مهندسی انتخابات شبکه ها و نشست سمنان / حنیف رضا گلزار
نگاهی به چگونگی شکل گیری شبکه های شهرستانی و استانی در سراسر کشور بیانگر از این حقیقت تلخ است که در بیشتر موارد، تشکیل شبکه نه تنها موجب اتحاد و هم گرایی بین کنشگران حوزه محیط زیست نشده که برعکس تیشه به ریشه همان اندک همبستگی موجود قبلی زده. دخالت های ادارات کل در برگزاری نشست های داخلی سمن ها و یا مهندسی انتخابات شبکه های شهرستانی و استانی در مواردی آشکار است و این گونه رفتارها علاوه بر برچیدن بساط هم گرایی، این شبهه را نیز ایجاد کرده که نکند برنامه ای از جانب سازمان های مربوطه برای دولتی کردن یا وابسته کردن سمن ها در کار است.
۲۷ آبان ماه نشستی زیر عنوان سومین نشست فصلی سازمان های مردم نهاد منابع طبیعی و محیط زیست با حضور ریاست محترم سازمان جنگل ها، مراتع و آبخیزداری کشور، در تالار مرکز آموزش جهاد کشاورزی شهرستان دامغان برگزار شد. در این مراسم آقای دکتر خداکرم جلالی حتا از موسسات خیریه محلی نیز با هدف پرکردن صندلی های خالی تالار دعوت شده بود، ولی از سمن های تخصصی و فعال کشور و حتا ده ها سازمان مردم نهاد فعال محلی نیز در آن دعوتی صورت نگرفته بود به ایراد سخنرانی پرداختند. سخنرانی ای که وقتی در رسانه ها و سایت های خبری رسمی کشور جستم و خواندم، بیشتر به بیان دغدغه های عالی ترین مقام سازمان متولی جنگل های کشور از نابودی جنگل های جهان خبر می داد تا نگرانی ایشان از نابودی منابع طبیعی کشور. در همین راستا و نظر به اینکه این نشست به نام شبکه سمن ها تشکیل شد بدون آنکه سمن های فعال و تاثیرگذار کشور در عرصه حفاظت از محیط زیست و منابع طبیعی برای شرکت در آن دعوت شده باشند، مطالبی ارایه می شود. امید است تا در برگزاری نشست فصلی آینده مورد توجه برگزارکنندگان قرار گیرد.
الف: با روی کار آمدن دولت تدبیر و امید و سرلوحه قرار گرفتن محیط زیست و منابع طبیعی در دستورکار دولت، شاهد تلاش هایی از سوی سازمان حفاظت محیط زیست برای تشکیل شبکه سمن های زیست محیطی بودیم. نفس این عمل که استاد محترم و استخوان خرد کرده جناب مهندس درویش به لحاظ تئوری و عملی پیگیر اجرایی شدن آن در سطح کشور بودند، شایسته تقدیر است چرا که هدف از ایجاد این شبکه افزایش یکپارچگی و هماهنگی بین کنشگران حوزه محیط زیست سراسر کشور بود. آما آنچه در عمل روی داد مصداق این بیت زیبا از مولانا جلال الدین پارسی است که فرمود:
از قضا سرکنگبین صفرا فزود روغن بادام خشکی می نمود
نگاهی به چگونگی شکل گیری شبکه های شهرستانی و استانی در سراسر کشور بیانگر از این حقیقت تلخ است که در بیشتر موارد، تشکیل شبکه نه تنها موجب اتحاد و هم گرایی بین کنشگران حوزه محیط زیست نشده که برعکس تیشه به ریشه همان اندک همبستگی موجود قبلی زده. دخالت های ادارات کل در برگزاری نشست های داخلی سمن ها و یا مهندسی انتخابات شبکه های شهرستانی و استانی در مواردی آشکار است و این گونه رفتارها علاوه بر برچیدن بساط هم گرایی، این شبهه را نیز ایجاد کرده که نکند برنامه ای از جانب سازمان حفاظت محیط زیست برای دولتی کردن یا وابسته کردن سمن ها در کار است.
