• 36
  • 2

عنوان: دین و اکولوژی پنجشنبه 29 بهمن 1394

ارسال کننده: محمود رستمی تبار


ترجمه: محمود رستمی تبار (بهمن ماه 94)

بحرانهای سالیان اخیر محیط زیست که به نوعی همه ابعاد هستی زندگی انسان را در برگرفته اند زمینه نوعی گفتگوی غیر مستقیم مابین ادیان را فراهم آورده اند. هر دین و مذهبی به نوعی سعی دارد از قافله مباحث محیط زیستی عقب نماند. غربی ها که به نوعی بعلت بحرانهای محیط زیستی ناشی از تغییر مسیر آنها از قرون وسطا و عبور از دوران رنسانس, خود در عصر صنعتی شدن خسارات جبران ناپذیری بر محیط زیست وارد ساختند و اولین قربانیان و تجربه کنندگان این پی آمدها بودند زودتر از دیگران به خود آمده و عقلای قوم با نوشتن و گفتن نسبت به این مسئله اعلام خطر کردند. تا جایی که بعضا دین و مسیحیت و تفکر انسان گرایی دینی را عامل تخریب جهان قلمداد نمودند. با این اتهام مذهبیون و دینداران برای پاک کردن دامن مقدس دین دست به قلم شدند. نتیجه این اقدامات در اعلامیه Assisi  در کشور ایتالیا و در گردهمایی ادیان بزرگ جهانی و کتاب راهنمای دین و اکووژی دانشگاه آکسفورد  Roger S. Gottlieb , دایرالمعارف دو جلدی  دین و طبیعت  با ویرایش Bron Taylor  و کتاب دین و اکولوژی John Grim, Mary Evelyn Tucker خود را نشان داد. لازم به ذکر است کتاب دین و طبیعت دکتر سید حسین نصر و کتاب محیط زیست در اسلام ایت الله جوادی آملی نیز به فارسی ترجمه و در دسترس است. متن زیر ترجمه یکی از مقالات به قلم ریچار فولتز می باشد. هرچند خالی از اشکال نیست ولی به جهت ترویج روحیه پژوهش های دینی در حوزه محیط زیست تقدیم خوانندگان محترم می گردد

 فصل 8  اسلام

نویسنده :Richard C. Foltz

 

عالم افسردست و نام او جماد     جامد افسرده بود ای اوستاد

باش تا خورشید حشر آید عیان    تا ببینی جنبش جسم جهان

............................

ما سمیعیم و بصیریم و خوشیم     با شما نامحرمان ما خامشیم (مثنوی  معنوی)

 

امروزه حدو 1.2 میلیارد نفر در اطراف جهان تا حدودی بعنوان وابستگان به سنن  دین  1400 ساله اسلام شناخته شده اند. اگر ادیان بعنوان منابع اصلی نظامهای ارزشی شناخته می شوند  و افراد و جوامع  بروندادهای احتمالی را با آن ها می سنجند  و  براساس آن برای تعیین نوع رفتار  تصمیم گیری می کنند,  بنظر می رسد پذیرش اخلاق مراقبت و عدم استخراج بی رویه از محیط زیست از سوی مسلمانان,  در اصول و سنت های اسلامی که با ارزشهای طبیعی جهان  سازگار باشد, پیش بینی شده باشد.  این مقاله تلاش دارد که نشان دهد براستی چنان اصولی در اسلام یافت شده و  برخی روشهایی را مورد بحث قرار می دهد که نشان می دهد مسلمانان معاصر در سراسر گیتی در پی اعمال این اصول در واکنش به بحرانهای محیط زیستی هستند. همچنین به برخی از موانع فرهنگی و سیاسی برای اجرایی نمودن رهنمودهای اسلامی به منظور حفاظت از محیط زیست اشاره می کند که افراد فعال در این حوزه با آن مواجه هستند.

منابع محیط زیست گرایی اسلامی

در سالهای اخیر بعضی از نویسندگان اسلامی که در غرب زندگی می کنند, مقالاتی بر پایه منابع مقدس اسلامی منتشر نموده اند که  اسلام را دین اکولوژی محور معرفی کنند. در حقیقت بطور تاریخی ادبا و فیلسوفان مسلمان هنگام بررسی موضوعات جهان طبیعی, ابتدائا نگران ساختار بحث های نظری در باره عدالت اجتماعی در میان انسانها بوده اند . اخلاق محیط زیستی اسلامی بوسیله نویسندگان معاصر, اغلب در واکنش به نظرات لین وایت منتقد غربی دین مسیح, شکل گرفته است, و دوست دارند این نوع اخلاق اسلامی عملی گردد. مثلا اقتدار حسین زایدی, وایت را آنجا که گفته است ریشه بحران اکولوژیکی «بحرانی است که   ریشه در محرومیت های اخلاقی دارد» را بطور واضح نقد کرده است. (زایدی 1981:35). سید حسین نصر فیلسوف  ایرانی آمریکایی در سخنرانی اش در دانشگاه شیکاگو در همان سال 2000, پس از بحث های دهه 1950 و بحث های مورد انتظار1967 وایت ,  بین معنویت غرب و بحران محیط زیست ارتباط برقرار نموده است. (نصر 200).

