


کارِتَه – kareta


کُرده – korda


کارده – kārda

 

چشمه


خان – xan  ؛ خان نی – xanny


هونی – huni  


خونی – xony

 

شب


خشَپ – xšap


شَو – šav


شَو – šav

 

خشنود ، خوش آمدن


خشناو – xšnav


خَش – xaš


خَش – xaš

 

تخم


تَوخمان – taoxman


توم – tum


توم – tom

 

تازش ، هجوم ، یورش


دِرِش – dereš


دَرِزِ – dareze


_  

 

به پختگی رساندن ، به حد بلوغ آوردن ، کامل ساختن


سراُش – sraoš


سِرَه ف – seraf = کلفت – ضخیم – سالم


سره ف – seraf = به معنای گوسفند سالم و جوان آمده

 

پختن


پاچَه – pača


پاتِه – pātē


پته – patē

 

پُل


پِرِتَو – peretav


پَرد – pard


پَرد – pard

 

بُرنا شده ، بالغ


پِرِنایَو – perenāyav


پورنه – porna = به گوساله یک ساله می گویند که دیگر شیر نمی خورد


پارنه – pārna = به گوساله یک ساله می گویند

 

پسر


پوسره – pusra


زوئه – zua


زوئه – zoa

 

برادر


براتَر – brātar


بوئه – bua


برا – berā

 

ابرو


بروات – bervat


باو – bav


بره – bera

 

تند ، سریع


رَوَ – rava


رَو – rav


_

 

پِهِن ، کود حیوانی


سَیریَه – sairya


سِل – sēl


سل – sel

 

سرخ ، قرمز


سوخره – suxra


سِه – sē


سر – ser

 

بودن ، هستن


ستَی – stay


هِستِه – hēste


هِسته – hēsta

 

چکه کردن ، چکیدن


سرسک – srask


سِلَه – sela


چله – čela

 

زاییدن ، زاده شدن


زَن – zan


زَندِه – zande


 _

 

دانستن ، دانش داشتن


زن – zan


زِنی یِه – zeniye


زونسته – zonestē

 

شادکام ، خشنود


شا – šā


شو – šo


شار – šār

 

خشک


هیشکو – hiškav


هِشک – hešk


 _

 

زن


گِنا – genā


ژِن – žēn


ژن – žēn



 


 


 


بررسی تطبیقی واژه هایی از زبانهای تالشی و تاتی


تالشی رضوانشهر ، تالشی آستارا ، تاتی کلور



فارسی


 


تالشی رضوانشهر


تالشی آستارا


تاتی کلور

 

سیب


سیف – syf


سِف – sef


اسیف – asyf

 

زنبور عسل


عسله مش – asala mēš


مِش – mēš  = زنبور انگوین – angavin = عسل


انگ – ang

 

نو – جدید


اوه – ava


توژه – toža  / توجه – toja


اوه – ava

 

اکنون – حالا


اسه – esa


اِسّه – esse


اسا – esā

 

سفید


ایسبی – isby


ایسپی – ispi


اسبی – esby

 

مال تو  – از آن تو


ایشتی – išty


اِشتِه – ešte


اشته – ešte

 

فرو بلعیدن


وی بردن – vybardēn


آبردن – abardan


ای بردن – ibardan

 

آهن


آسن – āsen


اُسِن – osen


آهین – āhyn

 

بگو


بواج – boāj


بُت – bot


باج – bāj

 

برادر


برا – berā


بوئه – bua


برا – berā

 

گریستن


برمه – beramē


بَمی یه – bamiye


برمسن – beramesan

 

زنده باشی


بژیاش – bežyāš


بژی یویش – bežiyoyš


بزیاش – bezyāš

 

درب پرچین


بله ته – balēta


بَلِت – balēt



 

بزرگ


یال – yāl


یول – yol  = برای انسان / گِلَن – gēlen = برای اشیاء


پیله – pylla

 

معده – شکم


لوه – lava


لوه – lava  = قسمت داخل شکم برای هضم خوراک / تِر – tēr = قسمت بیرون شکم ، شکل ظاهری شکم


ترنه – terna

 

چکه – چکیدن


چِلَه – čela


سِلَه – sēla


تِلَه – tela

 

جوجه تیغی


تیه گوره – tya gora


ژَژِه – žažē / تیه گوره – tiya gura ؛ گویی که این دو جانور با یکدیگر متفاوتند ولی تقریباً شبیه هم هستند


تیگنه گوره – tygena gora

 

چقدر – چه اندازه


چنه – čana


چَخته – čaxta


چنده – čanda

 

شکوفه


چیزه – čyza


زیزه – ziza


چیجه – čyja

 

تخم مرغ


آگله – āgela


اواَ – oua


خا – xā

 

لباس


خلا – xalā


اولَت – olat


خلاو – xalāv

 

