عنوان: ردپای آب و تکنوپلیتیک آن برای خشکسالی مدیریت شنبه 29 آذر 1393
ردپای آب و تکنوپلیتیک آن برای خشکسالی مدیریت
از اینجا شروع می کنم که اکثر مقالات و رساله های علمی که در زمینه کشاورزی نوشته می شوند با این مضامین آغاز می شوند که ایران کشوری خشک و کم آب بوده وبرای افزایش محصول باید چاره اندیشی شود. این گفتمان هم در مسئولان ما نیز دیده می شود و همیشه بانگ برآورده اند که ایران با بحران آب و مسائل مربوط به آن دست به گریبان است. گاه این نگرانی ها منجر به پیچیده شدن نسخه ای برای تولید بیشتر محصول، استحصال بیشتر آب و غیره می شود، بدون اینکه به مسئله از دید کلان نگریسته شود وبدانند که ایران از نظر اکولوژیک در چه جایگاهی قرار دارد و آیا این نسخه های دکتر نوشته تا چه حد می تواند راه گشا باشند. اصولاً اینکه ما پهنه 1648000 کیلومتر مربعی کشور را در یک صفحه مسطح فرض کرده و با داده های حاصل از تعداد معدود ایستگاه های هواشناسی و بدون توجه به دقت و صحت آمار آنها و یا پستی و بلندی های سرزمین، برای کشور خطوط همباران رسم کرده و به این نتیجه برسیم که میانگین سالانه بارندگی در ایران مثلا 250 میلی متر و یا حجم آب تجدید پذیر کشور 130 میلیارد متر مکعب است خود جای سوال دارد و لذا دقیقاً نمی توان گفت که در ایران اصولا چقدر بارندگی و یا چه مقدار آب برای استفاده در اختیار داریم. زمانی که داده از ابتدا مشکل داشته باشد تقسیم بندی سهم کشاورزی، صنعت و خانگی نیز اشتباه بوده و انداختن اشتباهی تقصیر به گردن هریک از این سه بخش کاری بیهوده خواهد بود. با این وجود ارقامی مشابه اعداد فوق از طرف سازمان های رسمی کشور اعلام می گردد و ما به ناچار باید برنامه ریزی ها و ارائه راه کارها را بر اساس آنها انجام دهیم. شواهد موجود نشان می دهد که با توجه به رشد جمعیت، نیاز به غذای بیشتر، گسترش صنعت وارتقا سطح بهداشت و رفاه عمومی، سرانه منابع آب تجدید شونده کشور رو به کاهش است. اگر سرانه منابع آب تجدید شونده سالانه کشور در سال 1335، رقمی در حدود 7000 مترمکعب بوده است اکنون باتوجه به جمعیت بیش از 76 میلیونی کشور این رقم به حدود 1800 رسیده و پیش بینی می شود که تا سال 1410 به 800 مترمکعب و یا کمتر از آن تنزل یابد که این رقم به مراتب پایینتر از مرز کم آبی است که در عرف بین الملل برای یک کشور تعریف می شود.
مسلماً رشد جمعیت، نیاز به تولید بیشتر محصولات کشاورزی، صنعتی و آب شرب را ایجاب می گند و در این راستا کشاورزی، باغداری و دامپروری به عنوان اصلی ترین منابع مصرف کننده آب و از طرفی تامین کننده مواد غذایی داخلی به شمار می روند. در حال حاضر این بخش از فعالیت های اقتصادی کشور که بیش از 90% از کل منابع آب تجدید شونده کشور را به خود اختصاص می دهد در حدود 12 تا 13 درصد تولید ناخالص ملی و 23 درصد اشتغال را نیز در بردارد. پیش بینی شده است که جمعیت ایران تا سال 1410 به مرز 100 میلیون نفر خواهد رسید، که در این صورت برای تامین نیازهای این جمعیت تنها از نظر غذایی، بر مبنای حدود 2600 کیلوکالری انرژی روزانه به بیش از 150 میلیارد متر مکعب آب سالانه نیاز خواهد بود که این مقدار در سبد آبی کشور موجود نمی باشد. اما باید دید که حتی در حال حاضر آیا با همین جمعیت موجود اگر قرار باشد برخی محصولات و فراورده های غذایی را که سالانه برای غذای مردم به کشور وارد می شود در داخل کشور تولیدی گردد، به چه مقدار آب در بخش کشاورزی نیاز خواهد بود و اصولا آیا این مقدار آب هم اکنون برای این جمعیت در کشور موجود است یا خیر. این امر می تواند مارا راهنما باشد که مشخص کنیم سطح خودکفایی در تولید هریک از محصولات مختلف کشاورزی باید در چه حد باشد و اصولا از دیدگاه مصرف آب، تولید کدام محصول در داخل از درجه اهمیت بیشتر یا کمتری برخوردار است. برخی از متخصصان به مسئله آب و تولیدات کشاورزی از بعد جهانی نگاه کرده و از این نظر وابستگی کشورها را به یکدیگر اجتناب ناپذیر می دانند. مثلا حتی با فرض اینکه مقدار آب شیرین موجود در دنیا برای تولید مواد غذایی جمعیت جهان کافی باشد، به نظر می رسد که ایران برای رفع بخشی از نیازهای غذایی خود چاره ای جز چشم دوختن به منابع آب شیرین در سایر کشورهای جهان نخواهد داشت زیرا ایران با بیش از یک درصد از جمعیت جهان تنها 36/0 درصد از منابع آب شیرین و تجدید شونده جهان را در اختیار دارد.