منحصر نمودن بکارگیری اصطلاح اسلامی برای آنچه که می تواند صرفا از منابع شرعی اسلامی اخذ گردد, در مقابل  اقدامات و نگرشهای مسلمانان مفید خواهد بود , چرا که ممکن است مستقیما از آن منابع  الهام نگرفته باشند و یا احتمالا هم از آنها الهام نگرفته اند.. به عبارت دیگر بین محیط زیست گرایی اسلامی که آشکارا  ناشی از منابع و متون اسلامی باشند و یا مسلمان محیط زیست گرا که ممکن است الهام گرفته از منابع متعدد دیگری- که احتمالا بطور محدود و نه منحصرا در دین وجود داشته باشند-, تمایز قائل شد.(حامد 1993: 146) . باید تصدیق گردد که بسیاری از محیط زیست گرایی های موجود در میان مسلمان و نه اغلب آنها, بیشتر از اینکه از مدلهای اسلامی ناشی شده باشند ریشه در مدلهای غیر دینی غرب دارند.

مسلمانان دارای تنوع  فرهنگی بوده و هرگز بیش از اندازه فعلی, در حد میلیارد نفر و بیشتر,  که در همه نقاط جهان ساکن هستند, نبوده اند. در طول تاریخ یکی از منابع بی چون و چرا و موثق که همه مسلمانان بر آن توافق دارند, خواست خداوند است که در قرآن بیان شده است. بعلاوه, اکثریت سنی ( شاید هشتاد درصد مسلمانان) شش مجموعه از گزارشات در باره رفتار و سخنان پیامبر محمد (صلی الله علیه) که حدیث نامیده می شود, بعنوان منابع تکمیلی موثق قبول دارند.  ( شیعه ها با برخی موافقند اما نه با همه این گزارشات و مجموعه حدیث خاص خود دارند). همچنین مسلمانان محیط زیست گرای معاصرکه در پی فراهم نمودن اخلاق محیط زیستی در حوزه اسلام هستند تلاش دارند مباحث خود را بر پایه قرآن و حدیث قرار دهند و توجه کمتری به مشارکت فرهنگی احتمالی جوامع مختلفی که در آن زندگی می کنند خواهند داشت. فرض این مباحث بر آن است که نگرش ها محلی نمی توانند پایه و اساس هرنوع اخلاق جهان اسلام  گردند, چرا که بطور مطلق از سوی مسلمان بعنوان بدعت و یا غیر اسلامی بودن مورد هجمه قرار می گیرند.  

سیاست محیط زیستی شدید در میان مسلمانان  -در جایی که وجود دارد- خاص منطقه می باشد. از منظر اسلام, صرف درگیر شدن مسلمانان بیانگر ایدوئولوژی یا فعالیت اسلامی نیست و نیازمند وجود پایه و اساس قرآنی و مورد تایید سنت پیامبر که توسط حدیث تایید گردد,  می باشد. این بیانگر آن نیست که مشارکتهای فرهنگی گسترده تر از سوی مسلمانانی که در جوامع مختلف دنیا زندگی می کنند در هدایت بحرانهای محیط زیستی مهم نیست.

عقیده ای در دنیا برای مسلمانان بعنوان عقیده اسلامی قابل قبول است که  بطور اطمینان بخشی اعلام گردد که این امر برگرفته از اصول قرآنی و یا سنت بوده و یا موافق این اصول است. در هشت الی ده قرن علما با اعمال اصل قیاس و توافق جمعی ( اجماع) در متون کتبی همه مدلهای اجتماعی شناخته شده را بعنوان شریعت یا قوانین اسلامی ایجاد کرده اند. شریعت در برگیرنده رهنمودها , محدویتها و دستورات بیشماری است , که در برگیرنده مفاهیم محیط زیستی بویژه از لحاظ نگهداری شکارگاهها , توزیع آب, و توسعه زمینهای بایر می باشد . اما بطور تاریخی قوانین اسلامی و شرعی بطور انتخابی عمل شده و بطور عملی بوسیله همه مسلمانان دنیای امروز بکار نمی روند.

مسلمانان محیط زیست گرای معاصر تمایل دارند نوعی محیط زیست گرایی را ایجاد کنند, که مفهوم قرآنی نظارت که درعربی «خلیفه » یا جانشین گویند, مبنا قرار گیرد, که در آیات قرآن آمده است: « و چون پروردگار تو به فرشتگان گفت من در زمین جانشینى خواهم گماشت» (2:30) و همچنین « و اوست کسى که شما را در زمین جانشین [یکدیگر] قرار داد» (6:165). حدیثی شبیه این آیات « هرآینه این دنیا جذاب و شیرین است و خداوند شما را جانشین خود بر روی آن قرار داده است که ببیند چگونه عمل می کنید.» یک محقق معاصر قدم فراتر نهاده و گفته است که « جانشینی یک آزمونی را شکل می دهد  که شامل نحوه ارتباط بین انسان و محیط زیست است.» اما چنان تفسیری در یک سطح گسترده هنوز طنین نینداخته است (ابو سوی 1998).