برای مثال برای انتخابات شبکه استانی در یکی از استان های کشور، تمام سمن ها به مرکز استان دعوت می شوند، از حضور پر رنگ و گرم و بی غل و غش دعوت شدگان برای ارایه گزارش های آنچنانی و تهییه عکس و فیلم استفاده می شود؛ ولی در پایان مراسم که نوبت به اخذ رای می رسد، اعلام می شود که تنها سمن هایی که دارای شماره ثبت از وزارت کشور هستند حق رای دارند! نتیجه این می شود که سازمان هایی مردم نهاد با بیش از ۵ یا ۱۰سال سابقه میدانی و بیش از ۲۰ تا ۱۰۰ نفر عضو فعال از رای دادن محروم می شوند و در مقابل به سازمانی یک یا حداکثر دو نفره که تنها برای اخذ شماره ثبت اقدام کرده و حتا هنوز موفق به دریافت شماره ثبت نشده! حق رای اختصاص می یابد و خنده دارتر آنکه برگزارکننده انتخابات، حتا سند یا مدرکی از مدیر سمنی که مدعی شماره ثبت است مطالبه نمی کند و به گفته زبانی او بسنده می کنند! آیا این امر مهندسی انتخابات نیست؟ آیا این گونه رفتار توهین آشکار به جایگاه حقیقی و حقوقی کنشگران واقعی حوزه محیط زیست کشور آن هم از جانب اداره کل حفاظت محیط زیست آن استان نیست؟ هرچند اجرای قانون امری پسندیده و مورد تایید همگان است ولی آیا رواست که برای به رسمیت شمردن یک سمن، همه تلاش ها و فعالیت های چند ساله آن را خط بطلان کشیم و رسمیت آن را در گروی چند عدد و شماره تحت عنوان شماره ثبت قرار دهیم؟جننگل های ایران چه شدند؟
ب: اما سخنی با آقای دکتر خداکرم جلالی که سازمان ایشان میزبانی این نشست را عهده دار بوده؛ پیشاپیش برخود می دانم تا در حد بضاعت اندک خود از حضور جناب عالی در این نشست که بی شک بیانگر اعتقاد شما به همکاری با سمن هاست و همچنین از برخی تلاش های شایسته سازمان تحت مدیریت شما در عرصه پاسداری از طبیعت کشور قدردانی کنم و امیدوارم نگارش این مطالب را که تنها بیانگر دغدغه های حقیر نسبت به طبیعت سرزمین پدری من و شماست، به سیاه نمایی یا تضعیف و یا … تعبیر نفرمایید. اما سخن اصلی
جناب آقای دکتر جلالی!
شما در فرازهایی از بیانات خود چنین گفتید؛ سطح جنگل های جهان به کمتر از ۴ میلیارد هکتار رسیده. اما نگفتید که امسال که مصادف با یکصد و دهمین سال بنیان نهی سازمان متولی جنگل های کشور است، سطح جنگل های هیرکانی .کاسپیانی شمال ایران از ۴/۳ میلیون هکتار در سال ۱۳۲۰ به کمتر از ۲ میلیون هکتار در سال ۱۳۹۴ کاهش یافته است.
ریاست محترم سازمان جنگل ها، مراتع و آبخیزداری کشور!
شما در بخشی دیگر از سخنان خود در این مراسم گفتید که بر اساس گزارش FAO، سالانه ۲۵۰ میلیون هکتار از سطح جنگل های جهان کاسته می شود اما نگفتید که در عرصه های طبیعی تحت مدیریت سازمان شما وضعیت تخریب چگونه است و برنامه برای مهار آن چیست. نگفتید چرا طی دهه های گذشته تنها در استان مازندران ۲۵ هزار هکتار از زمین های شالیزاری که خود البته روزگاری رویشگاه جنگل های منقرض شده جلگه ای هیرکانی بوده، ضمن تغییر کاربری به ویلا و شهرک های توریستی و … تبدیل شده و همچنان هم می شود.
آقای دکتر جلالی!
