عنوان: هفتادقله قربانی طاعون مرگآسا شنبه 13 تیر 1394
سومین پایش میدانی منطقه هفتادقله اراک به منظور بررسی وضعیت منطقه، میزان تلفات و پاکسازی روز جمعه (۱۲تیر) توسط محیطبانان، تیم پزشکی و به همراهی تشکلهای محیطزیستی برگزار شد.
طی هفتههای گذشته بیماری طاعون نشخوارکنندگان کوچک در میان حیواناتی چون کل، بز، قوچ و میش شیوع پیدا کرده و باعث تلفات بسیاری شد، منطقه هفتاد قله در محدودهای بالغ بر ۹۷,۴۳۷ هکتار بین شهرهای اراک، خمین و محلات واقع شده، وسعت منطقه، پراکندگی نقطه تلفات و کمبود نیروی انسانی باعث شد تا معاون محیط طبیعی اداره کل محیط زیست استان مرکزی در این پایش از سمنهای محیطزیستی و فعالان محیطزیست دعوت به همکاری کند.
حمید اخوان عضو هیات مدیره و نایب رییس شبکه تشکلهای محیطزیستی استان مرکزی در این رابطه گفت: حدودا سه هفته پیش در جلسات مشترک با مسئولان اداره کل محیطزیست استان از ماجرا با خبر شدیم، اما در مراحل اولیه نوع بیماری و میزان تلفات آن در حد گمانهزنی بود.
این بیماری از کجا آمد؟
هنوز نمیتوان در مورد منشاء اصلی بیماری نظر قطعی داد، اما با توجه به شرایط منطقه، محدودیت دسترسی عمومی و چالشهای موجود، احتمال میرود که این بیماری به واسطه ورود دامهای مجاز و غیرمجاز در منطقه و وجود آبشخورهای مشترک به حیوانات وحشی منتقل شده باشد.
در حاشیه و داخل منطقه هفتاد قله تعداد ۲۰ روستا با جمعیتی حدود ۱۶۲۹۶ نفر به عنوان کانونهای زیستی قرار دارند که بخشی از فعالیت این روستا دامپروری به شکل سنتی است.
نایب رییس شبکه تشکلهای محیط زیستی استان مرکزی در ادامه گفت: تقریبا افکار عمومی هم متمایل به این نظر کارشناسان است، یعنی منشاء بیماری را از دامهای منطقه میدانند، هر چند اختلاف نظرهایی نیز در این زمینه وجود دارد و برخی معتقدند که قبل از تلفات حیاتوحش منطقه، تلفات دام نداشتهایم (البته این ادعا باید بررسی شود) ولیکن در جواب به این نظر میتوان این احتمال را در نظر گرفت که حتی اگر تلفاتی در میان دامهای اهلی نداشته باشیم، ولی احتمال انتقال ویروس به عنوان ناقل وجود داشته است که به علت مقاومت بالاتر بدن آنها و واکسنهای مختلف، به بروز بیماری نرسیده و منجر به تلفات نشده است. بعضا برخی دامهای اهلی علایم بیماری داشتهاند و برخی نه، ولی هر دو میتوانستهاند انتقالدهنده ویروس به منطقه باشند. همچنین در مورد خود واکسن که ویروس ضعیف شده است و در بدن دام وجود دارد و انتقالش به منطقه نیز شائبههایی وجود دارد، نظراتی مطرح میشود که باید در مورد آنها بررسی شود. نکته قابل توجه در مشاهدات امروز این بود که در یکی از گلههای دام اهلی که بازدید کردیم نشانهها و علائم بیماری مشاهده شد.
پس احتمال گسترش بیماری بین روستاهای اطراف و در میان گلههای دام اهلی وجود دارد؟
مسلما در صورت عدم اتخاذ تدبیر مناسب جهت پیشگیری و کنترل، این بیماری میتواند برای گلههای منطقه مشکلات بیشتری ایجاد کند و بیماری گلههای منطقه دوباره به عمق فاجعه حیاتوحش دامن خواهد زد و این مسئله به شکل رفت و برگشتی در هر دو سو تشدید خواهد شد. اما طاعون نشخوارکنندگان کوچک از حیوان به انسان قابل انتقال نیست، یکی از نگرانیهای عمده برای ورود به منطقه خصوصا برای نیروهای داوطلب همین بود، که قبلش از بیخطر بودن این بیماری برای افراد مطمئن شدیم.