بعضی از نویسندگان مسلمان همچون شاعر فیلسوف قرن سیزدهم جلالدین رومی با اندیشه های ثابت اسلامی نسبت به سلسله مراتب گیتی با هدف آموزشی شعر سروده است. مثلا بنظر رومی  بعضی از انسانها از حیوان کمتر هستند. (رومی 1926: 5:2008)

 گرگ و خرس و شیر داند عشق چیست                    کم ز سگ باشد که از عشق او عمیست

این فقط یک پند است بهرحال از آنجا که رومی همانند بسیاری از فلاسفه اسلامی زمان خود «زنجیره بزرگ هستی» مدل پذیرفته شده افلاطون را پذیرفته اند, می تواند بگوید:

از جمادی مردم و نامی شدم               وز نما مردم به حیوان برزدم

مردم از حیوانی و آدم شدم              پس چه ترسم کی ز مردن کم شدم

مفاهیم قرآنی توحید (یکتایی) بطور سنتی در میان نویسندگان مسلمان بعنوان بی همتا بودن خداوند (متضاد چند خدایی) تفسیر شده است. اما بعضی از محیط زیست گرایان مسلمان معاصر ترجیح می دهند, توحید را «شامل همه» یا «جامع», مفهومی که در اداب و رسوم صوفیان طنین بیشتری دارد , معنا نمایند. حتی عده کمی هم «وحدت الوجود» را که در اصطلاحات محیط زیستی یافت می شود, مرتبط با ابن عربی فلیسوف قرون وسطی می دانند. ابن عربی همواره دانشمند بحث برانگیزی برای مسلمانان بوده است که حتی عده ای وی را به شرک و صاحب دیدگاه وحدت گرایی متضاد با موحدان بنیادگرای اسلامی متهم می کنند. همچنین باورهای تصوف در قبال خلقت و تمایز بین خالق و مخلوق برای بسیاری  از مسلمانان در یک فضای تیره و تار خطرناک باقی مانده است. این مشقت اغلب در اتهام به شرک (قائل شدن شریک برای خدا) نهفته است. که به باور بسیاری از مسلمانان تنها گناه نابخشودنی است. بنابراین همچون برخی متون مسیحیت, مسلمان محیط زیست گرا در معرض این اتهام هستند که طبیعت را برای خود بت ساخته اند.

در پشتیبانی از تفاسیر منحصر توحید,  آیه قرآن (17:44) ذکر کرده است که همه مخلوقات خدا را تسبیح می گویند, حتی اگر این ستایش با زبان انسان قابل بیان نباشد. براساس این آیه و دیگر آیات مشابه طبیعت – همه مخلوقات-  در واقع مسلمان  بوده و به استثنای انسان که آزاد است که تسلیم این قوانین بشود یا نشود, تسلیم قانون (طبیعی) خداوند هستند. بنابراین انسان در یک خطر واحد است ( مثلا لعنت همیشگی) و البته در معرض یک فرصت بی مثال و آن براساس ملاحظات اسلامی, نوع انسان می تواند حیات ابدی را پاداش بگیرد. همچنانکه رومی در مثنوی ذکر کرده:

                   « آدمی منکر ز تسبیح جماد              و آن جماد اندر عبادت اوستاد».

 به عبارت دیگر « جمله عالم خود مسبح آمدند          نیست آن تسبیح جبری مزدمند».[1]

در هستی شناسی اسلام تمایز انسان بنظر نمی رسد چیزی فراتر از ظرفیت یگانه خود برای بدست آوردن حیات ابدی با انتخاب عبادت خداوند باشد. قرآن بیان می فرماید که « و هیچ جنبنده‏اى در زمین نیست و نه هیچ پرنده‏اى که با دو بال خود پرواز مى‏کند مگر آنکه آنها [نیز] گروه‏هایى مانند شما هستند.....» (6:38). مفهوم مرتبه ای نظارت برگرفته از کلمه خلیفه در اینجا بازیابی می گردد. حیواناتی که خدا را تسبیح می کنند و ستایشگرانی که مورد توجه او هستند جدای از منافعشان برای انسان, بعنوان موجود , هدفی دیگر دارند, هرچند همزمان در قرآن ذکر شده است که؛ حیوانات مشخصی از جمله احشام و چارپایان  بارکش برای خدمت به انسان خلق شده اند.

قرآن اسلام را بعنوان دین فطرت ( طبیعت اولیه اشیاء) توصیف نموده است. انسانها بصورت طبیعی و فطری مسلم هستند که  از مسیر تسلیم و خواست خدا منحرف شده اند. در صوفی گرایی خاصتا,  هدف انسان رسیدن دوباره به خواستگاه واحد یعنی خدا می باشد. (رجوع به خداست). با بسط مفهوم فطرت بعضی از متفکران معاصر استدلال نموده اند که بطور طبیعی اصلا شیوه زندگی اسلام در قبال محیط زیست حساس است, فقط اگر دیوانگی ناشی از غرور جهانی حذف گردد. (چیشتی2003).

با تکیه سنتی بر اعمال و گفتار حضرت محمد و آیات قرآن کریم پی می بریم, پایه و اساس قوانین اسلامی با تاکید بر مهربانی نسبت به حیوانات  است. پیامبر فرموده است که « اگر شما می کشید , خوب بکشید و اگر ذبح می کنید درست ذبح کنید» و همچنین «هر مخلوقی  صاحب قلب  (زنده باشد) یک نعمت است.»

به مسلمین امر شده که سیاره  زندگی را بخوبی احترام نهند و در حدیث پیامبر است که « برخی درختان همچون خود مسلمان مبارک می باشند, بویژه درخت خرما»

قران در خصوص کسانکیه زمین را تباه می کنند, دارای حکم است « و چون برگردد [یا ریاستى یابد] کوشش مى‏کند که در زمین فساد نماید و کشت و نسل را نابود سازد و خداوند تباهکارى را دوست ندارد»(2:205)  و : «و در زمین پس از اصلاح آن فساد مکنید» (7:85). همچنین اسراف و مصرف بیش از حد محکوم شده اند. « اى فرزندان آدم جامه خود را در هر نمازى برگیرید و بخورید و بیاشامید و[لى] زیاده‏روى مکنید که او اسرافکاران را دوست نمى‏دارد» (7:31) و قرآن مکررا برای حفظ توازن بین اشیاء فراخوان داده است: (13:8, 15:21, 25:2 و ...).

