• 1
  • 0

عنوان: زن محیط زیست شنبه 13 تیر 1394

ارسال کننده: سارا حمیدی
بررسی سهم زنان در سالم سازی و صیانت از محیط زیست در سطح خانواده، محله و شهر«شاخص های توسعه پایدار و محیط زیست» با «شاخص های سلامت و کیفیت زندگی» و نیز «شاخص های توسعه انسانی» ارتباط محکم و آشکاری دارند. در بحث توسعه انسانی، تجربیات مدیریتی کشور علاوه بر تجربیات جهانی بر این امر صحه می گذارد که در جهان کنونی سهم زنان در پیشبرد هر هدف اجتماعی، روشن بوده و محاسبه آن به نفع دستیابی هر چه بهتر و سریع تر به آن هدف است.

 


 


مقدمه


«شاخص های توسعه پایدار و محیط زیست» با «شاخص های سلامت و کیفیت زندگی» و نیز «شاخص های توسعه انسانی» ارتباط محکم و آشکاری دارند. در بحث توسعه انسانی، تجربیات مدیریتی کشور علاوه بر تجربیات جهانی بر این امر صحه می گذارد که در جهان کنونی سهم زنان در پیشبرد هر هدف اجتماعی، روشن بوده و محاسبه آن به نفع دستیابی هر چه بهتر و سریع تر به آن هدف است.


در این حال نظر به اینکه حفظ محیط زیست از مهم ترین اهداف اجتماعی جوامع بشری برای نیل به توسعه محسوب می شود، زنان را باید دارای سهم قابل ملاحظه ای در سالم سازی و حفظ محیط زیست دانست. محققان معتقدند زنان سرمایه بزرگی برای پایداری محیط زیست هستند و دستور کار 21 به عنوان معتبرترین دستور کار جهانی برای صیانت از سلامت و حفاظت محیط زیست، زنان را «گروه اصلی» در این روند شناخته است.


نقش های خانوادگی و اجتماعی، نفوذ کلام و انضباط اخلاقی و معنوی نسبی زنان عامل مهمی در پیشبرد اهداف بزرگ با توان اثرگذاری لازم بر جوامع به حساب آمده و از آن به عنوان نوعی راهبری الهام بخش یاد می شود.


در تحولات اجتماعی سال‌های اخیر، رابطه جامعه شناسی و محیط زیست شهری نزدیک‌تر شده و جامعه شناسان در نظرات خود به محیط زیست شهری و ارتباط آن با انسان و جامعه پرداخته‌اند. یکی از نظریه های جامعه شناسانه در این حوزه به نام نظریه تقسیم کار، زنان را عامل اصلی انتقال فرهنگ و سواد زیست محیطی به نسل های آینده می داند و چنانچه فرهنگ زیست محیطی در مادران درونی شود، به گونه ای که قانونمندی اکوسیستم را درک کنند، به خوبی می‌توانند این مفاهیم را به فرزندان خود انتقال دهند.


بنابراین اکنون که محیط زیست مورد تعرض و سلامت شهروندان در خطر قرار گرفته، بهره مندی از نقش آفرینی زنان، کار مدیران توانمند و عاقبت نگر است. اگر در گذشته در مورد جایگاه این موضوع تردیدی وجود داشت، امروزه شکی باقی نمانده که توسعه انسان محور بدون حفاظت از محیط زیست ممکن نیست و حفاظت از محیط زیست بدون حضور جدی زنان محقق نخواهد شد.


از سوی دیگر پیچیدگی‌های زندگی امروزی شهری حاکی از این واقعیت است که نمی‌توان مانند گذشته، شهرها را در قالب مدیریت‌های سنتی اداره کرد. مفاهیم جدیدی همچون حقوق شهروندی و مشارکت شهروندان، فرآیند مدیریت شهری را متحول ساخته و استفاده از خرد جمعی را برای هدایت و برنامه‌ریزیشهرها در اولویت قرار داده است.


از این رو بخش مهمی از شکاف و فاصله میان شهروندان و مسئولین که به بی‌اعتمادی و عدم همکاری منجر می شود، ناشی از عدم جلب مشارکت اجتماعی شهروندان است. در حالی که موفقیت مدیریت شهری به توسعه فرهنگ شهروندی و مشارکت شهروندان در اداره امور شهر بستگی دارد.


کلان‌شهر تهران با جمعیت و وسعت فراوان آسیب­های اجتماعی و زیست‌محیطی متنوع و گسترده و نیز نیازها و انتظارات خدماتی و اجتماعی روبه‌رو است. از همین رو مدیریت چنین شهری بدون حضور جدی و مشارکت واقعی شهروندان و به ویژه شهروندان زن که از اثرگذاری بالایی در سطوح  خانواده، محله و شهر برخوردارند، امکان پذیر نیست. به عبارت دیگر مدیریت پایدار شهری بدون در نظر گرفتن ملاحظات زیست‌محیطی قابل دستیابی نبوده و نمی توان اداره موفق آن را بدون جلب مشارکت نیمی از شهروندان، یعنی زنان برای حفظ سلامت و صیانت از محیط زیست متصور شد.


متأسفانه هنوز برخی نگاهها به شهروندان، نگاهی تکلیف‌مداراست. به‌ویژه شهروندان زن را به عنوان ساکنان منفعل شهر نگریسته و به آن‌ها سهمی اساسی درتصمیم‌گیری‌ و در اداره امور اختصاص نمی دهند. این در حالی است که مشارکت اجتماعی زنان در قالب شبکه­های رسمی مانند سمن ها (NGO)، فعالیت های محله مدار (CBO) و در قالب شبکه­های اجتماعی غیررسمی، عاملی حیاتی و مهم در نیل به توسعه پایدار و محور اصلی آن یعنی حفظ محیط زیست به حساب می آید. خوشبختانه شهرداری تهران با ایجاد فرصت های پژوهشی، امکان آسیب شناسی در این حوزه را فراهم کرده است.


با توجه به موارد فوق، پژوهش حاضر با رویکردی فرا‌تحلیلی در صدد است با اتکا بر چارچوبی نظری و بررسی تحقیقات موجود و با استمداد از روش راهبردی مبتنی بر مدل SWOT و بررسی نقاط قوت، ضعف، فرصت ها و تهدیدها، به تبیین سهم زنان در سالم‌سازی و صیانت از محیط ‌زیست در سطح خانواده، محله و شهر پرداخته و راهبردهایی را در این زمینه ارائه کند.




بیان مسئله 

 

از نقش زنان در خانواده و جامعه فراوان سخن گفته می‌شود. اما این سخنان لزوماً همه جانبه نبوده و به خصوص در جوامع سنتی مانند ایران، پرداختن به موضوع زنان بیشتر از جنبه‌های معنوی و نقش مادری و همسری آنان صورت می‌گیرد؛ دست کم اینکه چنین دیدگاههایی فرصت طرح بیشتر داشته و مطالعات برای تبیین تاثیر زنان بر روندهای مختلف زندگی مغفول مانده یا نادیده گرفته می‌شود.   


امروزه اما مستندات علمی و پژوهشی فراوانی دال بر تاثیر دانش، تفکر و عملکرد زنان در کلیه شئون اجتماعی، اقتصادی و سیاسی وجود دارد. صرف نظر از اینکه زنان به توانایی برنامه‌ریزی و مدیریت مسایل خرد و کلان بسیاری از جوامع دست یافته‌اند، تاثیرات عمده دیگری حاصل از عملکرد آنان مشاهده می‌شود. از جمله اینکه بزرگ‌ترین گروه خریدکنندگان در دنیا زنان هستند. این دلایل از سویی شامل مسئولیت‌های آنان در خانواده و احساس ضرورت پاسخگویی به نیازهای همسر و فرزندان و از سوی دیگر هویت سازی برمبنای مصرف‌گرایی جهان سرمایه داری است.


هویت مصرفی انسان و نقش زنان در خرید و مصرف، از عوامل قابل تامل در تغییرات منفی به سمت تخریب محیط زیست جهان است. در واقع طبیعت و محیط زیست که قربانی مصرف‌گرایی انسان‌ها به ویژه در عصر صنعتی شده، به تدریج تعادل خود را به سمت نابودی از دست داده است.


این وضعیت نشانگر تاثیر عملکرد زنان بر روند «تخریب» یا «حفظ» طبیعت و محیط زیست است. تغییرات ایجاد شده در محیط زیست متاثر از نقش انسان‌ها و به تبع آن مسئولیت‌های مختلف زنان و مردان است. فعالیت‌های مختلف مردان و زنان بر محیط زیست تاثیر می‌گذارد و تغییرات حاصله در طبیعت و محیط زیست بر سلامت افراد جامعه موثر است. بنابراین در این زمینه پرداختن به تفاوت‌های جنسیتی و مد نظر قرار دادن رویکردهای جنسیتی در بررسی‌ها و برنامه‌ریزی‌ها غیرقابل اجتناب است. به خصوص آن که در ایران نیز مانند بیشترکشورهایجهانسوم،تغییراتگسترده‌ایدرحالوقوعبوده و به دنبال آن تحولات نوین و گسترده‌ای در نوع زندگی زنان و مردان و در سطح خانواده رخ نموده است.  


به عنوان مثال «بررسی گزارش‌ها و یافته‌های پژوهشی، از جمله گزارش طرح‌های ملی مانند پیمایش آگاهی‌ها و نگرش‌های ایرانیان نشان می‌دهد که اولویت‌های ارزشی و گرایش‌های فرهنگی بانوان، به خصوص در یک دهه گذشته و به ویژه در شهر تهران با تغییراتی روبرو بوده است» (اداره کل امور بانوان شهرداری تهران، 1390 : 2).


«درشهر تهران 

جایگاهزناندرخانواده،اعمازپایگاهخانوادگی،قدرتدرتصمیم‌گیری‌ها،اهمیتنقش‌‌هایزنانازجملهاهمیتکارخانگی،اشتغالخارجازخانهورعایتشرایطشغلیایشاندرخارجازخانه،درحالافزایشوتعادلوتوازنبامرداناست» (امید علی احمدی، 1388: 39).


این روند سهم زنان را در سالم سازی و صیانت از محیط زیست یا تخریب آن در سطح خانواده، محله و شهر هر روز بیش از پیش افزایش می دهد. در این نقش آفرینی، دنیای مصرف در سویی ایستاده و زن ایرانی که طی سال های اخیر دسترسی قابل توجهی به سواد، دانش و آموزش داشته با آگاهی نسبت به ضرورت حفظ سلامت و محیط زیست زندگی خود و خانواده اش، در سوی دیگر. در این میان البته زمینه های جلب و جذب مشارکت اجتماعی از جمله اعتمادسازی، گسترش آموزش و توانمندسازی زنان و نیز رفع موانع موجود در ایجاد انگیزه و تقویت سازوکارهای این مشارکت می بایست مد نظر قرار گیرد.  


پژوهش حاضر در نظر دارد با توجه به نکات مثبت و منفی وضعیت موجود، نقش و سهم زنان را در سالم سازی و صیانت از محیط زیست در سطح خانواده، محله و شهر تبیین نماید. 


اهداف پژوهش


 


هدف اصلی 


تبیین نقش و سهم زنان در سالم سازی و صیانت از محیط زیست در سطح خانواده، محله و شهر


اهداف فرعی


بررسی نقاط قوت در مشارکت زنان برای سالم سازی و صیانت از محیط زیست


بررسی نقاط ضعف در فرآیند مشارکت زنان برای سالم سازی و صیانت از محیط زیست


بررسی فرصت های افزایش سهم زنان در سالم سازی و صیانت از محیط زیست


بررسی تهدیدهای موجود در مسیر بهره مندی از ظرفیت های زنان برای سالم سازی و صیانت از محیط زیست


 


ذکر این نکته ضروری است که در سیاست‌های کلان فرهنگی، همواره بر تقویت شخصیت و جایگاه زن به‌عنوان مادر و مربی نسل آینده تأکید شده است. زنان به ‌عنوان مادر در هسته‌ اصلی خانواده و به‌ عنوان مهره ای اساسی در ارتقاء اجتماعی و فرهنگی جامعه با کار در حوزه‌های مختلف و مشارکت در صحنه اجتماعی نقش کلیدی ایفاء می‌کنند.


 


مروری بر مفاهیم و متون نظری


 


رابطه انسان با محیط زیست


انسان در دامان طبیعت زندگی می کند و حیات مادی اش در وابستگی تام با محیط زیست اطرافش است. به تعبیر قرآن کریم «زمین مهد و گهواره بشر» به حساب می‌آید و طبیعت پاسخگوی همه نیازهای مادی آدمی است، به طوری که زندگی انسان منهای مواهب طبیعی قابل تصور نبوده و نیست.


با این حال امروزه گفته می شود منابع زمین در معرض خطر است. دلیل این امر روحیه مصرف گرایی آدمی بوده که اکنون در مقیاس جهانی به تخریب طبیعت و محیط زیست دامن می زند.


 


روحیه مصرف گرایی آدمی و استفاده بی رویه از طبیعت


انسان با توجه به عادات اکتسابی و تربیتی و نیز تحت شرایط اجتماعی به تعریف جدیدی از خویش و ظرفیت هایش در برخورد با کلیه مسایل از جمله عادات مصرفی می رسد. روحیه مصرفی موجب می شود که انسان طبیعت را در قالب کالا ببیند و در افزایش سلطه بر آن تا آنجا پیش رود که فراموش کند خود جزئی از طبیعت است و مامنی غیر آن ندارد.


مصرف منابع کمیاب در اثر جمعیت فزاینده سبب بحران محیط زیست شده و حل این بحران با تغییر میزان جمعیت و مصرف آنها ممکن است. در این میان نقش طبقه مرفه در مصرف بی رویه از یک سو و معضل فقر در جوامع باعث هم افزایی در تخریب محیط زیست می شود. 


 


زنان در دو موضع متضاد نسبت به محیط زیست


در حالی که زنان مصرف کنندگان عمده در هر جامعه‌ای به حساب می‌آیند، تجارب جهانی در دهه‌های اخیر نشانگر


گرایش زنان به تلاش برای حفظ طبیعت و توان راهبری تلاش های حفاظتی بوده است. برخی صاحب نظران البته تحولات عصر روشنگری را علت این رویکرد می دانند. در این عصر با غلبه عقل بر جنبش‌های فلسفی ـ اجتماعی، اندیشه ترقی باب شد تا از طریق علم، آزادی فردی و پیشرفت اجتماعی تامین شود. این روند که به مقبولیت سلطه بر طبیعت و شناخت آن صرفاً به عنوان منبع رفع نیازهای انسان منجر شد، تلاشی برای بهبود زندگی آدمی بود. ولی هنوز چند دهه نگذشته، روشن شد که این اعمال سلطه سبب ناکامی نسل های متوالی از توازن طبیعت خواهد شد.


گسترش صنایع و آلودگی آب و هوا و خاک در نقاط مختلف کره زمین سبب طرح این نظریه شد که بهره برداری از طبیعت در پرتو عقل مذکر به اتلاف منابع طبیعی و تخریب محیط زیست جهانی شده و اینک نگاه حمایتگر و مادرانه نیاز است تا حرکت به سمت نابودی زمین کُند و به تدریج متوقف شود.


 


جنسیت و درک محیط زیست


دو جنس مختلف انسان، یعنی مرد و زن تفاوت‌های فکری، رفتاری و ظاهری با یکدیگر دارند. منشأ این تفاوت‌ها را محققان و دانشمندان مورد بررسی قرار داده و بر پایه آن دو نوع نظریه ارائه شده است. یک نظریه توسط فروید مطرح شده و مبتنی بر آن است که «تفاوت‌های روانی، فکری و رفتاری مردان و زنان، دارای منشأ زیستی و جنسی است». اما نظریه دوم که توسط کارول گیلیکان مطرح شده، تأکید دارد تفاوت‌های جنسی براساس تصویرهای ذهنی است که زنان و مردان بزرگسال از خود و دستاوردهای‌خویش دارند. او تفاوت زیستی را تنها عامل تفاوت رفتارهای مرد و زن نمی‌داند، بلکه بر ریشه‌های روانی، اجتماعی و فرهنگی تأکید می‌کند.» (گیدنز، 1381: 197)


بررسی‌ها و تحقیقات «گیلیکان» نشان می‌دهد که زنان در قضاوت‌های اخلاقی، انعطاف‌پذیرتر از مردان بوده‌اند و مفاهیمی چون قوانین اخلاقی و اجتناب از آزردن دیگران را بیشتر می‌پذیرند. آنها بیشتر پای بند روابط مراقبت کنندگی هستند و از برآوردن موفقیت‌آمیز نیازهای دیگران بیشتر خوشحال می شوند تا بالیدن به موفقیت‌ها و پیشرفت‌های فردی. تفکر زنان به طور عمده متوجه روابط فردی و همراه با موفقیت و احساس مسؤولیت است.


در این حال، محیط و طبیعت متأثر از رفتارهای مستقیم و غیرمستقیم مردان و زنان بوده و تفکر، رفتار و بینش این دو جنس، بر وضعیت زیست بوم اثر می گذارد.


