• 35
  • 8

عنوان: درسی که از طبیعت خود نگرفتیم! دوشنبه 10 آذر 1393

ارسال کننده: محمود رستمی تبار
درسی که از طبیعت خود فرانگرفته ایم

محمود رستمی تبار (http://jengah.blogfa.com/)

مقدمه

سالها رنج و مشقت پدران و مادرانمان در سرزمین رنج و زحمت و دامداری و باغداری و دست و پنجه کردن با طبیعت چنان ما را عاصی و رنجور کرده بود که با وزیدن بوی استخدام در ادارات دولتی و کسب حداقل معاش ماهیانه یا همان "آب باریکه معروف" , ما را کم کم از حیوانات اهلی و طبیعت جدا ساخت و بسمت عافیت طلبی سوق داد. این امر گرچه کلیت  ندارد ولی تقریبا فراگیر شده است. جوانان و نوجوانانمان حاضر نیستند رنج کار و تلاش را بجان بخرند و خدای نکرده بعضا نیز آن را عیب و عار می دانند. این رویه در سه دهه اخیر بصورت میان مدت به نوعی پاسخگوی حداقل نیازها و نوعا رفاه نسبی بخشی از مردم گردید. با بزرگ شدن فرزندان و نیاز به کار و شغل کم کم ناتوانی این شیوه را در تامین خواست های روبه فزون  برجسته گردید . حوادث جهانی و تحریم های کشورعزیزمان از سوی استکبار سرمایه داری و محدویت منابع دولتی و کاهش شغل های اداری و حتی پیمانکاری ما را به این نتیجه می رساند که باید برداشته های خویش تکیه نماییم چراکه این آب باریکه های معروف با سیاستهای محدود سازی حجم دولت به سمت بسته شدن و محدودتر شدن می روند. میزان بالای جوانان تحصیل کرده دانشگاهی جویای کار,  دیارمان خود بیانگر این حقیقت است. البته فراموش نکنیم سیاست های نادرست در جذب بی رویه و مازاد دانشجو و افزایش انتظارات قشر جوان در تشدید این رویکرد نقش مهمی ایفا نموده اند.

طبیعت و منابع طبیعی سرمایه های ارزشمند

هر آنچه که انسان را در فراگیری مطلبی نو یاریگر باشد فی النفسه معلمی ارزشمند  است. حال می تواند  این معلم در بهترین شکل آن انسان باشد  و یا اینکه از مخلوفات خداوند.  در قرآن آمده است که قابیل بعد از کشتن برادر نحوه دفن وی را از غراب یا همان کلاغ آموخت و بدین ترتیب کلاغ با انتقال تجربه خود معلم قابیل گشت .

ما ساکنان غرب کشور و  هورامان (اورامانات و پاوه) در دامن طبیعت کوهستانی متولد شدیم و رشد یافتیم وعمری سپری کردیم و بعضا درس آموختیم و بعضا حتی حاضر نشدیم در کلاس درسش حاضرشویم و عطایش را به لقایش بخشیدیم.

سالیان مدیدی اجدامان قحطی های ناگوار و مشکلات اقتصادی و بهداشتی و ... را با کمک همین طبیعت اطرافمان پشت سرنهادنده اند. گرچه بعضا با پاکتراشی جنگل ها به امید بدست آوردن مشتی گندم و جو در شیب های تند کوهها صدمات جبران ناپذیری به جنگل زدند و بعضا با سقز چینی مداوم و هرساله و غیر اصولی درختان بنه را بسمت خشکیدن و منقرض شدن بردند . و برخی هم با شکار بی حد و حصر تقریبا همه موجودات حلال گوشت را از بین بردند و با متلاشی نمودن زنجیره غذایی سایر وحوش را نیز منقرض ساختند. حال مجال نقد عملکرد گذشتگان نیست چون هرچه کردند بیشتر از سر ناچاری بوده است و بس. سخن ما اکنون به سمت نسل جوان و فعال فعلی جامعه است که به هردری می زند تا صندلی شکسته ای در گوشه ای برای ادامه رویکرد نسل فعلی و سه دهه اخیر بیابد.

