قابل توجه دوستان گرامی :
هنرمند نامی و سرشناس کشورمان آقای جمشید فرجوند فردا با تقبل دعوت نهاد غواصان زیست لایروب به جمع فعالان سامانه جامعه محیط زیست پیوست ، فلذا بدینوسیله ضمن خوش آمد گویی به این هنرمند گرانقدر مراتب تشکر خود را بابت قبول دعوت به حضور ایشان تقدیم می نماییم.
جهت آشنایی بیشتر شما با این هنرمند گرانمایه گفتگوی ایسنا با ایشان در ادامه آورده می شود .
گفتوگوی صمیمانه ایسنا با فرجوند فردا:
از انسانیت گفتن اثر را جاودانه می کند/
دیجیتال مغزها را از کار انداخته است
جمشید فرجوند فردا، هنرمندی است که امروز آوازه او نه تنها در ایران و کردستان، بلکه در جهان نیز پیچیده است.
به گزارش خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا) منطقه کردستان، صبح یکی از روزهای سرد زمستان امسال مهمان ما شد و با حضور خود به محفل ما گرمای خاصی بخشید.
با چهرهای بشاش از در وارد شد و در نهایت تواضع و فروتنی به سوالهای ما جواب داد، صحبتهایش بسیار قابل لمس بودند و او از هر دری سخنی؛ اما بسیار لطیف و همراه با ظرافتهای خاص و از دیدگاه هنرمندانهاش سرچشمه می گرفت.
هرچند که معتقد بود دوربینهای دیجیتال امروزه مغزها را از کار انداخته و لذت انتظار چاپ عکس را از انسان گرفته است، اما خودش هم امروزه با دوربین دیجیتال کار میکند.
او بیشتر از ۲۵ سال است که عکاسی حرفهای است؛ زندگیش با دوربینش گره خورده به طوری که به گفته خودش حتی شبها هم دوربینش را کنار بالین میگذارد و می خوابد.
در ادامه، گفتوگوی ما با جمشید فرجوند فردا، عکاس نام آوازه کُرد بیجاری را میخوانید؛
آقای فرجوند فردا شما نیازی به معرفی ندارید چون بیشتر مردم شما را میشناسند، اما ارائه بیوگرافی کوتاهی از شما خالی از لطف نخواهد بود.
من در طولانیترین و سردترین شب سال، یعنی شب یلدای سال ۱۳۴۰ در محله بادامستان بیجار به دنیا آمدم، محلهای که زمانی پر از درخت بود، اما امروز جز تیر آهن و سیمان چیز دیگری در آن مشاهده نمی شود و حتی آسمانِ صفا و صمیمیت مردمش نیز رنگ باخته است.
دوران کودکی خودتان را چگونه گذراندید؟
ابتدا در دوران راهنمایی به خوشنویسی علاقه پیدا کردم، یک معلم زبان انگلیسی و خوشنویسی داشتیم که متاسفانه امروز اسمش را هم یادم نمی آید اما برایش آرزوی موفقیت میکنم در هرجایی که هست؛ ایشان یک تمرین خوشنویسی را به ما داده بودند، روزی که تمرینم را پیش وی بردم باور نکرد که آن را خودم نوشتهام و به جرم تقلب من را تنبیه کرد، یکبار دیگر هم همین مسئله اتفاق افتاد تا اینکه از من خواست جلوی چشمش خوشنویسی را بنویسم، اما این بار با دیدن دست خط من باور کرد که تقلبی صورت نگرفته و من را برای ورود در این عرصه تشویق کرد؛ پس از آن گاهی نیز به صورت غیرحرفهای عکس ورزشی و مناسبتی به ویژه عاشورایی میگرفتم.
چه سالی وارد دانشگاه شدید؟
سال ۶۸ در کنکور هنر شرکت کردم و رتبه ۹ کشوری را در رشته نقاشی به دست آوردم، در دوران دانشگاه دو واحد عکاسی داشتیم که استاد «کاوه گلستان» این درس را تدریس می کرد، من فقط سه فریم از عکسهای عاشورایی را که گرفته بودم به ایشان نشان دادم و او هم بسیار کارهای من را پسندید، همین مسئله جرقهای شد تا در جشنواره سراسری عکس دانشجویان ایران در سال ۶۹ شرکت کنم و اولین جایزه خودم را در آنجا دریافت کردم.