 احادیثی از پیامبر بنظر می رسد بطور ویژه با مسائل پایداری معاصر مرتبط هستند. « در دنیا چنان زندگی کنید که هرگز نخواهی مرد و برای آخرت چنان زندگی کنید که گویا فردا خواهید مرد»  و « اگر قیامت فرا رسد و در دست یکی از شما نهالی باشد بایستی آنرا بکارد» (ابن حنبل, مسند 5.440 و 3.142).[2]

اغلب در میان مسلمانان محیط زیست گرای امروزی این بحث وجود دارد که قوانین شرعی اسلامی (شریعت ) در هردو مذهب شیعه و سنی اگر به خوبی اجرا شوند در برگیرنده محدویت های مناسبی هستند که تامین کننده استفاده پایدار و صحیح  از منابع طبیعی است. منابعی همچون آب, هوا, و حیات وحش در مالکیت عموم بوده و استفاده از منابع بنظر می رسد توسط اصول زیر تعیین گردد:

نیازهای غیر حیاتی تابعی از نیازهای حیاتی هستند.

تامین نیاز فقیر بر تامین نیاز غنی برتری دارد.

برای کسب منفعت نباید کسی متضرر شود. ( لاضرر و ضرار)

بهرحال همچون هر جامعه انسانی دیگری این اصول بعنوان اصول آرمانی باقی مانده و در عمل اجرا نشده اند.

بعلاوه از جنبه های مهمی, شرایطی که مسلمانان امروز با آن روبرو هستند, نسبت به شرایط 12 قرن پیش که احکام شرعی برنامه ریزی شدند, بسیار متفاوت است. کاربرد مستقیم احکام شریعت برای مسائل محیط زیستی معاصر برای تفسیر (اجتهاد) بوسیله علما خود یک موضوع است. چنین تلاشی امروزه در ابتدای راه است. یکی از علمای معاصر مصطفى أبو صوی  گفته است که حدیثی که به مسلمانان سفارش می کند که از اجابت مزاج در  مسیرهای عمومی یا منابع آب  خوداری کنند, می تواند در زبان امروزی بعنوان پیشگیری از آلودگی استنباط گردد.از آنجا که اکنون  میدانیم تخلیه مواد شیمیایی سمی و پسماند در سیستم آبرسانی برای سلامت انسان مضر است , ابو صوی به آن استناد کرد و با قیاس ناشی از فهم  شریعت ,این کار را ممنوع (حرام) کرده است. (ابو صوی 1998). بنظر می رسد, امروزه بهرحال اندکی از علمای اسلامی درستی چنین تفاسیری را به چالش بکشند.

هنوز یک رویکرد حاشیه ای

براستی شاید کسی بپرسد تفاسیر اکولوژیکی از منابع مقدس که بوسیله تعدادی اندک از محیط زیست گریان مسلمان که برجسته ترین آنها در غرب زندگی کرده و برای مخاطبین غربی می نویسند, بیانگر نگرش مسلمانان در هر نوع از مقیاس مهم جهانی است. اسلام در ظهور بحث های دین و محیط زیست بطور برجسته ای نقشی نداشته و مقالات مشابه و شخصیت هادر جلسات و محافل ادبی بعنوان نمایندگانی حضور داشته اند.

اغلب مسلمانان نویسنده معاصر در مورد محیط زیست, تخریب محیط زیست راصرفا یک علامت ازبی عدالتی اجتماعی توصیف نموده اند. مسئله این نیست, جای بحث است که که انسان بعنوان یک گونه, در حال برهم زدن توازن طبیعت است و بعلاوه, بخشی از مردم بیش از سهم خودسهم می برند. محیط زیست گرایان مسلمان همچون فضلون خالد, یاسین دیتون , عمر وادیلو, هاشم اسماعیل دوکرت گفته اند که پایه اصلی اقتصاد جهانی معاصر غیر اسلامی بوده و هدف منحصرا به حداکثر رساندن منافع برای سرمایه گذاران و سفته بازانی است که سبب ایجادپروژه های بزرگ توسعه ای مخرب محیط زیست می شوند که - ( این پروژهای بزرگ ) بیش از پروزه های کوچک که برای رفع نیازهای واقعی ارزشمندتر هستند - بصورت نامتناسبی به ثروتمندان بزرگ نفع می رسانند. به عبارت دیگر, اگر سود اخذ شده (ربا) که مطابق قرآن حرام است و اساس سرمایه گذاری بانکداری جهانی است, حذف شود, دیگر پروژه های مخرب محیط زیستی بیشتری وجود نداشتهو در نتیجه منابع فراوانی برای همه وجود خواهد داشت. بهمین نحو محیط زیست گرایان اسلامی جمعیت زیاد را بعنوان یک مسئله نادیده می گیرند (آنرا مسئله قلمداد نمی کنند). (بنظر آنان) مشکل در محدویت جابجایی است اگر محدویت ویزا حذف شود, مردم به سادگی از نقاط پرجمعیت به نواحی کم جمعیت مهاجرت می نمایند. در عوض نویسندگان مسلمان, در ارجاع تقصیر تخریب محیط زیست, بر مصرف بی رویه غربی ها و متحدانشان در کشورهای توسعه یافته متمرکز شده و اشاره نموده اند که متوسط مصرف هرشهروند آمریکایی به اندازه 65 نفر بنگلادشی است. بعلاوه در سایه اولویت بندی نیازهای حیاتی در مقابل نیازهای تجملاتی در قانون اسلام, استفاده بیش از حد از سرزمینهای حاشیه ای توسط توده های بیچاره و فقیر, قابل بخشش تر است از استخراج نامحدود منابع برای منافع و اشتهای سیرنشدنی غربی ها می باشد.