حمید اخوان در مورد اهداف پایش گفت: در پایش امروز دو هدف داشتیم، پس با نیروی انسانی بیشتری وارد منطقه شدیم، تلاش کردیم با دید وسیعتری شرایط را بسنجیم و ارزیابی دقیقی از فاجعه داشته باشیم. از مستندات امروز و اطلاعات حاصله برای مرحله بعدی و تصمیم مدیرتی حساب شده و مناسبی استفاده خواهد شد. دومین هدف پاکسازی منطقه از لاشه حیوانات تلف شده به روشهای پاکسازی، جمعآوری و دفن بهداشتی و معدومسازی از طریق سوزاندن لاشهها بود. امروز نیروها در گروههای سه یا چهار نفره با ترکیب تیمی یک نفر محیطبان، یک مامور از دامپزشکی و یک نیروی داوطلب سازماندهی شدند و بر اساس نقشه و تقسیمبندیهای از پیش تعیین شده در مسیرهای مشخص اقدام به جمعآوری اطلاعات، مستندسازی و پاکسازی منطقه کردند.
حمید اخوان ادامه داد: واکسیناسیون دامهای منطقه در حد امکانات موجود، ضدعفونی کردن محل تلفشدن لاشهها با آهک، ضدعفونی کردن آبشخورهای منطقه از دیگر فعالیتهای امروز بود، آبشخورها کاربری مشترک بین حیواناتوحشی و دامهای اهلی دارد و امکان شیوع بیماری از این طریق وجود دارد.
وی ادامه داد: پیشبینی بودن مدت زمان ریشهکنی بیماری در منطقه غیرممکن است، در این رابطه متخصصان امر و کارشناسان دامپزشکی با توجه تجریبات خود نظر دقیقتری میتوانند ارائه کنند، ولی پیشبینیهای مختلفی وجود دارد، برخی اعتقاد دارند به دلیل فصل گرما و با اقدامات پیشگیرانه، به همین زودی این بیماری کنترل خواهد شد و برخی دیگر نیز اعتقاد دارند این بیماری مدت خیلی بیشتری خواهد ماند و تلفات زیادی در پیش خواهد بود.
وی در رابطه با سلامت دیگر گونههای حیوانی منطقه گفت: تا به حال نشانی از تلفات گونههای حیوانی دیگر مشاهده نشده، ما فقط همین موارد (کل و بز و قوچ و میش) را تایید میکنیم، البته همانطور که گفته شد دامهای منطقه را نیز باید در نظر گرفت.
اخوان در پاسخ به این پرسش که آیا برآوردی از میزان خسارت وارده دارید، گفت: واقعا دادن برآورد و عدد در این مرحله بسیار مشکل است و غیرممکن است، ولی فقط میتوان این نکته را گفت که میزان تلفات به شدت بالاست، و در این حد تلفات تا به حال در منطقه رخ نداده است.
نایب رییس شبکه تشکلهای محیط زیستی استان مرکزی در پاسخ به این پرسش که آیا برای نجات حیوانات سالم برنامهای وجود دارد، گفت: با توجه به نوع حیوانات درگیر یا در خطر بیماری و نوع زیستگاه کوهستان، صخرهای و درهها محدودیتها فراوانی برای هدایت، کنترل و قرنطینهکردن و واکسنزدن به آنها وجود دارد، این حیوانات معمولا در صخرهها و ارتفاعات زیست و سیر میکنند، به همین دلیل کنترل آنها بسیار مشکل و اگر شدنی باشد بسیار پرهزینه و سخت خواهد بود. برخی دیگر از انواع حیوانات مانند آهو را شاید بتوان به یک محدوده هدایت کرد و جداسازی کرد، اما برای کل و بز و قوچ و میش اینطور نیست. یک اقدام پیشنهادی دیگر گرفتن این حیوانات در مناطق آبشخور به وسیله شلیک تیر بیهوشکننده است که البته هنوز هم این اقدام امکان سنجی و تایید نشده است.
در منطقه هفتاد قله حیواناتوحشی از جمله پلنگ، گرگ، کفتار، روباه، شغال وجود دارد، آیا لاشه حیوانات تلف شده توسط این گوشتخواران دریده شده بود؟ خیر، مشاهدات گروهی ما تایید میکند که تقریبا هیچ لاشهای دریده نشده باشد.
حمید اخوان در رابطه با تامین تجهیزات و مسایل مورد نیاز افزود: تجهیزات محدودی در اختیار ما بود، به طور مثال هر گروه فقط یک بیل، یک کیسه آهک و یک قوطی نفت و کبریت داشت و همچنین ترابری گروهها در منطقه توسط خودروهای پیکاپ بود که همه این تجهیزات توسط اداره کل محیطزیست تامین شد.
سومین پایش منطقه حفاظت شده هفتادقله اراک از ساعت ۴:۳۰ بامداد روز جمعه ۱۲ تیرماه آغاز و به علت گرمای شدید و روزهداری افراد در ساعت ۱۳:۰۰ به پایان رسید. قابل ذکر است این گروه از حمایت و پشتیبانی امداد و نجات و آمبولانس سازمانهای مربوطه برخوردار نبودند.