محیط زیست و از جمله محیط زیست شهری را نمی‌توان به دور از جنسیت، مورد بررسی قرار داد. محققان معتقدند زنان سرمایه بزرگی برای پایداری محیط زیست هستند. یک فرضیه علمی بر این باور است که زنان اگر بر مسند قدرت باشند بهتر از مردان می‌توانند از زمین حفاظت کنند. اگر چه این فرضیه هنوز به طور قطع به اثبات نرسیده، اما جنبش‌های متعدد و اخیر زیست‌محیطی نشان داده‌ زنان راهبر در جوامعی که امکان بروز استعدادهای دختران و بانوان وجود دارد، نسبت به زمین و مشکلات آن بسیار حساس‌تر بوده و مسائل زیست‌محیطی، جزئی از سیستم ارزشی آنها شده است.


برخی از دیدگاه‌های نوین بر این باور است که زنان و طبیعت، هر دو همواره در طول تاریخ تحت تسلط مردان قرار داشته‌اند و این وجه مشترک تا حد زیادی آنها را به هم نزدیک کرده است. براساس این نظریات، مردان در طول تاریخ به منابع طبیعی به چشم مایملک تجاری و ابزار درآمدزایی می‌نگریستند. در حالی که زنان، محیط زیست را به عنوان منابع حمایت‌گر نیازهای اساسی خود تلقی کرده‌اند.




اکو فمینیسم


هم سو با طرح مسایل زیست محیطی و در تداوم جنبش های زنان که متکی بر مباحث جنسیت بوده است، ایده ای در حمایت توامان از زنان و طبیعت پا گرفت که آن را اکوفمینیسم نامیده اند. این نظریه در چند دهه اخیر توانسته حرکت‌های فراگیری را در حفاظت از محیط زیست توسط زنان پدید آورد. «مانند جنبش چیپکو در هند برای حفاظت از درختان، جنبش کمربند سبز در کنیا برای کاشت 40 میلیون درخت یا پروژه ایجاد کانال عشق در کانادا و در نزدیکی آبشار نیاگارا برای رفع خطر از خانواده های همجوار که تخلیه پسماندهای شیمیایی سلامت آنها را در خطر قرار داده بود. رهبران همه این جنبش ها زنان بوده اند». (اصفهانی، 1390)


از سوی دیگر برخی مقولات در عرصه طبیعت و محیط زیست را اکوفمینیستی دانسته اند. به عنوان مثال درختان،;’ جنگل‌ها و جنگلبانی مقولاتی فمینیستی است. پنج عنصر اساسی اقتصاد خانوارهای مناطق روستایی در دنیا از  درختان تأمین می‌شود، شامل: غذا، سوخت، علوفه، مصالح خانه‌داری، از قبیل مصالح ساختمانی و وسایل آشپزخانه، رنگ و داروهای گیاهی و درآمد.


جنبه دیگر اینکه، زنان از تخریب محیط‌زیست و کاهش منابع جنگل متضرر می‌شوند. زیرا زنان ‌هستند که باید راه بیشتری را برای یافتن هیزم و علوفه طی کنند و دوباره همین راه را با بار سنگینشان بازگردند.


همچنین آب را از مقولات اکوفمینیستی می دانند. در روستاها و مناطق محروم بیشتر زنان و کودکان وظیفه تهیه آب را بر عهده دارند. با کاهش منابع طبیعی آب، زنان ناچارند مسافت طولانی‌تری را برای تهیه آن طی کنند. از آنجا که زنان و کودکان بیشترین مصرف‌کنندگان آب خانگی هستند، بیشتر در معرض آب‌های آلوده قرار دارند و هدف اصلی انواع بیماری‌های ناشی از مصرف آب‌های آلوده قرار می‌گیرند. در مورد مواد سمی رها شده در طبیعت نیز با اینکه هیچ‌کدام از دو جنس زن و مرد در برابر عوامل سمی به طور طبیعی مقاومت بیشتری نشان نمی‌دهند و میزان مقاومت غالباً به نوع ماده سمی بستگی دارد، مدارک موثقی حاکی از تفاوت‌های دو جنس در واکنش نسبت به مواد سمی محیط است. مواد شیمیایی سمی پایدار از جفت عبور می کنند و در بافت‌های بدن ذخیره شوند و به صورت ترکیب‌های خطرناک درمی آیند. بنابراین تهدیدی جدی برای سلامتی کودک و مادر محسوب می‌شوند.


اکوفمینیسم معتقد است «طبیعت» سرشتی زنانه دارد و زن نسبت به مرد به طبیعت نزدیک تر است. بر طبق این دیدگاه زن مرتبط با طبیعت و تجسم بخش آن است. از لحاظ ساختاری و فیزیولوژیک نیز بین زن و طبیعت تشابه زیادی وجود دارد، از جمله اینکه هر دو امکان زایش دارند و مکانی برای پروراندن انسان هستند؛ از همین روست که واژه هایی همچون «مادر زمین» رایج شده اند. در این میان کارکردهای فیزیولوژیک زنان از جمله تولید مثل، غذا دادن و پروراندن بچه، تیمارداری و فراهم کردن آسایش اهل خانه خصوصیاتی است که آنها را به طبیعت بسیار نزدیک می گرداند. مادر همچون طبیعت، محیطی سالم از لحاظ روحی و عاطفی جهت پرورش و زندگی انسان بدون هیچ چشمداشت مادی، فراهم می سازد. اگر چه در زمینه اکوفمینسم، سه گرایش مختلف وجود دارد، ولی همه آنها بر سه مسئله تاکید دارند: 1- روابط زنان با طبیعت، 2 - ارتباط بین سلطه بر زن و سلطه بر طبیعت و 3- نقش زنان در حل مشکلات اکولوژیکی (هنشال، 1385).


اکوفمینیسم اعتقاد دارد که «اساسا زنان بیشتر از مردان از لطمه دیدن و آلودگی محیط زیست صدمه می بینند و در نتیجه مسئله محیط زیست مسئله­ای جنسیتی است. مثلا افزایش گازهای سمی باعث تشدید آثار گازهای گلخانه‌ای و تغییرات آب و هوایی و آلودگی­هایی می­شود که بر زندگی بسیاری از زنان به ویژه زنان کشاورز تاثیر مستقیمی دارد و نیز آثار سوء بر سلامت افراد و به ویژه زنان دارد که از نمونه­های آن افزایش میزان سرطان­های خاص زنان است» (مشیرزاده، 423:1385).


اهداف اکوفمینیسم آن را به آرمان های توسعه پایدار نزدیک می سازد. توسعه پایدار بر سه پایه توسعه اقتصادی، توسعه اجتماعی و حفاظت از محیط زیست استوار است. مشارکت زنان در امور اجتماعی و برابری حقوق آنها در جامعه، بخش جداناشدنی توسعه اجتماعی بوده و تاثیرگذاری آنها بر حفاظت از محیط زیست نشانگر نزدیکی و هم افزایی دو مقوله است.


 


توسعه پایدار و سهم زنان


کمیسیون جهانی محیط زیست، توسعه پایدار را این گونه تعریف کرد: «توسعه پایدار فرآیند تغییری است در استفاده از منابع، هدایت سرمایه گذاری‌ها، سمت گیری توسعه تکنولوژی و تغییری نهادی است که با نیازهای حال و آینده سازگار باشد» (لاهیجانیان، 1390).


در یک تعریف دیگر «توسعه پایدار به معنای پیشرفت کیفیت زندگی و زندگی در ظرفیت تحمل اکوسیستم های پشتیبان است» (یونپ، 1991). در بطن این تعریف مفاهیم «توسعه» و «محیط زیست» با یکدیگر همراه شده اند.


اصطلاح توسعه پایدار در اوایل دهه ۱۹۷۰ درباره محیط و توسعه به کار رفت. از آن زمان سازمان‌های بین‌المللی که خواهان دستیابی به محیطی مناسب و مساعد برای توسعه سودمند بودند، نام خاص و ویژگی آنها در راهبرد توسعه پایدار نمود یافت. به کار بردن واژه توسعه پایدار بعد از کنفرانس ریودوژانیرو در سال ۱۹۹۲در محافل علمی فراگیر شد (ضرابی و اذانی، ۱۳۸۰: ۱۳).


حاصل این کنفرانس که به کنفرانس زمین نیز شهرت دارد، بیانیه ریو و دستور کار 21 بود که در آنها زنان به عنوان «گروه اصلی» در توسعه پایدار شناخته شدند و مقررات ویژه ای برای بهبود موقعیت ایشان در نظر گرفته شد. این موارد در فصل 24 از دستور کار 21 با عنوان «فعالیت های جهانی برای زنان در راستای توسعه پایدار» آمده است. در اصل بیستم بیانیه ریو بیان می شود: زنان نقشی حیاتی در مدیریت محیط زیست و توسعه دارند، بنابراین مشارکت آنان عاملی است اساسی در نیل به توسعه پایدار.


 


روند بین المللی نقش آفرینی زنان در توسعه پایدار و حفظ محیط زیست


از دهه 80 میلادی دولت ها و سیاستگزاران ملی و بین المللی توجه ویژه ای به نقش آفرینی زنان در حفاظت از طبیعت و محیط زیست نشان دادند. اهم مستندات این توجه را می توان در موارد زیر خلاصه کرد:


1985- در سومین کنفرانس جهانی زن در نایروبی نقش زنان در حفاظت از محیط زیست در قالب استراتژی های رو به آینده به رسمیت شناخته شد.


1990- در کنفرانس جهانی آموزش که در تایلند برگزار شد، دولت ها متعهد شدند تا کیفیت آموزش دختران و زنان را بهبود بخشند و موانع فعالیت های اجتماعی آنان را رفع نمایند.


1991- اولین کنگره جهانی زنان برای یک سیاره سالم توسط WEDO(women in environment and development)  در مورد زنان و محیط زیست برگزار شد. در ژنو همچنین، سمپوزیم زنان و کودکان با عنوان آثار فقر و محیط زیست بر زنان و کودکان تشکیل شد.


1992 – در کنفرانس سازمان ملل در محیط زیست و توسعه پایدار، بیانیه ریو و دستور کار 21 زنان به عنوان «گروه اصلی» در توسعه پایدار شناخته شدند و مقررات ویژه ای برای بهبود موقعیت آنان در نظر گرفته شد. همچنان که قبلاً اشاره شد فصل 24 دستور کار 21 با عنوان «اقدام جهانى برای زنان در راستاى توسعه  پایدار و عدالت» به بیان یک سلسله فعالیت‏ها و تدوین برنامه هایى براى اجراى دستور کار توسط دولت‏ها پرداخته است. مشارکت فعال زنان در جهت نهادینه کردن فرهنگ و ضرورت ایجاد بسترهای لازم جهت نیل به توسعه پایدار امری پذیرفته شده از طرف جهانیان است و در کشورهایی که این اصل به اجرا در آمده، با سرعت قابل توجهی به سوی توسعه پایدار در حرکت هستند.


1994 – در برنامه عمل کنفرانس بین المللی جمعیت و توسعه در قاهره، استقلال، برابری و تساوی زنان از اصول اساسی برای توسعه پایدار به حساب آمد.


1995 – چهارمین کنفرانس جهانی زنان سازمان ملل در پکن و نشست سازمان های غیردولتی در کنار آن فرصتی را برای تحکیم تصمیمات پیشین فراهم کرد. بیانیه پکن روش هایی را برای ارتقای وضعیت زنان در 12 زمینه اصلی پیشنهاد کرد که محیط زیست یکی از این زمینه ها بود. در بخش K این بیانیه در رابطه با زنان و محیط زیست بیان می شود: زنان نقش اساسی در توسعه پایدار و الگوهای تولید و مصرف پایدار و سازگار با شرایط زیست بومی داشته و رهیافت هایی برای مدیریت منابع طبیعی ارائه می کنند.


2000- در بیانیه هزاره دوم در نیویورک، 189 عضو سازمان ملل خود را برای پایه ریزی جهانی بهتر، سالم تر و منصفانه تر تا سال 2015 متعهد کرده اند. در توسعه هزاره بر اهداف زیر تاکید شده است: ریشه کن کردن کامل فقر و گرسنگی، گسترش برابری جنسیتی و اختیار دادن به زنان و پایداری زیست محیطی.


2002- بیانیه زمین در اجلاس توسعه پایدار در ژوهانسبورگ آفریقای جنوبی، برنامه عمل کشورهای جهان را تدوین کرد. در بیانیه و برنامه عمل ژوهانسبورگ توافق شد تا نیازهای زنان، تجزیه و تحلیل شود و اطلاعات ویژه در ارتباط با جنسیت و مسیر اصلی جنسیت در تمامی تلاش های توسعه پایدار و شناسایی حقوق زنان در ارتباط با سرزمین، مورد بررسی قرار گیرد.


2003- یازدهمین نشست کمیسیون سازمان ملل درباره توسعه پایدار تصمیم گرفت تا تساوی جنسیتی، رویکردی میان بر برای کلیه اقدامات آتی تا سال 2015 باشد.


2004- پارلمان اروپا طی نشستی قوانینی را به تصویب رساند که در جهت ارتقا تساوی جنسیتی در همکاری های توسعه به شمار می رود.  


2007- یونسکو کنفرانس بین المللی رهبری زنان برای توسعه پایدار را با شرکت 50 وزیر و نماینده زن پارلمان از 5 قاره و نمایندگان سازمان های غیردولتی، بخش خصوصی و رسانه ها برگزار کرد. این کنفرانس به بررسی نقش زنان در رهبری فرآیند توسعه پایدار در جهان پرداخت.


2008- پنجاه و دومین نشست کمیسیون مقام زن در این سال برگزار شد و بر نقش جنسیت در مقابله با تغییرات و آب و هوایی تاکید کرد. قطعنامه این نشست در جهت ارایه کمک های مالی برای توانمندسازی و مکانیزم های مشارکت زنان در کلیه سطوح مباحث زیست محیطی به تصویب رسید.


2010- کنفرانس زنان و محیط زیست برنامه محیط زیست سازمان ملل در آفریقا برگزار شد و به بررسی نقش زنان حفظ محیط زیست آن قاره پرداخت. در این کنفرانس نحوه اجرای دستور عمل 21، کنفرانس جهانی زن در پکن و برنامه عمل ژوهانسبورگ بررسی شد.  


2012- پنجاه و ششمین نشست کمیسیون مقام زن و کنفرانس حاشیه آن به نقش زنان روستایی در توسعه پایدار پرداخته است.


2012- قرار است کنفرانس بین المللی ریو+20 با عنوان توسعه پایدار طی خردادماه 1391در ریودوژانیرو برگزار شود. بخشی از سند مورد بررسی در این اجلاس مربوط به نقش زنان و چشم انداز حضور آنها برای تحقق توسعه پایدار و حفاظت از محیط زیست است.


 


در فواصل این نشست ها و کنفرانس های بین المللی البته دهها اجلاس دیگر در مقیاس های ملی، منطقه ای و بین المللی برای تحقق اسناد مصوب در زمینه حفظ محیط زیست و به کارگیری نقش زنان در این زمینه برگزار شده است که نتایج آن در کشورهای مختلف به ویژه در کشورهای توسعه یافته قابل مشاهده است.


روند ملی اقدامات برای نقش آفرینی زنان در توسعه پایدار


در دهه های اخیر نقش زنان در حفظ محیط زیست و توسعه پایدار در چارچوب اقدامات ملی نیز پیگیری شده است. این امر را می توان در ارتقاء مشارکت زنان در مباحث تحقیقاتی، اجرایی و آموزشی به ویژه در عرصه خاص محیط زیست مشاهده کرد و به طور خلاصه به شرح زیر خاطرنشان ساخت:


عضویت زنان در هیئت دولت و کمیسیون های ذیربط در سمت های عالی مرتبط با حفاظت محیط زیست، عضویت زنان در شورایعالی حفاظت محیط زیست، شورایعالی سلامت، شورایعالی برنامه ریزی و توسعه استان و ...، حضور زنان در شوراهای شهر و روستا در سراسر کشور، تدوین برنامه توسعه مشارکت های اجتماعی و فرهنگی زنان، راه اندازی مرکز مطالعات و تحقیقات زنان در دانشگاه ها، تهیه بانک اطلاعات زنان پژوهشگر، برگزاری کنگره‌ها (مانند زن، ورزش و محیط زیست)، جشنواره‌ها و همایش ها (مانند همایش نقش مشارکت زنان در مدیریت مصرف آب و برق، نشست توانایی های زن ایرانی، جشنواره زن و پژوهش)، لحاظ نگرش جنسیتی در برنامه چهارم توسعه اقتصادی، اجتماعی کشور و تاکید بر محورهای زیست محیطی، تعادل منطقه‌ای، آمایش سرزمین، رشد مستمر و پایدار اقتصادی و ...، ارتقاء سطح دانش و آگاهی‌های عمومی و تخصصی زنان، انجام طرح های تحقیقاتی متعدد و متنوع در مورد مشارکت زنان و دختران در بخش های دولتی و غیردولتی، آموزش های کوتاه مدت و بلند مدت جهت توانمندسازی بانوان در خارج و داخل کشور، حضور در کنفرانس ها و گردهمایی های بین المللی، برگزاری کارگاه های آموزشی منطقه ای در موضوعات انرژی، محیط زیست، آبخیزداری، راه اندازی سایت های ویژه بانوان از منظر انرژی و محیط زیست و تاسیس سازمان های مردم نهاد زیست محیطی که موسسین آن زنان بوده و یا برای زنان خدمات ویژه ارایه داده اند.


قابل ذکراست که در سال 2006 یک زن ایرانی به عنوان قهرمان زمین ملل متحد معرفی شد. معصومه ابتکار به خاطر تلاش های ملی و بین المللی اش برای حفظ محیط زیست طی 8 سال دوره مسئولیتش در سازمان حفاظت محیط زیست این عنوان را دریافت کرد.


