روز گذشته بخشی از
پارک پردیسان در شعله های آتش سوخت. انگار سلسله آتش سوزی های طبیعت سر باز ایستادن ندارد. شاید حتی سال هایی که کشور در آتش جنگ می سوخت و شهر و روستا و کوه و دشت هدف بمباران های هوایی قرار می گرفت هم تا این اندازه درخت و مرغزار در آتش نسوخت.
هنوز چهار ماه از سال 94 نگذشته است اما آبیدر سنندج، چغاسبز و شلم ایلام، جنگل های کلاردشت، جنگلهای منطقه «مختار» در غرب شهر یاسوج، نوشهر، کوه های اناران دهلران، تخت چان پلذختر و ... چنان سریالی و پشت سر هم و شگفت انگیز دچار آتش سوزی شد که حتی خبرنگاران هم قادر به پوشش اخبار آن نبودند. هنوز دلسوزان و علاقمندان محیط زیست کشور با لباس های سوخته و دست های تاول زده از خاموش کردن یک آتش، دست و روی نشسته بودند که خبر می رسید یک گوشه دیگر کشور دچار آتش سوزی شده است!
دردها و فریادها در چهارگوشه کشور اما مشابه بود؛ امکانات کافی نیست، هلی کوپتر مخصوص نداریم، مردم با دست خالی و دبه آب و بیل به جنگ آتش رفته اند، هکتارها درخت و مرغزار به خاکستر تبدیل شد و ... تکرار این اتفاقات چنان غیرطبیعی بود که برخی از عمدی بودن این آتش سوزی ها سخن به میان آوردند. مجید رستمی سرپرست سازمان آتش نشانی یاسوج گفت:« خسارات ناشی از آتش سوزی غیر طبیعی و عمدی در جنگلهای بویراحمد، با هدف منفعت جویی نامشروع عدهای افراد متخلف جهت پاکسازی جنگل و تصرف منابع طبیعی است».
شلیک به گوزن و فندک به پارک!
رسیدن شعله های آتش به پارک پردیسان اما شائبه سبکی دیگر از «عمدی» بودن تخریب محیط زیست را در ذهن برخی دیگر ایجاد کرد. اگر سوزاندن جنگل ها و مراتع در نقاط دیگر کشور به منظور ایجاد زمین سوخته با هدف گسترش زمین های کشاورزی یا ایجاد کاربری جدید برای ساخت و ساز از سوی یک عده عنوان می شد، آتش سوزی پردیسان می تواند ادامه شلیک به گوزنی باشد که در حصارهای پارک پردیسان کشته شد!
19 دی ماه 92 دکتر احمدعلی کیخا معاون محیط طبیعی و تنوع زیستی سازمان حفاظت محیط زیست اعلام کرد: برابر گزارشهای دریافتی و بررسی کارشناسان یک راس
گوزن زرد شامگاه شنبه با شلیک افراد متخلف در داخل منطقه فنسکشی شده داخل پارک پردیسان تهران تلف شد.
عکس های منتشر شده نشان می داد که گوزن شش ساله ای که در فنس های پارک پردیسان نگهداری می شد با «
شلیک سه گلوله» ار فاصله نزدیک کشته شده است. کیخا کشته شدن گوزن در داخل محدوده فنسکشی شده در محدوده تحت اختیار سازمان حفاظت محیط زیست را « با انگیزه خاص» عنوان کرد. معصومه ابتکار شلیک به گوزن در پارک پردیسان را « پیام به سازمان محیط زیست» عنوان کرد و گفت:
پیام ندهید کوتاه نمی آیم.
دو روز بعد از این ماجرا محمدهادی حیدری زاده مدیرکل محیط زیست استان تهران استان تهران از «شناسایی 2 مظنون حادثه» خبر داد. روز بعد ابتکار عنوان کرد که عامل یا عاملین ماجرا در صورت دستگیری به
یکسال زندان محکوم خواهند شد.
سوم بهمن محمد علی اینانلو در یادداشتی با عنوان «
بوی خون می آید» نوشت: من از صفحه تلویزیون زخم های گردن حیوان را دیدم اسلحه ایکه گوزن زرد با آن کشته شده از نوع کالیبرهای سبک است 222 هورنت ، 22 مگنوم یا حداکثر 243 که پیدا کردن صاحب این سلاح هم مشکل نیست به شرطی که قاچاق نباشد.