شما در ادامه سخنان خود گفتید که جنگل زدایی تعادل اکوسیستم های طبیعی را بر هم زده! اما نگفتید که چرا معاون سازمان شما در توجیه فنی ضرورت احداث سد شفارود که قرار است در قلب جنگل های هیرکانی گیلان صدها هکتار جنگل بکر را در کام خود ببرد، گوی سبقت را حتا از مدیران وزارت نیرو و پیمانکاران احداث این سد می رباید.
معاون محترم جناب وزیر!
شما در ادامه سخنرانی خود گفتید که چالش عمده بشر در جهان امروز ناشی از حفظ نکردن طبیعت است، اما نگفتید که چرا در فاصله هوایی کمتر از ۲۰ کیلومتری محل سخنرانی شما، جنگل ابر تازه رها شده از تیغ تیز ویرانگر جاده، امروز گرفتار تیغ تیزتر طرح انتقال آب شده و به این بهانه ویران می گردد و سازمان شما طی ۱۷ سالی که از آغاز این هجمه می گذرد تنها به تازگی و البته آن هم در پی رسانه ای شدن این موضوع توسط سازمان های مردم نهاد منطقه سکوت خود را شکست و واکنش نشان داد، آن هم واکنشی که معلوم نیست سرانجام آن چه خواهد شد. نگفتید که چرا در همان روزی که مشغول بیان دغدغه های خود از نابودی جنگل های کره زمین بودید، دوربین های رسانه ملی تصاویر تکان دهنده ای از زنده به گور کردن آخرین بقایای بلوط های زاگرس در زیر هزاران تن خاک و سنگ برداشته شده در مسیر بزرگراه شیراز – اصفهان را ثبت و پخش می کنند؟نگفتید که اقدام عملی سازمان تحت مدیریت شما برای حفظ جنگل هایی که در پی احداث آزادراه تهران – شمال به کام نیستی می رود چیست؟ نگفتید که تا کی باید شاهد انباشتن انبوه زباله های شهری و بیمارستانی در جنگل های هیرکانی شمال باشیم. نگفتید که طرح باستانی خروج دام از جنگل که قدمتی به درازای بنیان نهی سازمان شما دارد و اکنون به بزرگ ترین آفت رویشگاه های جنگلی کشور تبدیل شده کی به طور کامل اجرایی خواهد شد؟ و نگفتید که زمین خواری و جنگل خواری و تغییر کاربری جنگل ها و مراتع کی به پایان می رسد.نگفتید که چگونه در غرب مازندران چندین هکتار جنگل دست کاشت طرح های احیایی، امروز به بهانه استخراج معدن نابود می شود. نگفتید که سرانجام طرح تنفس جنگل ها که برخی همکاران شما در سازمان مخالف اجرای آن هستند چه شد؟ نگفتید که طرح و برنامه سازمان شما به این برآورد کارشناسی که ۶۰ سال دیگر اثری از جنگل های هیرکانی ایران بر روی نقشه نمی یابیم چیست. نگفتید که سرانجام شمشاد های هیرکانی، اورس های تورانی و بلوط های غرب و حراهای جنوب چیست. نگفتید که چرا امروز عرصه های طبیعی و جنگل به معنای واقعی آن و در روز روشن، در هزاران دکان معاملات ملکی استان های شمالی و پایتخت، حتا با آگهی در روزنامه های رسمی کشور خرید و فروش می شود، پاک تراشی می شود، قطعه بندی می شود، مجوز ساخت می گیرد، امتیاز آب و برق و گاز و تلفن و خدمات شهری و راه آسفالته دریافت می کند؟
شما نگفتید که طی همه سال هایی که جنگل های هیرکانی و کاسپیانی روستای زیارت در شرق گلستان تا نور و نوشهر و چالوس و رامسر در مرکز مازندران و گردنه حیران در غرب گیلان بلعیده می شد، سازمان شما چه می کرد؟ احداث بیش از ۷۰۰۰ واحد مسکونی و ویلای شخصی برای به صدا در آوردن زنگ خطر هجمه به جنگل و عرصه های ملی تنها در منطقه زیارت برای ورود قانونی سازمان شما کافی نبود؟ مگر غیر از این است که سند عرصه های طبیعی و ملی کشور به نام سازمان شما ثبت شده؟ شما به بیان ریشه آتش سوزی های گسترده که بلای جان جنگل های ایران شده و برنامه سازمان خود برای پیش گیری از این فجایع اشاره ای نکردید. شما به سخنان برخی نمایندگان مجلس که در پی تحقیق و تفحص از سازمان جنگل ها، به کم کاری و ساده انگاری سازمان شما در مورد زمین خواری های گسترده اذعان کردند و در رسانه های رسمی نیز بیان کردند اشاره ای نکردید. انتظار می رفت به جای بیان دغدغه های خود از نابودی جنگل های کره زمین و بیان آمارهای بین المللی در این باب، برنامه های سازمان خود را برای توقف تخریب باقی مانده جنگل های کشور و البته انتظاری که در تحقق این مهم از سازمان های مردم نهاد دارید بیان می کردید. شما حتا از این نشست برای کمک گرفتن از همین اندک سمن شرکت جسته، برای بیان و پیگیری کمبودهای حفاظتی سازمان خود هم بهره نگرفتید.