چشمه


خونی – xony


هونی – huni


خانی – xāny

 

خواهر


خالا – xāl(y)ā  یک y کوچک بالای L


 


هووَه – hova


خاو – xāv

 

خوابیدن


خته – xetē


هِتِه – hētē


ختن – xetan

 

خندیدن


خورسته – xoreste


سِه ری یه – sēriye


خورسن – xoresan

 

نگاه کردن – نگریستن


دیشته – dyaštē


دَدَشتِه – dadašte


دیشتن – dyaštan

 

پسر


زوئه – zoa


زوئه – zua  / زَه – za  = مخفف  زوئه


زا – zā

 

زخم


زم – zam


یَرَه – yara


زخم – zaxm

 

خنک


سره – sēra


سَرین – sarin


سرین – saryn

 

مُتکا


سرنه – saran


سَنگونَه – sangūna  / تلفظ ū در این واژه بسیار حساس می باشد . شاید چیزی است بین ō کشیده و u .


سینه – sēyna



 


——————————————————————————————————–


منابع :


(۱)- زبان پاک ، آذری زبان باستان ، نام شهرها و دیه های ایران ؛ سید احمد کسروی تبریزی ، انتشارات فردوس ، چاپ دوم ، تهران ، ۱۳۷۹ ، ص ۲۲۱ – 224


 


(۲)- تاریخ ایران ، از آغاز تا اسلام ، رومن گیرشمن ، ترجمه : محمود بهفروزی ، نشر جامی ، چاپ چهارم ، ۱۳۸۸ ، ص ۱۹۰ – 194


 


(۳)- زبان پاک ، کسروی ، ص ۲۲۵ – 226


 


(۴)- نگاشته هایی در باب تاریخ ، زبان و فرهنگ ایران زمین ، دکتر سیروس ایزدی ، مؤسسه فرهنگی ، هنری و انتشارات بین المللی الهدی ، چاپ اول ۱۳۸۹ ، ص ۱۳۴ – 135


 


(۵)- تالش ، منطقه ای قومی در شمال ایران ، مارسل بازن ، ترجمه : دکتر محمد امین فرشچیان ، مؤسسه چاپ و انتشارات آستان قدس رضوی ، ۱۳۶۷ ، جلد دوم ، ص ۴۱۴ – 415


 


(۶)- زبانهای ایرانی ،   یوسیف . م. ارانسکی ، ترجمه : دکتر علی اشرف صادقی ، انتشارات سخن ، چاپ اول ، ۱۳۷۸ ص ۱۳۹ – 140


 


(۷)- زبانهای ایرانی ، یوسیف . م. ارانسکی ، ص ۵۰


 


(۸)- اوستا ( گاتها ) ، ابراهیم پورداوود ، انتشارات پارمیس ، چاپ اول ، ۱۳۸۹ ، ص ۵۸


 


 


 


(۹)- آذربایجان تُرک نیست ( تُرک زبان است ) ، کیامهر فیروزی ، انتشارات به نگار ، چاپ اول ۱۳۸۷ ص ۸۷


 


(۱۰)- زبان پاک ، کسروی ، ص ۱۳۶


 


(۱۱)- نگاشته هایی در باب تاریخ ، زبان و فرهنگ ایران زمین ، دکتر سیروس ایزدی – ص ۲۳۲ – 238


 


(۱۲)- آذربایجان تُرک نیست ( تُرک زبان است ) ، کیامهر فیروزی ، ص ۴۲ – 43


 


(۱۳)- رهیافتی به گاهان زرتشت و متن های نو اوستایی ، هانس رایشلت ، گزارش : جلیل دوستخواه ، انتشارات ققنوس ، چاپ اول ۱۳۸۳ ، ص ۵۱۴ – 713 / واژه های اوستایی از این منبع است .


 


(۱۴)- فرهنگ تاتی و تالشی ، علی عبدلی ، انتشارات دهخدا ، چاپ اول ۱۳۶۳ ، صفحات مختلف . / واژه های تالشی رضوانشهر از این منبع است .// واژه های تالشی آستارا از نویسنده این مقاله می باشد .


 


(۱۵)- فرهنگ تاتی و تالشی ، علی عبدلی ، صفحات مختلف / لغات تالشی رضوانشهر و تاتی کلور عیناً از این منبع برگرفته شده است . ( کلور – kellor ؛ مرکز بخش شاهرود خلخال در جنوب استان اردبیل ؛ زبان تاتی ) / لغات تالشی آستارا از نویسنده این مقاله می باشد .



میثم مهری 09116077300
  • شما می توانید بحث را در رابطه با این مطلب، همراه با ارائه پاسخ، پیشنهاد، انتقاد و یا تکمیل آن ادامه دهید.
انتخاب دسترسی:فرد

  • نظرات
نام و نام خانوادگی:
نظرشما:ارسال