فرهاد دبیری، معاون محیط طبیعی سازمان محیطزیست در گفتوگو با «اعتماد»، از روند پروژه استرداد میگوید و آماده شدن ایران برای انتقال این اشیای ارزشمند تاریخی. او با تاکید بر اینکه هنوز هیچ انتقالی صورت نگرفته، از حضور نمایندگان ایرانی برای تحویل گرفتن و شروع پروژه انتقال سخن میگوید.
خبر استرداد فسیلهای مراغه از امریکا به گوش میرسد؛ خبری که اینبار، رنگ و بوی بازگشت به کشور دارد. این سومین محموله بازگشت اشیای ارزشمند تاریخی است. روند استرداد این اشیا، به چه شکل بوده؟
این فسیلها قبل از انقلاب بهوسیله کارشناسان ایرانی و خارجی از کشور خارج شده بودند تا برای شناسایی و کدگذاری به دانشگاههایی در کارولینای شمالی و کالیفرنیا رفتند. بعد از بیانیه الجزایر، ایران برای بازپسگیری فسیلها، شکایت خود را به لاهه برد و این روند در دیوان داوری لاهه طول کشید تا اینکه شکایتها به بار نشست و بر استرداد اشیا صحه گذاشتند و توافق شد این اشیا به ایران بازپس داده شوند. نمایندگان هر دو کشور، برای استرداد در لاهه حضور یافتند و از فسیلها بازدید کردند تا اینکه فسیلها به مرکز حقوق بینالملل ریاستجمهوری مستقر در لاهه تحویل داده شد. محمولهها بستهبندی شدند، صحتشان تایید شد و با هزینه امریکا تحویل دفتر لاهه شد. تعداد این فسیلها، حدود ١٣٠٠ قطعه است. این قطعات در ابعاد و اندازههای مختلف، مربوط به قسمتهای مختلف اندامهای حیواناتاند. از قطعات یک سانتیمتری بینشان وجود دارد که مربوط به قسمتی از دندان است تا قسمتی از زانوی حیوان تا قطعات ١٠ سانتیمتری و فسیل جمجمه. در میان اینها، برخی قطعات ارزش موزهای دارند و برخی دیگر صرفا ارزش تحقیقاتی، چرا که قطعهای از یک اندام مثل دندان است که به درد موزه و بازدیدکننده نمیخورد.
نمونههایی که قرار است وارد کشور شود، چگونهاند؟
نمونهها به دوره هفت میلیون سال پیش برمیگردند. در آن دوران، گونههایی در مراغه زندگی میکردند که اگر با جانوران امروز مقایسه کنیم، بیشترین شباهت را به گونههای آفریقایی دارند. نمونههایی چون زرافه، کرگدن، ماستادون یا ببر دندان خنجری و برخی جوندگان، گونههاییاند که در میان فسیلهای مراغه به چشم میخورند.
قرار است کاوشهای مراغه ادامه یابد؟ گونههای دیگری یافت شدهاند؟
کاوشها را ادامه دادهایم، نمونههای دیگری را در اطراف منطقه لرستان پیدا کردهایم که مشابهتی به گونههای مراغه دارند اما تجمعشان به اندازه و وسعت گونههای مراغه نیستند. ایران در هفت میلیون سال پیش، به لحاظ اکوسیستم با امروز فرق میکرد، اینکه گونههایی که در مراغه بودند در لرستان هم زندگی میکردند، به لحاظ اکوسیستم آن زمان توجیه دارد. قطعا کاوشهایمان ادامه پیدا خواهد کرد.
فسیلهای بازگشتی، در کدام موزه جای میگیرند؟
بخشی از فسیلها را به موزه تاریخ طبیعی ایران منتقل خواهیم کرد و بخشی دیگر را به موزه تاریخ طبیعی مراغه. همانطور که گفتم برخی گونهها و قطعات صرفا ارزش تحقیقاتی دارند و جذابیت موزهای ندارند.
بعد از استرداد فسیلها، عزمی برای ادامه همکاری با محققان امریکایی وجود دارد؟ ممکن است گونهها یا قطعات دیگری را برای تحقیقات به امریکا بفرستید؟
ما همه این فسیلهای ارسالشده به امریکا را همراه با گزارشهای تحقیقاتیشان تحویل گرفتیم. متخصصانی که روی این قطعات کار کردند، قطعا سیاستمدار نیستند و وارد بازیهای سیاسی نمیشوند. ما با هم تعامل داریم، اگر نیاز داشته باشیم که روی این قطعات مطالعه از سوی آنها صورت گیرد، از آنها میخواهیم که به ایران بیایند، این تمایل از سوی امریکاییها هم وجود دارد که برای ادامه تحقیقات به ایران بیایند. اما اول باید بررسی شود چقدر نیاز به تخصص و مهارت آنها برای پژوهش روی این موارد داریم، وقتی بررسی شد و مطمئن شدیم در صورت نیاز میتوانیم از آنها برای ادامه تحقیقات دعوت کنیم.
