مدیر طرح ملی تغییر آب وهوا : پارازیت ها تهدید کننده امنیت ملی
گرم شدن کره زمین بر اثر انتشار گازهای گلخانه ای تغییرات اقلیمی را در دنیای امروز منجر شده است تغییراتی که کشور ما نیز از آن در امان نیست.
مجید سلطانی - مهام نیوز: بسیاری از کشورهای در حال توسعه و توسعه یافته به دنبال راهکارهایی برای نجات محیط زیست پیرامون خود هستند. در ایران نیز دفتر ملی طرح تغییر آب و هوا بعنوان یک مجموعه تخصصی وظیفه رصد تغییرات اقلیمی در محیط زیست و ارائه گزارشات مربوط به آن را به عهده دارد.اهمیت مشکلات تغییر اقلیم ما را بر آن داشت تا در خصوص تغییرات آب و هوا و مشکلات پیرامون آن با دکتر محسن ناصری مدیر طرح ملی تغییر آب و هوای سازمان حفاظت محیط زیست کشور به گفتگو بنشینیم.
برای شروع از دفتر ملی طرح تغییر آب و هوا صحبت کنیم اهداف و وظیفه دفتر چیست؟
تلاش هایی که در طرح های انجام شده دردفتر شده است بیشتر در راستای تهیه گزارش ملی بوده است و سیر چند بخشی بودن مسئله خیلی مورد در خواست نبوده البته در گزارش دوم، دفتر نقش اساسی در فعالیت هایی جنبه های بین المللی داشته است در آن زمان دفتری بود به نام " کمیته توسعه ملی پایدار" که بر اساس آن دفتر تلاش هایی داشت تا بتواند بازی سازی های بین اللملی داشته باشد.ولی غیر از آن دیگر لیست بلندی را در این زمینه نداشته است.دولتمردان هم احتمالا نیازی به فعالیت بیشتری در آن دوره نمی دیدند ولی در زمان کنونی شرایط متفاوت است در حقیقت مصادف هستیم با پوست انداختن توافقنامه های بین المللی که در خصوص آب و هوا و تغییر اقلیم وجود دارد در دوران معاصر مصادف هستیم با تلاش های جدی که جنبه های کلان اقتصادی درپشت سر آن قرار دارند برای ایجاد بازار و برای ایجاد فناوری های نو مرتبط با تغییرات آب و هوا.
این فناوری ها شامل کربن و سیاست های کاهش آن است یا فناوری های دیگر نیز مد نظر شما است؟سطح تاثیر پذیری و تاثیر گذاری تغییر اقلیم در بازار اقتصادی چگونه است؟
کربن به معنای اصل و پایه قضیه وجود دارد ولی در کنار آن فناوری هایی که مربوط به علوم ترکیبی و تطبیقی است مانند شیرین سازی آب می تواند این علوم کمک کنند تا پسماندهای کمتری داشته باشند و یا پسماند آن به نحوه مدیریت شده باشد بعنوان مثال: نمکی که بعد از شیرین سازی به جای می ماند یکی از بزرگترین مشکلات این کار مهم است است یا لنز گرمایی که در محیط ایجاد می کند یکی از معضلات جدی است. خوب اگر این لنزگرمایی ایجاد نشود و یا همان نمک بر جای مانده با شوری تقریبا 9 تا 10 برابر کمتر باشد آنوقت شیرین سازی می تواند با نگاهی دیگر انجام می شود و در نتیجه خود آن یک بازار جدید خواهد بود.اگر مشکلی درتامین آب و بهره برداری صحیح از آن وجود نداشت چه لزومی داشت تا به دنبال کشاورزی سودآور تر باشیم؟ بنابر این این هم در نوع رقم محصول و هم از بابت ژنتیکی احتیاج به تکنولوژی دارد. در بسیاری از بیماری ها کشور ما خوشبختانه توانمند عمل کرده و آن بیماری ها را ریشه کن کرده است مانند سالک و مالاریا اما پیش بینی های ما این است که این بیماری ها دوباره باز خواهند گشت. بیماری های نوظهور که قبلا از بین رفته بودند اما باز خواهند گشت و اینها همگی بازار جدیدی را طلب می کنند.
