عنوان: غرامت محیط زیستی یکشنبه 23 آذر 1393
طی چند دهه گذشته، بر اثر نوسانات اقلیمی در مقیاس جهانی و ذهنیت توسعه گرا، کمیت گرا، شهرگرا، ضعف مبانی مدیریت یکپارچه منابع و بی توجهی به جستار پایداری محیط بر اثر زیاده خواهیها، محیط زیست ایران به شدت دچار فروسایی شده است. رهآورد این بی پرواییها، طی چند دهه گذشته، در قالب خشکسالیهای پیاپی، خشک شدن تالابها و زیست بومهای پایین دست سدها، کوچ روستائیان به شهرها، افزایش ریزگردها و اسکان غیررسمی و افزایش بزهکاریهای محیطزیستی و از بین رفتن خدمات اکوسیستمی، نمود یافته است که خود به چشم خویشتن شاهد آن هستیم. به رغم افزایش نگرانیها، از پیامدهای اجتماعی، سیاسی و امنیتی ناشی از این رویکردها و هشدار فرهیختگان، در همچنان با شتاب بر پاشنه پیشین میچرخد. از جمله پیامدهای چنین امری عدم هماهنگی قوانین با نیازها و موضوعات مبتلا به جامعه و نقصان و خلأ قوانین در پاسخ به موضوعات و مشکلات روز دانست.
امروزه در عرصه حقوق محیطزیست، اصول مختلف حقوقی همچون اصل احتیاط، اصل پیشگیری و اصل ارزیابی در راستای حقوق محیطزیست و توسعه پایدار، چارچوب عمل و راهنمای تدوین اسناد مختلف حقوقی در عرصههای گوناگون ملی، منطقهای و جهانی است به نحوی که اقدامات اشخاص و اعضا در قالب چنین استانداردهایی مورد سنجش و ارزیابی قرار میگیرد. اما باید این را نیز اضافه نمود که در عرصه حقوق محیطزیست اصولی مجهول واقع شدهاند که به لحاظ تازگی طرحشان، تعریف جامع و مانعی از آنها حتی در میان متخصصین امر وجود ندارد. در این میان غرامت محیطزیستی که به هزینههای پیشگیری از آلودگی و تدابیر کنترلی برای تشویق جهت استفاده معقول از منابع محیطزیستی و اجتناب از نابودی تجارت و سرمایهگذاری میپردازد از جمله اصولی است که در این میان نادیده انگاشته شده و یا کمتر به آن بها داده شده است. در بدو امر به نظر میرسد غرامت محیطزیستی بر یک منطق ساده حقوقی استوار بوده و آن اینکه، عامل یک فعالیت یا اقدام که سود چیزی را میبرد باید زیانهای ناشی از آن به محیطزیست را نیز متقبل نماید. در این صورت هر نوع فعالیتی که به هر دلیلی فعالیتشان در ارتباط با محیطزیست بوده و بر آن تاثیرگذارند، مکلفاند در چارچوب نظام قانونی مشخص و معینی فعالیت نمایند. طبعاً نقش چنین قواعد و چارچوب رفتاری به طور خودکار موجب مسئولیت آلودهکننده و یا آلودهساز و یا مصرفکننده خدمات اکوسیستمی خواهد بود اما باید توجه داشت که این به معنی محدود نمودن اصل فوق به صرف فعالیتهای غیرقانونی نیست چراکه در منظر دیگر، تولید کننده و یا خدمترسانی که یک فعالیت احتمالی خطرناک(از جنبه محیطزیستی) مینماید، باید هزینههای پیشگیری از بروز آلودگی یا تدابیر پاکسازی یا حمایت و حفاظت از محیطزیست و یا جبران آلودگی ناشی از فعالیت خویش را برعهده گیرد. تدابیر اتخاذ شده توسط مقامات عمومی جهت تضمین اینکه محیطزیست در یک وضعیت قابل قبول بوده و اینکه هزینه این تدابیر باید در هزینه و قیمت کالاها و خدماتی که موجب این آلودگی در جریان تولید یا در جریان مصرف میگردند باید لحاظ گردد. کما اینکه چنین فعالیتی در چارچوب قوانین و مقررات تنظیمی بوده و آلودگی ناشی از آن از حد مجاز آلودگی و یا آسیبرسان به خدمات اکوسیستمی فراتر نباشد. در اصطلاحات اقتصادی این فرایند تحت عنوان درونی نمودن هزینههای محیطزیستی بر روی فرآورده یا خدمات معروف است یعنی آن آثار جانبی منفی که از قبل تولید یا مصرف شخص یا اشخاصی بر غیر وارد میگردد از طریق لحاظ پیامدهای مالی چنین آثاری در پروسه چنین تولید یا مصرفی از بین برده شود.