گزارش یونسکو نیز در مورد پیشرفت های ایران در زمینه آموزش برای توسعه پایدار که توسط کمیسیون ملی یونسکو در سال 1389 منتشر شد، بیانگر این است که در بخش اجرای برنامه‌ها، فعالیت‌های نهادها در زمینه آموزش برای توسعه پایدار در سطح ملی قابل توجه بوده است. از جمله توسعه کمی آموزشی، ارتقای دسترسی به آموزش، حذف تفاوت‌های جنسیتی در آموزش، متنوع سازی روش‌ها، ساختارها و محتوای آموزشی، توسعه مهارت‌های شغلی در آموزش و ارتقای ترویج  فرهنگ زیست‌محیطی. داده‌ها نشان می‌دهد که مفهوم توسعه پایدار از محیط زیست طبیعی به سایر زیست‌بوم‌ها از جمله زیست‌بوم های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی گسترش پیدا کرده است. اما محور کیفیت در آموزش به اندازه کافی مورد توجه قرار نگرفته و تناسب آموزش با بافت اجتماعی، همچنین آموزش‌های اجتماعی کلیه اقشار که باید توسط رسانه‌ها انجام شود، عملی نشده است. متاسفانه براساس این گزارش شاخص‌های پایداری در کشور طراحی نشده‌اند تا از طریق آنها بتوان میزان پیشرفت را مورد سنجش و ارزیابی قرار داد. در حالی که با تعیین شاخص‌های پایداری می توان روش‌های ناموفق را اصلاح کرد.


 


توسعه پایدار و مدیریت شهری


«شهر؛ محدوده ای است که رسماً در تبعیت یک شهرداری قرار دارد و دارای بیش از 25000 نفر جمعیت ساکن است. شهرها دارای مراکز تجاری، صنعتی، سیاسی، فرهنگی و اداری هستند و پیشینه آنها به اجتماعات کوچک شهری بر می‌گردد. وقتی گروهی از انسان ها گردهم می آیند تا به خاطر احتیاجات مشترک تلاش کنند و دور هم زندگی کنند، نیاز به قوانین، مقررات و تشکیلاتی دارند که بتواند روابط افراد را سامان دهد» (شادمان فر- وکیل پور، 1390: 11).


«محله؛ کوچک‌ترین واحد تقسیمات شهری است که دارای هویت، همبستگی و شعاع عملکردی انسانی و خدمات تعریف شده است. مبنای اولیه تقسیمات منطقه با توجه به بافت‌های همگن کالبدی، اجتماعی و اقتصادی محلات شکل می‌گیرد که دارای محدوده‌های فیزیکی مشخص و ارتباط پیاده مردم با محیط و خدمات اطراف خود است» (اطلس محلات تهران).


در این حال با توجه به مفهوم توسعه پایدار، لحاظ آن در سطح شهرها و محله ها مستلزم اعمال «ﺗﻮﺳﻌﻪ ﺍﻱ است ﻛﻪ ﺑﻪ ﻧﻴﺎﺯﻫﺎﻱ ﻣﺮﺩﻡ ﺷﻬﺮ ﭘﺎﺳﺦ ﮔﻮﻳﺪ، ﺍﻣــﺎ ﺑﻘﺎ ﻭ ﺩﻭﺍﻡ ﺁﻥ ﻧﻴﺰ ﺗﻀﻤﻴﻦ ﮔﺮﺩﺩ، ﻭ ﺩﺭ ﻋﻴﻦ ﺣﺎﻝﺁﺏ، ﺧﺎﻙ  ﻭ ﻫــﻮﺍ - ﻳﻌﻨﻲ ﺳــﻪ ﻋﻨﺼﺮﻱ ﻛﻪ ﺑﺮﺍﻱ ﺣﻴﺎﺕ ﺍﻧﺴــﺎﻥ ﺿﺮﻭﺭﻱﺍﺳــﺖ - ﺁﻟﻮﺩﻩ ﻭ ﺑﻼ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻧشود» (ﺑﺮﺁﺑﺎﺩﻱ، 1383: 44).


البته توسعه شهرها به صورت پایدار دارای ابعاد پیچیده اجتماعی، اقتصادی و زیست محیطی است. «ﭘﺎﻳﺎﻳﻲ ﺗﻮﺳﻌﻪ ﺩﺭ ﻳﻚ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺷﻬﺮﻱ ﻳﻌﻨﻲ ﺗﺄﻣﻴﻦ ﺣﺪ ﻣﻄﻠﻮﺑﻲ ﺍﺯﺭﺷﺪ ﺗﻮﻟﻴﺪ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﻱ ﻭ ﻧﺮﺥ ﺍﺷــﺘﻐﺎﻝ ، ﺭﻓﺎﻩ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﻭ ﻣﺤﻴﻄﻲ ﺳﺎﻟﻢ ﻭ ﭘﺎﻙ»     ( ﻣﻌﺼﻮﻣﻲ ﺍﺷﻜﻮﺭﻱ، 1379: 137).


برای دستیابی به توسعه پایدار در شهرها توجه به امور مهمی مانند بافت شهری منسجم، تولید انرژی از منابع ناآلاینده، کشت گیاهان و توسعه فضای سبز، کاهش مصرف مواد اولیه و بازیابی زباله در محل ضروری به نظر می رسد.


بنابراین وظیفه مدیریت شهری است که «سازماندهی عوامل و منابع را برای پاسخ گویی به نیازهای شهروندان و اداره امور شهر به منظور ارتقای مدیریت پایدار مناطق شهری در سطح ملی با در نظر داشتن و تبعیت از اهداف سیاست‌های ملی، اقتصادی و اجتماعی کشور» (شادمان فر- وکیل پور،1390: 9)بر عهده گیرد. کارشناسان در بحث مدیریت شهری به ضرورت توجه به عواملی اشاره کرده اند که هر یک به نحوی با حفظ محیط زیست ارتباط دارند: «اهمیت فضاهای پیاده و معابر مخصوص دوچرخه، حمل و نقل عمومی، افزایش تراکم و انسجام و فشردگی شهری برای کاهش پراکندگی و انفصال و هدر رفتن زمین و فضا، تشویق استفاده چند منظوره از فضاها و اصل اختلاط کاربری ها، صرفه جویی در مصرف مواد و مصالح ساختمانی، بازیافت فضا، بازیافت مواد و مصالح ساختمانی و استفاده مجدد، طراحی ساختمان ها برای حداکثر صرفه جویی در مصرف انرژی و جلوگیری از هدر رفتن گرما و سرما، رواج استفاده از انرژی های پاک در شهر، توزیع متعادل و عادلانه امکانات و تسهیلات عمومی شهری بین مناطق مختلف برای کاهش و رفع تبعیض و ...» (لقایی- محمدزاده تیتکانلو، 1378، 42).


البته مدیریت شهری شامل کلیه عرصه های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی شهر می شود. به همین دلیل هدف کلان مدیریت شهری ایجاد محیطی قابل زندگی برای همه همراه با عدالت اجتماعی، کارایی اقتصادی و پایداری زیست محیطی است. در این حال هیچ نوع مدیریتی در هر سطحی از قوت و حاکمیت، بدون همکاری شهروندان، در اعمال ملاحظات مهم شهرهای بزرگ و امروزی، موفق نخواهد بود. در واقع موفقیت و اعتبار نظام مدیریت شهری وابسته به توسعه فرهنگ شهروندی و مشارکت شهروندان در اداره امور شهر است. برای این منظور البته می بایست مردم‌سالاری شهری مستقر شود.. زیرا نظام مدیریت شهری مانند دیگر نهادها در تبادل و تعامل با جامعه و شهروندان معنا می یابد.


«در سلسله مراتب مدیریت شهری حکومت محلی و حکومت شهری جایگاه ویژه ای دارند. حکومت محلی، نظامی است که با اعمال قدرت مشروع برآمده از اراده شهروندان به عملکرد های مشترک و تامین رفاه عموم در محدوده زندگیشان نظم می بخشد ... حکومت شهری هم به عنوان نوعی حکومت محلی شامل «شورای شهر» به مثابه نهاد قانون گذار، و «شهرداری» و دستگاههای اجرایی مسئولِ در شهر به مثابه نهادهای مجری می شود. این نهادها در برخی موارد مشروعیت خود را به طور غیرمستقیم با تفویض اختیار از بالا – در سطح ملی- و گاه مستقیم از سطح محلی دریافت می کنند» (شادمان فر- وکیل پور،1390: 10).


 


نظریه‌های جامعه شناسانه محیط زیست شهری


 


محیط زیست شهری را نمی‌توان از سایر علوم و حوزه‌های علمی جدا دانست. جامعه شناسی از علومی به حساب می‌آید که رابطه تعاملی با محیط زیست شهری دارد و جامعه شناسان بسیاری محیط زیست شهری را در نظریات خویش مورد بررسی قرار داده‌اند. به عبارت دیگر بدون شناخت صحیح از وضعیت جامعه نمی توان برای بهبود وضعیت محیط زیست نسخه پیچید و بدون در نظر گرفتن مبانی علوم انسانی خواهان پیشبرد اهداف محیط زیستی در جوامع انسانی شد.


در تحولاتی که طی سال‌های اخیر صورت گرفته رابطه جامعه شناسی و محیط زیست شهری نزدیک‌تر شده و جامعه شناسان در نظرات خود به محیط زیست شهری و ارتباط آن با انسان و جامعه پرداخته‌اند. برای نمونه به نظر مارکوزه «فکر و عمل باید تغییر یابد. تغییر دیدگاه کمی و مصرف مداری به زیبایی شناختی، اساس این دگرگونی است» (بری، 1381 : 81).


اهم نظریه های جامعه شناسانه که در این حوزه می بایست به آنها اشاره کرد، در زیر مورد اشاره قرار می گیرد:


 


نظریه تقسیم کار: زنان عامل اصلی انتقال فرهنگ و سواد زیست محیطی به نسل های آینده هستند. چنانچه فرهنگ زیست محیطی در مادران درونی شود، به گونه ای که قانونمندی اکوسیستم را درک کنند به خوبی می‌توانند این میراث فرهنگی را به کودکان و نوجوانان منتقل کنند. بنابراین زنان در چارچوب خانواده نقش مهمی در فرآیند تحولات ایفاء می‌کنند، اما هرچه جمعیت افزایش یافت، نقش‌ها و کارکردها گسترش یافته و کارکرد خانواده محدودتر شد. تحولات اجتماعی سبب شده گروهی از مردم خود را فقط مسئول امور مربوط به خویش بدانند و برای هر کاری از نهاد، واحد یا شخص به‌خصوصی انتظار داشته باشند. یعنی آنچه مربوط به محیط زیست شهری است، جز وظایف نهاد یا سازمانی خاص می‌دانند و به راحتی از آن حیطه کنار می‌کشند.


 


نظریه کاهش جمعیت: افزایش جمعیت از آغاز آفرینش انسان تاکنون در چرخه ای تصاعدی رخ داده و کمتر کسی به این مسئله اندیشید که آیا زمین، گنجایش افزایش ساکنین خود را دارد؟ اولین بار مالتوس[1] در سال 1798 به‌طور جدی و رسمی، بحران جمعیت را مطرح کرد. «اصل نظریه او حول این محور می‌چرخد که به رغم افزایش هندسی جمعیت، منابع غذایی به شکل حسابی، افزایش می‌یابد و در نهایت با افزایش جمعیت دنیا شاهد کمبود غذا خواهیم بود. این کمبود، سایر منابع را تهدید می‌کند و بقای انسان دچار اختلال می‌شود» (شیخی، 1379: 93). این نظریه و نظریات مشابه آن با گذشت زمان بیش از پیش مورد توجه قرار گرفته است. 


 


نظریه یادگیری اجتماعی: این نظریه بر یادگیری از طریق مشاهده، تقلید و الگوبرداری تأکید دارد و انسان را موجودی فعال می‌داند و یادگیری او را در زمینه اجتماعی مورد بررسی قرار می‌دهد. آلبرت باندورا، یکی از معروف ترین محققان این نظریه بر یادگیری مشاهده‌ای، تأکید دارد. «بنظر وی فرد با استفاده از الگوهای پیشین، رفتارهای جدید را در شرایط مختلف بروز می‌دهد. او یادگیری شناختی فرد را ناشی از تعامل میان شخص، رفتار و محیط می‌داند و رفتار فرد را بر محیط، تأثیرگذارنده اعلام می‌کند» (لطف آبادی 1379: 22).


 


نظریه عادات فرهنگی:فرهنگ و جامعه، با هم در تعامل هستند و فرهنگ هدایت کننده عملکرد افراد جامعه است. یعنی اینگونه نیست که همیشه فرهنگ بر فرد تسلط داشته و او را کنترل کند، بلکه بین جامعه و فرد و فرهنگ همواره تعامل برقرار است. «پذیرش فرهنگ، اجباری در عین حال اختیاری است. فرهنگ پدیده ای پویاست، یعنی قابل تغییر و تبدیل. عواملی مانند تکنولوژی، وضعیت جغرافیایی، ایده ها، عقاید دینی و نظام معیشتی بر فرهنگ موثرند» (تومدری، 1380:160).


اما جوامع نسبت به یکدیگر دارای تفاوت های فرهنگی هستند و در نتیجه، رفتار افراد با هم متفاوت است. این تفاوت فرهنگی به شکل های جزیی و کلی زندگی مردم را تحت تاثیر قرار می دهد. متاسفانه درکشور ما آنچه به صورت کلی در بین مردم رایج است «مقطع نگری، قانون‌گریزی و قانون‌ستیزی، فقدان تجربه مشارکت‌جمعی و اجتماعی، احساس خدمتگزاری از سوی دولت، نفرت از محیط و گرایش به مصرف‌گرایی بوده و جزئی از عادات فرهنگی مردم ما شده است» (سریع القلم، 1380: 60). متاسفانه بسیاری از مردم ما قانون را نه برای رفاه، بلکه به عنوان قید و بند می شناسند. در حالی که در جوامع قانون‌پذیر، توسعه سریع‌تر شکل می گیرد.


 


نظریه‌ مشارکت: «مشارکت سهمی در چیزی داشتن و از آن سود بردن و یا در گروهی شرکت جستن و بنابراین با آن همکاری داشتن است. به همین جهت از دیدگاه جامعه شناسی باید بین مشارکت به عنوان حالت یا وضع (امر شرکت نمودن) و مشارکت به عنوان عمل و تعهد (عمل شرکت) تمیز قایل شد. مشارکت در معنای اول از تعلق به گروهی خاص و داشتن سهمی در هستی آن خبر می دهد و در معنای دوم داشتن شرکتی فعالانه در گروه را می رساند و به فعالیت اجتماعی انجام شده نظر دارد» (بیرو ، 1370).


مشارکت یکی از بهترین ابزارها برای آگاهی از خود و دیگران است. اما مشارکت وقتی به وجود می‌آید که دست کم وجدان فرد و نظام اجتماعی به آن متعهد باشد. در مشارکت برعکس وضعیت انزواطلبی و گوشه گیری، همکاری جمعی از ‌اندیشه و احساس مسئولیت سرچشمه می‌گیرد و همکاری شخص با گروه موجب پویایی رفتار درونی و بیرونی می‌شود. مشارکت انگیزش را تقویت می‌کند، ارتباط بهتری بین مردم برقرار می‌کند و کم کاری و بی تفاوتی را کاهش می‌دهد.


پدیده مشارکت به معنای «همکاری»، نخستین رفتار اجتماعی است که از انسان سر زده می شود (شادی طلب، 1382: 142).


 


مشارکت شهروندان در مدیریت شهری


همچنان که گفته شد، موفقیت نظام مدیریت شهری به توسعه فرهنگ شهروندی و مشارکت شهروندان در اداره امور شهر وابسته است. به این منظور ضرورت دارد مردم‌سالاری شهری مستقر شود، زیرا نظام مدیریت شهری در تعامل با جامعه و شهروندان معنا پیدا می کند.


مشارکت در مدیریت شهری فرآیندی است که شرکت کنندگان در تنظیم برنامه ها و تعیین سیاست‌ها، و موکلان آنها، یکدیگر را تحت نفوذ و تأثیر قرار می‌دهند. جوامع امروزی مفهوم جدیدی به نام حقوق شهروندی و مشارکت شهروندان را به کار گرفته اند. این مفهوم اینک از ارکان توسعه یافتگی و مدیریت پایدار شهری به حساب می آید. مشارکت شهروندان اما با نگاه تکلیف مدار به آنها به عنوان ساکنان منفعل شهر امکان پذیر نبوده و بدون دخالت آنها در تصمیم گیری ها و اداره امور محقق نمی شود (غفاری، 1389).


گائوتری[2] از فعالان علمی یونسکو در زمینه مشارکت، معتقد است فرآیند مشارکت خود ‌موضوعی اجتماعی و مدنی است. زیرا تلاش برای مشارکت مستلزم تغییر حالت ذهنی و روانی در همه سطوح است.


