عنوان: بازنگری در سیاست¬های محیط زیستی ایران یکشنبه 23 آذر 1393
بازنگری در سیاستهای محیط زیستی ایران: برنامه ششم توسعه
با اوج گیری فرایندهای رشد و توسعه و شکل گیری برنامههای توسعه صنعتی در ایران وضعیت محیط زیست در وضعیت نگران کنندهای قرار گرفته است. بازار و بخش خصوصی در حفاظت از محیطزیست و مقابله با پیامدهای منفی محیطزیستی ناشی از فعالیتهای اقتصادی ناتوان بوده است. دولت نیز که اساساً مسئولیت اصلی حفاظت از محیطزیست به عنوان یک کالای عمومی را دارد یا در انجام این وظیفه ذاتی ناتوان بوده است و یا با مداخله گسترده و روز افزون خود در فعالیتهای اقتصادی بر عمق و دامنه بحران محیط زیستی افزوده است. برکسی پوشیده نیست که شاخص پایداری در ایران نگران کننده است. مشکلات ناشی از استفاده ناپایدار و سودجویانه از منابع، زمین، آب، هوا و غیره چشم انداز بسیار خطرناک و تهدید کنندهای را در جامعه ایران ترسیم میکند. جنگلزدایی، بیابانزایی، انتشار گازهای گلخانهای و در نتیجه آلودگی شدید هوا، آلودگی دریاها و آبهای شیرین (رودخانه ها، آب های زیرزمینی)، کاهش و انقراض گونههای گیاهی و جانوری، دفن نامناسب و غیراصولی مواد آلوده و سمی، استفاده بسیار زیاد از مواد آلی و سمی پایدار مانند کودهای شیمیایی یا سموم دفع آفات نباتی، فرسایش خاک و در نتیجه کاهش کیفیت خاک و غیره برخی از مهمترین معضلات محیطزیستی در کشور به شمار میروند. از طرف دیگر، شهرنشینی و توسعه صنعتی، به تداوم تخریب زمینهای قابل کشت کمک نموده است. به موازات افزایش شهرنشینی، به ویژه در کلان شهرها، ترافیک متراکمتر، آب و هوا آلودهتر، حاشیه نشینی شهری گستردهتر و آب شیرین در دسترس کمتر میشود. فقر گسترده تخریب و تخلیه منابع را شدت بخشیده است. به همین منوال نادیده گرفته شدن تبعات محیطزیستی، هزینههای گزافی در بر داشته است. برنامههای محیطزیستی مانند وضع مالیاتهای سبز به دلیل عدم انطباق با ساختارهای مالیاتی و مدیریت محیط زیستی این کشورها با شکست مواجه میشوند. قوانین و مقررات به سختی و با مشکل اجرا میشوند. تعداد زیادی از معاهدات بین المللی در زمینه حفظ محیطزیست امضا و یا تصویب شده اما تنها تاثیر قابل ارزیابی آنها رشد نسبی آگاهی تصمیم گیران و مردم بوده است.
ایران در سطح گونههای جانوری تا کنون گونههایی از نادرترین جانوران خود را به علت عدم کنترل شکار و تخریب زیستگاههای مربوطه از دست داده است. در خصوص حفاظت از تنوع زیستی بسیار ضعیف بوده و سیاستهای توسعه پایدار اکولوژیک در آن اعمال نشدهاند. عدم وجود آگاهی و اطلاعات، الگوهای تولید و مصرف ناسازگار با محیطزیست، مکان یابی نامناسب برخی از فعالیتهای اقتصادی، ضعف در اجرای قوانین و مقررات، نبود ملاحظات محیطزیستی در سیاستگذاریهای کلان، فقدان شفافیت در سیاستها و کمبودهای تخصصی مدیریتی ذکر شدهاند. تنها حدود 5 درصد از سرزمین ایران تحت حفاظت قرار گرفته که رقم ناچیزی است. تنوع زیستی ایران با نرخ نگران کنندهای در حال نابودی است. خشکسالی، رشد جمعیت، کمبود قوانین و عدم اجرای آنها، نوع مالکیت و مدیریت از جمله مهم ترین علل بحران تنوع زیستی و تخریب زیستگاهها در ایران است.
