علاجبخشی واژهای است که پس از ماجراهای سد گتوند جای خود را در ادبیات مدیریت منابع آب کشور باز کرد. دانشگاه تهران در کسوت مشاور پژوهشی سازمان مدیریت و برنامهریزی کشور، گزارشی تهیه کرد با عنوان "مطالعه و بررسی راهکار رفع شوری آب مخزن سد گتوند و انتخاب راهکار برتر".
این گزارش که با انتقادهای بسیاری همراه بود به عنوان طرح علاجبخشی در رسانهها مطرح شد. از روز نخست مشخص بود سدی که در سال ۱۳۷۶ مطالعات آن شروع و در سال ۱۳۹۱افتتاح شد قرار نیست، برای خوزستان منشا ثمر و اثری باشد.
با این حال چون دستور ساخت آن صادر شده بود، بدون کوچکترین توجهی به هشدارهای کارشناسان در در فاصله ۲۵ کیلومتری شمال شهرستان شوشتر و در ۱۰ کیلومتری شمال شرقی شهر گتوند در استان خوزستان احداث شد.
سد گتوند فاجعهبارترین نمونه در تاریخ سدسازی ایران است. مدت کوتاهی از آبگیری گتوند گذشت. پیشبینی کارشناسان مستقل و مهندسان مشاور به حقیقت پیوست. دریاچه سد روی کوهی از نمک ایجاد شد و بدینترتیب بزرگترین دریاچه آب نمک دستساز بشر به وجود آمد.
در شرایط جدید، نه میشد سد را تخریب و آب نمک غلیط پشت آن را رها کرد و نه میشد سدی را که برای آن بیش از سه میلیارد دلار هزینه شده بود از مدار خارج کرد.
در چنین شرایطی بود که دانشگاه تهران وارد صحنه شد و پنج راهکار پیشنهاد داد: مدیریت مخزن سد (تخلیه تدریجی نمک از مخزن به پایین دست)، شستوشوی سریع (تخلیه نمک تجمعیافته به شکل متمرکز و با دبی بالا در ایام محدود سال)، خط انتقال به خلیج فارس (انتقال آب بسیار شور لایههای تحتانی مخزن سد و تخلیه آب به خلیجفارس)، خط انتقال به حوزههای تبخیری نزدیک سد و بالاخره انحراف رودخانه کارون پیش از تماس با توده نمکی.
آخرین راهکار به گفته حمید جلالوندی، مدیر کل دفتر ارزیابی سازمان محیطزیست به ۱۰ تا ۱۵ سال زمان نیاز و مبلغی در حدود شش هزار میلیارد تومان دارد.
شماری از منتقدان گزارش دانشگاه تهران اعلام کردند این موسسه تحتفشار وزارت نیرو و شرکت آب نیرو از مسیر کارشناسی خارج شده است.
مسعود اسدی، رئیس مجمع هماهنگی تشکلهای کشاورزی کشور از جمله منتقدانی بود که به خبرگزاری مهر گفت: "دانشگاه تهران در ابتدا سعی کرد تا روش خطرناک دریاچه تبخیری را به کار برده و بر اساس آن نمک موجود را به ۳۵ کیلومتری جنوب شرق سد منتقل کند. در واقع با این کار، منطقهای که نمک به آن منتقل میشد را تبدیل به کویر و یا دریاچه نمک میکردند."
پس از آن بود که مدیر کل ارزیابی سازمان محیطزیست از رد طرح علاجبخشی گتوند خبر داد و اعلام کرد هیچ کدام از طرحهایی که برای حل مشکل گتوند ارائه شده رای کافی نیاورده است.
پیش از این، معصومه ابتکار رییس سازمان محیطزیست گفته بود که تخریب سد گتوند در انتظار نهایی و ارزیابی زیستمحیطی است و تصمیم نهایی به عهده سازمان بازرسی کشور است.
قرار بود در بهمنماه سال گذشته راه حل نهایی برای نجات خوزستان از وضعیت پیش آمده اعلام شود اما تا امروز طرح علاجبخشی این سد در هالهای از ابهام و خاموشی باقی مانده است.
سدهای لار، ماکو و دز از دیگر نمونههایی است که کارشناسان را بر آن داشته تا مجدد به دنبال راهکاری برای مقابله با عواقب ساخت بدون کارشناسی باشند.
به عنوان نمونه، عواقب سد گتوند به دلیل انباشت نمک یا سد ژاوه به دلیل تمرکز آلودگی از ابتدا معلوم بود، اما وزارت نیرو به عنوان مجری طرح چشم بر عواقب ساخت این سدها بست و برای اجرا شدن آنها از هیچ اقدامی فروگذار نکرد.
در چنین شرایطی است که طرحهای علاجبخشی یکی پس از دیگری ظاهر میشوند. در یکی دیگر از این برنامهها طرح علاجبخشی سد لار قرار است پس از ۳۴ سال به هرزروی آب این سد پایان دهد.
این سد در ۷۵ کیلومتری شمال شرق تهران قرار دارد. ساخت آن در سال ۱۳۵۲ آغاز و در سال ۱۳۶۱ به پایان رسید. این سازه از زمان ساخت دچار فرار آب (یا به اصطلاح آبدزدی) بود.
به گفته مدیر عامل آب منطقهای تهران، طرح علاجبخشی سد لار با هدف جلوگیری از اتلاف آب در مرحله انتخاب پیمانکار قرار دارد.
پیش از این پروژههای متعددی مثل حفر تونل که آب را به نیرگاه کلان انتقال دهد و روش پمپاژ مطرح شده بود اما همچنان پس از سالها آب دزدی از این سد ادامه دارد.
طرح علاجبخشی برای سد دز نیز در نظر گرفته شده است. به گفته اسماعیل صالحی حجم قابلتوجهی از رسوبگذاری به دلیل سازندهای زمینشناسی حوزه است.
او هیچ اشارهای نکرده است که طرحهای آبخیزداری میتواند سرعت رسوبگذاری را به طرز چشمگیری کاهش دهد. هزینه طرح علاجبخشی سد دز به گفته این مقام مسئول ۸۰ میلیارد تومان برآورد شده است.
ساخت سد مخزنی دز در سال ۱۳۳۸ آغاز شد و در سال ۱۳۴۱ به بهرهبرداری رسید. آن زمان عمر مفید سد را ۱۰۰ سال برآورد کردند. این سد در فاصله ۲۳ کیلومتری شمال شرق اندیمشک