در چند سال اخیر عزیزان فروانی به امید بهره برداری از منابع طبیعی در مناطق ییلاقی مشغول شخم حداقل زمین های موروثی و باغداری و کاشت درختان زود بازده و زود فرسوده ای مانند بادام و ... گشتند. این نوع عملکرد که با به کنار گذاشتن دامداری پدرانمان همراه بوده است متاسفانه  آنچنان بازده نداشته است که از حتی از به غربت فرستادن فرزندانمان ممانعت نماید. از این بدتر با احداث خانه باغ و بهتر بگویم ویلاهایی در حد وسع خویش موجب تخریب چهره زیبای طبیعت این کوهستانهای رنگین شده و حداقل چشمه و جوی های آب موجود را با کشیدن حصار و فنس و به تسخیر خویش در آورده و از سیراب شدن معدود جانداران باقی مانده نیز ممانعت بعمل می آوریم. این اقدام  مردمان شریف این دیارکه ناشی از حس تلاش و کار آنان است ارزشمند است ولی بهتر بود با نگاهی به طبیعت اطراف خویش و با بهرگیری از میزان بارندگی بالای 800 میلیمتر خود به نحوی رفتار میکردیم که فرزندانمان نسبت به آینده خود مطمئن می گشتند.

کا رما از این هم فراتر رفت و بجای کاشت "می رگ " (نوعی چمن مقاوم طبیعی در مراتع منطقه )بجای چمن واراداتی  و کاشت درختان سرسبز و زیبایی همچون "کی کف" و "شی نگ" و " دار به رو" و "هه رمی یا گلابی وحشی" , "ته رو"   و... در حاشیه خیابانها  و پارک ها یا کاج مناطق سرسیری کاشتیم و یا "رشه چنار" ی که می بایست ریشه اش همیشه در آب باشد. این اشتباه را تنها ما مرتکب نشدیم درهمه ایران بطور مکرر و باهزینه های فراوان صورت می گیرد. جاده پاوه روانسر را دیده اید,  بجای کاشت بلوط ( دار به رو)  بومی کاج و سرو کاشته اند.

حال با این وصف هم , بنده نوعی اگر قصد داشته باشم در هر نقطه از قشلاق و ییلاق این منطقه نهالی بکارم قطعا مدعیانی با ادعای  ارث پدری خویش  مانعم خواهند شد و نهال کاشته شده را از ریشه در خواهند آورد.

در شرایط فعلی بهره برداری از درختان بنه به نحوی تقسیم شده اند که برخی هرساله و عده ای هم در هر 250 سال یکبار می توانند بهره برداری نمایند. و در این راستا هم هرسال چشم به اداره منابع طبیعی می دوزیم تا اجازه بهره برداری از درختان بنه را صادر نماید و ماهم به جهت ضرورت و از سر نیاز با پرداخت وجوهی به منابع طبیعی و بعضی از بهره برداران موروثی و با ترس و دلهره و از بارش ناگهانی باران  به امید خدا به جنگل نیمه جان زده و حداقل درآمدی کسب نماییم.

 البته فراموش نکنیم که نفس تقسیم بندی بهره برداری از  منابع طبیعی به علت  ایجاد نوعی مسئولیت در جهت حفظ و نگهداری از آن نه تنها  بد نیست بلکه امریست مطلوب ، به شرط آنکه بهره برداری اصولی باشد و در جهت احیاء آن اقدامی صورت گیرد.

اما آیا به راستی تاکنون کدامیک از ما که مدعی مالکیت منابع طبیعی که بعداز خدا در مالکیت دولت جمهوری اسلامی است در کاشت نهال درختی از درختان موجود درطبیعت گام برداشته ایم و یا حداقل به هرس نمودن درختان موجود اقدام کرده ایم. آیا با روش فعلی این درختان نیمه جان , آفت زده که متاسفانه با کمبود بارش سالیانه و غیر متوازن هم روبرو هستند تا کی زنده خواهند ماند؟

بنابراین:

خدواند این درختان را بیهوده در منطقه ما انشاء نفرموده است. این درختان بخشی از زنجیره حیات و موجوداتی برای تسبیح خداوند هستند.

