عنوان: سوگواره ای برای بختگان جمعه 21 آذر 1393
ما خفتگان تاریخ لقب خواهیم گرفت!
(روزنامه ایران - 28 آبان ماه 93)
همواره یاد گرفتهایم که تا بیمار نشدهایم به درمان فکر نکنیم و احتمالاً اعتقادی هم به پیشگیری قبل از درمان نداریم. از سالها پیش تاکنون کارشناسان در مورد خشکاندن بختگان و حفر چاههای بیرویه در حاشیهاش گفتند و نوشتند، اما گوشی نشنید و چشمی ندید! هماکنون میبینیم که هشدارهای کارشناسان درست بود و متأسفانه بختگان خشک شد ولی باز هم دریغ از توجهی اندک! هنوز فکر میکنیم این خشکی و خشکسالی همانند خشکسالیهای گذشته هست، اما نیست! تا زمانی که طبیعت را عامل خشکسالی بدانیم و تنها دست به دامان خدا شویم، کاری از پیش نخواهیم برد. خدا کمک و خیر و برکتش را در حرکت و تلاش ما قرار داده است. بد نیست بدانیم مایی که خود را خلیفئالله میدانیم، تنها عامل نابودی بختگانیم و نه خشکسالی! هنوز برای جبران خساراتی که وارد نمودهایم در تردیدیم، هنوز با دیدن این آسیبهایی که بر پیکره طبیعت وارد نموده ایم، منتظر معجزهای تازه از خداییم و باز تلاشی نمیکنیم!
به نظر میرسد که در موقعیت زمانی کنونی، بیشتر توجه مردم به سمت بهبود وضعیت معیشتی خود باشد تا دیگر مسائل و بیشک حق دارند. بیشتر افراد جامعه برای رسیدن به یک زندگی معمولی توأم با امنیت اقتصادی در تلاشند. شاید از منظرگاه برخی، توجه به مسائلی همچون «محیط زیست» به مثابه یک ژست فانتزی قلمداد گردد و این از ناآگاهی سرچشمه میگیرد. اگر کمی آموزشهای مدنی در زندگی ما گنجانده شده بود، ما کودکان دیروز، بزرگسالان بیتوجه امروز نبودیم! به فردی که برای درآمد بیشتر حاضر است چندین هکتار جنگل و مرتع را نابود کند، یا به کسی که برای تفریح جان حیوانات دیگر را میگیرد، یا به آن مردمی که با حفر چاههای متعدد، تالابی را به خشکی میکشانند، یا به آن مسئولی که با هر دلیل و توجیهی حاضر است در مرگ تالابی نیمه جان شریک شود و... چه باید گفت؟!
تالابهای فارس یکی بعد از دیگری خشکانده شدند و کسی را هم غمی نیست! پریشان، مهارلو، کافتر، بختگان... بختگان را دریابید. چندی است که پیکر بیرمق بختگان میدانی برای بازیهای سیاسی عدهای شده است. قرار است راهی چهار بانده را از پارک ملی بختگان بگذرانند که فقط منجر به نابودی بختگان و به تبع آن شهرهای اطراف خواهد شد. آقایان مسئول، شما در برابر خداوند، مردم و وجدانتان چه پاسخی دارید! یکی در تلاش برای ساخت جاده و دیگرانی در سکوت...!
بختگان را قربانی جدالهای سیاسی خود نکنید. محیط زیست کشور ما دیگر رمقی ندارد که بخواهد در برابر این گونه بازیها مقاومت نماید. ساخت جادهای که میلیاردها تومان از سرمایه ملی را خواهد بلعید، منطقی نیست. اگر اتصال کارخانه فولاد نی ریز به مرکز کشور را بهانه قرار دادهاید، پس چندین جاده موجود چه فایدهای دارند؟! باید از شما پرسید که: جاده نیریز - آباده - تشک برای چیست؟ جاده نیریز - استهبان چه فایدهای دارد؟ (این جاده زمانی استانداردترین جاده کشور بود.) جاده نیریز – خیر – شیراز را دیدهاید؟ آیا ساخت این همه جاده ضرورت داشته است؟ آیا نمیتوان یکی از راههای موجود را ارتقا داد؟
سرکار خانم ابتکار، آیا شما هم بختگان را فراموش کردهاید؟! جادهای که از دل پناهگاه حیات وحش بختگان و پارک ملی بختگان میگذرد نابودگر است، چرا اقدامی نمیکنید؟ آیا فقط خشکی ارومیه یا زاینده رود تبعات در پی دارد؟ بختگان از مهمترین دریاچههای جهان و نه تنها ایران به شمار میرود. با خشکاندنش زمینه برای دستاندازی بر پیکر بیجانش مهیا شده است. حیات فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و... چندین شهرستان حاشیهاش در خطر زوال است. با سکوت خود بختگان را قربانی جدالهای سیاسی نکنید. تالاب بیزبان منتظرانه چشم به دهان شما دوخته است تا دستور توقف جادهسازی را صادر کنید. منتظرش نگذارید، بختگان دیگر رمقی ندارد!!!
رسول حاجی باقری
دبیر انجمن پیشگامان خورشید استهبان