در کشورهای اسلامی, در سالهای اخیر سیاست کنترل زاد ولد و حقوق زادآوری زنان مورد مخالفت قرار گرفته است. و بیشتر این تلاشها ریشه در اتهام زنی به غرب برای کنترل تعداد مسلمانان دارد. و هشدارهای مبنی بر گرسنگی و فقر ناشی از جمعیت زیاد اغلب با شعار «خدا رازق رزق است » پاسخ داده شده است که برگرفته از آیه(11:6) قرانمی باشد. «و هیچ جنبنده‏اى در زمین نیست مگر [اینکه] روزیش بر عهده خداست و [او] قرارگاه و محل مردنش را مى‏داند همه [اینها] در کتابى روشن [ثبت] است»  

با این حال در قوانین اسلامی قانونی مبنی بر ممنوعیت پیشگیری از آبستنی وجود ندارد. حکیم ابومحمد غزالی ( 1058- 1111) بعنوان دومین مسلمان بزرگ بعد از محمد[3] و نوشته هایش نفوذ زیادی در میان مسلمانان امروزی دارد در کتاب آداب النکاح گفته است که کنترل زاد و ولد بصور عزل در اسلام مجوز دارد. او گفته است که این کار بعلت ترس از مشقت داشتن فرزند زیاد ... قدغن نیست در حالیکه نداشتن مشقت در زندگی از سوی دین توصیه شده است.[4]

در واقع بنیانگذار کنترل خانواده در کشور کینیا یوسف علی ایرج یک مسلمان است. او می گوید: « استفاده از کنترل جمعت پیروی از غرب نیست. مسلمانان می توانند برنامه تنظیم خانواده مطابق با اصول اسلامی داشته باشند. اینکه دکترین اسلامی مخالف آن است یک افسانه است! همه روشها اجازه داده شده حتی عقیم سازی»( امید و جوانان 2000:173). علیرغم این استدلها, مسلمانان زیادی هنوز بحث هایی بر علیه داشتن فرزند بیش از آنچه که بتوان تامین شود داشته, و این افراد را کافر قلمداد می کنند .

امروز ایران تنها کشوری است که قانون کنترل جمعیت با حمایت علوم اسلامی را دارد و چنین تلاشهای در مقیاس کوچکتر در برخی دیگر از نقاط مشاهده می گردد.[5]

واکنش معمول مسلمانان به تبلیغات محیط زیست گرایان غرب و نوع سناریوی آنها برای آینده , «توکل» یا اعتماد بخدا است .( قرآن 5:23, 14:11, 65:3, 25:58, 26:17,18), گرایشی که در غرب به سرنوشت(Fatalism) معروف می باشد. در کل در میان اخلاقیون مسلمان امروزی توجه به مسائل عدالت انسانی بیش از توجه به بیوسفر است.  اسلام در بردارنده این مفهوم است که دنیا حادثه ای گذراست و به هدف خدمت به خدا خلق شده است و چون به هدف رسید یکباره متوقف خواهد شد. بعلاوه اسلام بر روابط بین خدا و انسان بیش از هرچیز دیگر تاکید داشته و در مقابل نسبت به مخلوقات بیشمار دیگر, چیز کمتری برای گفتن دارد.

واقعیت موجود اینکه,آیا اسلام محیط زیست گراست یا نه در عمل و در سراسر تاریخ آن, مسلمانان خداشناس, فیلسوف و عامی, اغلب منحصرا بر روابط بین خدا و بشر تمرکز نموده اند. اقتدار حسین زیدی بطور ضمنی در این سخن که « ما در پی ماتریکس ادیانی هستیم که جایگاه انسان را بعنوان موجود مسلط بر اکولوژی حفظ کند » این موضوع را تایید کرده است (1981:36).در واقع یک نویسنده مسلمان اخیرا نتیجه گرفته که « انسانگرایی اسلامی ادعاهای اکولوژی اسلامی رانفی می کند» ( Erdure, 1997:160).    

با توجه به اهمیت نفت و صنایع آن و دنباله روی گسترده از سرمایه داری , رویه زندگی مصرف گرایانه در بسیاری از کشورهای اکثرا مسلمان, بنظر می رسد مسلمانان بایستی برخی از انتقادات را نسبت به خود در قبال تخریب سریع و بحرانهای محیط زیست پذیرا باشند.