این درختان و منابع طبیعی محل ارتزاق اجداد ما و حامی آنان در گذر از سختی های روزگار خویش بوده اند.

جنگل های ما می توانند در صورتی که احیاء شوند مامن و محل مناسبی برای رفع حداقل نیازهایمان باشند.

سرمایه گذاری در این حوزه گرچه کمی دیر بازده است, ولی سرمایه گذاری ارزشمند ی خواهد بود . چراکه با تولید اکسیژن , جذب گاز کربن . حفظ خاک و ممانعت از فرسایش آن و در نتیجه جلوگیری از سیلابهای مخرب و ویرانگر , افزایش منابع آب زیر زمینی , ایجاد مناظر زیبا و دلربای طبیعی , پذیرش سایر حیوانات و موجودات در دامن خویش و کمک به تنوع زیستی , افزایش قدرت انسان در بهره برداری از ثمرات مختلف در درازمدت , توسعه گردشگری و اکو توریسم , ایجاد فضای های آموزشی مناسب برای دوستداران محیط زیست و در تداوم حیات بشری و زندگی فرزاندانمان بسیار موثر باشد.

جنگل و در کل طبیعت حلقه ای از زنجیره حیات برروی کره زمین است و آسیب دیدن آن در نقطه ای از کره زمین اخلال در نظم بدون مرز طبیعت خواهد بود. در این راستا بجای تخریب منابع طبیعی با درس گرفتن از طبیعت و با تکیه بر میزان بارش منطقه, کاشت درختان مثمر و دارای بازده همچون بنه ( داروه ن)  و گلابی وحشی و ... در منطقه در دستور کار قرار گیرد , چراکه درختان فعلی بویژه درختان بنه (داروه ن)  فرتوت و کهنسال شده و علائم مرگ و خشکیدگی در آنها کاملا مشهود است.

منابع طبیعی نیز به کسانیکه در این راستا گام بردارند مساعدت و یاری خواهد نمود.  البته جا دارد منابع طبیعی بجای اخذ وجه نقد از سقزچینان , بهره برداران موروثی را وادار به احیاء بخشی از جنگل های تحت بهره برداری خویش نماید.

مسئولین با دعوت از صاحبنظران حوزه جنگل و ایجاد برنامه ریزی کوتاه مدت و بلند مدت و با کنترل دامداری و تغییر شیوه آن و ممنوع ساختن چرای دام در جنگل راه را برای احیای جنگل و درختان در حال انقراض فراهم نمایند.

تنها موجود زنده ای که اکنون به ترویج جنگل و کاشت آن کمک می کند معدود گرازهای موجود در منطقه هستند که هرچند گاه و بیگاه مزاحمت هایی برای باغات مردم فراهم می آورند متاسفانه با خشونت و بیرحمی ما روبرو می گردند. تنوع بخشی به حیوانات و جانداران و گونه های سازگار و بومی می تواند ما را در رسیدن به این مهم کمک کند.

 

باور داشته باشید می توان با کاشت بنه در 15 الی 20 سال از آنان بهره برداری نماییم . درختانی که تنها نیازمند عدم حضور دام در چند سال اولیه بوده و به آبیاری و زحمات زیاد هم  نیاز ندارند. هزاران اصله درخت جنگلی بدون آبیاری در اطراف ما خودنمایی می کنند و ما به آنها و درسی که به ما می دهند بی توجه هستیم.

فراموش نکنید کاشت هرنوع درختی نباید موجب حصار کشی و انحصارگرایی گردد . سازوکار این امر را باید مسئولین و نمایندگان مردم و کارشناسان ذیربط تعیین نمایند.

 
  • شما می توانید بحث را در رابطه با این مطلب، همراه با ارائه پاسخ، پیشنهاد، انتقاد و یا تکمیل آن ادامه دهید.
انتخاب دسترسی:فرد

  • نظرات
نام و نام خانوادگی:
نظرشما:ارسال