فسیلهای ٧ میلیون ساله مراغه چه اهمیتی دارند ؟
فسیلهای منطقه فسیلی مراغه، قدمت هفت میلیونساله این منطقه را به عنوان نخستین اثر ملی، طبیعی و فسیلی ایران بازگو میکنند. در آخرین مطالعات صورت گرفته فسیلهای اجداد ماموت، زرافه و آهو در این منطقه کشف شده است. لایههای سنگوارهای موجود در مراغه مربوط به اواخر دوران نوزیستی زمینشناسی یعنی چهار تا هفت میلیون سال قبل هستند که با انجام کاوشهای علمی میتوان اطلاعات بسیار دقیقی را از زندگی جانوران غولپیکر در این منطقه به دست آورد. منطقه فسیلی مراغه به دلیل دارا بودن فسیل ماستادون و ماموتها (سنگوارههای پیش از تاریخ) دارای شهرت جهانی بوده و منطقه فسیلی مراغه به عنوان نخستین اثر ملی، طبیعی و فسیلی ایران از بالاترین ردههای حفاظتی سازمان محیط زیست است. در حدود یک قرن پیش استخوانهای منطقه فسیلی مراغه را به بقایای آدمهای قویهیکل، اسب شاخدار و دیو نسبت میدادند. مطالعات انجام شده طی یک سده اخیر توسط حفاران و کاوشگران داخلی و خارجی نشان داد که در این منطقه سنگوارههای مهرهداران نیز وجود دارد.
در سالهای ١٣٥٤ و ١٣٥٥ یک گروه مشترک از کاوشگران ایرانی و امریکایی به سرپرستی دکتر برنارد کمپبل، استاد دانشگاه کالیفرنیا با اجرای عملیات اکتشافی در منطقه مراغه و مناطق اطراف دریاچه ارومیه، موفق به کشف حدود سه هزار قطعه فسیل منحصر به فرد مربوط به دوران سوم زمینشناسی از جمله ٨٠٢ قطعه فسیل ارزشمند مهره داران و یک جمجمه کامل متعلق به نمونه مشخصی از پستانداران شدند. پس از کشف فسیلها، تعدادی از آنها به موجب توافقی که بین موزه تاریخ طبیعی ایران با بخش دیرینهشناسی موزه کانتی (لس آنجلس) انجام شده بود، برای مطالعه، شناسایی و طبقهبندی در سه مرحله (مرحله اول ١٠٤ قطعه فسیل، مرحله دوم یک کارتن حاوی تخته سنگ و در مرحله سوم ١٥ کارتن فسیل) به موزه مذکور در ایالات متحده ارسال و مقرر شد که پس از پایان مطالعات و نتیجهگیری در موعدهای تعیین شده بین شش ماه تا یک سال به ایران بازگردانده شوند.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی، این فسیلها که از نظر حقوقی در واقع بخشی از اموال ایران بود، همچنان در ایالات متحده باقی بود و این کشور از نظر حقوقی از تعهدات خود تخلف کرد. از این رو در سال ١٣٦١ ایران برای استرداد فسیلها به عنوان بخشی از اموال ایران و دریافت خسارات وارده، دعوایی علیه دولت امریکا به علت نقض بیانیههای الجزایر در دیوان دعاوی ایران ـ ایالات متحده اقامه کرد. پس از طرح دعوا نیز دولت امریکا همچنان به بهانههای واهی از همکاری در الزام دارندگان فسیلها و ترتیب انتقال آنها به ایران امتناع ورزید تا اینکه تبادل لوایح و مدارک بین طرفین خاتمه یافت و حتی جلسه رسیدگی دیوان به دعوی نیز با حضور نمایندگان سازمان حفاظت محیط زیست در آبان ماه ١٣٩٣ برگزار شد. سرانجام به دنبال پیگیریهای حقوقی مستمر در دیوان داوری ایران- امریکا و در جریان جلسات رسیدگی دیوان، دولت ایالات متحده آمادگی خود را برای همکاری و ترتیب انتقال این اموال به ایران به هزینه آن دولت، اعلام کرد. اما انجام این کار مستلزم بازدید و کنترل فسیلها در امریکا بود.