نظریه کنش موجه مشهورترین و مهم‌ترین نظریه‌ای است که در زمینه مشارکت مطرح شده است. براساس نظریه کنش موجه، رفتار بیشتر در حالتی قابل پیش‌بینی و درک است که ما به «قصد» شخص در رفتار توجه نماییم. رفتارها بیشتر به این دلیل ظهور و بروز می یابند که مردم به نتایج اعمال خود فکر می‌کنند و برای حصول پاره‌ای نتایج و پرهیز از برخی دیگر دست به انتخاب منطقی می‌زنند. اقدام مشارکت توسط یک فرد هنگامی صورت می‌گیرد که از سویی قصد او برای مشارکت شکل گرفته باشد و از سوی دیگر امکان مشارکت برای فرد فراهم شده باشد. نخستین سازه مؤثر بر قصد به مشارکت، اطلاعات فرد در مورد مشارکت است. دومین سازه، تصور فرد از پیامدهای مشارکت است. سومین سازه، ارزش داوری در زمینه پیامدهای متصور برای مشارکت است. به طور مثال اگر کسی پیامد مشارکت را افزایش حضور اجتماعی بداند، اما در داوری‌های خود برای حضور بیشتر اجتماعی ارزش قائل نباشد، ارزیابی مثبت و برانگیزنده‌ای در مورد مشارکت نخواهد داشت. مجموعه سازه‌های سه‌گانه فوق، گرایش فرد را نسبت به مشارکت جهت می دهند. در صورت مساعد بودن همه عوامل یاد شده، قصد مشارکت در فرد پدید می‌آید. اما تنها قصد مشارکت برای اقدام کافی نیست و امکان مشارکت نیز شرط است. «زمانی که مردم برای رفتن بسوی مشارکت و سهیم شدن، احساس امنیت نمی کنند،کار گروهی پدیده‌ای کمیاب و بسیار دشوار است» (افضل زاده، 1380: 87).


از سوی دیگر دولت ها باید به ایجاد ساختارهای قوی و لازم امکان مشارکت را فراهم آورند. در کشورهای توسعه یافته طی دهه های اخیر به طور مداوم قوانینی برای تسهیلگری و تعمیق مشارکت تدوین و به طور مستمر روز آمد شده است.


نابراین زمینه مشارکت باید با توانمندسازی در امر قدرت یا فراهم کردن امکان دستیابی به قدرت و احساس امنیت همراه باشد.


 


مشارکت زنان در مدیریت شهری


زنان به مثابه نیمی از کنشگران اجتماعی، همواره در وجوه و ابعاد گوناگون به عنوان یکی از محورهای مناقشه متخصصان علوم اجتماعی مطرح بوده‌اند (فکوهی،1385 :186). مشارکتظرفیت عظیم زنان موجبرشدجمع‌گرایی،انسجامودرنهایتپویایی اجتماعیمی‌شود و برایاینکهتغییراتاجتماعیدرمسیریدینامیکوتکاملیقرارگیرد،بایدبه مشارکتزناندرنهادهایمختلفجامعهاهمیتدادهشود.


نقش تربیتی و اثر گذار زنان در خانواده می تواند مبنای بسیاری از اصلاحات در مدیریت شهری قرار گیرد. نسلی که در دامن مادران تحصیل کرده و متعهد نسبت به سلامت جامعه و محیط زیست همشهریان بزرگ می شود، نسلی مسئول خواهد بود. علاقه به مشارکت در امور عمومی و عام المنفعه نیز بسیار متاثر از تربیت خانوادگی بوده؛ چنانچه سایر خصوصیات اکتسابی این چنین است. 


اما میزان تاثیرگذاری زنان در مقام مادری به توانمندسازی و آموزش های رسمی و غیررسمی بستگی دارد. چرا که فرهنگ سنتی ما وظایف زن را بیشتر در قالب خانواده دانسته و امروز برای گذر از این محدوده باید به ابزار آگاهی و توانمندی مجهز شد. همچنین مقوله نگاه محله ای و شهری، مقوله ای فراخانواده بوده و مرزهای نوینی را در مقابله زنان ما گسترده است. بنابراین اگر خواهان سهم مناسب زنان برای حفظ سلامت و محیط زیست هستیم باید توانمندسازی و آموزش از سوی مسئولین امر جدی تلقی شده و فراتر از شعار به ایجاد سازوکارها و نهادینه ساختن آن اقدام شود.


 


توانمندسازی زنان


بانک جهانی توانمندسازی را به عنوان یکی از عناصر اصلی در کاهش فقر و به عنوان اولین هدف در امر توسعه شناسایی کرده است و محوریت بخشیدن به جنسیت را به عنوان یک اولویت در کمک به توسعه و در فرآیند اجرای یک استراتژی برای رسیدن به چنین تاثیری می­داند» (Malhotra, 2002:2). توانمندسازی پروسه و فرآیندی ممتد تعریف شده است که شرایط ساختاری (سیاسی، عرفی و حقوقی) و عاملیتی (ظرفیت‌ها، قدرت تصمیم­گیری) و دسترسی (به منابع مادی و غیر مادی موجود در جامعه) را برای قدرت یابی زنان در خانه و جامعه در مواردی که برای آن‌ها محدودیت وجود دارد، فراهم می­کند.


کنفرانس محیط زیست و توسعه سازمان ملل در قرن 21 (UNCED)، پیشرفت و قدرتمندی زنان شامل «قدرت تصمیم­گیری» و «مشارکت» را عامل کلیدی توسعه پایدار تلقی می­کند» (1997:6Baden‚  & Oxaal). در ایران اما متاسفانه چه در عرصه سیاست­گذاری و برنامه­ریزی و چه در عرصه پژوهش‌های علمی، رویکرد توانمندسازی مغفول واقع شده و توجه چندانی بدان نمی­شود. اندک توجهاتی هم که به این رویکرد صورت می‌گیرد، عموماً دارای ضعف مفهومی‌در درک مفهوم توانمندسازی بوده که خود مشکلاتی را ایجاد نموده است، چنان‌چه جوهره اصلی مفهوم توانمندسازی (Empowerment)، بحث قدرت (Power) است، اما در ایران در درک مفهوم توانمندسازی، تاکید بر رویکرد توانایی (Ability) و مهارت­یابی زنان است. هرچند این امر برای قدرت­یابی زنان یک پیش شرط اساسی و لازم است و در ساختن مفهوم توانمندسازی نقشی گسترده دارد، اما مساله اصلی در این مفهوم رسیدن زنان به توانایی نیست، بلکه رسیدن آن‌ها به قدرت و داشتن نقش موثر در فرآیندهای گوناگون اعم از اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و ... است (ضیایی، 1389: 7).


البته نظریه توانمندسازی سارا لانگه (1999)، بر رفع هرگونه ابهام و سوء تعبیر، به وضوح تاکید دارد. بر اساس این نظریه منظور از توانمندسازی، تغییر مرد سالاری به زن سالاری نیست، بلکه بیش‌تر برابری جنسیتی در فرآیند توسعه مد نظراست. این دیدگاه با تحلیل روابط و ساختار قدرت در درون خانواده و جامعه، به اهمیت افزایش قدرت زنان می‌پردازد. در عین حال قدرت را نه برای برتری فردی بر فرد دیگر (زن بر مرد) بلکه بیش‌تر با هدف ارتقای خود باوری و خود اتکایی زنان مورد بحث قرار می­دهد (دیهیم و وهابی،1382: 64).


در واقع توانمندسازی مجموعه ای از فرآیندهایی است که طی آن افرادی که توانایی دست زدن به انتخاب از آنها دریغ شده است، بار دیگر این توانایی را به دست می آورند. به عبارت دیگر، توانمندسازی مستلزم فرآیندی است که طی آن تغییر ایجاد می شود (ضیایی، 1389: 60).


 


اهم محورهای توانمندسازی زنان


·         ظرفیت سازی زنان


از اهم ابعاد توانمندسازی، ظرفیت سازی زنان است. «ظرفیت» عبارت است از احساسات، آگاهی­، ارزش‌ها، سرمایه، مهارت‌ها و توانایی­های افراد. این ظرفیت سازیزمینه­های لازم را برای آنان فراهم می­کند تا در فرآیند قدرت­یابی وارد شوند و بدانند که ظرفیت سازی شرط لازم در فرآیند توانمندسازی محسوب می شود.


·         قدرت تصمیم­گیری


دیگر بعد مهم توانمندسازی، «قدرت تصمیم­گیری» است. با وجود چنین توانایی، زنان کنشگرانی به حساب می آیند که در جریان امور مهم زندگی خویش، فاعلیت و آمریت داشته و مسئولیت فعالیت‌ها را نیز بر عهده می گیرند. در واقع توانمندسازی فرآیند قدرتمند شدن زنان است و افزایش توان تصمیم گیری ذات توانمندسازی به شمار می آید.    این بعد البته دارای سه شاخص است؛ شامل: 1- نقش موثر در تصمیم­گیری 2- آزادی عمل 3- کنترل بر منابع اقتصادی.


·         سرمایه اجتماعی


بعد دیگر توانمندسازی «سرمایه اجتماعی» است. سرمایه اجتماعی همان ویژگی‌های سازمان اجتماعی همچون هنجارها، شبکه‌های اجتماعی و اعتماد است که هماهنگی و همکاری را برای رسیدن به سود متقابل و مشترک آسان می­سازد (پوتنام، 1992: 167). سرمایه‌اجتماعی را همچنین «مجموعه‌ای از موجودی فضیلت‌های اخلاقی و مناسبات اجتماعی هم‌ساز با تحولات توسعه‌ای» تعریف کرده‌اند (دینی ترکمانی، 1385: 150).


شاخص سرمایه اجتماعی در قالب 4 بعد مشارکت اجتماعی (شامل دو نوع مشارکت ذهنی و عینی)، اعتماد اجتماعی (شامل: اعتماد بین شخصی، تعمیم یافته، نهادی و صنفی)، ارزش‌های اخلاقی (اعتماد سازنده) و انسجام مورد بررسی قرار می­گیرد:


مشارکت اجتماعی (ذهنی و عینی)- مشارکت فرآیندی است مبتنی بر خرد جمعی و رفتاری است آگاهانه و داوطلبانه که ­شرکت همه افراد ذینفع در همه ابعاد برنامه ریزی و تصمیم گیری، مدیریت، اجرا، ارزیابی و کنترل، تقسیم منافع و سود برای رسیدن به هدف را در بر می­گیرد. مشارکت اجتماعی دو بعد را در بر دارد: بعد ذهنی و بعد عینی. بعد ذهنی حاکی از آمادگی ذهنی و روانی فرد برای مشارکت اجتماعی است و بعد عینی اشاره دارد به رفتارهای مشارکتی افراد در زندگی روزانه­شان.


اعتماد اجتماعی (بین شخصی، تعمیم­یافته، نهادی، صنفی)- در بحث اعتماد با واقعیاتی اجتماعی رو به رو هستیم که افراد انتظار دارند دیگران به سخنانی که می گویند و یا متعهد می شوند پای بند باشند. هر قدر این میزان اطمینان ما به دیگران بیشتر باشد، سطح اعتماد بالاتر می­رود.


ارزش های اخلاقی - این مولفه دلالت بر اعتقاداتی دارد که سبب می شود افراد با مسائل و مشکلات راحت تر و بهتر برخورد کنند و بسیار کم‌تر دچار احساس تزلزل و یاس شوند و در نهایت، افراد آرامش بیش‌تری در زندگی داشته باشند (ضیایی، 1389 :113).


انسجام - انسجام اجتماعی دلالت بر «توافق جمعی میان اعضای یک جامعه دارد که حاصل پذیرش و درونی کردن نظام ارزشی و هنجاری یک جامعه و وجود تعلق جمعی (احساس «ما» کردن) و تراکمی از وجود تعامل در میان افراد آن جامعه است» (ازکیا و غفاری،287:1384).


 


آموزش زنان


مهم ترین اولویت جوامع ترقی خواه، آموزش است که پس از ضرورت دستیابی به قدرت، لازمه تحقق توانمندسازی به شمار می رود. در این جوامع، شهروندان صاحب توانایی‌های بالقوه و نامحدودی هستند که می تواند به نفع توسعه به مرحله عمل برسد. اما این مهم با برنامه‌ریزی‌های آموزشی صحیح و مستمر امکان پذیر است. در این حال آموزش زنان که تاثیر عملکردشان از خود شروع و خانواده و جامعه را در برمی گیرد، نقشی مضاعف در روند مشارکت برای دستیابی به توسعه و پیشرفت دارد.


براساس اصل 50 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران «حفظ محیط زیست و منابع طبیعی و مصرف بهینه آن بر عهده تمامی مردم است و یک وظیفه عمومی محسوب می شود». اگر زنان از آموزش و به تبع آن فرهنگ مناسب در مصرف منابع برخوردار باشند با انتقال این فرهنگ به اعضای خانواده، زمینه ساز پایداری منابع طبیعی و زیستی خواهند بود. در واقع زنان نقشی تعیین کننده در اصلاح رفتار زیست محیطی دارند.


«نخستین هدف آموزش مسائل زیست محیطی نگهداری و بهبود کیفیت زندگی انسان هاست. هدف اجتماعی آموزش مسائل زیست محیطی نیز باید بر مبنای اندیشه افزودن بر طول عمر زیست انسان در کره زمین قرار گیرد. اهداف دیگر در این آموزش می تواند حفظ و نگهداری زیست کره جهانی و نعمت های آن و برنامه ریزی برای شناخت محیط و آلاینده های آن باشد» (اعتمادی فر- دبیریان، 1387).


بنابراین هدف اصلی آموزش زنان در زمینه حفظ محیط زیست، ایجاد انگیزه کافی و توانمند ساختن آنان برای حل مسائلی است که سلامت او، خانواده و جامعه را به چالش می کشد. توانمندسازی زنان در جهت جلب مشارکت آنها برای حل معضلات محیط زیست به معنی توانمند کردن جامعه است.


در آموزش های ارایه شده از طریق رسانه های جمعی، شهرداری ها و نهادهای دولتی، زنان مخاطب اصلی قرار گرفته و به ویژه با همکاری سازمان های غیردولتی زیست محیطی تلاش فراوانی به صورت آموزش های رو در رو از طریق پروژه های مشارکت مردمی انجام شده است. اما در جای خود باید مورد بررسی قرار گیرد که این آموزش ها تا چه حد موفق بوده و به طور روشن تر چرا موفقیت چندانی نداشته است. به عنوان مثال «براساس آمار ارایه شده از سوی اداره کل امور بانوان شهرداری تهران، فعالیت های آموزشی در زمینه محیط زیست برای بیش از 6000 نفر از زنان تهرانی به اجرا درآمده است» (معدنی پور، جلسه کمیته محیط زیست شورای اسلامی شهر تهران، 26/2/1391).


اگر چه چنین اقداماتی زمینه ساز مشارکت زنان در حوزه محیط زیست شهر تهران است، اما برای پایتختی با حدود 8 میلیون نفر جمعیت که نیمی از آنها را زنان تشکیل می دهند، این میزان اقدامات کافی نبوده و مستلزم توجه بیشتر شهرداری تهران و جذب و جلب مشارکت فعال شهروندان زن است.


حفاظت از محیط زیست امری نیست که با تلاش بخش هایی از جامعه – هر چند دولت یا شهرداری ها با اتکا بر منابع مالی و انسانی هنگفت – به نتیجه رسد. «وجود تشکیلات منظم و منسجم در برقراری ارتباط سازمانی و حفظ تداوم فعالیت، نیاز به برهم کنش های متعدد اجتماعی دولت با مردم و بالعکس دارد تا بتواند با تعامل دو جانبه و شناسایی آرمان ها و نیازهای اجتماعی دست یابد و در شرایط بهینه سازی پایدار قرار گیرد» (فرهمند، 1385).


با کسب توانمندی و ارایه آموزش های لازم، زنان در قالب ها و اشکال مختلف مشارکت می توانند سهم خود را در حفاظت از محیط زیست ادا کنند. 


 


بررسی یافته های موجود در زمینه مشارکت شهروندان به ویژه زنان در مدیریت شهری


 


ژاله شادی طلب (1381) در گزارش خود از طرح پژوهشی مشارکت زنان که در مرکز مطالعات و تحقیقات زنان دانشگاه تهران انجام شده، با تاکید بر اینکه کنترل شهروندی عالی‌ترین سطح و نوع مشارکت است به شناخت انواع مشارکت اجتماعی زنان و عوامل مرتبط با آن که هدف این تحقیق بوده، اشاره کرده است. در مجموع شش نوع مشارکت مدنی، حمایتی، فرهنگی- تفریحی، محلی، مذهبی- خیریه‌ای و شرکت در فعالیت‌های انقلابی شناخته شده که در این میان میانگین مشارکت مدنی پایین‌تر و میانگین مشارکت مذهبی- خیریه‌ای بالاتر از سایر انواع مشارکت است. به طور کلی نیز میزان مشارکت اجتماعی زنان شهر تهران در سطح پایینی قرار دارد (غفاری، 1389).


هر چند تحقیق فوق متعلق به 10 سال پیش است، ولی شواهد متعددی نشان می دهد که مشارکت زنان افزایش چندانی نیافته و بنا بر رخدادهایی در برخی موارد کاهش نیز داشته است که در جای خود به آنها می پردازیم. به هر حال زنان در جامعه ایرانی در بسیاری مواقع خود را دست کم می‌گیرند و به نیروی کار مردان حتی در مواردی که از نظر تخصصی و تجربه همسان با آنها هستند بیشتر بها می‌دهند. بیشتر بانوان و دختران برای افزایش دانش خود در زمینه حقوق فردی، خانوادگی و حرفه‌ای تلاش نمی‌کنند. آنان الگوهای جذاب فراوانی از زن و مدیر و مدبر در اختیار ندارند تا در پی دستیابی به موقعیت‌های برتر باشند. بخش عمده ای از زنان تحت تأثیر انواع تبلیغات، در رفتار اجتماعی خویش به تردید دچار شده و برای اعلام حضور به نسبت توانایی ها و سطح تحصیلات آمادگی لازم را نشان نمی دهند. بسیاری از بانوان و دختران در محافل آموزشی و شغلی از ترس خدشه‌دار شدن موقعیت، در بحث‌ها و جدل‌ها شرکت نمی کنند.