جناب آقای دکتر جلالی!
شما در این مراسم بیان داشتید که ۷۶۰ سمن زیست محیطی در ۲۷ استان کشور فعالیت می کنند، اما نگفتید که چرا در این مراسم که برای نخستین بار به میزبانی سازمان شما برگزار گردید، و در نگاه البته در خور تحسین جنابعالی از چنان جایگاهی برخوردار بود که برای سخنرانی در آن شخصا شرکت جستید، تنها ۶۰ الی ۷۰ نفر شرکت داشتند… آیا ظرفیت های سازمان های مردم نهاد زیست محیطی کشور این بود که شما دیدید؟
جناب آقای دکتر جلالی!
ضمن ادای احترام دوباره به جناب عالی و بدنه خدوم و دلسوز سازمان شما و البته همه شرکت کنندگان عزیزی که از راه های دور در این مراسم شرکت کرده بودند، به استحضار می رسانم که این نشست، نشست سازمان های مردم نهاد زیست محیطی نبود و دغدغه های مطرح شده در آن هم دغدغه های سازمان های مردم نهاد واقعی نبود. چرا که سازمان های مردم نهاد زیست محیطی آنهایی هستند که امروز برای نجات چشمه کانی بل تلاش می کنند؛ آنهایی هستند که برای حفاظت از آشوراده تلاش می کنند؛ آنهایی هستند که سال هاست برای خروج جاده ی مرگ از پارک ملی گلستان تلاش می کنند. آنهایی هستند که برای نجات بیش از ۳۰۰ هکتار جنگل هیرکانی که قرار است غرق دریاچه سد شفارود شوند تلاش می کنند؛ و با این هم هیچ کدام از آنها در این نشست که به نام سمن ها برگزار شد دعوت نبودند.
سازمان های مردم نهاد زیست محیطی آنهایی هستند که نزدیک به ۱۰ سال در برابر سه مصوبه ریاست جمهوری وقت و درخواست ۱۵۰ نماینده مجلس برای احداث جاده در جنگل ابر ایستادگی کردند.؛ آنهایی هستند که در حد توان خود تا امروز مانع از ادامه تخریب جنگل ابر به بهانه انتقال آب شدند و بسیاری دیگر که ذکر نام و هویتشان در این نوشتار نمی گنجد، ولی هیچ کدام برای شرکت در این نشست دعوت نشده بودند. و سرانجام آنکه سازمان های مردم نهاد واقعی زیست محیطی آنهایی هستند که طی سال ها گذشته با بالا زدن آستین و حضور عملی در میدان، بی هیچ مزد و منت و چشم داشتی، و تنها به عشق تداوم سربلندی میهن سرافراز خود، در پی حفاظت و پاسداری از ثروت های ملی و طبیعی ایران زمین بودند، شاید به همین دلیل هم فرصت جمع آوری انبوهی از کاغذ های رنگارنگ برای ثبت سازمان خود نیافتند.
منبع: زمین آنلاین