سیاستگذاری مدیران در بخش آب در سطح جهان تا آغاز دهه 1980، (و تا کنون در ایران) صرفاً به دنبال عرضه آب بیشتر برای تأمین غذا , شرب , صنعت و خدمات تقاضای جمعیت رو به رشد بود. به بیانی دیگر، طرحهای توسعه صرفاً در پی کنترل فیزیکی آب در راستای منافع اقتصادی بودند و به تأثیرات زیستمحیطی و اجتماعی توجه چندانی نمیشد.
افزون بر اینها، مشارکت عمومی مردمی و ذی نفعان در فرایندهای تصمیمگیری بهندرت وجود داشت و مدیریت آب دولتی و سطحی نگر بوده.
چنین رویکردی آثار نامطلوب و گاه جبرانناپذیر بر اکوسیستمها و جوامع برجای میگذاشت. این امر جامعه جهانی را به واکنش و اتخاذ نگرشی جدید در مدیریت بخش آب وادار کرد.
تلاشهای بینالمللی 30 سال اخیر، ضرورت جامعنگری را به الگوی جدید مدیریت آب تبدیل کرده است که «مدیریت یکپارچه منابع آب» از مظاهر آن به شمار میرود. چیزی که به رغم گذشت سه دهه در ایران طفلی نوپاست.
جامعنگری در مدیریت آب، به بیانی ساده بدین معناست که مسائل اقتصادی، زیستمحیطی،
فنی و اجتماعی، در عین تضمین پایداری منابع آب برای نسلهای آتی
مورد توجه قرار میگیرد.مرتضی قلیزاده