چه سالی به صورت حرفهای به کار عکاسی پرداختید؟
من از سال ۶۸ کار عکاسی انجام می دهم و باید بگویم که من بدون هیچ اندیشه و فکر قبلی به دنیای عکس ورود پیدا کردم، برای من بیشتر مردم و دغدغههای زندگی آنها، رنج، فقر، کار و خوشی و ناخوشیهای زندگی آنها اهمیت دارد و همین مسئله را هم در عکسهایم انعکاس میدهم و اعتقاد دارم همین به تصویر کشیدن غم و شادیهاست که اثری هنری را ماندگار میکند.
از موفقیتهایی که در این عرصه کسب کردهاید هم برای ما بگویید؟
نمی دانم بگویم خوشبختانه یا بدبختانه، تنها هنرمند کُرد ایرانی هستم که از طرف سازمان ملل از من تقدیر شده و دلیل کارشناسان آن سازمان، حس انسان دوستانه کارهای من بوده است، علاوه بر آن، عکاس برتر جشنواره عکس جهان اسلام را نیز در کارنامه هنری خود دارم، برگزیده جایزه جهانی کاریکاتور آیات شیطانی نیز هستم و دیگر کارهایم نیز بارها در جشنوارههای ملی و بینالمللی برگزیده شدهاند که اسم بردن همه آنها زمان طولانی را میطلبد.
نظر شما در مورد فناوریهای نوین عکاسی از جمله دوربینهای دیجیتالی که امروزه بیشترین استفاده را در جامعه دارند، چیست؟
باید بگویم که دیجیتال مغزها را از کار انداخته است، در عکاسی آنالوگ، بالاترین لذت انتظار است چیزی که امروزه متاسفانه به واسطه دیجیتالی شدن عکسها از بین رفته است، در عکاسی آنالوگ باید تمام سعی خود را برای ثبت بهترین اثر به کار گرفتکه متاسفانه عکاسان امروزی از انتخاب اولیه کارهای خود به دلیل ندیدن آموزش عکاسی عاجزند، عده ای فقط دوربین را حمل می کنند، در عکاسی دیجیتال محدودیتی وجود ندارد و می توان هزاران عکس گرفت و بهترین آن را انتخاب کرد.
اولین دوربینی که با آن عکس گرفتید چه دوربینی بود؟
دوربین «کانن تی ۵۰» اولین دوربینی بود که از یکی از دوستانم که به جبهه رفت به من رسید.
تاکنون چند نمایشگاه از کارهای خود را دایر کردهاید؟
دقیق یادم نمیآید اما بیش از ۴۰ نمایشگاه داشتهام که قریب به ۲۰ مورد آنها برون مرزی بوده است.
علاوه بر عکاسی در زمینههای دیگر هنری نیز فعالیت داشتهاید، در این ارتباط نیز برای ما بگویید؟
ابتدای کار من با خوشنویسی بود که در بیجار آقای «علی اکبر فریدونی» و در سنندج نیز آقای «شمسالدین کلامی» اساتید من در این زمینه بودند، پس از آن در فیلمهای «راز خنجر» از محمدحسین حقیقی، «بیا تا گل برافشانیم» از سیروس حسن پور و «دری به خانه خورشید» از عبدالجبار کاکایی به عنوان بازیگر حضور داشتهام، اما شاید آدم ترسویی بودم و به سینما ورود پیدا نکردم، باید بگویم که رشته اصلی من نقاشی است و در این زمینه نیز چندین نمایشگاه را تاکنون برپا کردهام، یک کتاب نیز در زمینه عکاسی مستند اجتماعی با عنوان «آداب و رسوم کردستان از دیدیگاه فردا» را در دست چاپ دارم و همچنین در حال حاضر در حال ساخت یک مستند از حیات وحش منطقه گروس(بیجار) در مورد وضعیت کل و میش ارمنی که فقط مختص این منطقه است هستم.
چه هنرمندانی بر زندگی شما تاثیر داشتهاند و یا دارند؟
به طور قطع “شیرکو بیکس” شاعر نامی کرد، “شاملو” و صدای دلنشین “مظهر خالقی” در زندگی و روی آثار و فعالیتهای من تاثیر گذاشتهاند.
در عکاسی چه چیزی برای شما بیشترین اهمیت را دارد؟
من بیشتر شیفته انسانها هستم از هرقوم و قبیله ای که باشد، حضور انسان با تمام شیرینی و تلخی های زندگیش برایم مقدس است و معتقدم اگر اثر می خواهد ماندگار باشد باید از انسان بگوید.