در واقع این اصل که بر تخصیص هزینههای برای تولیدکنندگان و یا خدمترسانان تأکید دارد،که به تولید آلودگی و استفاده از خدمات اکوسیستمی میپردازند، جهت جلوگیری یا جبران آلودگی به عنوان مقررات کنترلکننده به وسیله مقامات ذیصلاح قانونی تأکید دارد و در دو سطح میتوان آن را مطرح نمود: به این صورت که ابتدا از منظری در راستای مفهوم مسئولیت عینی یا مسئولیت مبتنی بر خطر بوده که در آن عاملان آلودگی متحمل هزینه رفع آلودگی و جبران خسارتی که متضمن وجود یک رژیم مسئولیت مدنی عینی است میگردند. از منظر دیگر در این اصل مقولهای دیگر مطرح است که مفهوم آن را فراتر از مسئولیت عینی نیز برده و آن را متفاوت میگرداند و آن اینکه آلودهکننده باید هزینه ناشی از پیشگیری و ایجاد آلودگی و بهرهمندی از آن و پاکسازی را گاهی حتی پیش از ایجاد آلودگی و ایراد خسارت بدون نیاز به اقدام قضایی بپردازد. هرچند که در برخی موارد جبران خسارت با مابه ازای مادی موجب بازگشت محیطزیست به حالت سابق نمیگردد و این جایی است که اصل فوق از پاسخگویی، کارآمدی یا کارایی باز میماند، در این صورت اگر ایجاد آلودگی با مجوز مراجع صلاحیتدار انجام گرفته باشد، طبعاً از منظر حقوقی قابل پیگیری بوده و در چنین مواقعی این اعمال در خوشبینانهترین دیدگاه، تخلف اداری-انتظامی تلقی گردیده و همچنین موجب مسئولیت آنها خواهد بود و در نهایت میتواند منجر به توقف فعالیت مسببان گردد.
در غرامت محیطزیستی، هدف اصلی مداخله فزاینده دولت در امور نیست بلکه اتفاقاً در این رویکرد، هدف اصلی به نوعی گذر از دولت مداخلهگر به دولت تنظیمی یا سیاستگذار است. در دولت تنظیمی، دولت به مثابه شخص بیطرف و نماینده خردجمعی جامعه اقدام به سیاستگذاری میکند و چه بسا با مشارکت بخش مهمی از جامعه مدنی در امور مربوط به سیاستگذاری و نظارت اهتمام میورزد.
در واقع غرامت محیطزیستی در واکنش به حدوث اتفاقات جدید، به ویژه در عرصه حقوق محیطزیست به شمار میآید لذا تصویب قانون خاص واحد، حاکم بر تمام حوزههای محیطزیستی و تأسیس نهاد ویژه ناظر بر اجرای آن در این راستا ضروری مینماید.
اگرچه در بستر قوانین فعلی بخشی از اهداف این اصل قابل حصول میباشد که البته خود نیازمند توجه فزاینده دستگاه قضایی و تربیت قضات متخصص و اختصاص شعباتی ویژه میباشد اما باید توجه داشت که ارتقای شأن غرامت محیطزیستی به جایگاه اصلی خود مستلزم وجود مراجع اختصاصی اداری در چارچوب سازمان متصدی امور محیطزیست برای رسیدگی سریع، دقیق و تخصصی به موضوعات محیطزیستی میباشد.
پیش بینی سازوکارهای حقوقی در نظام حقوقی کشور ایران که نظام سیاسی آن مبتنی بر مبانی و اصول مردم سالاری دینی و مشارکتی آگاهانه و همچنین مبتنی بر ارزشهای والای انسانی است و سازوکارهای حقوقی لازم را در اجرایی نمودن اصل فوق به نحو احسن را در اختیار دارد در این صورت نبایستی مشکل حادی در اجرایی نمودن اصل غرامت محیطزیستی داشته باشد.