
بی مسئولیتی انسان ایرانی امروز در قبال نسل بعد و بلایی که بر سر محیط زیست و منابع طبیعی می آورد چنان است گویا ایرانیان در آینده نیازی به کشاورزی و محصولات باغی و خوراک ... ندارند. هر روز خبر تغییر کاربری باغی و بوستانی و زمینی و مرتعی وجنگل و کوهی را می شنویم. هروز خبر تحلیل رفتن شالیزارها و کاشت سیمان و میلگرد بجای جوانه های برنج رامی شنوییم. هر روز خبر پاکتراشی یک جنگل, آتش سوزی یک مرتع, تخریب یک باغ برای ما به یک تراژدی وحشتناکی تبدیل شده است که نسل بعد را در تنگای واردات بی رویه قرار میدهیم و ابستگی را تشدید می نماییم. در حالیکه زمان عقب نشینی از دامن طبیعت و تجمیع روستاها و حذف کارگاههای غیر ضرور و یا بدون مکان یابی صحیح فرا می رسد مردم ما و مسئولین ما کاشانه واقعی خود و اصول زیربنایی حیات و زندگی خود را منهدم می سازند. در حالیکه میلیونها هکتار زمین بایر لم یزرع وجود دارد و می تواند با برنامه ریزی صحیح مسکن انسانها گردد, چرا ؟ انسان حریص می رود تا بهترین و حاصلخیزترین منابع حیاتی خود را با تغییر کاربری ظالمانه منهدم و غیر قابل استفاده سازد؟ شهرهایمان را بر روی بهتری زمین های کشاورزی گسترش میدهیم و شمال سرسبز کشور در آینده ای نچندان دور به یک شهر بهم پیوسته لجام گسیخته تبدیل خواهد شد که نه به کار زندگی و عیش و نوش آید و نه به کار کشت و کار و مزرعه و مهاجرت پرندگان . آیا شمال کشور با جنگلهای تاریخیش را به تاریخ و تاریخ طبیعی خواهیم سپرد.....
آیا ایران را نابود خواهیم ساخت و آیا ایرانیان بعدی ما را نفرین خواهند نمود... مباد چنین بادا !!!!