در این میان، از موانع جدی تسهیل زمینه و فراهم کردن سازوکارهای مشارکت، خلاء های قانونی و یا غیرمشارکتی بودن قوانین و مقررات موجود است. اهتمام ظاهری به مشارکت اجتماعی کاری از پیش نمی برد و ضرورت دارد مشارکت در ابعاد پنج گانه خود شامل مدیریت، برنامه‌ریزی، تقسیم سود و منافع، ارزیابی و ارزشیابی مورد پیگیری قرار گیرد.


از سوی دیگر نتایج تحقیقی که در خصوص «توانمندسازیزنان برایمشارکت در توسعه» در سال 1382 انجام شده حاکی از این است که عواملیهمچون افزایش تحصیلات، دسترسیبه منابع مالی، بهبود وضع سلامت، برخورداریاز حق مالکیت قانونی، رفع تبعیض از بازار کار و حذف باورهایسنتیاز جمله عوامل موثر در توانمندسازیزنان هستند.


از زاویه متقابل، پژوهشی با عنوان «تعیین شاخص های توانمندسازی زنان و نیازسنجی منطقه ای در زمینه توانمندی آنها در شهر تهران» در سال 1389 برای تمامی 22 منطقه شهر تهران انجام گرفت که سعی شد وجوه آسیب شناختی فرآیند توانمندسازی زنان تبیین شود.


براساس نتایج این پژوهش در خصوص «مشارکت اجتماعی»، تفاوت محسوس و قابل اعتنایی در نگرش و رفتار مشارکتی زنان مجرد و متاهل وجود ندارد. بر طبق داده‌های این جدول، توصیف آماری «مشارکت اجتماعی در بعد ذهنی» برای زنان مجرد و متاهل حاکی از آن است که بیش از نیمی از کل زنان مورد پژوهش دارای شدت بالای مشارکت هستند که تقریبا معادل 55.2% برای کل زنان پاسخگو است. از سوی دیگر، میزان «مشارکت در بعد عینی»، میزان ناچیزی را به خود اختصاص داده است. مشارکت در سطوح پایین تر در برگیرنده کمترین میزان از سرمایه اجتماعی چه برای مجردین و چه متاهلین، در میان سایر عوامل است.


میزان «اعتماد اجتماعی» به صورت کلی در سطح متوسط برابر با 34.8% و در سطح پائین برابر با 16.3% دیده می‌شود. به این ترتیب بیشترین نوع اعتماد پاسخگویان، اعتماد «بین شخصی و یا درون گروهی» است که اعتماد به نزدیکان، خانواده و دوستان را در بر می گیرد. کمترین نوع اعتماد - با فاصله قابل توجهی- اعتماد «نهادی» است که شامل اعتماد به سازمان‌ها و نهادها است.


سومین بعد مورد بررسی «سرمایه اجتماعی» در قالب «ارزش‌های اخلاقی» بوده که جایگاه ارزش­های اخلاقی در سطوح بالای ارزشی را به میزان 14% کل پاسخگویان دانسته است. در مقایسه با دو سنجه مشارکت و اعتماد اجتماعی بالا، سهم نسبتاً کمتری در میان زنان را به خود اختصاص می­دهد و متقابلاً میزان برخورداری عمومی آنان از سطح پائین ارزش های اخلاقی، بیش از سطح پائین مشارکت و اعتماد اجتماعی است. بنابراین به نظر می­رسد این شاخص اخیر نقشی کاهنده در میزان شدت بالای سرمایه اجتماعی زنان ایفا می­کند.


چهارمین بعد در ارزیابی سرمایه اجتماعی «انسجام» است. مقایسه دو سنجه «مشارکت» و «انسجام اجتماعی» مطابق آمار موجود نشان می­دهد که این دو مولفه از شرایطی به نسبت معکوس برخوردارند. یعنی در حالی که بیش از 68% زنان، واجد بالاترین سطوح «مشارکت»­ بوده، بیش‌تر از نیمی از آنان، از کمترین حجم «انسجام اجتماعی» برخوردار هستند و این امر خلاف ابعاد نظری مورد انتظار است که البته باید مورد بررسی و تعمق قرار گیرد (ضیایی، 1389: 129- 131).


 


قالب های مشارکت موجود


جامعه شناسان و تحلیل­گران مسائل اجتماعی و توسعه تاکید دارند که مشارکت اجتماعی شهروندان در قالب های متنوعی مانند شوراها، شهرداری ها، سازمان های محله ای و تشکل های غیردولتی شرط مهم و حیاتی در توسعه پایدار جامعه و رفع مشکلات و مسائل اجتماعی است. به این منظور مروری بر انواع و اشکال مختلف مشارکت که اکنون در کشور ما مورد استفاده قرار می‌گیرد و شامل شوراها، شورایاری ها، سازمان های محله ای و تشکل های غیردولتی هستند، لازم به نظر می رسد. زیرا شهروندان و به تبع آن جامعه زنان در این قالب ها می توانند بیشترین میزان مشارکت را برای بهبود مدیریت شهری و سهیم سازی خود در حفظ محیط زیست در سطح شهر و محل و حتی خانواده داشته باشند.


 


شورای اسلامی شهر 


شوراها یا انجمن های شهری عالی‌ترین نهادها برای جذب مشارکت مردم هستند. به بیانی شوراها تجلی مشارکت مردم در مدیریت و تصمیم گیری شهری به حساب می آیند و به نمایندگی از تمام ساکنان یک شهر - که دخالت و شرکت همه آنها در برنامه‌ریزی‌ها و تصمیم‌گیری‌ها امکان‌پذیر نیست- به اداره امور شهرها و نظارت بر آن می‌پردازد.


با پیروزی انقلاب اسلامی و تشکیل اولین مجلس خبرگان برای تدوین قانون اساسی در اصول 6، 7 و 100 تا 106 قانون اساسی، موضوع شوراها به عنوان یکی از ارکان نظام جمهوری اسلامی ایران مطرح و تثبیت شد. اما اجرای ایده شوراها به دلیل بحران های سال های آغازین انقلاب، دوران جنگ تحمیلی و عدم وجود قانون مناسب متوقف ماند. اولین قانون شوراهای اسلامی کشور در سال 1361 از تصویب مجلس شورای اسلامی گذشت و پس از آن در 5 نوبت دستخوش تغییرات و اصلاحات شد که آخرین آن در پنجمین دوره مجلس شورای اسلامی و در سال 1375 صورت گرفت.  


پس از تشکیل دولت هفتم مقدمات انتخابات شوراهای اسلامی فراهم شد و شهر تهران نیز همپای سایر شهرها و روستاهای کشور صاحب شورا یا پارلمان شهری شده و مشارکت مردم از طریق انتخاب مستقیم نماینده های خود در قالب جدیدی عملی شد.


خوشبختانه استقبال زنان نه تنها به عنوان رای دهنده، بلکه در قالب نامزدی برای نمایندگی و حضور در شوراهای اسلامی شهر و روستا طی سه دوره ای که تاکنون تشکیل شده، قابل توجه بوده است. در حال حاضر نیز 3 نفر از تعداد 15 نفر عضو شورای شهر تهران را زنان تشکیل می دهند.


این نحوه حضور در واقع توانمندسازی زنان در ابعاد قدرت و دستیابی به جایگاههای تصمیم سازی بوده است. نتیجه آنکه در شورای سوم (1386) برای اولین بار کمیته محیط زیست شورای شهر تهران توسط یکی از زنان نماینده (معصومه ابتکار) تشکیل شد که تا اردیبهشت 91 حدود 150 جلسه با حضور مسئولین شهرداری، دولتی، نمایندگان سازمان های غیردولتی، بخش خصوصی و اساتید دانشگاهها داشته و به بررسی مسایل زیست محیطی شهر تهران پرداخته است. این کمیته همچنین کارگروهی با عنوان «زنان و محیط زیست» تشکیل داده است. شایان توجه است که در دوره سوم شورا و تا پایان سال 1390 از 896 مصوبه، 94 مصوبه از طریق کمیته محیط زیست ارایه و تصویب شده است.


مصوبه «الزام شهرداری به تدوین برنامه آموزشی سازماندهی و توانمند سازی زنان برای مشارکت درمدیریت محیط زیست شهری» از جمله مصوبات کمیته محیط زیست بوده که در انتظار تصویب در صحن علنی شورا است. نظر به ضرورت اشاره به نگاه کارشناسی موجود و نمونه ای از طرح هایی که می تواند به توسعه نقش زنان در حفظ محیط زیست شهری کمک کند، متن این پیشنهاد در زیر می آید:


 


«الزام شهرداری تهران به تدوین برنامه جامع آموزش، توانمند سازی و سازماندهی زنان برای مشارکت درحفظ، ارتقاء و مدیریت سلامت و محیط زیست شهری»


نقش زنان برای حفاظت از محیط زیست و ارتقاء سلامت شهروندان به دلیل نقش های خانوادگی و اجتماعی آنان و توانمندی تربیتی و آموزشی بانوان از اهمیت فراوان برخوردار است. همچنین به علت تجربه هایی که در زمینه استفاده از منابع طبیعی و مدیریت آن دارند، می توانند در حفظ محیط زیست نقش کلیدی ایفا کنند. بنابراین لازم است برای شکوفایی چنین ظرفیت های بالقوه ای شرایط برای حضور موثر زنان در عرصه سلامت و محیط زیست شهری فراهم آید.


نظر به این که پرورش نسل و تربیت فرزندان بر عهده زنان است و کودکان را از آغاز تولد با شیوه زیستن، فرهنگ و راه و رسم ارتباط با محیط آشنا می کنند، می توان زنان را عامل اصلی انتقال فرهنگ و سواد زیست محیطی و سلامت به نسلهای آینده دانست و باید همراه با آموزش مهارتهای زندگی و سلامت، مهارت ارتباط با طبیعت و محیط زیست را به عنوان یک مهارت ارتباطی در زندگی به فرزندان بیاموزند. خوشبختانه، روند توانمندسازی امور زنان در برنامه های توسعه ای کشور از اولین برنامه توسعه تاکنون سیر صعودی را نشان می دهد. ماده 158 برنامه سوم توسعه، نقطه ورود دیدگاه توانمندسازی زنان به برنامه ریزی های کلان کشور می باشد. همچنین توجه به اهمیت موضوع جاری سازی و نهادینه کردن توانمندسازی زنان در جای جای قانون برنامه چهارم توسعه با عزم و حمایت جدی و هماهنگی همه ارکان نظام، به ویژه سازمان های دولتی و تشکل های جامعه مدنی بیشتر از برنامه های قبلی تحقق پیدا کرد که حاصل آن گنجاندن امور زنان در17 ماده بود.


ماده واحده: در جهت تحقق اهداف سند چشم‌انداز جمهوری اسلامی ایران در افق 1404 و با استناد به بندهای «الف»، «ج» و «د» ماده 101 قانون برنامه چهارم توسعه مبنی بر ارتقای حقوق انسانی و شهروندی در قالب رشد تشکل‌های اجتماعی، صیانت از حقوق کودکان و زنان، تلاش درگسترش حمایتهای اجتماعی و ایجاد فرصتهای برابر شغلی به منظور وصول به شاخص های توسعه انسانی در کشور و توجه به اسناد فرادست ازجمله برنامه جامع شهر تهران و برنامه 5 ساله شهرداری تهران، شهرداری تهران مکلف است حداکثر ظرف مدت شش ماه از تاریخ ابلاغ این مصوبه، برنامه جامع آموزش، توانمند سازی و سازماندهی زنان برای مشارکت درحفظ، ارتقاء و مدیریت سلامت و محیط زیست شهری را به شورای اسلامی شهر تهران ارائه و پی‌گیری‌های لازم را مبتنی بر موارد به شرح ذیل معمول نماید.


تبصره یکم (1) شهرداری تهران موظف است وظیفه تدوین، سیاست‌گذاری، ساماندهی و پی‌گیری برنامه‌های اجرایی را برای تحقق این مصوبه و بهبود اجرای برنامه جامع آموزش، توانمند سازی و سازماندهی زنان برای مشارکت درحفظ، ارتقاء و مدیریت سلامت و محیط زیست شهری عهده دار شود و گزارش ماهانه مستمر از اقدامات به شورای اسلامی شهر تهران در این زمینه ارائه نماید.


تبصره دوم (2) شهرداری تهران موظف است به دلیل تفاوت‌های اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی در مناطق و محلات مختلف شهر تهران، شاخص‌های خاص محلی را برای افزایش سطح مشارکت زنان در مدیریت محله‌های مختلف تهران مشخص نماید.


تبصره سوم (3) شهرداری تهران موظف است از ظرفیتهای سازمان های غیردولتی، کانون های CBO اجتماعی و مراکز اجتماعی شهرداری ها از جمله سراهای محلات و فرهنگسراها جهت ارتقاء سلامت و محیط زیست شهری بهره گیرد.


تبصره چهارم (4) شهرداری تهران با توجه به اهمیت کلیدی نقش زنان در جامعه موظف است بعد از ابلاغ این برنامه در عرصه مدیریت شهری هر ساله 10% از ظرفیت مدیریت شهری را خصوصا در حوزه های محیط زیست و سلامت به بانوان اختصاص دهد، تا ظرف مدت 5 سال این ظرفیت به 50% احراز مدیریت شهری رسیده و تثبیت شود.  


تبصره پنجم (5) شهرداری تهران موظف است برای انجام تکالیف قانونی موضوع این ماده واحده در لوایح بودجه سنواتی، اعتبار لازم را پیش‌بینی و اقدامهای لازم را با هماهنگی دفتر امور بانوان  به عمل آورند.


شورایاری ها


کلانشهر تهران بالاترین سطح را در تمامی ابعاد جمعیتی، کالبدی، اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و زیست محیطی در ایران به خود اختصاص داده است. در حوزه مدیریتی نیز اگرچه با چالش های فراوانی روبروست، اما همواره زمینه نوآوری های مدیریتی نقش پیشتاز و پیشقراول را بر عهده دارد. روی کار آمدن و شکل گیری شورایاری ها یا انجمن معتمدین محلات که تشکل هایی برآمده از خواست مردم است، نمادی از مردم سالاری محله ای و تغییر و تحولات قانونمند در اداره شهر محسوب می شود. امروزه و پس از سه دوره برگزاری انتخابات محله ای، تمامی محلات کلانشهر تهران دارای یک شورای محله ای به نام «انجمن معتمدین محلات» یا «شورایاری» هستند که با آرای ساکنان محلات انتخاب می شوند و به دنبال شناخت نیازها، نارسایی ها و ارائه راهکارها و انعکاس آن به مدیریت شهری و سازمان های ذیربط هستند. شورایاری ها با توجه به شناخت جامعی که از ظرفیت ها، مسائل و واقعیت های محله دارند، به گونه ای کارآمدتر منابع محدود را در راستای برآوردن نیازهای نامحدود مورد استفاده قرار می دهند (مسجدجامعی، 1390: 18).


شورایاری ها از سال 1379 به عرصه مدیریت شهری پا نهادند. در دوره حاضر که دوره سوم است از مجموع 3740 شورایار، 403 نفر از آنها را بانوان فعال تهرانی تشکیل می دهند. «نقش زنان شورایار که مشارکتی فعال در تصمیم‌گیری های محله ای دارند، از جمله عوامل موثر در تغییر، شناخته شده است که از یک سو به الگوسازی جامعه برای مشارکت اجتماعی زنان می انجامد و از سوی دیگر نقش آنها در برطرف ساختن موانع اجتماعی مشارکت اجتماعی زنان روشن گردیده است» (راهب، 1390).


 


سازمان های غیردولتی یا مردم نهاد (سمن)


حضور سازمان های غیردولتی در هر جامعه نشانگر بلوغ اجتماعی آن جامعه است. تشکل های غیردولتی ابزاری موثر در آموزش و توانمندسازی بوده و در ﮐﺸﻮرﻫﺎی ﺗﻮﺳﻌﻪ ﯾﺎﻓﺘﻪ از ﻃﺮﯾﻖ ﻓﻌﺎﻟﯿﺖ ﻫﺎی ﺗﺒﻠﯿﻐﯽ و ﺗﺮوﯾﺠﯽ، دوﻟﺖ ﻫﺎ و ﺑﺨﺶ ﺧﺼﻮﺻﯽ را وادار به تغییر و اصلاح رفتار در مقابل محیط زیست می کنند. بنابراین ﻣﯽﺗﻮاﻧﻨﺪ در ﺗﻮﺳﻌﻪ ﺷﻬﺮی ﭘﺎﯾﺪار ﻧﻘﺶ ﻣﺆﺛﺮ و ﻣﺜﺒﺖ داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ.