در موضوعات مرتبط با تغییر اقلیم باید گفت که این علم بازارهای گسترده ای از نیازهای جوامع را باید پاسخگو باشد و تغییرات اقلیم بازارهای زیادی را تحت و شعاع قرار می دهد. بعنوان مثال طبق قانون کار اگر دمای محیط کار از 52 درجه بالا رود باید کار متوقف شود و ما در شرایطی هستیم که بعضی مناطق کشور دو درجه اضافه دما خواهند داشت ولی پیش بینی ما درآینده این است که خیلی بیشتر از این افزایش دما خواهیم داشت و این افزایش به نسبت تغییرات زیستی خود آن منطقه خواهد بود. تمام این اتفاقات طبیعتا قانون کانون کار را تحت شعاع قرار خواهد به معنای ساده تر مناطقی در کشور وجود خواهند داشت که در آن جا نمی توان کار کرد و این زیان اقتصادی به همراه خواهد داشت. به این دلیل که قانون کار یک قانون جهانی است بنابراین، این نیاز ها قبلا به این شکل نبود وامروزه دنیا به این سمت در حرکت است و در کشور ما هم دفتر بعنوان یک مجموعه ای تخصصی که در خدمت کشور باشد به فعالیت مشغول است.
جایگاه ایران در مقایسه با سایر کشورهای جهان در برنامه ریزی و انجام طرح برای حل بحران های تغییر اقلیم چگونه است؟
اگر جایگاه ایران را نسبت به کشورهای دنیا نسبت به میانگین جهانی در نظر بگیریم بسیار متفاوت است ولی اگر نسبت به کشورهای منطقه این درجه بندی را مقایسه می کنیم باید گفت در رتبه اول قرار داریم و بسیار از کشورهای منطقه درامر مدیریت تغییر اقلیم و طرح های موجود جلو تر هستیم اما اگر با کشورهای هم تراز اقتصادی خود را بسنجیم مانند ترکیه و مکزیک تراز مطلوبی نداریم . مکزیک کشوری است که جزو کشورهای در حال توسعه است و نزدیک به کشور های توسعه یافته است و ما نسبت به این کشور ها نسبت به توانمندی آنها در کنترل گازهای گلخانه ای فاصله زیادی داریم . در کشور ما مشکلاتی و مسائلی است که قانونی است و بر اساس آن اقدام محیط زیستی ما کاهش پیدا می کند. بعنوان مثال تولید گاز فلوره در کشور یکی از مشکلات متداول است که تا این لحظه نتوانستیم برای حل آن کاری انجام دهیم ممکن است برنامه هایی داشته باشیم ولی تا این لحظه هیچکدام عملی نشده اند و این گاز در هوای کشور منتشر می شود. در حقیقت اختیارات بخشی این اجازه را می دهد تا برخورد با این معضل به تاخیز بیافتد اما مصالح ملی هم برای صبر بیشتر این اجازه را نمی دهد. اینکه بخش خصوص می تواند مشکل را حل کند چرا نمی شود به این دلیل است که نظر بخشی روی مسائل است که نمی توان مشکلات را حل کرد.
چه کسی و یا کدامیک از نهادهای دولتی و غیر دولتی جلوی حل این مشکلات ایستاده اند؟
بطور روشن بدنه میانی بسیاری از وزارتخانه ها مقاومت می کنند و این را یک سرمایه فرض می کنند و منتظر فرصتی مناسب برای بهره برداری از ان هستند که در بخش خودشان از آن استفاده شود. اما نگاه ما بعنوان یک شهروند باید یک نگاه ملی باشد اگر شما حاضر باشید که تخفیف قابل ملاحظه ای هم نسبت به آن چیزی که برای شما بی ارزش است به بخش خصوصی بدهید تا بتواند جلوی آلودگی را بگیرد و از انتشارآن جلوگیری کند خود این اقدام بسیار بزرگی است و اینکه در واقع بخش های خصوصی از آن گاز استفاده می کند و یک محصول اقتصادی تولید می کند و کار اقتصادی معنا دار انجام می دهد دومین قدم بزرگ محسوب می شود. اگر این اتفاقات در کشور نمی افتد دلیل همین اعمال نظر هاست.
راههای بسیار روشنی برای حل مشکلات تغییر اقلیم وجود دارد بعنوان مثال وزارتخانه ها می توانند فضای تولید را 5 سال اول بطور رایگان در اختیار بخش خصوصی قرار دهند و مطمئن شوند بخش خصوصی هزینه بازگشت سرمایه اش را انجام داده است و آن موقع با قیمت جهانی با بخش خصوصی وارد معامله شوند درحقیقت باید گفت: اگر نگاه ما ملی شود خیلی از این مسائل قابل حل است و ما می توانیم در بسیاری از مسائل تراز کشور را ارتقا بدهیم در خیلی از کشورهای جهان این اتفاق می افتد چون نگاه آنها به محیط زیست کشورشان نگاهی ملی است.