شمشیر دو لبه توسعه

در جهان امروز برخی از بدترین نوع مسائل محیط زیستی در کشورهای با اکثریت مسلمان یافت می شوند. اگر بسیاری از مسلمانان زندگی خود را براساس تفسیر اسلام و تاکید قوی بر خلیفه بودن انسانو کاربرد آن در حوزه محیط زیست طبیعی شکل دهند ( تسلط همه جانبه بر منابع طبیعی) حتی با پذیرش ظاهری مسئولیت , این مسائل کمتر به زبان رانده می شوند.[6]  

براستی اصل اسلامی مصلحت که بیانگرتغییرقوانین برای رسیدن به خوبی های مشترک است,اغلب در مسئله حفظ محیط زیست برای عبور از برخی از رهنمودهای دینی بر این مبنا که بعدا برای نیازهای اجباری توسعه جایگزین شوند, بکار رفته است. حتی نواحی اطراف مکه و مدینه که پیامبر محمد آنها را پناهگاه اعلام کرد که باید تا ابد محافظت شوند به نقاط توسعه شهری تبدیل و مناطق حفاظت شده (حیمه) همه ناپدید شده اند. علیرغم اینکه پیامبر اسراف آب را حتی در موقع وفور آن حرام ساخته است, مصرف سرانه در عربستان دو برابر مصرف سرانه آمریکاست. اکثر مسلمانی که در کشورهای درحال توسعه زندگی می کنند در جایی هستند که مسائل محیط زیست جدی بوده و بسرعت بدتر می گردند. وقتی که ملل خلیج فارس بطور کلی در میان ملل جهان رتبه بندی می گردند, بعنوان کشورهای درحال توسعه خوب لحاظ می شوند. در صورتیکه در از هر لحاظ تخریب محیط زیست در ناحیه خلیج فارس آشکار و شدید است.بنابراین توسعه شمشیر دولبه است. تخریب اکوسیستمهای کویت در نتیجه اشغالگری عراق و در طی جنگ 1991 نمونه بارزی از مقدار آسیبی است که انسان می تواند به محیط زیست وارد سازد.

موضوع اصلی که خط مشی های توسعه را در سراسر گیتی متاثر می سازد , فقدان مدنیت اجتماعی و نهادهای دمکراتیک است. معمولا رژیم های مستبد در مورد خط مشی ها در غیاب مشاورتهای همگانی تصمیم می گیرند. در نتیجه به علاقه اکثر مردم توجه نمی شود و تصمیمات براساس علایق کوتاه مدت حاکمان اتخاذ می گردد. این به معنی آن است که حتی گاهی و بندرت چنین حاکمانی خط مشی های محیط زیستی را ( ازجمله تنظیم خانواده) می پذیرند در واقع رژیمها خودبطور بنیادی در قبال هرگونه خط مشی که آنها ترویج می کنند, مخالفتی را نمی پذیرند. بنابراین در مواردی که دولت ها غیر اسلامی باشند, جنبشهای اسلامی مخالف, ممکن است هرگونه ابتکار محیط زیستی رابعنوان ایدئولوژی خارجی, و القاء شده و اجباری توسط رزیمهای مستبد تحت سلطه غرب قلمداد نمایند.[7]

با این حال علائمی وجود دارند که پذیرش مسائل محیط زیستی در جوامع اسلامی در حال رشد است. سال 1990 بعنوان سال افزایش سازمان های محیط زیستی غیر دولتی در جهان اسلام و همچنین ایجاد وزارت محیط زیست بوسیله دولتهای مختلف مسلماندیده شد. سطح اثر هردو گروه سازمانهای دولتی و غیر دولتی محیط زیستی از کشوری به کشور دیگر متفاوت است. در یک ارزیابی کلی بنظر می رسدکه گرایش به پایداری یا کاهش آسیب (محیط زیستی) راهی طولانی برای رسیدن به مقصد دارند. همچنین بایستی توجه گردد که در اکثر موارد سازمانها در واقع تحت تاثیر ویزگی های محیط زیستی غرب بوده که همیشه با حساسیت های اسلامی همنوا نیستند.

بعلاوه در مورد وزارت محیط زیست گاها سیاستگذاران این حوزه خودمحیط زیست گرا نیستند. مثلا وقتی حکومت مصر در میانه دهه 1980, آژانس امور محیط زیست را تاسیس کرد, مدیری منصوب نمود که در حوزه کار محیط زیستی هیچ تجربه ای نداشت. در سال 2001 اولین وزیر محیط زیست در سخنرانی آغازین خود در برابر دیدگاه عموم مردم را به کاشت درخت در بلوار قاهره دعوت کرد.. گرچه کاشت درخت مفید و ستودنیاست ( و پیامبر بر آن تاکید فرموده) سوال اینجاست در حالیکه بخش اعظم مردم قاهره به آب شرب سالم دسترسی نداشتند, این موضوع چقدر طالب داشت. وزیر محیط زیست مصر منابع قابل توجهی برای ایجاد پارک در صحرای سینا برای پذیرش گردشگر اختصاص داد. در واقع پرسش این سوال ارزش خواهد داشت که ساختارهای گوناگون در جوامع اسلامی چیزهای مانند محیط زیست , طبیعت, آلودگی, و ... را چگونه تعریف می کنند و ممکن است این تعاریف از برخی لحاظ با تعاریف محیط زیست گرایان غربی و نهادهای بین المللی متفاوت باشد. این حقیقت در مطالعه نگرشهای محیط زیستی در میان ساکنین چند منطقه قاهره نمود پیدا نموده است که گفته شده:

« با کاربرد کلمه البیئه (محیط زیست) در مصر محیط زیست فیزیکی و محیط زیست اجتماعی مبهم می ماند. در واقع اندکی از مردم اصطلاح محیط زیست اجتماعی را بطور واضح می فهمند. . مثلا بعضی گفته اند که فساد اخلاقی جوانان شامل موضوعات محیط زیست است. ... کلمه «تلوث» یا آلودگی پاسخی بود که بیشتر شنیده می شد»

. اکثر مصریان مورد پرسش قرار گرفته در همان مطالعه, آلودگی را به معنی زباله تعریف کرده اند.( Hopkins, MehannaT , & El-Haggar 2001:72). طبیعت بعنوان هوا , یا سبزی یا هرچیزی که خدا آفریده و توسط انسان تغییر نیافته, تعریف شد. ( Hopkins, MehannaT , & El-Haggar 2001:73). به عبارت دیگر شریف الموسی کارشناس آب فلسطینی یکبار گفته بود که اولین چیزی که هنگام فکرکردن در مورد طبیعت به ذهنش خطور می کند زمین شخم زده است نه تراکت یا حیات وحش (  Albert, Brenhardsson, & kenna 1998:8.)