چه مسایلی را بر روی عرصه عکاسی موثر میدانید؟
خانواده، مدرسه، رسانهها و مطبوعات بر روی تفکر عکاس بسیار مهم هستند، متاسفانه در این زمینه آموزش و اطلاع رسانی بسیار کمی در جامعه صورت میگیرد، هرچند که در این زمینه خود عکاسان نیز بی تقصیر نیستند.
نقش خانواده شما در موفقیتتان؟
برادران و خواهرانم و خانواده های آنها نقش اساسی در موفقیت های من داشته اند و برادر کوچکم که خودش نوازنده چیره دست کمانچه است و دخترش سارا که عکاس و گرافیست است و صاحب عنوان در جشنواره خوارزمی و خصوصا همسر بسیار فهیم او که با وجودی که سن آنها از من کمتراست اما نقششان مثل پدر و مادر است که بخوبی از عهده ان برامده اند و من تا ابد وامدارشان هستم.
چه توصیهای برای کسانی که میخواهند وارد عرصه عکاسی شوند، دارید؟
توصیه میکنم ابتدا استان و شهر خودشان را به تصویر بکشند، اگر امکان دارد تک عکس کار نکنند بلکه عکس هایشان به صورت مجموعهای باشد، در عکاسی محدودیت وجود ندارد هرچند که سوژهها تکراری میشوند اما در نهایت ذهن خلاق یک عکاس است که عکس را خلق می کند، عکس ها در هر زمان و مکان قابل دسترسی هستند و این بزرگترین مزیت آن است.
در زمینه تدریس عکاسی تاکنون چه کاری انجام دادهاید؟
اعتقاد دارم دو مقوله داوری و آموزش بسیار سخت هستند، چند باری داوری کردهام، فعلا قصد تدریس ندارم اما اگر بخواهم در جایی تدریس کنم احتمالا به شهرستان جوانرود بروم و اولین مقصد من برای باشد چون کار در جاهای محروم را بیشتر میپسندم.
نگاه شما به دنیای هنر چگونه است؟
جاده هنر خطرناک است، چون حمایتی نمی شوی و دستت خالی است؛ در حال حاضر دیوار عکاسی نیز بسیار کوتاه است، عکاس بودن فقط به داشتن دوربین نیست، باید پشت آن تفکر خاص انجام این کار را نیز داشته باشی، به نظر من عکاسی هنری است که به دروغ آلوده شده است، در گذشته عکسها سند و مدرک خوبی برای ارائه در دادگاهها و محاکم قضایی بودند، اما امروزه به دلیل فتوشاپ و دستکاری کردن عکسها این مسئله دیگر قابل استناد نیست و امکان آن وجود ندارد، هرچند که معتقدم عکاسی مستند اجتماعی، ثبت واقعیتها است.
آقای فرجوند شنیدیم تا کنون ازداوج نکردهاید؟
بله، هنوز مجردم و خودم را یک سرباز میدانم که به اسلحه دوربین مجهز است، قلب من با دوربینم گره خورده و سالهاست که با آن زندگی میکنم، حتی شبها که می خوابم دوربینم را کنار دستم میگذارم و بعد میخوابم، هیچوقت جای خالی کس دیگری را در زندگیم احساس نکردهام و به همین دلیل تاکنون به ازدواج فکر نکردهام.
چه زمانی این سربازی تمام می شود ؟
همراه با کمی لبخند؛ شاید وقتی دیگر…
زندگی در استان کردستان را چگونه میبینید؟
زندگی در استان کردستان را بزرگترین شانس زندگیم میدانم، زندگی در استانی که هنرمندان بسیار بزرگی دارد برای من بسیار خوشایند است، برای من مهمترین مسئله انسانیت است و صد البته صلح، خوشی انسانها و در کنار هم بودن بدون تبعیض.
آیا انتقاد را میپسندید؟
معتقدم اثر هنری باید مورد نقد قرار گیرد و نه خود شخصیت فرد، به همین دلیل امیدوارم نقدهایی که می شود منصفانه باشند.
از ادارات و مسئولان چه انتظاری دارید؟
از اداره میراث فرهنگی و فرهنگ و ارشاد اسلامی انتظار دارم از عکاسان بومی استفاده کنند، عکاسان مستعد و بسیار خوبی را در استان داریم که امیدوارم از توان آنها استفاده بهینه شود.
در پایان با تجدید احترام و قدردانی مجدد از این هنرمند پر آوازه به اطلاع می رسانیم که از این تاریخ روزانه یکی از آثار ایشان تحت عنوان عکس روز در سامانه جهت مشاهده قرار داده می شود.