ضجه هایی که از قشلاق و ییلاق به گوش میرسند/ بهروز خسروی زاد
در تاریخ: آذر ۱۸, ۱۳۹۴
سلام پاوه : اخبار پی در پی و بدون وقفه این روزها حاکی از آن است هم اکنون که در حال خواندن این تحریریه هستیم بی شک اسلحه ای قلب جانوری زبان بسته را نشانه رفته و غرش ویرانگر گلوله ها سکوت دشت و جنگل و کوه را به چالش می کشد و چند ثانیه

بعد مرگ مرثیه اش را بر جنازه زندگی میخواند؛ نعش کلی یا بزی بر روی زمین افتاده و در خونش می غلطد و یا از ارتفاع چند صد متری صخره ها راه به سوی پایین می یابد؛ چرا؟ تا لحظه ای تفریح فراهم آید؟ تا هورمونهای که هیجان خواهی را تبلیغ می نمایند آرام گیرند؟ تا افتخاری به دفتر افتخارات یک یا چند نفر اضافه گشته و در شب نشینی ها دست به دست نقل شود که فلانی یک کل … سال را کشت؟ یا از شدت گرسنگی و فقر و مسکینی دست به کشتار حیوانات وحشی و تاراج اندک میراثمان میزنیم.
آیا این طبیعت شکننده و کم رمق از
بمو و شاخ شمیران در ثلاث باباجانی تا کیمنه و بیرواز از بیزل و لاوران در منطقه حفاظت شده تا گاهول؛ هنوز توان آنرا دارد که شادی بیافریند برای آنان که شادی و تفریح را در کشتن و ریختن خون حیوان زبان بسته ای میدانند؟ آیا ما به عنوان یک انسان نمیتوانیم اسلحه را برداشته به طبیعت رفته و به جای ریختن خون جانواران و به سیخ کشیدن آنان از زنده بودنشان محافظت نموده و به قدرت خویش در حفاظت از مخلوقات خداوند افتخار نماییم؟ آیا افتخار و لذت فقط در کشتن و ویرانگری است؟ آیا لذت دیدن جنگ کل ها در این دوره “کل هه رز” زیباتر است یا بردوش کشیدن نعش یک کل و به یغما بردن گنجیه های طبیعی اورامان؟ آیا دیدن بازی دو بزغاله بزکوهی در فصل بهار در دره زلته یا شاخ شمیران و بلندی های شاهو زیباتر است یا شکم دریده مادر آنها ؟ آیا پاره کردن شکم یک بز باردار اینقدر ذلت بخش است که یک انسان به خود اجازه بدهد به آن دست بیازد؟ چه کسی باید نعره کل و ناله بزکوهی را بشنود؟ کی باید بشوند؟ آیا هنوز زمانی باقی مانده است که به خود بیاییم و برنامه ای عاجل و اضطراری برای نجات آخرین کل و بزهای منطقه اورامان اعمال نموده واز انتقراض کامل آن جلوگیری نماییم؟
آیا سازمان حفاظت محیط زیست، سازمانهای مردم نهاد مرتبط با طبیعت و سایر ارگانهای ذی ربط و صاحب مسئولیت موفق می شوند جشن نجات حیوانات وحشی اورامان را بگیرند یا اینکه عاشقان ریختن خون این حیوانات موفق خواهند شد به همین زودی جشن کشتن آخرین کل یا بز اورامان را برگزار نموده و در کنار نعش بی سر یک کل یا شکم پاره شده یک بر کوهی آخرین عکس یادگاری خویش را بگیرند؟
اگر ما توان آنرا نداریم که در این زمان حساس و خطیر( از نظر حفاظت از حیات وحش منطقه) سوخت حتی یک ماشین گشت زنی را تامین و تهیه نماییم پس چرا رسما اعلام نمی نمایم تا مردم هم بیهوده منتظر نبوده و توتع بیجا نداشته باشند؟ اگر نمیتوانیم از تنها و تنها یک منطقه حفاظت شده در چهار شهرستان اورامانات حفاظت نماییم پس چرا نام حفاظت شده را بر آن نهاده ایم؟ اگر بودجه ای برای حفاظت از این منطقه حفاظت شده نیست پس چرا برای تشکیل یک صندوق مردمی حمایت از آن اقدام عاجل نمی نمایم؟
لطفا همه ما این نعره ها و ناله های حیوانات زبان بسته را بشنویم. اگر امروز ضجه های کم رمقشان را نشویم فردا روز دیگر زیبایی وجودشان را نخواهیم دید. پس هم اکنون دیر است و تا سرنوشت کل بز هم به سرنوشت قوچ و میش کوهی اورامان تبدیل نشده است اقدام نماییم، اقدام نمایید و اقدام نمایند.
انجمن دوستداران طبیعت باینگان