مهمترین مسئله این است که در کشورمان به موضوعات کلان ، کلان نگاه نمی کنیم و مسائل کلان درگیر مسائل بخشی است.امروز پتانسیلی که در بخش خصوصی وجود دارد می تواند گره گشای باشد شاید فردا این گره به دست بخش دولتی یا همان وزاتخانه ها باز شود ولی سازمان در مقطع فعلی بخش خصوصی را برای کمک به حل بحران های تغییراقلیم واجد شرایط می بیند.
اهمیت تغییرات اقلیم بر محیط زیست ما چیست که اینقدر کشورهای جهان دغدغه حل آن را دارند؟
خیلی روشن باید گفت هیچ جنبه کلانی که در آن زندگی می کنیم نیست که متاثر از تغییراقلیم نباشد .سلامت،آلودگی هوا،آب و آبادانی و کشاورزی که بعنوان امنیت غذایی از آن یاد می شود همه و همه تحت تاثیر شرایط تغییراقلیم هستند. آلودگی ناشی از انتشار گازهای گلخانه ای درگیر جنبه های حقوقی بین المللی می شود یعنی فردا ممکن است ما مجبور به کاهش انتشار این گازها شویم و اگر این اینکار را انجام ندهیم دیگر بعنوان مثال با کشورهای 5+1 درگیر نیستیم بلکه با کل جهان و 198 کشور روبرو خواهیم شد. و در نتیجه پیچیدگی های بین المللی بیشتر خواهد شد و شما نمی توانید موردی را پیدا نکنید که به تغییر اقلیم مربوط نباشد. ایران کشوری است که پایه اقتصاد آن صادرات نفت و محصولات نفتی است. فرض کنید در انتهای 2015 در میثاق های بین المللی اتفاقی بیافتد که ما مجبور به کاهش انتشار نفت شویم این کاهش صادرات تاثیر بسیار روشنی بر رفاه مردم خواهد داشت .افزایش دما در جنگل های زاگرس و .. یک اتفاق سیستماتیک است که افزایش دما به تدریج در صدد نابودی طبیعت ما است. این مشکل جانوران را مجبور به مهاجرت کرده است و در نتیجه جمعیت آنها کم می شود " ذخائر زیستی کشور" بشدت صدمه می بیند. نباید یادمان برود که ما به اندازه یکسال مصرف طبیعت یکسال و نیم برای طبیعت عقب ماندگی ایجاد می کنیم و متاسفانه کشور ما در منطقه ای است که تحت تاثیر بی مهری ها و کم بارشی طبیعت در طول زمان و تاریخ قرار گرفته است.
یادمان باشد زمانی که خشکسالی اتفاق می افتد نسبت به تاریخچه کشور صحبت می کنیم و سیگنال بلند مدت آب و هوایی را می سنجیم و نسبت به میانگین های جهانی صحبت نمی کنیم . خشکسالی امری نسبی است و طبیعت کشور ما خشک است اما با شرایط موجود کشور ما خشک تر می شود.
تاثیر پارازیت ها را بر روی محیط زیست و تغییر اقلیم چقدر جدی می بینید؟
من در واقع چون باید در مقام قضاوت قرار بگیرم از جواب دادن به آن پرهیز می کنم و تا کنون گزارش رسمی در این خصوص ندیدیم که منجر به تغییر اقلیم باشد. اما واضح است که امواج مایکرویو می توانند به عنوان عاملی برای افزایش دما عمل کنند و وجود آنها بعنوان عدسی های گرمایی موثر است اما چقدر این امواج موجود موثر هستند و چه میزان سهمی در افزایش دما دارند که باید تحقیات گسترده و دقیقی بر روی آن انجام شود ولی من تا این لحظه گزارش موثقی ندیده ام.