برای افزایش میزان مشارکت تشکل های زیست محیطی می بایست عوامل مؤثر از طریق تحقیقات علمی شناسایی شود. براساس این هدف در سال 1388 تحقیقی با عنوان «عوامل مؤثر در جلب مشارکت سازمان های غیردولتی در حفاظت از محیط زیست» صورت گرفت. «جامعه آماری این تحقیق را 100 نفر از اعضای هیئت مدیره 20 سازمان غیردولتی فعال در زمینه محیط زیست مستقر در استان تهران تشکیل می دادند و ابزار تحقیق پرسشنامه ای بود که قابلیت اعتماد آن از طریق پیش آزمون و محاسبه آلفای کرونباخ برای هر یک از عوامل مورد بررسی، شامل عوامل فرهنگی، اطلاعاتی، مدیریتی، اجتماعی، اقتصادی و انگیزشی بالاتر از 80 درصد حاصل شد.


نتایج تحقیق نشان داد که هیچ گونه تفاوت معنی داری بین مردان و زنان در رابطه با میزان مشارکت در فعالیت های زیست محیطی وجود ندارد (291/0=P). نتایج حاصل از ضریب همبستگی اما گویای رابطه معنی داری است که بین میزان مشارکت با سن و سابقه فعالیت های محیط زیستی در سطح 01/0= P و میزان تحصیلات در سطح 05/0= P وجود دارد.


نتیجه تحلیل رگرسیون نیز نشان دهنده توانایی پیش بینی 8/48 درصد واریانس بین متغیرهای میزان تحصیلات، سابقه فعالیت های محیط زیستی، عوامل اجتماعی (فراهم کردن زمینه های لازم برای فعالیت های اجتماعی، ارتباط متقابل بین ذی نفعان و مسئولان) و عوامل اطلاعاتی (آشنایی با فرآیند و روش های مشارکتی وآگاهی از ظرفیت‌های مشارکتی مردم) است» (حجازی- عربی، 1388).


با این حال، نظر به موضوع تحقیق حاضر، یعنی «بررسی سهم زنان در سالم سازی و صیانت از محیط زیست یا تخریب آن در سطح خانواده، محله و شهر» لازم بود به موضوع تشکل ها و سازمان های غیردولتی زیست محیطی زنان به طور جداگانه پرداخته شود. 


در تهران اولین سازمان غیردولتی زیست محیطی زنان در سال 1372 با عنوان جمعیت زنان مبارز با آلودگی محیط زیست به همت دکتر مه لقا ملاح تاسیس شد و در همان سال به فاصله کمی انجمن زنان طرفدار توسعه پایدار و محیط زیست توسط خانم شهلا فارسی منفرد شروع به کار کرد.


جمعیت زنان مبارز با آلودگی محیط زیست طی این سال ها به آموزش حدود 600 معلم و دانشجو در زمینه محیط زیست اقدام کرده است. همچنین در 5 منطقه تهران رابطین بهداشت از سوی این تشکل آموزش داده شده اند. برپایی دهها نمایشگاه، همکاری مستمر با سازمان بازیافت برای آموزش چهره به چهره شهروندان تهرانی به ویژه زنان خانه دار در زمینه بازیافت از جمله اقدامات جمعیت بوده و بنا به گفته موسس آن، ایجاد دو واحد محیط زیست در دانشگاهها با پیگیری های این تشکل صورت گرفته است.


تاسیس سازمان های غیردولتی زیست محیطی زنان یا تشکل های غیردولتی زیست محیطی که موسسین و مدیران آنها از بانوان فعال بوده اند از سال 72 روبرو به افزایش گذاشته، ولی از حدود سال 85، جامعه شاهد رکود در این بخش بوده است. به طوری که هم اکنون فقط 14 تشکل به شرح در این زمینه فعال هستند:


1-        دیده بان یادگارهای فرهنگی و طبیعی ایران


2-       راه سبز


3-       کانون محیط بان


4-       طرح سرزمین


5-       انجمن جوانان حافظ زمین


6-        جمعیت زنان مبارز با آلودگی محیط زیست


7-       کانون توسعه پایدار


8-       انجمن زنان ایرانی طرفدار محیط زیست و توسعه پایدار


9-       خانه توریست ایران


10-   دروازه های سبز پارس


11-   انجمن دنیای سالم


12-   باشگاه آوای کلوت


13-   انجمن کوهنوردان و طبیعت گردان


14-   تشکل حامیان اندیشه سبز


 


برای اﻓﺰاﯾﺶ ﻣﯿﺰان ﻣﺸﺎرﮐﺖ ﺳﺎزﻣﺎن ﻫﺎی ﻏﯿﺮدوﻟﺘﯽ زﯾﺴﺖ ﻣﺤﯿﻄﯽ اﺳﺘﺎن ﺗﻬﺮان در ﻓﺮآﯾﻨﺪﺗﻮﺳﻌﻪ ﺷﻬﺮی، ﺷﻨﺎﺧﺖ ﻋﻮاﻣﻞ ﻣﺆﺛﺮ ﺑﺮ رﺷﺪ و ﮔﺴﺘﺮش اﯾﻦ ﺳﺎزﻣﺎن ﻫﺎ از ﻃﺮﯾﻖ ﺗﺤﻘﯿقات ﻋﻠﻤﯽ ﺿـﺮوری ﺑﻪ ﻧﻈﺮﻣﯽ رﺳﺪ. «بررسی ساختار و عملکرد سازمان های غیردولتی زیست محیطی و نقش آنها در فرآینده توسعه شهری استان تهران» پژوهشی است که در سال 1387 به این منظور صورت گرفت. ﺟﺎﻣﻌﻪ آﻣﺎری در اﯾﻦ ﺗﺤﻘﯿﻖ ﺷﺎﻣﻞ 80 ﻣﺪﯾﺮ و 185 ﻋﻀﻮ ﺳﺎزﻣﺎن‌ﻫﺎی ﻏﯿﺮدوﻟﺘﯽزﯾﺴﺖ ﻣﺤﯿﻄﯽ اﺳﺘﺎن ﺗﻬﺮان و ﻣﺠﻤﻮﻋﺎ 265 ﻧﻔﺮ بود. جمع ﺑﻨﺪی دﯾﺪﮔﺎه ﻫﺎی مدﯾﺮان و اﻋﻀﺎی این ﺳﺎزﻣﺎن ﻫﺎ نشان می دهد که فعالیت آنها در ﻓﺮآﯾﻨﺪ ﺗﻮﺳﻌﻪ ﺷﻬﺮی اﺳﺘﺎن ﺗﻬﺮان اﺛﺮﮔﺬار است، اما اﯾﻦ اﺛﺮﮔﺬاری ﺑﺴﯿﺎر ﻣﺤﺪود بوده و ﻣﯿﺰان اﺛﺮﺑﺨﺸﯽ ﻓﻌﺎﻟﯿﺖ ﻫﺎ ﺑﻪ ﻫﯿﭻ وﺟﻪ ﺑﺎ اﻫﺪاف و رﺳﺎﻟﺖ واﻗﻌﯽ اﯾﻦ ﺳﺎزﻣﺎن ﻫﺎ ﻣﻄﺎﺑﻘﺖ ﻧﺪارد. 


بیشتر فعالیت های این تشکل ها در سال های اخیر در همکاری با مناطق یا بخش های شهرداری تهران بوده است. در این میان ستاد محیط زیست و توسعه پایدار شهرداری زیر نظر مشاور شهردار در امور محیط زیست و توسعه پایدار، حدود 100 پروژه زیست محیطی را با همکاری تشکل‌های غیردولتی زیست محیطی به اجرا در آورده که بخشی از آن نیز شامل سازمان های غیردولتی زیست محیطی زنان بوده است (مصاحبه محقق،1391).


 


بررسی و نقد قالب های مشارکت در شهرداری ها


 


سازمان های محله ای


یکی از رویکردهایی که تحقق مشارکت جدی و واقعی شهروندان را در بردارد، رویکرد محله گرایی است. در این رویکرد، مشارکت شهروندان محلی در حاکمیت و مدیریت محله زندگی خود تحقق می یابد. رویکرد محله گرایی اخیرا در شهرداری تهران دیده می شود (غفاری، 1389).


سازمان های محله ای یا CBOCommunity Based Centers))به سازمان هایی گفته می شود که با مدیریت و برنامه ریزی مردم محل برای کنترل منابع در محلات تشکیل می شود. نمونه های زیر، طرح‌های جلب مشارکت مردمی توسط شهرداری تهران از طریق سازمان های محله محور است:


 


·         سرای محلات


سرای محلات با هدف افزایش مشارکت مردمی در اداره امور شهر از طریق به کارگیری توانمندی ها و ظرفیت های مادی و معنوی آنان و استفاده مثبت از امکانات محلات، ایجاد رکن اجرایی در سطح محله متناسب با رکن مشورتی و نظارتی شورایاری، افزایش اعتماد و ارتباط متقابل بین شهرداری و ساکنین محلات، تطابق هر چه بیشتر تصمیمات، برنامه ها و فعالیت های شهرداری با خواسته ها و مطالبات اصلی و مهم مردم، تلاش در جهت احیا و برجسته سازی هویت و جایگاه محله ای و افزایش همکاری مشترک شهروندان و شهرداری در انجام فعالیت های مختلف فرهنگی، اجتماعی و رفاهی تشکیل شد.


براساس «دستورالعمل ساماندهی مشارکت های اجتماعی در محلات شهر تهران» مصوبه مورخ 13/8/1388 شورای اسلامی شهر تهران، اعضای کمیته ساماندهی مشارکت اجتماعی محله عبارتند از: اعضای اصلی شورایاری محله (هفت نفر)، دو نفر از مسئولین کارگروههای تخصصی- مردمی به انتخاب شورایاری محله، یک نفر از نمایندگان سازمان های دولتی یا عمومی خدماتی در سطح محله، نماینده شهرداری تهران به انتخاب شهردار ناحیه، نمایندگان داوطلب و سازمان مردمی محلی دارای مجوز شامل خیریه ها، مساجد و سازمان های مردم نهاد.


همچنین در هر محله کارگروههای تخصصی با حضور افراد صاحب صلاحیت به شرح زیر تشکیل می شود:


1-      کارگروه اجتماعی، آموزش و توانمندسازی


2-      کارگروه سلامت و محیط زیست


3-      کارگروه فرهنگی و هنری


4-      کارگروه مدیریت بحران و ایمنی


5-      کارگروه ورزشی و اوقات فراغت


6-      کارگروه امور خدماتی و رفاهی


وجود کارگروه سلامت و محیط زیست در این دستورالعمل که بر ضرورت توجه به مسایل زیست محیطی تاکید دارد، نشانگر رویکرد شهرداری در مورد لزوم جلب مشارکت مردم برای صیانت از سلامت و محیط زیست است.  


هادی ذاکر رئیس دبیرخانه ستاد راهبری ساماندهی مشارکت های اجتماعی در محلات شهر تهران البته به احتمال اضافه شدن «کارگروه زنان» بر شش کارگروه بالا اشاره کرده است (مصاحبه محقق).    


از ابتدای سال 1389 که سرای محلات به طور جدی کار خود را آغاز کرد تاکنون بیش از 350 سرای محله در سطح شهر تهران تشکیل شده است. سرای محلات به دلیل نوع خدماتی که در حال حاضر ارایه می دهند و متمرکز بر فعالیت های فرهنگی و اجتماعی مانند کلاس های مختلف مذهبی، فرهنگی، ورزشی و مهارتی و یا فعالیت کتابخانه ای است، در دو جنبه صاحب ظرفیت مناسب حضور زنان است؛ یک جنبه اینکه درصد قابل ملاحظه ای از مراجعه کنندگان به سراهای محله زنان بوده و از جنبه دیگر اینکه فعالیت ها مناسب با شرایط زنان برای مدیریت امور است. 


 


·         ستاد شهر سالم


ستاد شهر سالم بر دو اصل کلیدی و اساسی همکاری‌های بین بخشی سازمان‌ها در سطح ملی و محلی از یک‌ سو و مشارکت مستقیم، مستمر و بی‌واسطه مردم در تدوین و اجرای برنامه‌های سالم‌سازی همه‌جانبه زندگی شهری از سوی دیگر استوار است.


شهرداری تهران در قالب طرح‌ها و اقداماتی نظیر «شهر سالم»، «محله سالم» و «شهروند سالم» که در سطح جهانی مورد شناسایی، اجرا و تاکید قرار گرفته، گذشته از پرداختن به مسائل محیط زیستی، مدیریت شهری و عوامل کالبدی شهری، طرح‌ها و برنامه‌هایی را با عطف توجه به عوامل اجتماعی و فرهنگی مد نظر قرار داده و به اجرا درآورده است. از جمله این اقدامات، طی چند سال گذشته، تاسیس مراکزی جهت ارتقای سلامت عمومی شهروندان مبتنی بر همکاری‌های چند بخشی و جلب همکاری و مشارکت فعال شهروندان تحت عنوان «خانه‌های سلامت» بوده است. این فعالیت زیر مجموعه فعالیت‌های اداره کل سلامت در معاونت اجتماعی- فرهنگی شهرداری به شمار رفته و طبق آخرین آمار در سال 1388 بیش از 300 خانه‌ سلامت در سطح محلات تهران، تاسیس و به فعالیت مشغول شده اند.


شایان ذکر است که وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی طی دو دهه اخیر حدود 40 هزار نفر از بانوان را به عنوان رابطین بهداشت در سراسر کشور آموزش داده که به صورت داوطلبانه در سطح محلی فعالیت می کنند. ستاد شهر سالم از این ظرفیت بهره برده و تعدادی از رابطین بهداشت به عنوان همکار محلی ستاد شهر سالم به فعالیت پرداخته اند.


·         خانه های سلامت


خانه های سلامت در قالب اجرای پروژه «محله سالم» از ابتدای سال 1385 راه اندازی شدند. دو اصل اساسی در ایجاد خانه های سلامت عبارتند از مشارکت مردم و هماهنگی بین بخشی میان دستگاه های دولتی. برای هر خانه سلامت یک «شورای سلامت محله» تعریف و تشکیل شده است که وظیفه این شورا، نیازسنجی مشکلات مردم در سطح محله است.شورای سلامت در هر محله علاوه بر شناسایی مشکلات مردم همان محله، می بایست راهکارهای اجرایی نیز ارائه دهد تا بتوان با توجه به همان راهکارها، برنامه ها را تبیین و تهیه کرد. در شوراهای سلامت محلات نمایندگان مردم شامل شورایاری ها، ائمه جماعات محلات، معتمدین و خیرین محلات و همچنین افراد صاحب نام در هر محله حضور دارند. در واقع این افراد به همراه نمایندگان ارگان های دولتی همچون بسیج، نیروی انتظامی، آموزش و پرورش، وزارت بهداشت، بهزیستی و همچنین شهرداری، یک کار گروه در محله تشکیل می دهند.


نکته قابل ذکر اینکه زنان به عنوان سلامت یار محله در بسیاری از خانه های سلامت شهر تهران مشارکت فعال داشته اند.


 


طرح های شهرداری تهران در زمینه مشارکت شهروندی


·         طرح شهردار مدرسه


این طرح از آنجا که جوانان را مورد توجه قرار می‌دهد و بر سه محور: شخصیت بخشیدن به نوجوانان برای ایجاد تعادل رفتار و عاطفی، تقویت روحیه مشارکت‌جویی داوطلبانه نوجوانان در سطح شهر، مدرسه و خانواده و شناخت بهتر شهر و مدرسه وشیوه‌های اداره آن به منظور ایجاد رابطه عاطفی و مسئولانه نسبت به محیط زندگی، تکیه دارد طرحی قابل توجه است. 


 


·         طرح استقبال از بهار


طرح استقبال از بهار، به همکاری شهرداری تهران با مردم در اجرای سنت نیکوی نظافت و پاکی در آستانه بهار می‌پردازد. این طرح در واقع تشویق شهروندان به پاکسازی و نظافت محله خود را در کنار خانه مد نظر قرار داده است.


 


·         طرح شهرداران افتخاری آینده


برقراری ارتباط با خانواده ها به عنوان جایگاه اصلی رشد آگاهی های کودکان در زمینه قبول مسئولیت های اجتماعی و توانایی مشارکت از جمله راهکارهای شهرداری تهران به منظور پیشبرد برنامه های خود و انتقال درست آموزش های شهروندی به خانواده ها بوده است که از طریق ارایه نمونه هایی از توانایی کودکان به والدین انجام گرفته است. با توجه به اینکه کلانشهر تهران دارای 550 هزار دانش آموزش پیش دبستانی و ابتدایی است، سرمایه گذاری در جهت رشد خلاق و مشارکت جو و آموزش های شهروندی ضرورت داشته و این طرح در تلاش برای ایجاد زمینه  مناسب تحقق فعالیت های مشارکت جویانه از دوران کودکی است.


 


·         طرح غنچه های شهر


در این طرح سعی شد از طریق آموزش اعضای خانواده آنها را برای پذیرش اعضای جدید آماده سازد و از طریق تمرین یک سری از رفتارها و جلب مشارکت کودکان، آنان را افرادی با آمادگی جسمی و روحی و ضریب مشارکتی بالا بار بیاورند. آشناسازی کودکان با اصول شهروندی با اتکاء به روش های آموزشی مناسب، آموزش کودکان در قالب نمایش و برنامه های تلویزیونی و آموزش مهارت های مشارکتی از اقدامات این طرح بوده است. 