با گذشت بیش از سه دهه از عمر پربرکت جمهوری اسلامی ایران، حال زمان آن فرا رسیده است، تا دیون اجتماعی و اکولوژیک خود را بپردازیم. برنامهای که پیش روی رهبری سیاست کشور برای تدوین برنامه ششم توسعه قرار دارد، دارای دستور کاملی است تا بتواند مشکلات پیچیده و متقاطع حوزه محیط زیست را مرتفع سازد. چاره این امر تبادل آزاد اطلاعات، شفافیت دولت، مشارکت نهادهای مختلف، همکاری بخشهای دولتی و خصوصی، تصمیمگیری منطقی و کاهش تعارضات است. دستیابی به این ظرفیتها همزمان با حمایت از توسعه اقتصادی تحت نظام تصمیم گیری کنترل و فرماندهی میسر به نظر نمیرسد، اما چه میتوان کرد جز اینکه مکرراً بیان نماییم که منابع در حال کاهش و عدم قطعیت در تصمیمات در حال افزایش است.
به منظور کاهش تخریب محیطزیست، میبایست سمت و سوی برنامهها کمی بوده و با تأکید بر کارکرد بوم نظام باشد. پایشها میبایست به عنوان بخش جدایی ناپذیر ارزیابی برنامه باشد، که این موضوع نیازمند تدوین برنامههای پرداخت برای خدمات بوم نظامی و بازنگری در قوانین و مقررات محیط زیستی موجود است. در ایران برنامههای اندکی برای حفاظت از تنوع زیستی وجود دارد، که در این زمینه میتوان با استفاده از تجربههای موفق در سطح دنیا به عنوان مدلی برای اصلاح سیاستهای محیطزیستی بهره لازم را برد. به منظور لحاظ نمودن بوم نظام در برنامههای سیاسی عمومی در حوزههای آب، غذا، و انرژی نیز میتوان از تجربههای کشورهای دیگر استفاده نمود و با توجه به شرایط ایران آنها را اصلاح و بومی سازی کرد، چراکه زمان لازم برای تدوین مدلی بومی برای حل مشکلات را در اختیار نداریم. بعد از گذشت پنج برنامه توسعهای، ایران از نبود قانون ارزیابی اثرات محیط زیستی رنج میبرد که این مهم نیز می بایست در دستور کار قرار گیرد. تحقق تمام سیاستها در گرو وجود سازوکارهای قانونی لازم برای اجرای آن است.
در حال حاضر در کشور ایران، ارتباطات سیاسی اندکی بین بخشهای انرژی، آب و در کل برنامههای توسعهای است. در حقیقت، ایران با تغییر پارادایم (انگاره ای) در سیاست آب از یک حالت استفاده صرف از راهحلهای مهندسی به حالتی است که در آن میبایست زیرساختها، پایشها و مشارکتها در این حوزه در راس امور قرار گیرد. چنین امری ممکن است تا حد زیادی با هنجارهای دولتی در حال حاضر مغایر باشد، ولی کمبود آب نیازمند مشارکت و رفتار نهادی مثبت است.
از طرف دیگر اصلاح سیاستهای محیطزیستی میبایست به صورتی باشد که توسعه اجتماعی، اقتصادی و اکولوژیک در دل آن نهفته باشد. به طوری که توزیع منصفانهای از بهداشت و مزایای اجتماعی صورت پذیرد، قانون قدرت لازم را برای برطرف کردن مشکلات را داشته باشد و جامعه با اطلاعات عمومی بیشتری آگاه سازی شود و مشارکت مردمی را در پی داشته باشد.
در طی چند سال گذشته ایران با مشکلات محیط زیستی متعددی روبرو گردیده است. شرایطی که ایران با آن روبرو است چالش جدیدی است و این چالش جدید نیازمند پاسخی کهنه نیست. این چالش جدید محیطزیستی به واسطه رویکردهای غلطی بوده است که در گذشته لحاظ گردیده است. از جمله این رویکردها میتوان به تصمیم گیری و مدیریت بالا به پایین، فقدان پایش و ارزیابی واقعی پروژه ها، ناکافی بودن همکاریهای بین سازمانی، عدم لحاظ نمودن تمایلات جوامع محلی در پروژه های توسعهای، و در نهایت استفاده محدود از دانش بومی و بهترین گزینههای فنی نام برد. ردیف بودجههایی که برای مسائل محیطزیستی در چند سال اخیر تصویب شده است قدری قابل تأمل است که میبایست در برنامه توسعهای آینده این مسائل اصلاح شوند. کلید حل مشکلات محیطزیستی تعیین ردیف بودجه های درخور مسائل پیش رو، اصلاح ساختار نهادی و همچنین ظرفیت سازی برای حل مشکلات است.