او در واکنش به جریاناتی که این شلیک را کار شکارچیان و خط و نشان کشیدن آنها برای سازمان محیط زیست می دانستند با عنوان اینکه پیام شکارچیان « روی پوست گوزن» نوشته شد، خطاب به تصمیم گیران ارشد سازمان محیط زیست نوشت:« چاره عاقلانه و منطقی کار نوع صحبت کردن و پیام تند مدیر کل محترم محیط زیست استان تهران نیست، ایشان در محل کشته شدن گوزن زرد پیامی داد که شبیه اعلان جنگ بود، بوی خون می داد، ایشان به شکارچیان و متخلفین در واقع اعلان جنگ داد اما جنگی نابرابر ، جنگی که زیان های آن متوجه حیات وحش و تبعات آن در بیابان دامنگیر محیط بانان خواهد شد».
علاقمندان محیط زیست ماجرا را با جدیت دنبال می کردند. آنها می پرسیدند چطور ممکن است کسی توانسته باشد با وجود نیروهای یگان حفاظت پارک و دوربین های مدار بسته سطح شهر به امن ترین جای کشور دستکم برای حیات وحش یعنی فنس های درون پارک پردیسان با شلیک سه گلوله یک گوزن را کشته باشند و محل را ترک کنند؟
یک هفته پس از ماجرا خبرگزاری مهر از
دستگیری دو متهم و روانه شدن آنها به زندان از سوی قاضی خبر داد. همان روزها در زیست بوم
یادداشتی منتشر شد که در بخشی از آن آمده بود: « بهشخصه چندان امیدوار به گزارشهای شفاف درباره اتفاقاتی از این دست نیستم، در مواردی مشابه مدیران برای از سر گذراندن اخبار تلخی مانند این، سختجانی کردند و دندان به جگر فشردند و قول رسیدگی کارشناسی و تنبیه متخلف دادند و منتظر ماندند تا اتفاقی بزرگتر، هولناکتر یا جذابتر برای افکار عمومی در گوشه دیگری از کشور رخ بدهد تا موج بزرگتر این موج کوچک را بپوشاند و آنها از زخم تیغ تیز افکار عمومی در امان بمانند. البته خوشبختانه یا متاسفانه عمر این اخبار در کشور ما کمتر از یک هفته است و همیشه یک موج تازه از راه میرسد».
متاسفانه این پیش بینی تقریباً درست از آب در آمد و هیچ گزارش شفافی در مورد علل ماجرا، سرانجام متهمین، حکم صادره، جریان دادگاه و ... منتشر نشد و همه چیز زیر خبرهای تلخ تازه پلنگ کُشی دفن شد اما تردیدی که در ذهن علاقمندان محیط زیست ایجاد شده بود همچنان پررنگ باقی ماند؛ اینکه افراد یا جریاناتی به «عمد» در تلاش هستند تا سازمان حفاظت محیط زیست و معصومه ابتکار را ناتوان، ناکارآمد و چنان شکننده به تصویر بکشند که حتی می شود با شلیک گلوله در پارک تحت حفاظت اش و در چند قدمی دفترش گونه های حفاظت شده را شکار کرد!
علت آتش سوزی روز گذشته در پردیسان مثل بسیار دیگر از آتش سوزی های کشور « بی توجهی و سهل انگاری» عابران و مسافران عنوان شد. برخی گفتند که زغال های یک «قلیان» علف های خشک پارک را به آتش کشیده است. مشابه ماجرای چای و کباب درست کردن در پارک ملی گلستان یا چغاسبز ایلام. پارک پردیسان با وجود نیروهای حراست که به صورت 24 ساعته به صورت پیاده و سواره در حال گشت زنی هستند یک محدوده بسیار قابل کنترل است که ورودی ها و خروجی های مشخص داد. دود ناشی از آتش در چنین فضایی خیلی زود به چشم می آید و می توان در چند دقیقه به محل حادثه آمد و احتمالاً عامل یا عاملین این ماجرا قابل شناسایی و دستگیری هستند. آیا عوامل آتش سوزی دیروز دستگیر شده اند؟ انگیزه خود را اعلام کرده اند؟ به مراجع قضایی ارجاع شده اند یا گریخته اند؟
عدم پاسخ به این پرسش ها و ابهاماتی که وجود دارد همیشه باعث بروز شایعات می شود. سابقه ذهنی گوزن زرد کشته شده در پردیسان و عنوان شدن «عمدی بودن آتش سوزی» در جنگل های کشور باعث شده که برخی این آتش سوزی در پارک پردیسان را «عامدانه» بدانند. کسی از مسئولین در تایید یا رد این نظریه سخنی خواهد گفت؟