آیا خشکسالی و کاهش باران و خشک شدن دریاچه ها و تالاب ها در کشور امری طبیعی است یا شایعه وجود هارپ واقعی است؟
آن چیزی که در مورد آن حرف زده می شود بیشتر مانند داستان های علمی و تخیلی است و مبنای واقعی ندارد از این جهت که اتفاقی که در فضای محیط زیست کشور در حال رخ دادن است کاملا طبیعی از منظر علم محیط زیست است.حتی با مدل های موجود که وجود دارند و شرایط بدبینانه را به ما نشان می دهند این شرایط بدبینانه با شرایط موجود در کشور ما تطبیق دارد. بر اساس مستندات امروز نمی توانیم توهم داشته باشیم. سناریوی بدبینانه ای که در مورد بارش اتفاق می افتد که تا منفی 30 درصد است مورد آزمایش قرار می دهیم و بر اساس مدل ها بزرگ مقیاس این تست قرار می گیرد. آن مدل بزرگ مقیاس هرگز نمی تواند یه تیکه از آن مدل را بردارد. مدل دارد یک فرایند منطقی تغییر آب و هوا نشان می دهد به ما می گوید که خیلی تفاوتی وجود ندارد اگر همه مدل ها می گفتند باید بارش نرمالی وجود داشته شود ولی مدل موجود که ما آزمایش می کنیم کاهش 20 درصدی داشته باشد بله آن موقع می توانستیم بگوییم درست است اما با شرایط موجود و مدل های موجود نمی توان این موضوع را قبول کرد.
آینده محیط زیست کشور را را چطور می بینید؟
اگر همین فرایند رو ادامه دهیم آینده بسیار وخیم است و اگر با این روش به جلو حرکت کنیم چیزی جز نابودی و بن بست در انتظار ما نخواهد بود. اگر این فرایند را ادامه دهیم برای کشور ما آینده ای وجود نخواهد داشت. این پدیده مانند ضعف در سیستم ایمنی بدن عمل می کند با کوچکترین باد و طوفان می شکنیم و پایین میریزیم. خشکسالی امروز بلایی سر مناطق شرقی کشور آورده است که زمانی از که مرز شرقی کشور به سمت مرکز در حرکت باشید تا یزد هیچ توده جمعیتی را نمی توانید مشاهده کنید. این مسیرها پر از روستاها و قریه های بوده است که روزی در آنها حیات وجود داشته است اما امروز جز مکان هایی خالی از سکنه چیزی نیستند. و بروز چنین مشکلاتی امنیت ملی ما را به خطر می اندازد. از نظر من امروز داعش، طالبان و تهدیداتی از این جنس آن قدر کلان نیستند که امنیت ملی ما را تهدید کنند امروز بزرگترین تهدید برای امنیت ملی مسئله محیط زیست به معنای اعم آن است چالش امنیت ما مسئله محیط زیست است.
آیا راهکارهایی برای خروج از این بحران ها وجود دارد؟
قسمت خوب و امیدوار کننده اینجاست که ما نقطه غیر قبال بازگشت نداریم اما هر چی جلوتر برویم راه ها پر هزینه تر و دشوار تر می شود. نگاه مسئولان عالیرتبه کشور خوشبختانه به این مسائل جدی تر شده است بخشی ناشی از نگاه وِیژه شخص رییس جمهور است و بخشی دیگر ناشی از فرایند تجربه که درطول این چند سال با آن روبرو بوده ایم . به عنوان مثال با مشکل کم آبی و خشکسالی روبرو هستیم این مشکلات دیگر ربطی به این دولت و آن دولت ندارد تمام این مشکلات به دلیل کاهش باران و نابودی منابع آبی کشور است. دریاچه ارومیه وضعیت معلومی دارد چه دولت پذیرد و چه نپذیرد شرایط عوض نخواهد شد. این یک تجربه فرایندی است که بعضی از افراد و سازمان ها با سرعت آنها را پذیرفته اند. یک نکته را نباید فراموش کرد و آنهم نقش سازمان حفاظت محیط زیست بعنوان یک ناظرعالی است و می تواند در جایگاهی که قرار دارد هشدار دهد و استاندارد ها را اعمال کند. سازمان طرح هایی مختلفی را ارائه می دهد اما اینکه که باید انجام شود یا نشود اولا نظر دولت را می طلبد و سپس باید همتی بزرگ در دستگاه ها صرف شود. ما باید استانداردها را خیلی جدی در نظر بگیریم اما این بدان معنی نیست که صرفا جریمه ها را اعمال کنیم باید در کنار جریمه ها فهم و تشویق قرار بگیرد این سه در کنار هم می توانند پیشرانه حرکت به سمت محیط زیستی موفق و پیروز باشند. همه مردم و دستگاه های دولتی باید بدانند که هر چه به سمت جلوتر حرکت می کنیم اگر با این روند حرکت کنیم باید هزینه های گزافی پرداخت کنیم ولی اگر همت بلند ملی در کار باشد می توان بر مشکلات پیروز شد.