عنوان: دست نوشته ای کوتاه بر مشکلات کشور در بخش یکشنبه 20 تیر 1395
امروزه جامعه بشری بامشکلات عدیده ای روبه رواست که یکی از مهمترین و پر چالش ترین آنها بحران و معضلات زیست محیطی و افزایش تامین نیازها و انتظارات وی از محیط پیرامون خود می باشد. انسان مدرن این عصر، با مصرف گرایی زیاد و بی توجهی به محیط و پیرامون خود بصورت بی بند وبار به محیط زیست و منابع طبیعی آن آسیب رسانده و لطمات جبران ناپذیری را به آن وارد میکند و این در حالی است که انسان نیازمند محیط سالم و ایمنی است که بتواند در آن محیط زندگی کند. و حال آنکه رشد صنعتی، پیشرفت تکنولوژی و فن آوری برخواسته از توقعات انسان و نیز افزایش بی رویه جمعیت و بدنبال آن توسعه شهرنشینی عملا به تخریب محیط زیست و منابع طبیعی آن منجر شده و همین امر می تواند نزاع برانگیز باشد و افزون بر این، فرآیندهای طبیعی که بعضا به بروز حوادثی ناخوشایند مانند خشکسالی ها و پیامدهای حاصل از آنها منجر می شود، می تواند احتمال وقوع این تنش ها را صدچندان کند. ایران نیز مانند بسیاری از کشورهای در حال توسعه که دارای منابع طبیعی سرشاری هستند، از روشی برای توسعه استفاده کرده که بر منابع تجدید پذیرش فشار آورده است که با اتخاذ این شیوه کنونی از مدیریت منابع طبیعی، با آیندهای به مراتب گرمتر و خشکتر مواجه شده و امنیت محیط زیست خود را به چالش خواهد کشید به گونه ای که در سال 2012 طبق مطالعه انجام شده بر روی22 فاکتور محیطی چون منابع آب، آلودگی هوا، تنوع زیستی، و تغییرات آب و هوایی توسط دانشگاههای یِیل و کلمبیا در بین 132 کشور از نظر شاخص عملکرد زیستمحیطی در جایگاه 114 ام قرار گرفته که این خود در مقایسه با رتبه 53 در سال 2006 بیانگر وضع نامطلوب محیط زیست ایران و روند افزایشی آن و گواهی بر این مسئله می باشد. کاهش کمی و کیفی منابع آب بعنوان اصلی ترین بحران زیست محیطی ایران در دراز مدت ، آسیبدیدگی و فرسایش خاک حاصل بیابانزایی و جنگلزدایی ناشی از تغییرات آب و هوا و فشار جمعیت از طریق استفاده بیش از حداز منابع آب و چرای بیرویه دام ، افزایش سیل، پدیده های متعدد گرد و غبار، مصرف بی رویه انرژی و افزایش سرانه تولید دیاکسید کربن ، از دست رفتن تنوع زیستی و قرار گرفتن 10 درصد جمعیت جانوری و 2 درصد گونه گیاهی کشور در لیست قرمز سازمان ملل و وضعیت نامطلوب کیفی و کمی جنگلها و مراتع نشان دهنده روند تخریبی و زوال منابع طبیعی کشور، در چند دهه گذشته به شمار میرود. در بخش منابع طبیعی با توجه به اهمیت جنگلها که حدود ۳۰ درصد اراضی کره زمین را تشکیل میدهند و به عنوان سدی در برابر سیلاب و طوفانهای شن عمل میکند و محل سکونت حیاتوحش را تأمین میکنند و از بزرگترین منابع برای جبران خروج کربن هستند به گونه ای که بدون وجود پوشش جنگلی مناطق آسیبپذیری خواهیم داشت که به دنبال آن تغییر اقلیم ناگزیر و اجتنابناپذیر است، خشکیدگی (زوال) بلوطها در غرب کشور بیش از یکمیلیون و 200هزار هکتار از جنگلهای بیجایگزین زاگرسی را تخریب کرده و خشکیدگی همچنان بخشهای دیگری از این رویشگاهها را آرام آرام به کام مرگ میکشد. علاوه براین، فشار معیشت حاشیهنشینان بر جنگل بهویژه کشت زیراشکوب و چرای دام در جنگل، نفس این رویشگاههای نیمهجان را به شماره انداخته است. در شمال کشور آفت دامن این رویشگاهها را گرفته بهطوری که بنا به اعلام مسئولان سازمان جنگلها تا دی ماه سال 1392، 50 هزار هکتار از رویشگاههای شمشاد در گیلان و گلستان به آفت قارچی شمشاد مبتلا شده و این رویشگاهها را تا آستانه فاجعه پیش بردهاند و ازسوی دیگر، هنوز دست اندازی و تجاوز به اراضی مرتعی و جنگلی و تغییر کاربری این اراضی به اراضی کشاورزی و در نهایت ساخت وسازهای مسکونی، رفاهی و تجاری ادامه دارد. لذا حل مشکلات زیست محیطی و منابع طبیعی همچون آلودگی هوا، ریزگردها و دستاندازی به جنگلها و مراتع و فضاهای سبز جز با برنامهریزی، تدبیر، پیگیری مستمر و جدی و قاطعیت دستگاههای مرتبط میسر نیست و لزوم برنامهریزی جامع و پرهیز از بخشینگری و سیاسیکاری در مسائل مربوط به منابع طبیعی و محیط زیست را می طلبد. با عنایت به مباحث مطرح شده فوق، انتظار میرود که دلسوزان واقعی محیط زیست و منابع طبیعی کشور با شناسایی معضلات واقعی و اولویت بندی آنهابر اساس اهمیت و بزرگی اثرات ، وقت و توان محدود خود را معطوف به حل آنها به کمک دستگاههای حاکمیتی و جلب مشارکتهای مردمی و جوامع محلی کنند؛ چنانچه گفته می شود حکمرانی کارآمد، به عنوان یکی از شرطهای اصلی دستیابی به توسعه پایدار مطرح شده و رسیدن به پیشرفت واقعی جز با توسعه پایدار میسر نیست و محور این توسعه، حفظ منابع طبیعی و استفاده اصولی از آنها است که در این راستا احیای جنگلها، ادغام مدیریت منابع طبیعی و برنامهریزی برای پایداری بومی و بومشناختی و اجرای قوانین حفاظت از منابع آب و زمین از جمله راهکارهای اساسی است.