• 3
  • 6

عنوان: تحلیلی بر کشتار حیات وحش سه شنبه 30 تیر 1394

ارسال کننده: افسانه مهر باروق
اکبر همدانیان*: در جوامع انسانی طبق قوانین تعریف شده و مصوب شهروندان دارای حقوقی هستند که همواره در جهت تعالی و جایگاه انسانها در حال تحول است. انواع آزادی های جامعه نیز در چارچوب ضوابط تعریف شده و همواره آن دسته از قوانینی که برای انسانها محدودیت ایجاد می نماید و یا در مقام مقایسه با کشورهای مشابه دارای نقائصی هستند بطور مستمر از طریق فعالان اجتماعی و مدافعان حقوق شهروندی مورد انتقاد و جرح و تعدیل است.


نکته ظریف اینجاست که ناهمواری ها و ناهنجاریهائی که موجب بروز مسائلی می گردد و می بایست به مرور زمان به آنها پرداخته شود و اصلاح گردد توسط هنرمندان، نقادان، طنز پردازان،کاریکاتوریست ها، فیلمسازان، عکاسان و ... به نقد کشیده شده و موارد اصلاحی بطورمستقیم یا غیر مستقیم و کنایه آمیز به گوش مسئولین رسانده خواهد شد.


مسائل محیط زیست نیز امروزه از مباحث روز دنیاست، اگرچه وضع منابع زیستی در کره مسکون مواجه با مخاطرات عدیده ایست لیکن شدت تخریب در بعضی از مناطق دنیا بقدری است که حیرت انگیز و قابل ملاحظه است. گونه ها بسرعت روبه انقراض و یا در معرض خطر نابودی است. ایران نیز جزء کشورهائی است که میزان تخریب مناطق و زیستگاههایش و همینطور کاهش جمعیت گونه ها در مناطق تحت مدیریت سازمان بخصوص در یک دهه اخیر به شدت افزایش یافته و میزان حفاظت نامطلوب و استراتژی مدیریت سخت بیمار است. علت چیست؟


شاید دلائل زیادی را بتوان برشمرد، لیکن بحث ما در این نوشتار پرداختن به تمام علل این نارسائی ها نیست. بلکه تحلیلی بر کشتار غیر انسانی و سبعانه گونه ها و به نمایش گذاشتن آنهاست، از کشتن گوزن زرد در داخل پارک پردیسان تا روباه های کنار جاده و یا کشتن پلنگ ها و هلاک کردن کفتار اسیر شده در تله و مسائلی از این قبیل است.


کشتار حیات وحش شاید پیام افرادی باشد که نه طنز پردازند و نه نویسنده و هنرمند تا بتوانند مسائل و مشکلات محیط زیست منطقه اشان را به گوش مسؤلین برسانند. این کشتار غیر انسانی شاید بازتاب نحوه عملکردی باشد که سازمان در سالهای اخیر به آن پرداخته است باشد.


چوپانان و روستائیان حاشیه نشین مناطق و شکارگاهها می بینند که عده معدودی با ماشین های لوکس و مدرن آنچنانی به منطقه می آیند و شکارشان را می زنند، کبابشان را می خورند و بعد از تفریحشان می روند وی ا شاهد آن هستند که مناطق وسیعی بعنوان قرق های اختصاصی در اختیار یک یا دو نفر با وسعت هزاران هکتار قرارداده شده تا این نورچشمان و متمولین جامعه حیات خلوت طبیعی در اختیارشان باشد که هم دلشان نگیرد و هم هروقت اراده کردند همراه دوستان و فامیل بروند و اطراق کنند و هرچه میلشان کشید انجام دهند و کسی مزاحم شان نباشد و طرف داران قرق برای راحتی خیال نورچشمی های قرق دار در رسانه ها نیز در مدح و منقبت شان چنان نوحه سرائی میکنند که هیچ مادری برای فرزند گرسنه و بیمارش نخواهد کرد و آنان را از طرفداران سرسخت محیط زیست به ملت شریف و دسته ای از زود باوران کشورمان معرفی می نمایند.


حال این نوع واگذاری های عرصه های طبیعی بعنوان قرق با کدام ضابطه و الگوبرداری از کدام کشور صورت گرفته؟ خدا عالم است و ما مبهوت!!