قابل گفتن نیست که حتی در غرب این اصطلاحات هاله ای کلی از معانی را کسب کرده اند و اخیرا مورد تاکید قرار گرفته و تاریخ معانی فعلی آنها دهه 1960 و آن حوالی است. کاربرد کلمه «البیئه» در عربی , «محیط زیست» در فارسی و« cevre»  در ترکی که ترجمه کلمه «Environment»  انگلیسی باشد دارای تاریخ بسیار کوتاهی است.[8]

کاشت اخلاق محیط زیستی اسلامی

بنظر می رسد محیط زیست گرایی بومی موفق در قلمرو جوامع گوناگون و زیاد مسلمانان جهان نیازمند سازگاری آشکاری با هنجارهای اسلامی است. بدین منظور تلاشی در سال 1983 در دانشگاه جده عربستان توسط گروهی از علماصورت گرفت. در زیر سایه حمایت سازمان ملل برای حفاظت از طبیعت و منابع طبیعی چهار حقوقدان اسلامی یک متن 35 صفحه ای را که بعنوان پایه سیاست گذاری محیط زیست عربستان سعود و دیگر کشورهای اسلامی بود, طرح ریزی کردند.(Ba Kader et. al. 1983)

در میان اسناد قبلی بطور تاریخی تاسیس حیمه ها (مناطق حفاظت شده) و حریم ها ( مناطقی که در آنها توسعه ممنوع بوده است)وجود داشتند. گرچه در دهه 1980 تعدادی از نویسندگان بعنوان مشاور هواشناسی و اداره اجرایی محیط زیست عربستان ادامه دادند, بطور نهان و اشکار از مشکل بودن اجرایی کردن - حتی نگهداری حیمه ها و حریمها - .نهادهای اسلامی وابسته به محیط زیست شاکی بودند.

به عبارت دیگر در چند سال گذشت دولتمردان ایران و عربستان تلاشهای رسمی برای تشکیل جلسه ای جهت ایجاد اخلاق محیط زیست اسلامی بعمل آوردند. کنفرانس اسلام و محیط زیست در سال 1999 در تهران و در جده عربستان در سال 2000 برگزار شد. جده محل اولین اجلاس وزیران محیط زیست کشورهای اسلامی در ژوئن 2002 شد. و چنین ابتکارهایی در آینده بیشتر دیده خواهند شد.

سازمانهای غیردولتی محیط زیستی در جهان اسلام بخوبیافزایش یافته که بصورت محلی و یا بعنوان شاخه ای از نهادهای بین المللی مانند صندوق جهانی طبیعت و اتحادیه جهانی محافظت از طبیعت و منابع طبیعی بوجود آمده اند, که در بسیاری از مواقع جهان بینی غیر دینی داشته و اغلب در تلاش هستند تا مدلهای غربی حفاظت و توسعه پایدار صادره از غرب را اجرا کنند. یک استثناء در این حوزه ایران است وعلت آن محدویت های ایدئولوژیک تحمیلی دولتمردان بوده که همه اقدامات بایستی براساس اصول اسلامی شکل گیرند. شاید یکی از مهمترین تلاشها به روز برای ترویج جهان بینی اسلامی محیط زیست گرا, در بنیاد علوم اسلامی و اکولوژی یک نهاد بین المللی بوسیله فضلون خالد دربرمنگام انگلیس در سال 1991 باشد. این بنیاد برنامه های آموزش محیط زیست را در جوامع شهری و روستایی جهان اسلام از جمله در تانزانیا, ماداگاسکار, اندونزی, عربستان سعودی, و حمایت کرده و موفقیت های مهمی در ترویج مفاهیم حفاظت از محیط زیست بر پایه قرآن در نواحی محل فعالیت کسب نماید. بودجه و محدویت کارکنان از دستیابی کامل بنیاد به اهداف ممانعت می نماید.

بنیادی شبیه این در دهلی هندوستان « بنیاد اسلامی علوم و محیط زیست» بعنوان نمونه مباحث محیط زیستی در برنامه درسی مدارس علوم دینی دهلی (مدرسه) وارد نموده است. برخی از مدارس دینی روستایی در اندونزی (pesantrens) گنجاندن آموزش محیط زیست را در برنامه درسی خود آغاز نموده اند. در ولز (Wales) (بخشی از بریتانیا) دانشجویان و کارکنان دانشگاه لامپیتر(Lampeter) مرکزی برای مطالعه اسلام و محیط زیست ایجاد کرده اند.

مسلمانان در همه جا, در دنیای در حال توسعه همچون غرب,باید با یک حوزه وسیع از موضوعات, از مسائلساده زیستی تا یافتن صداهای سیاسی و اقتصادی در درون کشورهایشان و در داخل سیستم مدرن جهانی ورود نمایند.

