یکی از اصول کلی بهره برداری از منابع، کمتر کردن حداکثری فاصله از مبدا آن می باشد. طبیعت بارندگی بدین شکل است که در زمانی کوتاه و به مقدار زیاد صورت می گیرد. باید تمهیداتی صورت گیرد که آب باران در کمترین فاصله نسبت به محل بارش که معمولا ارتفاعات است، به زمین نفوذ کند. بدین ترتیب فرصت تبخیر آب به حداقل می رسد.
با دنبال کردن سرچشمه ها تا تالاب احتمالی موجود، روند زیر دیده می شود.
از ارتفاعات کوهستان تا ابتدای مخروط افکنه: در این منطقه امکان نفوذ آب به زیر زمین وجود ندارد.
از ابتدای مخروط افکنه تا ابتدای دشت با شیب کم: در این جا بیشترین مقدار نفوذ پذیری وجود دارد، ولی کمترین سطح نفوذ پذیری را داریم. به علت خشونت ذاتی بافت مخروط افکنه، امکان رشد گیاهان، بالا نیست تا باعث کاهش سرعت روان آب بشوند. راهکاری که پیشنهاد می شود ایجاد موانع خاکی عمود بر جهت حرکت آب است. بدین ترتیب هم سرعت روان آب کاهش پیدا می کند و هم مساحت نفوذ آب زیاد می شود.
پایین دست مخروط افکنه و ابتدای دشت با شیب کم: در این قسمت بافت خاک به اندازه کافی دانه ریز شده است که بوته ها و درختان بتوانند رشد کنند. در صورت وجود میزان کافی پوشش گیاهی، مقاومت کافی در برابر سرعت گرفتن روان آب ایجاد شده و سرعت حرکت آب کم تر می شود. بافت مناسب خاک و وجود ریشه ها باعث نفوذ حداکثری آب به زمین می گردد.هر قدر به قسمت کم ارتفاع دشت نزدیک تر شویم، بافت خاک دانه ریزتر شده و نفوذ پذیری خاک، کم تر می گردد. ولی اگر میزان پوشش گیاهی بیشتر باشد، دمای سطحی خاک کمتر بوده و در هنگام بارندگی، تبخیر کم تر صورت می گیرد.
در صورت انجام این عملیات، بیشترین میزان تغذیه آب زیر زمینی صورت گرفته و سطح آن بالا خواهد آمد.