
وقتی محیط زیست را تعریف می کنیم تنها منظور محیط طبیعی نیست بلکه محیط انسان ساخت نیز جزء لاینفک محیط زیست است . و شهر کرمانشاه بخشی از این محیط زیست می باشد. شهری شکل گرفته در حاشیه رودخانه آرام اما پر آب قره سو که منبع تامین آب آن کوههای ناحیه شمال غرب و سراب روانسر. این شهر با آغاز جنگ تحمیلی و مهاجرت مردم عزیز درگیر جنگ گسترش یافت.و در سه دهه اخیر - متاسفانه تعاونیهای قارچ گونه دهه های 60 و 70 آنرا تشدید کردند - بصورت سازماندهی نشده بسط یافته و هزاران هکتار از زمینهای زارعی پر بازده استان و کشور را به با تغییر کاربری تصرف نموده است. هرچند از نظر مقاومت بستر خاک برای شهرسازی در این نوع زمینها آگاهی ندارم اما آنقدر میدانم که این زمینها می توانستند منبع تامین غذای هزاران نفر گردند. حال که از درست و غلط بودن این نوع شهرسازی بدون برنامه بگذریم اما با نگاهی به عکس های هوایی دهه قبل و مقایسه آن با وضعیت فعلی مشاهده خواهیم کرد که فضای سبز این شهر در حال مرگ است! چرا که در دو دهه قبل خانه ها ویلایی و حداکثر دو طبقه بوده و بخشی از زمین به کاشت درخت و گل و گیاه اختصاص می یافت. اما با رویکرد غلطی که شهرداری و شورای شهر کرمانشاه برای فروش تراکم بدون برنامه و تامین هزینه های شهرداری در برگرفتند, شهر به یکباره به شهری آپارتمان نشین تبدیل گردید. به نحوی که با رشد یک آپارتمان چند طبقه در اطراف خانه های ویلایی آرامش این نوع خانه ها از بین رفته و صاحبان آنها هم هرچند ناخواسته مجبور به فروش و یا ساخت و ساز می شدند و می شوند. این نوع ساخت و ساز آپارتمانی که با نوعی سود جویی و نه از سر نیاز, همراه بود و مصرف کنندگان در ساخت آن نقشی نداشتند و با لطف ماده صد و جریمه هایی که به نوعی مجوز تخلف هستند تا مانع تخلف! حکم مرگ درختان موجود در سطح شهر را صادر شد. با هر مجوزی حداقل سه الی 5 اصله درخت قطع می شوند و هیچگاه علیرغم اجبار قانونی سازندگان به اختصاص بخشی از زمین به فضای سبز این قانون عملیاتی نشد و نخواهد شد. آپارتمان سازی بدون برنامه که در دو طرف یک کوچه هشت الی ده متری و با همان زیر ساختهای قبلی نه تنها موجب حذف حیاط سبز خانه ها شد بلکه با ممانعت از تابش نور خورشید درختانی را که در اطراف کوچه ها و خیابانها از تیغ مستقیم انسان جان سالم بدر بردند را در معرض ناسازگاری محیطی و خشک شدن قرار داده است و می رود تا در دهه آینده بکلی از شهر حذف گردند. از سوی دیگر با حضور خانوارهای زیادی در هر آپارتمان متاسفانه کسی نسبت به درختان جلوی آپارتمانها توجه نمی نماید. چرا که احساس می کند وظیفه وی نیست! از مظلومیت این درختان و از حقوق تضیع شده انسانهای که از سر اجبار باید در این آپارتمانها زندگی کنند که بگذریم , وقتی به فضای سبز شهر نگاهی بیندازیم خواهیم دید که حرص و طمع انسان به سمت باغات و پارکهای چند دهه ساله نشانه رفته است. قلع و قمع باغات سراب قنبر و کلیه باغهای قدیمی شهر کرمانشاه دیگر نیاز به تحقیق ندارد. اما تاسف بار تر آن است که با قدم زدن در پارک شاهد و پارک شیرین و طاقبستان یک تراژدی خطرناک و وحشتناکی خواهید دید. آن وقت است حس خواهی کرد که گرمای تابستان و خشکسالی بهانه دست مسئولین شهری داده و فضای سبز شهری را همچون یتیمی رها شده در گوشه خیابان حس خواهید کرد. مشکلی که پیرمرد «یخ در بهشت فروش» پارک شاهد بخوبی حس کرده بود!
درختان مظلومانه و بدون مراقبت در حال خشکیدن هستند و چمنزارها به موزائیک و آسفالت بدل شده و شرکتهایی همچون مسئولین برگزاری نمایشگاه و مونوریل و ... بخشی از آن را اجاره نموده و الخ..... حال بگذریم از قلع و قمع درختان زیبای بلوار شهید بهشتی و کاشت ستونهای بتونی به جای آنها !
به راستی آیا این رویکرد در شهرسازی, کرمانشاه را به کجا خواهد کشاند؟ آیا واقعا بستر این نوع شهرسازی را فراهم ساخته ایم؟ آیا واقعا همه شهر باید بلند مرتبه سازی شود؟ آیا زمینهای کشاورزی تغییر کاربری داده شده شهرکهای دادگستری , الهیه, 22 بهمن, شهرک معلم, بخشی از مسکن و , ناحیه جنوبی دولت آباد و جغامیرزا و جهاد و پرواز و ..... روزی موردنیاز فرزندانمان نخواهند بود؟
آیا واقعا زمین مناسبتری برای شهرسازی وجود نداشت و ندارد؟ آیا جای آمایش سرزمین در این استان و این کشور خالی نیست.....؟ آیا نباید نسبت به آینده دور اندیش تر باشیم؟ دور اندیشی تعریف مشکلی ندارد , بلوار طاقبستان نتیجه یک دور اندیشی بود!
و هزاران آیای دیگر ....
شاید به اصفهان رفته باشید ولی از بلند مرتبه سازی خبری نیست یا کمتر است چون شهری باستانی است و جهانی است .... ماهم باستانی هستیم ولی جهانی نیستیم... گرچه رخسار زرد اثار باستانی چه در اصفهان و چه در کرمانشاه نیازمند چاره اندیشی متعهدانه نسل امروز است. مبادا بلند مرتبه سازی میدان دید ما را محدود سازد؟