عنوان: آموزش محیط زیست و یک موضوع بی ربط شنبه 24 بهمن 1394
روز 23 بهمن 94 که مرور بازیهای جام جهانی دوران ستاره فوتبال آرژانتین« مارادونا» و خیل عظیم جمعیتی که وی را تشویق می کردند و بعدها اتهامات اعتیاد و ... را از تلویزیون مشاهده می کردم به این می اندیشیدم که اینها کجا هستند. ماردونا و همبازی هایش و جمعیت حاضر در ورزشگاه الان چه می کنند آیا در قید حیات هستند یا نه! و برای خود به این نتیجه رسیدم که در هر حوزه گرچه ستاره ها در یک مقطع زمانی می توانند تاثیر گذار باشند و بسیاری هم برایشان دست بزنند و هورا بگویند.... اما آنچه مهم است ساخت دانشی است که در آن حوزه مشخص مثلا فوتبال ایجاد می کنند و ایجاد می گردد. فوتبال بعنوان یک ورزش محبوب چه بوده و الان چه شده است؟ بنیانگذارانش چه کسانی بودند و ادامه دهندگان و ترویج کنندگانش کجا رفتند . همه آنها رفتند یا بازنشت شدند ولی فوتبال رشد کرد و جذابتر شد و محبوب پیر و جوان شد. انسانها نسل به نسل ظهور و زوال می یابند. انبیاء هم آمدند و رفتند و فرعون و دیگران هم همچنین. اندیشمندان فراوانی هم در این دنیا نفس به آخر رساندند و بسیاری هم ندانسته آمدند و باز ندانسته رفتند.
اما آنچه باقی ماند و خواهد ماند, صرفنظر از بارورهای دینی ( حساب و کتاب آخرت), نوع دانش و ردپایی است که از خود در این دنیا برجا می گذارند. اگر ما امروز در حوزه آموزش محیط زیست تلاش می کنیم نباید قصد و هدفمان صرفا پرورش ستاره ها و اصلاح نسل فعلی باشد. ما بسترها را فراهم می کنیم تا در این بستر آنچه لایق رشد است بیرون آید . ستارها خود ظهور و افول می یابند آنچه مهم است رویه ای است که بعنوان دانش, فرهنگ و ارزش برای نسل بعد از خود برجا می گذاریم تا دیگران با بکارگیری این زیرساخت بتوانند آنها را اصلاح و تکمیل نمایند و نهایتا آنچه هدف و آرزوی بشر است بدان دست یابند. شاید نهایت آرزوی بشر در حوزه محیط زیست دستیابی به دانش و رویکردی است که تعادل و توازن واقعی بین خود و محیط طبیعی برقرار نمایند.
از اینرو آموزش محیط زیست همچون دین که رهنمای سعادت بشر است امری مادام العمر می باشد.