تهران چرا تهران شد؟
شاید شما خوانند محترم بارها تهران را از نزدیک دیده ای و شاید در آن هم مدتی به هر بهانه ای بیتوته نموده ای . آری تهران پایتخت کشور خودمان را می گویم. تهرانی که طبق گزارش سازمان جهانی بهداشت در نیمه اول 2014 بیست و هشتمین شهر آلوده دنیا بود. اما تهران برای این پایتخت نشد که زمینه کسب رتبه های اول و دو رقمی شهرهای آلوده جهان را به خود بگیرد . تهران پایتخت شد چرا که : نویسنده « زینت المجالس» به سال ۱۰۰۴ قمری ، می نویسد : « آب و هوای تهران از دیگر ولایات ری نیکوتر است از ارتفاعاتش غله و میوه نیکو می آید و از آن جمله خربزه و انگور و انجیر او به غایت لطیف می باشد .» و امین احمد رازی نیز به سال ۱۰۰۲ قمری ، درستایش تهران می نویسد : « تهران به واسطه انهار جاریه و کثرت اشجارمثمره و باغات متزهه نظیر بهشت است . »به روایت داریوش شهبازی(
http://www.madomeh.com/1392/01/06/6567/).
آری تهران بخاطر خوش آب و هوا بودن و باغات زیبا و جویبارهای دامنه جنوبی البرز تهران شد.
بحث ما معرفی تهران نیست . بحث ما در مورد سرزمین زیبا و پرجاذبه خودمان یعنی اورامانات و جاذبه های دلفریب کوهستانهای پرباران و زیبایی های بهشت گونه بهارانش است. هدف از این نوشته اعلام زنگ خطری است که ممکن است دهها سال بعد دامن گیر دیارمان گردد. خطری که برنامه ریزی نشده و بی سر و صدا و خزنده همه مناظر زیبای طبیعی و منابع کسب روزی حلال و ارگانیک را از ما خواهد گرفت و جای خود را به ویلا و ساختمان و سیمان خواهد داد و دیری نخواهید پایید که این همه نعمت غیر قابل شکرگزاری رخت برخواهند پیچید. همچنانکه خرگوش ها نیستند و کبک ها انگشت شمارند و کل و بزکوهی به خاطره ها سپرده شند و «کما » ،« لو» و « بهک» و... این علف های مغذی مراتع ما نیز به سمت بلاترین نقاط کوهها عقب نشینی کرده تا در آسمان حیات خرابکارانه بشر محو شوند. حرکت خزنده ای که مراتع و باغ ها و اندک زمین های کشاورزیمان در محاصره دیوار و سیم و خانه و ویلا قرار داده است.
هموطن عزیز شما امروز به قصد خیر و یا برای ایجاد مکانی برای تفریح خود و خانواده محترمتان در قطعه ای باغ و یا مرتع و یا زمین کشاورزی خود با مصالح مختلف سعی در برپایی سکونت گاهی موقتی می نمایید. امروز شما در باغ هزار متری و کمتر خود یک ویلای 100 متری ساخته ای و عملا ده درصد از خاک حاصلخیز خود را تخریب و از دست داده ای و چند فرزند داری که بیست سال دیگر هرکدام صاحب خانواده می گردند و ویلایی جدا می خواهند و آنگاه خواهی دید که آن زیبایی که شما به بهانه آن اولین کلنگ استراحتگاه مد روزی خودرا در آن به زمین زده بودی دیگر وجود ندارد. و آنگاه است در صورت زنده بودن به یاد این روزها غبطه خواهی خورد.
آری هموطن اگر امروز فریاد نگرانی ما نسبت به محیط زیست و ساخت و سازها بلند است نه از سر غرض ورزی و خدای ناکرده مطالبه حق نامطلوبی برای خود است. فریاد ما از سر خیرخواهی و برای حفظ همه مظاهر زییابی طبیعی است.
اگر امروز از مقامات گلایه داریم ، از جهت مخالفت با نظام و آرمان های انقلاب اسلامی و مخالفت توسعه و آبادانی نیست. ابراز مخالفت و اعتراض ما از این جهت است که ادامه حیات ما در گروه حفظ نظم و تعادل آفرینش و اکوسیستمها حیات بخش است و همه در قبال محیط زیست مسئولیم و باور داریم که قهرا خدواند در قبال آن از تک تک ما سوال خواهد نمود. ما از مسئولین مطالبه اجرایی شدن واقعی اصل 50 قانون اساسی و سایر قوانین موجود را داریم. البته باور داریم باید مردم خود به این نتیجه برسند.
از مسئولین این را مطالبه می کنیم که باید زمینه آگاهی واقعی شهروندانمان را نسبت به محیط زیست و سرزمینی که هزاران جان عزیز تقدیمش کردیم تا وجبی از آن را ازدست ندهیم، فراهم سازیم.
این طبیعت و این سرزمین محل ارتزاق روزی ما و نسل بعد از ماست مبادا با سهل انگاری و کوتاهی و برای تفریحات موقت آن را ازدست دهیم.
مبادا چشمه های بیجان را از دسترس حیوانات و وحوش دور نگهداریم و موجب انقراض تنوع زیستی و انقراض حیات گردیم.
مبادا زیبایی های طبیعی را در عکس های یادگاری خود جستجو کنیم. با رویکرد فعلی ؛ باور داشته باشید یا نداشته باشید ، دوست داشته باشیم یا نداشته باشیم ، بخواهیم و یا نخواهیم دیری نخواهد پایید که این زیبائیها رخت خواهند بست . همچناکه زیبائیهای تهران حتی در عکس ها هم وجود ندارند و همچنانکه زیبائیهای مسیر پاوه تا گردنه شمشیر همچون یخ های قطبی محو می شوند و بگذریم ......
یومئذ لتسئلن عن النعیم ، خدا به فریاد همه ما برسد.