در مواجه با بسیاری از مسائل و تلاشها این چنینی حفاظت از محیط زیست به حاشیه رانده شده است. هنوز ممکن است که گفته شود که حفاظت از محیط زیست محوری ترین مسئله برای همه است, هرچند بشر این واقعیت را درک کند یا درک نکند.

فقط برگشت به عقب تنها گزینه نیست؛ مسلمانان همچون دیگر زمینه های فرهنگیباید راههایی برای زندگی با فن آوری های نوین و در درون اقتصاد جهانی که برای آن مفری یافت نمی شود, بیابند شاید بتوان (این راهها را) به طرقی که با نظام ارزشی آنها که ریشه در میراث فرهنگی و (دینی) دارد, سازگار نمود.

باد و خاک و آب و آتش بنده‌اندبا من و تو مرده با حق زنده‌اند (مثنوی معنوی)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

منبع

The Oxford Handbook of Religion and Ecology By Roger S. 2006 (p. 209- 218)

Link: .023.2Gottliebhttps://books.google.com/books?id=_LldeLvqQNsC&pg=PA217&lpg=PA217&dq=integrating+Environmental+education+in+religion+schools&source=bl&ots=czg5ppApip&sig=pKzjmWDcwShu3dFoZYCybTaov3g&hl=en&sa=X&ved=0ahUKEwjg-dCoufDKAhVEiywKHdRRD2kQ6AEIOTAD#v=onepage&q&f=true

 
 
[1].آنچه رومی در اینجا گفته است استعاره است چرا که مسلمان به تناسخ اعتقاد ندارند. (نویسنده)


[2]  چیزی نزدیک به این حدیث در تورات یافت می شود که « اگر اتفاق افتاد و در دست شما نهالی بود و کسی به شما گفت مسیح می آید ابتدا نهال را بکار و سپس به استقبال مسیح برو» (Avot de Rabbi Natan, ed. Nossel et al.)


 این ادعای نویسنده است  و صحیح نمی باشد. (مترجم)


 امام محمد غزالی به طور مطلق عزل را مباح می‌داند و می‌گوید کراهت تحریمی و تنزیهی ندارد، بلکه خود داری ازآن بهتر است. دلیل او بر مباح بودن عزل به طور مطلق: نهی از چیزی باید با ادله نصّ یا قیاس بر نصّ صورت گیرد در حالی که نصّ یا اصلی که بر آن قیاس شود، وجود ندارد.(ولی یوسفی) http://www.islahweb.org/node/2467

 


 برنامه کنترل جمعیت با کاهش شدید زاد و ولد و فرمان رهبر انقلاب در حال تجدید نظر است. البته وجود بحث های غیر علمی و حاشیه ای که برخی از آنها دراین مقاله ذکر شده اند برجسته تر بنظر می رسند. (مترجم)


[6]  بنظر می رسد این نویسند یا دیگر نویسندگان غربی معنای خلیفه و جانشینی انسان بر زمین را به معنای تسلط بی قید و شرط انسان بر جهان طبیعت قلمداد که هرگونه دست اندازی بشر را بر محیط طبیعی توجیه می سازد. در حالیکه برای این خلیفه از سوی خدا قوانینی وضع شده است که مهمترین انها عدم فساد در زمین و عدم برهم زدن توازن موجود در هستی است. جا دارد محققان اسلامی در تبین این مفاهیم  تلاش نمایند.(مترجم)


[7]  بنظر نمی رسد چنین جنبشهای که صرفا از با این دیدگاه که قانونی و سیاستی توسط دولتی وضع شده باشد مخالفت کند,  دارای توانایی علمی و مبنای قوی ایدئولوژیک باشد. چه بسا بسیاری از آداب و رسوم ملل سابق توسط مسلمان صدر اسلام نه تنها نفی نشد بلکه مورد تایید هم قرار گرفته است.(مترجم)


[8]  بنظر می رسد با مراجعه به قرآن کریم بتوان این ادعا ها را در خصوص بی توجهی اسلام به محیط زیست رد کرد. تاسف ما از آن است که علیرغم تاکید فروان به لزوم حفظ توازن  هستی و عدم فساد در زمین متاسفانه علمای دین به این مسائل توجه خاصی ننموده اند. قابل توجه آنکه مسائل محیط زیستی امروز میدانی برای به چالش کشیدن برخی از اندیشه ها را فراهم آورده است. لازم است علمای دین با نگاهی علمی و واقع بین تر مسائل دنیای طبیعت را مدنظر قرار دهند. براساس وعده خداوند راه بازگشت انسان به خدا نه سلاح و شمشیر بُران، بلکه آشکار شدن خلاقیت خالق هستی از راه شناخت محیط زیست (سیر در آفاق )و کالبد و روان انسان ( سیر در انفس) است. سَنُرِیهِمْ آیَاتِنَا فِی الْآفَاقِ وَفِی أَنفُسِهِمْ حَتَّى یَتَبَیَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ أَوَلَمْ یَکْفِ بِرَبِّکَ أَنَّهُ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ شَهِیدٌ (فصلت،۵۳) . (مترجم)

  • شما می توانید بحث را در رابطه با این مطلب، همراه با ارائه پاسخ، پیشنهاد، انتقاد و یا تکمیل آن ادامه دهید.
انتخاب دسترسی:فرد

  • نظرات
نام و نام خانوادگی:
نظرشما:ارسال