مسئله عدم توازن بین عرضه و تقاضای آب در کشور، مدیریت منابع آب را پیچیده تر کرده است. مدیریت منابع آب در جریان تحول و در شرایط دامنه عمل خود با محدودیت های جدیدی روبروست که قبل از از آن به هیچ وجه در این ابعاد مطرح نبوده است. به دلیل رشد جمعیت، رشد بخش کشاورزی و گسترش شهرنشینی، برداشت از منابع آب زیرزمینی در اغلب مناطق از حد مجاز فراتر رفته است. هزینه های نهایی تامین آب اضافی و آلودگی منابع آب شتابی فزاینده پیدا کرده است. لذا حرکت برای ایجاد تعادل بین عرضه و تقاضای آب در شرایط اقلیمی و جغرافیایی متفاوت و نیازهای در حال تحول مناطق مختلف کشور، صرفاً با اتکا به بعد مدیریت عرضه و تکیه بر احداث تاسیسات جدید و جنبه های سخت افزاری نمی تواند مشکلات را تخفیف داده و یا از عهده آنها برآید.
در پاسخگویی به تقاضاهای روز افزون آب در کشور، می توان توسعه منابع آب جدید مانند بهره برداری بهینه از منابع آب باقیمانده ، استفاده مجدد از فاضلاب، شیرین کردن آب های شور، افزایش ظرفیت تولید منابع موجود، در نظر گرفتن راهبردهای صرفه جویی آب در بخش های مختلف اقتصادی، و یا توسعه روش های مدیریت کارآمد جدید اشاره کرد. در هر حال کمتر به آب نهفته در محصولات کشاورزی یا اصطلاحاً آب مجازی، که با مبادله تجاری وارد کشور شده و یا از آن خارج می شود، توجه می گردد. امری که چندین سال است در کشورهای دیگر رعایت می شود اما ما هنوز در خواب غفلت به سر می بریم. اکنون که نوک پیکان کم آبی به سمت کشاورزی است باید جابجایی آب نهفته در هر واحد تولیدات کشاورزی از اهمیت ویژه ای در برنامه ریزی ها و سیاست گذاری کلان آب کشور برخوردار باشد. مبادلات بین المللی آب مجازی می تواند به عنوان راهکاری جهت مدیریت کم آبی نه تنها در ایران بلکه در بسیاری از کشورهای کم آب خاورمیانه به کار گرفته شود. مفهوم آب مجازی می تواند به عنوان یک ابزار مفید در محاسبه مقدار آب واقعی مصرفی کشور به کار گرفته شود که اگر مبادلات بین المللی آب مجازی ناشی از صادرات و واردات کالاهای کشاورزی کشور را نیز منظور گردد، به کمک آن و محاسب نمایه ردپای آب (Water footprint) می توان تقاضای واقعی آب کشور را در اثر الگوی مصرف مردم از منابع آب جهانی تعیین نموده و درنهایت نشان دد که آیا منابع آب داخلی کشور تامین کننده نیازهای آبی جمعیت کنونی یا آینده خواهد بود یا خیر و اینکه اصولا کشور به چه میزان به منابع آب کشورهای صادرکننده محصولات کشاورزی وابسته می باشد.