 


·         طرح برنامه های اوقات فراغت شهرداری تهران با الگوی مشارکت مردمی


شورای اسلامی شهر تهران با همکاری شهرداری و معاونت های اجتماعی و فرهنگی مناطق 22 گانه در قالب عقد تفاهم نامه ای مشترک در سال 1385 و با همراهی سایر دستگاههای مرتبط و نیز شورایاری های محلات تهران، برنامه هایی را در حوزه های دینی، فرهنگی و هنری، ورزشی و تفریحات سالم، گردشگری، سلامت، بهداشت و آموزش شهروندی در بیش از 370 محله تهران اجرا کردند.  


 


·         طرح پیشگامان فضای سبز


طرح پیشگامان فضای سبز اگر چه به صورت محدود و اولین بار در منطقه 14 به اجرا در آمد از نقطه نظر تشویق شهروندان به توسعه فضای سبز حائز اهمیت است. بر اساس این طرح شهروندان علاقه‌مند به شرکت در توسعه و حفظ فضای سبز به عنوان پیشگامان فضای سبز انتخاب می‌شوند.


 


* نظر به موارد فوق و ساختارهای شهرداری برای جلب مشارکت مردم به ویژه زنان در مدیریت شهری، باید اذعان داشت که شهرداری در جلب مشارکت عمومی از طریق سازمان های محلی و مردم نهاد از موفقیت نسبی برخوردار بوده است. اما این اقدامات نتوانسته از همه ظرفیت موجود جامعه زنان به عنوان سرمایه های ملی به شکل فردی و تشکیلاتی و در سطوح سیاستگزاری و تصمیم گیری استفاده کند.


بحث حضور زنان در مدیریت محیط زیست شهری در بسیاری از سیاستگزاری ها و تصمیم گیری های دولت محلی یا شهرداری ها مغفول مانده است. همچنین براساس بررسی های صورت گرفته تعدادی از تشکل های مردم نهاد زیست محیطی از فعالیت بازمانده و آنها که هنوز دایر هستند اغلب از طریق شهرداری توانسته اند با اجرای پروژه های مشترک به فعالیت خود تداوم بخشیده و مشارکت مدنی و خدمات اجتماعی خود را ارایه دهند. ﺳﺎزﻣﺎن ﻫﺎی غیردولتی زیست محیطی زنان نیز از این قاعده مستثنی نبوده و ﺑﻪ دﻟﯿﻞ ﻣﺸﮑﻼت دروﻧﯽ و ﺑﯿﺮوﻧﯽ ﻣﺘﻌﺪد، ﺗﺎﮐﻨﻮن ﻧﺘﻮاﻧﺴﺘﻪ اﻧﺪ در ﻓﺮآﯾﻨﺪ ﺗﻮﺳﻌﻪ ﺷﻬﺮی اﺳﺘﺎن ﺗﻬﺮان ﻧﻘﺸﯽ ﮐﻠﯿﺪی و ﺗﻌﯿﯿﻦ ﮐﻨﻨﺪه اﯾﻔﺎ ﻧﻤﺎﯾﻨﺪ. از این رهگذر به دلیل نقش این تشکل ها در حال حاضر دو محور آگاه سازی عمومی و جلب مشارکت مردم در حفظ محیط زیست دچار افت و ضعف قابل توجهی است.


در این میان اداره کل امور بانوان شهرداری تهران یکی از ساختارهای موثر در جلب مشارکت زنان در عرصه های مختلف به حساب می آید. این اداره فعالیت های گوناگونی را در جهت حل آسیب های اجتماعی زنان به انجام رسانده، اما در راهبردها، برنامه ها و تصمیم سازی های این اداره کل نیز اقدام موثر و گسترده ای برای جلب مشارکت زنان به منظور رفع مشکلات زیست محیطی شهری صورت نگرفته است.


همچنین ستاد محیط زیست و توسعه پایدار شهرداری تهران به عنوان یکی از ساختارهای کارآمد در حوزه حفاظت از محیط زیست شهری طی سال های اخیر فعالیت های گسترده ای داشته است، اما بررسی ها نشان می دهد که فعالیت های این ستاد در جلب مشارکت زنان در حفظ محیط زیست کافی نبوده است. 


بخش پژوهش و تحقیقات شهرداری در مورد مشارکت و توانمند سازی شهروندان تولیدات متعددی داشته، ولی در بحث مشارکت زنان در حوزه محیط زیست و مدیریت شهری، پژوهش های قابل اتکایی مشاهده نشد. در عین حال به نظر می رسد با توجه به تحقیقات موجود، اینک برای پرهیز از موازی کاری و تکرار، ضرورت دارد شهرداری تهران با ارایه شاخص های علمی و کاربردی، پژوهش های آتی را هدایت و مدیریت کند.    


 


 سهم زنان در مدیریت زیست محیطی خانواده، شهر و محله 


ازشاخصهایمهم توسعهاجتماعیدر جوامع کنونی بهبودوضعیتزناناست که با اصلاحنگرشهانسبت حقوق آنها در سطح خانواده و جامعه احراز می شود. در این حال امروزه باید پذیرفتنشانههایبرخیازتغییراتتحتعنوانپایانپدرسالاریدر ایرانوقوعیافته یادرحالوقوعاست. مانند تغییراتی که در وضعیتاشتغالزنان، میزان سواد و آگاهی و دسترسی به فناوری های نوین اطلاعاتی رخ داده است.


«خانوادهتهرانینیز درخلالسالیاناخیرازنظرساختاریبهسویتنوعهرچهبیشتر پیشرفتهاست. درخانوادهتهرانیجایگاهزناناعمازپایگاهخانوادگی،قدرتدر تصمیمگیریها،اهمیتنقشهایزنانازجملهکارخانه،اشتغالخارجازخانهورعایت شرایطشغلیایشاندرخارجازخانه،درحالافزایشوتعادلوتوازنبامرداناست» (احمدی، 1389: 38).


«امروز تجربه ها، خواست ها، علایق، ذائقه ها، احساسات و زبان زنانه به صورت گسترده ای در حال توسعه است. این مسئله، تنها محدود به مناسبات درون خانواده نیست و مناسبات بیرون خانواده را نیز در بر می گیرد» (فاضلی، 1391: 409).


در همین جا باید تاکیدکرد مصرف در خانواده امروزی از عواملی است که زن را در جایگاه تعیین کننده تری قرار می دهد، چرا که خانواده های کنونی بر اساس تولید بنا نشده و فعالیت عمده خانواده بر مصرف استوار است. در چنین شرایطی، زنان تصمیم گیرنده و تعیین کننده مصرف به حساب می آیند.


«این مسئله به گونه ای است که حتی لباس مردان نیز طبق سلیقه زنان خریداری می شود و مسائل خانواده، از آرایش موی مرد و فرزندان تا امور دیگر، تحت مدیریت زنان است و مهمانی ها، آشپزی ها و رفت و آمد ها نیز بر اساس نظر زنان اتفاق می افتند. در این شرایط، وجه مهم زنانگی که تفوق احساسات و عواطف بر ارزش های عینی، کاربردی و مادی است بر خانواده غلبه دارد. سطح دیگر این دگرگونی، به شبکه مناسبات اجتماعی بر می گردد، برای مثال، دوستان و خویشاوندان زن نسبت به دوستان و خویشاوندان مرد راحت تر رفت و آمد می کنند، از امکانات بیشتری در مناسبات خانوادگی برخوردارند و پدر و مادر زن در تربیت بچه ها و حمایت ها و مهمانی ها حضور پررنگ تری دارند. این توسعه زنانگی با اشکال گوناگون آن، بر گفتمان های خانواده ایرانی، چه گفتمان های مدرن و چه گفتمان های مذهبی تاثیر گذاشته است» ( فاضلی، 1391: 410).


این در حالی است که خانوادههموارهبهترین ابزار آموزش و ارزش های فرهنگیبودهووظیفه انتقال آنها رابهنسل‌هایبعدیبهعهدهداشتهاست. پر واضح است که این آموزش ها و ارزش های فرهنگی اینک می بایست شامل اهمیت حفظ محیط زیست و راهکارها برای اعمال آن باشد و زنان به عنوان مادران و همسران نقش به سزایی در ارایه و انتقال آن دارند.


از سوی دیگر نقش زنان در مشارکت عمومی برای مدیریت محیط زیست شهری بنا بر آنچه که در پژوهش حاضر ارایه شد کلیدی به شمار می آید. به علاوه اصل 50 قانون اساسی ایران تصریح می‌کند که «در جمهوری اسلامی حفاظت از محیط زیست که نسل امروز و نسل های بعد باید در آن حیات اجتماعی رو به رشدی را داشته باشند. وظیفه عمومی تلقی می‌گردد، از این رو فعالیت های اقتصادی و غیراقتصادی که با آلودگی محیط زیست یا تخریب غیرقابل جبران آن ملازمه پیدا کند ممنوع است». یعنی حفاظت از محیط زیست اقدامی عمومی است که با هر نوع طرز تفکری نسبت به محدوده حضور اجتماعی زنان، شامل آنان نیز می شود.


این امر البته نیازمند آگاهی و دغدغه شهروندان نسبت به مسائل زیست محیطی است که خوشبختانه به نظر می رسد با توجه به روند تحولات اجتماعی تا حدی ایجاد شده است. چنانچه در تحقیقی که درباره مسائلاجتماعیمحلههایشهرتهران در سال 1389 انجام شد، شهروندان تهرانی مهم ترین مشکلات شهر تهران را مسایل زیست محیطی و بهداشتی می دانند.


تهرانی ها به ترتیببرای حلمسائلآلودگیصوتی،آلودگیهوا، آلودگیآبآشامیدنی، وجودحیواناتولگردوموذی،وضعیتنامناسبگردآوریزباله،کمبودمراکزدرمانیوبهداشتی اولویت قائل بوده اند. بهطوریکه دو«مسئلهآلودگیهوا»و«آلودگیصوتیوسروصدایزیاد»،با 68 درصد در بالای فهرست مسایل شهر قراردارند.دوردیفبعدیجدولاهمیتمسائلمربوطبهسلامتیوبهداشت«آلودگیآبآشامیدنی»و«وجودحیواناتولگردوموذی»را بهخوداختصاصدادهاست. حدود40درصدازپاسخگویاناهمیتایندومسئلهرا«زیاد»و«خیلیزیاد»ارزیابیکردهاند.


کمبودمراکزبهداشتیووضعنامناسبجمعآوریزباله، از نظر تهرانی هادرمرتبهبعدیاهمیتقرارداشتهوحدود30درصد،آنهارا«زیاد»و«خیلیزیاد»دانستهاند (سراج زاده،1389: 119).


 براساس این تحقیق، میزان مشارکتاجتماعی مردم تهران نیزبرایکاهشاین مسائلپایین است. به طوری که یافتههایمشارکتاجتماعیبرایکاهشمسائلاجتماعینشان می دهد تنهایکپنجم (20%) شهروندانتهرانیاظهارداشتهانددرمحلهآنهااقدامجمعیبرایبرایکاهشمسائلومشکلاتمنطقهانجاممیشود و  بیشازنیمی(56%) گفتهانداقدامیجمعیصورتنمیگیردوحدودیکپنجم (23%) نسبتبهاینامربیاطلاعبودهاند.


 ازنظرمشارکتخودافراد،وضعمشارکتمحلهایبهمراتبکمتراست.ازبین20 درصدیکهگفتهانددرمحلهآنهااقدامجمعیبرایکاهشمسائلصورتمیگیرد،حدود70درصددرهمهاقداماتیابعضیازآنهامشارکتمی‌کنند. بهاینترتیبفقط14درصدازشهروندانتهرانیدراقداماتجمعیمحلهایبرایکاهشمسائلومشکلاتمحلهشرکتمیکنندکهمیزانمشارکتپایینیاست.بهعلاوهاینمشارکتعمدتاً (75%) درصدبهصورتهمکاریباهمسایههاستوهمکاریبانهادهایمحلهایمثلشوراهاومسجدبهترتیب18درصدو14درصداست. ایندرصدهابرمبنایکسانیمحاسبهشدهکهدرفعالیتهایمحلهایشرکتمیکردند.اگرایناعدادرابهنسبتکلپاسخگویاندرنظربگیریم،مشخصمیشودکهفقط5/4 درصداز 5000پاسخگویتهرانیگفته اندباشورایمحلهخودهمکاریداشتهاند.ایننسبتبرایهمکاریبامسجدمحلازاینهمکمتراستوبه2 درصد کاهشمییابد.همکاریبانهادهاییمثلبسیجوفرهنگسراهاازاینمیزانهمکمتراستوحدود 1درصدپاسخگویانرادر برمی‌گیرد.اینرقمهانشانمیدهدکهاصولاً سطحاقداماتجمعیومشارکتهایمردمیبرایحلمسائلاجتماعیمحلهبسیارپاییناستونهادهایمحلهایمدنی مانند شورایمحلهونهادهای دینیوسیاسیمثل مسجدوبسیجمحلهدرجذبهمکاریهایمردمناتوانبودهاند (سراج زاده،1389: 165).


در این حال یافته های تحقیقی با عنوان «بررسی نقش اجتماعی– فرهنگی زنان شهر تهران در ارتقاء کیفی محیط زیست شهری» که در سال 1390 با استفاده از نمونه 1000 نفری زنان 20 تا 50 ساله تهرانی در مناطق 22 گانه صورت گرفت حاکی از این است که مهم ترین خطری که از نظر زنان تهرانی محیط زیست شهری را تهدید می کند به ترتیب شامل آلودگی هوا، آلودگی صوتی، تولید خودرو، استفاده از مواد شیمیایی، کمبود آب، بی تفاوتی مسئولین و زباله است. 


اگر چه براساس یافته ها حدود 52 درصد از زنان به ضرورت مقابله با آلودگی ها اهمیت می دهند، اما فقط حدود 23 درصد به نگهداری از فضای سبز توجه کافی دارند. همچنین براساس این تحقیق فقط 3/8 درصد از زنان اعتقاد به مشارکت کامل در مسایل اجتماعی دارند.


تقریبا نیمی از زنان نمونه (4/47%) با هر سطح تحصیلی معتقدند که آموزش در این زمینه از اهمیت بالایی برخوردار است. این پژوهش نشان می دهد که منطقه سکونت در مشارکت اجتماعی و نوع شغل زنان تهرانی بر مقابله با آلودگی تاثیر دارد.


این تحقیق حاکی از آن است که حدود 30 درصد از زنان احساس تعهد بیشتری به مسایل محیط زیست شهری دارند. درجه تحصیلات بر این میزان تعهد تاثیرگذار است. بررسی همین نمونه نشان می دهد که حدود 40 درصد از پاسخگویان به طور کامل از قانون پیروی می کنند و در 60 درصد دیگر قانون گریزی دیده می شود. سن زنان بر قانون پذیری تاثیر دارد و با بالاتر رفتن سن، میزان قانون گریزی کاهش می یابد (پولادی، 1390). 


 


در مجموع باید خاطر نشان ساخت که زنان تهرانی در حال حاضر دارای قابلیت های بالفعلی برای توسعه سهم خود در حفاظت و صیانت از محیط زیست در سطح خانواده، شهر و محله هستند. اما الزاماتی نیاز است تا این توسعه انجام گیرد که در بخش بعدی این پژوهش تلاش شده در قالب قوت ها، ضعف ها، فرصت ها و تهدیدهای موجود بیان شود.


 


مطالعه راهبردی (مدل SWOT)


پژوهش حاضر با عنوان «بررسی سهم زنان در سالم سازی و صیانت از محیط زیست در سطح خانواده، محله و شهر» با رویکرد فراتحلیلی انجام گرفته و مبتنی بر چارچوب نظری و یافته های تحقیقات موجود در حوزه مورد بحث تدوین شده است. یکی از کاربردی ترین روش های بررسی چنین پژوهشی، تحلیل استراتژیک با اتکا بر مدل راهبردی ارزشیابی نقاط قوت و ضعف در رابطه با فرصت های محیطی و تهدیدها است که با آنالیز معروف SWOT  S= Strenghts, W= weaknesses, O= opportunities, T= threats))تبیین می شود.


هدف این مدل تنظیم و تثبیت راهبردهای سازمانی و محیط اطراف بوده و روش هایی را پیشنهاد می کند که سازمان ها از فرصت ها و نقاط قوت در مقابل تهدیدها و نقاط ضعف بیشترین استفاده را ببرند. در عین حال ضعف ها و تهدیدها را به فرصت و قوت های جدید تبدیل نمایند.


نقاط قوت: تعیین نقاط قوت سازمان براساس عوامل داخلی و خارجی از جمله منابع و وضعیت رقابتی آن می تواند انجام شود.


نقاط ضعف: نقاط ضعف همان محدودیت ها یا نقصان های عملکرد کارآمد منابع نسبت به محیط داخلی یا خارجی هستند.


فرصت ها: به عواملی فرصت ها گفته می شود که موجب رشد و پیشرفت سیستم شده و سازمان ها را به استفاده بهینه از منابع تشویق می کند.


تهدیدها: تهدیدها همان عوامل بیرونی و خارج از کنترلی هستند که موقعیت نامطلوبی را در محیط ایجاد کرده و سبب تخریب شرایط جاری یا مطلوب می شوند.


نظر به عنوان پژوهش بی شک ارزیابی راهبردی سهم زنان در سالم سازی و صیانت از محیط زیست در سطح خانواده، محله و شهر نیازمند اطلاع دقیق از نقاط قوت و ضعف، فرصت ها، تهدیدها و چالش های پیش رو است. احصاء این موارد چنانچه مورد نظر سیاستگزاران و تصمیم گیرندگان شهری قرار گیرد می تواند زمینه ساز تغییر و تحولات لازم در حوزه مدیریت شهری بوده و مدیریت شهری را از فرصت بی بدیل سرمایه اجتماعی زنان در جهت حفظ محیط زیست شهری پایتخت بهره مند سازد.