چوپان و روستائی حاشیه نشین در طول سال تمام سختی ها را تحمل میکند گرما-سرما –برف و کولاک –طوفان و محرومیت از خدمات شهری را و شاهد چنین بی عدالیتی ها و تفاوت قائل شدن هاست. نه توان پرداخت پول پروانه ویژه و عادی را دارد و نه سواد ثبت نام و تازه اگر همه این موارد هم سد راهش نباشد اسم این روستائی هرگز ازبین بقیه اسامی از صندوق بیرون نخواهد آمد.


همه موارد مهندسی شده است. همه سالها به امید سالی بهتر تحمل و تأمل کرده و اینک کاسه صبرش لبریزشده، او می خواهد صدایش به گوش مسؤلین سازمان برسد بنابراین باید کاری کند که برای دوستداران محیط زیست سوژه ای باشد. شاید مسؤلین بخود آیند و در نحوه رفتارشان و عملکردشان تجدید نظری کنند. چوپان روستائی قادر به ساخت فیلم های مستند یا طبیعت گردی و یا شعر طنز نیست لذا چاره ای جز این نمی بیند.


سازمان باید آنها را ببیند و بفهمد و بداند که بدون حمایت و پشتیبانی این قشر زحمت کش نخواهد توانست که حفاظت مناطق را بطور مطلوب انجام دهد. حاشیه نشینان همیشه فنرهای تحت فشاری هستند که در انتظار کاهش فشار و رهاشدن هستند که این رهائی زیانبار و خطر آفرین خواهد بود.


مشکل از دست دادن گونه ها و کاهش جمعیت حیات وحش و تخریب مناطق کمبود وسیله نقلیه و نیروی انسانی و اعتبار نیست بلکه مدیریت ها بی اعتبار شده اند و تصمیم گیران وارداتی بعلت عدم شناخت و عدم درک درست از نحوه کار موجب می شوند تا شاهد بروز چنین مواردی باشیم.


باید بطور اساسی فکرکنیم – برنامه ریزی کنیم و همه موارد را با هم ببینیم روستا نشینان و دامدران اگرچه اهل نوشتن و نقادی و مستند سازی نیستند لیکن خوب می فهمند و می دانند و می شناسند مخصوصاً سره را از ناسره. 


نان با قرآن و دین آشنایند و می دانند که بیابانها؛ جنگلها و مراتع و حیات وحش از انفال است و میزان استفاده از این مواهب خدادادی برای همه انسانها یکسان است و درحقیقت حق الناس است.


سازمان حفاظت محیط زیست آیه ای از سوره انفال را انتخاب کرده بود و بدینوسیله رسالت کاریش را توجیه می کرد که منابع زیستی از انفال اند و برای امت و ملت میزان استفاده اشان یکسان است و اینک بعد از گذشت 37سال حق الناس را اختصاصی کرده اند و هزاران هکتار از عرصه های طبیعی را به یک نفر واگذار می کنند و صاحب قرق خود را مالک آن می داند و اجازه ورود به هیچکس را نمی دهند نه گردشگر و نه کوهنورد و نه عکاس و نه دامدار و...


بهر حال سکوت در مقابل این مسائل نوعی بی تفاوتی به اجتماع و کشور است و نادیده گرفتن حقوق مسلم عامه مردم که همان حق الناس است. آنچه حس وظیفه شناسی بعنوان دفاع از سیر تخریب و عواقب ناخوشایند این تصمیم گیریهای بدون ملاحظه بر عهده ما بود بعنوان یک دوستدار محیط زیست و کسی که 35سال از عمرش را درراه حفظ منابع زیستی پشت سر گذاشته گفتیم. بدشان بیاید یا خوششان – عمل کنند یا نادیده بگیرند مهم نیست. بهرحال دیر یا زود متوجه کارهایشان خواهند شد. شاید دیر باشد ولی مردم راهشان را انتخاب خواهند کرد و از حقوقشان نخواهند گذشت و منطبق با دین و قرآن اشان عمل خواهند کرد.
  • شما می توانید بحث را در رابطه با این مطلب، همراه با ارائه پاسخ، پیشنهاد، انتقاد و یا تکمیل آن ادامه دهید.
انتخاب دسترسی:فرد

  • نظرات
نام و نام خانوادگی:
نظرشما:ارسال