روز جهانی تالابها(۱۳ بهمن/دوم فوریه)، امسال در حالی با شعار«تالابها برای آینده ما معیشت پایدار» برگزار میشود که بیش از ۶۰درصد تالابهای کشور خشک شده و در این میان تالابهای شاخص کشور روزگار خوشی ندارند.
همشهری آنلاین : عمق تالاب انزلی بهدلیل ورود حجم انبوه رسوبات و فاضلابهای شهری و خانگی و نیز زهابهای کشاورزی به کمتر از 2متر رسیده و به مخزن زباله تبدیل شده است.
تالاب هامون همچنان خشک است و تنها از سمت هامون صابری آن هم در فصل پر آبی، مقدار اندکی آب تحتتأثیر وزش باد از مرز ایران و افغانستان و از طریق فراهرود وارد ایران میشود که بهدلیل کمبودن، دوامی ندارد. طرح مدیریت یکپارچه تالاب بینالمللی هامون، ذخیرگاه زیست کره و پارک صلح از اقداماتی است که تاکنون برای احیای هامون صورت گرفته و در حال انجام است اما مکمل همه این اقدامات مجاب کردن افغانها به رهاسازی حقابه زیستمحیطی تالاب هامون است. در واقع هنوز کلید حل معضل هامون در دست افغانهاست و نیاز به تدبیر و دیپلماسی دارد.
•تفکر سدسازی همچنان پیشتاز است
روزگار ارومیه هم ناخوش است.بیش از 2سال از تشکیل کارگروه نجات دریاچه ارومیه میگذرد و طی این زمان نسبتا طولانی، با وجود تلاشهای این ستاد وضعیت اسفبار این دریاچه چندان تغییری نکرده است. براساس آخرین آمار، حجم آب این دریاچه 2میلیارد و 300میلیون مترمکعب برآورد میشود و بنا به اعلام کارشناسان، این دریاچه برای رسیدن به شرایط مطلوب به حداقل 14میلیارد مترمکعب آب نیاز دارد. این درحالی است که نقشه راه احیای دریاچه ارومیه و راهکارهای مصوب آن که در قالب 6بسته کلی به تصویب هیأت وزیران رسیده و به تمامی دستگاههای اجرایی هم ابلاغ شده است، همچنان در نقطه آغاز است؛ عملیات اجرایی در گیرودار بوروکراسی و نبود اعتبار راه به جایی نبرده و در این میان، مطالعه طرح انتقال آب خزر به ارومیه در دستور کار وزارت نیرو قرار دارد.
این طرح، مغایر با همه معیارهای زیستمحیطی بوده و ستاد احیای دریاچه ارومیه هم بهشدت با آن مخالف است با وجوداین، معاون وزیر نیرو این طرح را مطالبه مردم عنوان میکند. این رویکرد بیش از هر چیز نشان میدهد که نه تغییر دولت و نه تغییر مدیریت سازمان حفاظت محیطزیست نمیتواند در اراده تصمیمگیران منابع آب کشور خللی ایجاد کند؛ در واقع همان تفکری که حامی سدسازی بود و فلات ایران را با بزرگترین بحران زیستمحیطی مواجه کرد، همچنان پیشرو و میداندار است؛ ارادهای آهنین که بهدلیل ضعف سازمان حفاظت محیطزیست همچنان تعیینکننده است؛ ارادهای که نهتنها برای منتقدان دلسوز ارزشی قائل نیست که ستاد احیای دریاچه ارومیه را هم به هیچ میانگارد.
تالاب گاوخونی در اصفهان هم روزگار سخت ناخوشایندی را تجربه میکند و مدتهاست که کانونهای بحران گردوغبار در آن شکل گرفته است؛ چنانکه تالاب بختگان، پریشان و طشک و ارژن در فارس درحسرت آب به بیابان تبدیل شدهاند و هرازگاهی بارشی این بیابان تفتیده را مرطوب میکند. تالاب جازموریان به بیابانی به وسعت 3300کیلومترمربع تبدیل شده و کانونهای گردوغبار ناشی از آن استان کرمان را بهشدت تهدید میکند.
و ما هر سال تکرار میکنیم همان وضعیت اسفبار تالابها را و همان حرفهای تکراری مسئولان را؛ حرفهایی که نه برای هامون آب میشود و نه برای گاوخونی. هرکس راه خودش را میرود. وزارت نیرو هم به همان سبک و سیاق سابق پای میفشارد.
•روزگار تالابها از زبان معاون امور تالابهای سازمان حفاظت محیطزیست
کنوانسیون رامسر قدیمیترین معاهده زیستمحیطی جهان است که 13بهمنماه سال 49(برابر با 1971) در رامسر شکل گرفت. از آن زمان تاکنون 2هزار و 22تالاب درجهان در این کنوانسیون ثبت شده و 169کشور جهان به عضویت این کنوانسیون درآمدهاند. از سال 1997به بعد هم هر سال همایش روز جهانی تالابها در سطح بینالمللی در یکی از کشورهای عضو برگزار میشود. امسال اصفهان به نمایندگی از ایران میزبان این همایش است.
معاون امور تالابهای سازمان حفاظت محیطزیست میگوید که 250تالاب در کشور شناسایی شده که از این تعداد 84تالاب مطالعه شدهاند و از این 84تالاب، 35تالاب در قالب 24عنوان در کنوانسیون جهانی تالابها (کنوانسیون رامسر) ثبت شدهاند.
دکتر مسعود باقرزاده کریمی در گفتوگو با همشهری، مساحت کل تالابهای کشور را حدود 3میلیون هکتار اعلام کرد و افزود: یکونیم میلیون هکتار از این مساحت مربوط به همان 35 تالاب ثبت شده در کنوانسیون رامسر است.
او تالابهای کشور را به 2 بخش ساحلی و غیرساحلی تقسیم کرد و گفت که 60درصد از تالابهای غیرساحلی بین 10تا 90درصد دچار خشکی غیرطبیعی شدهاند که ناشی از محدودیت منابع آبی و شرایط اقلیم است.
به گفته وی، این تالابهای خشک شده عمدتا منشأ گردوغبار هستند. اما تالابهای ساحلی هم هرچند مشکل کمبود آب ندارند با معضلات دیگر دست به گریبان هستند.
باقرزاده کریمی میگوید که آلودگی بهویژه آلودگیهای نفتی نفس تالابهای ساحلی در جنوب را به شماره انداخته و در شمال هم آلودگیهای ناشی از فاضلابهای شهری و خانگی همراه با زهابهای کشاورزی جانی برای تالابهای ساحلی باقی نگذاشته است.