 


نقاط قوت:

افزایش میزان سواد و تحصیلات عالی در جامعه زنان ایرانی

رویکرد زیست محیطی جامعه زنان تحصیل کرده به محیط زیست و افزایش رشته ها و دانشجویان محیط زیست

اعتقاد به تاثیرگذاری زنان در امر حفاظت از محیط زیست در برخی سطوح سیاستگزاری و تصمیم گیری

رویکرد توانمندسازی زنان در برخی تصمیم­گیری ها و آزادی عمل و کنترل آنها بر منابع اقتصادی

رشد حضور زنان در ساختارهای شورایی و سیاستگزاری های شهری و محلی

وجود تشکل های مردم نهاد (سمن) زیست محیطی و فعالیت آنها در زمینه آموزش های زیست محیطی به زنان

رویکرد بخش هایی از شهرداری تهران به آموزش زیست محیطی زنان 

فعالیت های انجام شده در کشور برای ارتقاء مشارکت زنان در مباحث تحقیقاتی، اجرایی و آموزشی محیط زیست

حضور زنان در کنفرانس ها وکارگاههای آموزشی ملی، منطقه ای و بین المللی در موضوعات محیط زیست

استراتژی های حمایت کننده

قوانین حمایت کننده
 


نقاط ضعف:

 غلبه نگاه سنتی به جایگاه زنان در خانواده و جامعه

در اولویت قرار نگرفتن نقش های اجتماعی و فرهنگی زنان در جامعه

کمبود حضور زنان در پست های مدیریتی، سیاستگزاری و تصمیم گیری زیست محیطی

دسترسی محدود زنان خانه دار به آموزش و اطلاعات زیست محیطی
         ·            نادیده گرفتن اهمیت بحث «قدرت» در امر توانمندسازی زنان (به این مفهوم که جوهره اصلی مفهوم توانمندسازی قدرت (Empowerment) است و نه فقط مهارت


         ·            عدم توجه لازم رسانه های جمعی گسترده مانند صدا و سیما به آموزش های زیست محیطی زنان


         ·            روند رو به کاهش موقعیت و توان سازمان های مردم نهاد زیست محیطی


         ·            عدم انسجام اجتماعی زنان در امر مشارکت برای حفظ محیط زیست شهری


         ·            رویکرد ضعیف سند بهبود وضعیت زنان تهران در بحث ارتقاء آموزش و مشارکت زنان در حفاظت از محیط زیست شهری


         ·            عدم توجه به ملاحظات زیست محیطی در تصمیم گیری ها و راهبردهای تشکل های سیاسی


         ·            عدم رعایت ملاحظات و قوانین زیست محیطی از سوی مردم و احاله کامل این مسئولیت به بخش های دولتی


 


فرصت ها:

امکان بهره گیری از خِرد مدیریت زنانه در حوزه محیط زیست با تکیه بر سرمایه ملی زنان باسواد و تحصیل کرده کشور

امکان بهره مندی از توانایی ها و ظرفیت های زنان در تصمیم گیری های مرتبط با محیط زیست

وجود ساختارهای آموزشی در کلیه سطوح برای آموزش زیست محیطی به زنان

بهره گیری از آموزه های ملی و دینی برای تولید و مصرف پایدار 

امکان دست یابی زنان به دانش، مسئولیت پذیری و مهارت برای حفاظت از محیط زیست از طریق رسانه ملی 

امکان بهره مندی از توان نظارتی و مدیریتی زنان عضو شوراهای اسلامی شهر و روستا

امکان بهره مندی از ساختارهای اجرایی و پژوهشی در توسعه نقش زنان در مدیریت شهری (دفتر امور زنان شهرداری، ستاد محیط زیست و توسعه پایدار شهرداری)

امکان انسجام و جلب مشارکت زنان بر محور محیط زیست از طریق شهرداری ها و شورایاری ها

بهره مندی از قوانین و مقررات کارآمد موجود برای توسعه نقش آفرینی زنان در عرصه محیط زیست

امکان بهره مندی زنان از سازوکارهای مردم سالاری اعم از سازمان های مردم نهاد، احزاب و اصناف و رسانه‌ها در حفظ محیط زیست

امکان ارایه الگوها و چهره های موفق زن ایرانی در عرصه حفاظت از طبیعت و محیط زیست
 


تهدیدها:

وجود نگرش های مردسالارانه به عنوان مانع رشد ظرفیت ها و مسئولیت پذیری زنان در سطوح خانواده، جامعه و سیاست های کلان

وجود برداشت های متعصبانه ای که هر گونه طرح مبحث زنان را به عنوان نوعی مقابله و ایستادگی در مقابل مردان تلقی می کنند

شیوع ناهنجاری های خانوادگی منتج به احساس سرخوردگی و بی قدرتی و ضعف ظرفیت های زنان در اداره امور اجتماعی مانند حفاظت از محیط زیست

بی اعتمادی جامعه زنان به هشدارهای منابع رسانه ای و دولتی

تلقی قید و بند از قانون و در نتیجه قانون گریزی

عدم تمرکز فعالیت های اداره کل امور بانوان شهرداری تهران بر مبحث نقش آفرینی زنان در مدیریت امور شهری (در نظر نگرفتن نقش آفرینی زنان در حفاظت از محیط زیست در الزامات 5 ساله شهر تهران)

ضعف در سرمایه اجتماعی و تعلق محله ای در بین بانوان
 


مقدمه ای بر راهبردهای پیشنهادی؛ با مروری بر تجربیات کشورهای جهان از نقش آفرینی زنان


 


نمونه‌های فراوانی از تجارب مشارکت زنان در قالب های مشارکتی برای حفظ محیط زیست در سطح خانواده، محله، شهر و کشور در سراسر جهان وجود دارد و اکنون چندین دهه است که زنان نقش تعیین کننده خود را در این عرصه به اثبات رسانده اند.


زنان با برگزیدن راه های حفظ محیط زیست سعی کرده اند جهان را از هوای بهتر، خاک غنی تر و جنگل های سبزتر برخودار کنند. آنها به مصرف پایدار فکر می کنند و به بهبود دسترسی، کنترل و محافظت از منابع، و حتی مبارزه با پدیدۀ تغییر آب و هوایی را دنبال می کنند. بسیاری از زنان متوجه شده اند که برای تضمین بهروزی و سلامتی نسل های آینده، باید آراء خود را به طور جامعی در کلیۀ سطوح تدوین و اجرای سیاست ها اعمال کنند. در دهه های اخیر حضور زنان سرشناس برای سردمداری حفظ محیط زیست امری مشهود بوده است. به علاوه اینکه سهم زنان در راهبری و دسترسی به منصب های مرتبط با توسعه پایدار و حفظ طبیعت افزایش چشمگیر یافته تا جایی که بارها سبب گردهمایی های ویژه رهبران زن جهان در عرصه محیط زیست شده است. این رهبران به خوبی توانسته اند ظرفیت های موجود در جامعه زنان را به کار گیرند.


اولین نمود مشارکت زنان در حفاظت از محیط زیست به 300 سال قبل برمی گردد؛ زمانی که در راجستان هند مردان برای ساختن قصری از چوب درصدد بریدن تعداد زیادی درخت بودند. «آمریتا دوی» از قبیله «بیشنوا»، اولین درخت منطقه را در آغوش گرفته تا از بریدن آن ممانعت کند. وی البته با تبر یکی از چوب برها کشته شد. با کشته شدن آمریتا مردم 83 روستای اطراف هجوم آورده و در دفاع از هدف او وارد کارزاری شدند که نتیجه اش کشته شدن حدود 350 نفر بود که البته کار ساخت قصر را متوقف کردند. این حادثه در واقع آغازی بر جنبش زیست محیطی معروف به چیپکو در هند بود که در دهۀ های اخیز نیز در هند منشاء الهام فعالان محیط زیست شد.


کشور ژاپن در دهه پنجاه میلادی شاهد اعتراض جدی دو سازمان غیردولتی زنان نسبت به آلودگی ناشی از صنایع و نیروگاه‌های منطقه توباتا بود. این زنان خواهان حقوق خود برای زندگی در محیط زیستی سالم و امن بودند که در اثر فعالیت های صنعتی در خطر قرار داشت. در نهایت، اعتراضات این جنبش زنانه به اتخاذ اقداماتی برای پیشگیری از آلودگی توسط دولت محلی و کارخانه ها منجر شد که کیفیت زندگی را بهبود بخشید (Dankelman, 2010).


در برزیل نیز تشکل غیردولتی جنبش دمکراتیک زنان که از سال 1964راه‌اندازی شد، با هدف حفظ محیط زیست شهری و مناطق در معرض خطر، در قالب پروژه‌هایی با شهرداری و دولت محلی به آموزش دختران و زنان برای صیانت از محیط زیست، نیل به توسعه پایدار و عدالت زیست محیطی پرداخت. مخالفت این جنبش در استفاده از کودها و سموم شیمیایی در کشاورزی و رایزنی برای تدوین قوانین زیست محیطی به اذعان مردم و مقامات نتایج مشهودی در برزیل داشته است (Dankelman, 2010).


در کنیا جنبش محافظت از جنگل های کمربند سبز ، حرکت پیشتاز و مشهوری است که به دست زنان در روز زمین سال 1977 آغاز شد. «وانگاری ماتای» رهبر این جنبش در بسیاری امور نفر نخست بوده است. او متولد کنیا اولین زن آفریقای شرقی و مرکزی است که مدرک دکترا گرفت و اولین کارشناس محیط زیست است که برندۀ جایزۀ نوبل شد. ماتای کاشتن درخت را با پشتیبانی شورای ملی زنان کنیا آغاز کرد. «وان‌گاری ‌ماتای دستاوردهای این جنبش را حاصل آموزش و توانمندسازی زنان دانسته است» (Dankelman, 2010).


جنگل زدایی در 20 درصد از انتشارات سالانۀ کربن سهم دارد. اثرات جنگل زدایی در کشورهای پیشرفته را می توان در فرسایش و تحلیل رفتن زمین، و کمبود آب و مواد غذایی مشاهده کرد. از طریق فعالیت جنبش کمربند سبز، از هزاران جریب جنگل های غنی و بومی آفریقا محافظت به عمل آمده است و شش هزار نهالستان که توسط زنان اداره می شود، برای یک صد هزار تن اشتغال ایجاد کرده است.


در اواخر سال 2005، بیش از 15 کشور آفریقایی در شبکۀ کمربند سبز پان-آفریقایی مشارکت داشتند. جنبش کمر بند سبز با فعالیت در حوزه‌های حفظ محیط زیست، دمکراسی، توانمند سازی زنان، توسعه اجتماعی و حل منازعه در سراسر جهان گسترش یافته و در ایالات متحده، بریتانیا، هند غربی، ژاپن، و آمریکای جنوبی حضور پیدا کرده است.این جنبش تاکنون بیش از سی میلیون اصله درخت در کنیا کاشته و به تسهیل درختکاری در نقاط دیگر نیز یاری رسانده است. 


«کیت اورن» مدیر اجرایی سازمان محیط زیست و توسعۀ زنان (WEDO) است. این سازمان جهانی، با هدف تحقق عدالت اقتصادی و اجتماعی، در زمینۀ توانمندسازی زنان به عنوان مسئولان تصمیم گیری فعالیت دارد. این سازمان که به طور مشخص برای تأثیرگذاری در نشست1992 سران درارتباط با زمین  تشکیل شد، در پی وارد ساختن دیدگاه های جنسیتی و مشارکت مستقیم زن در عرصۀ بین المللی است. این سازمان در آخرین اقدام خود در قرار دادن نخستین متن جنسیتی در مذاکرات سازمان ملل متحد در خصوص تغییر آب و هوا ایفای نقش کرد.


گزارش دولت سوئد در سال 2007 تاکید دارد که مطالعات نشان می دهد زنان در کشورهای شمال، یعنی کشورهای توسعه یافته، با اتخاذ بیشتر تصمیم های «سبز» در سطح خانه، ردپای کوچک تری از کربن در مقایسه با مردان از خود به جای می گذارند.


زنان و جنبش های زنان با به نمایش گذاشتن ظرفیت بسیار خوبی در مقام رهبر، کارشناس، آموزگار و نوآور، گام های بلندی در حفظ و حراست از منابع اطراف خود برداشته اند. در کشورهای آمریکای جنوبی نیز این ظرفیت به اثبات رسیده است. چنانچه رییس جمهور سابق اکوادور به عنوان یک زن با تجربه در عرصه سیاست و امور اجرایی، هم اکنون مسئولیت سازمان آمازون را بر عهده دارد. این سازمان منطقه ای در برگیرنده اقدامات هفت کشور آمریکای لاتین برای حفاظت از جنگل های بارانی آمازون است. جنگل های آمازون علاوه بر اینکه از مهم ترین ذخیره گاههای طبیعی و بکر دنیاست، از مخازن بزرگ جذب دی اکسید کربن نیز به شمار می آید و نقش بسیار با اهمیتی در اعتدال اقلیم دارد.


تشکل های زنان نه تنها در عرصه ملی و بین المللی نقش آفرین شده اند، بلکه حوزه کار خود را تخصصی تر کرده و به این منظور در مدیریت پایدار شهری و محلی مشارکت می کنند. نمونه های موفق متعددی از این مشارکت وجود دارد که می تواند برای حل معضلات زیست محیطی شهری در ایران به ویژه تهران مورد بهره برداری قرار گیرد. 


تجربه کانادایکی از نمونه های موفق مشارکت زنان در مدیریت محیط زیست شهری به حساب می آید. آژانس بین‌المللی توسعه کانادا (CIDA- Canadian International Development Agency) در پروژه‌های مشترک خود با شهرداری‌های کشور نشان می‌دهد که نقش زنان در تصمیم‌گیری‌های حوزه شهرداری و مدیریت شهری بسیار تعیین کننده بوده و می‌تواند در پیشبرد جامعه محلی مؤثر واقع شود. خدمات شهرداری نه تنها می‌تواند از آسیب‌های اجتماعی که به ویژه زنان، کودکان و جوانان را در معرض خطر قرار می‌دهد، جلوگیری نماید؛ بلکه می‌تواند محیط زیستی امن و سالم را با مشارکت این اقشار جامعه فراهم آورد. برای نمونه در شهرهای اوتاوا و مونترآل گروه کاری دسترسی زنان به خدمات شهرداری‌ها در سال 1999 پایه‌گذاری شد و تاکنون فعالیت آن تداوم دارد. این کارگروه تا حد زیادی شهرداری‌ها را در تعیین وضعیت موجود زنان این شهر، تعیین مشکلات آنها و نحوه مشارکت آنها در اداره شهر به ویژه در حوزه حل مشکلات محیط زیست شهری یاری داده است. از جمله اهداف این کارگروه مشترک که علاوه بر مسئولین شهرداری و اقشار زنان، سازمان‌های غیردولتی و دانشگاهیان را نیز در بر می‌گیرد، عبارتند از:  


1-      ارزیابی دسترسی برابر زنان و مردان به خدمات شهرداری؛      


2-      تضمین به رسمیت شناختن کامل نقش زنان در امور شهری؛ 


3-      ارائه سیاست‌ها، راهبردها و توصیه‌های لازم به شورای شهر


مهم ترین توصیه‌های کارگروه به شهرداری و شورای شهر عبارت بوده اند از:


(1) نیاز به برقراری ارتباطات مناسب با اقشار مختلف زنان و فراهم کردن امکان دسترسی همه آنها به خدمات شهرداری؛


(2) اهمیت آموزش و توانمندسازی زنان در حوزه امور شهری و بهره‌مندی از مشاوره با آنها در تصمیم‌گیری‌های مربوط به محله و شهر؛ 


(3) اهمیت تأمین سرویس حمل و نقل عمومی مناسب و خدمات مربوط به محیط زیست شهری؛


(4) اهمیت حمایت‌ها و تأمین منابع مالی لازم جهت ارائه خدمات.


در پی نقش آفرینی زنان در دهه های گذشته برای بهبود وضعیت محیط زیست در جهان، این روند وارد مباحث جدیدی می شود که این روزها در خواسته‌های زنان برای طرح در کنفرانس جهانی ریو+20 (بیست سال پس از ریو) قابل مشاهده است. مهم ترین محور در این زمینه بحث دستیابی زنان به مشاغل سبز و محیط زیستی به شمار می رود. گزارش سال 2011 بانک جهانی مؤید این واقعیت است که سرمایه‌گذاری بر روی مشارکت زنان بیش از سرمایه‌گذاری بر روی مردان، کشورها و جوامع را به توسعه می‌رساند.


 


نمونه دیگری از اقدام برای جلب مشارکت مردم از طریق دولت های محلی، تصویب «سند ملی محلات قوی و پر رونق» توسط دولت انگلستان در سال 2006 است (Communities and Local Government, 2007).در این مصوبه دولتی تعهد ایجاد فضای آزادتر برای دولت های محلی مبنی بر انعطاف پذیری در تعیین اولویت های محلی گنجانده شد. برای راحت تر شدن کار نیز تعداد 1200 شاخص ملی به 198 شاخص کاهش یافت. این 198 شاخص در قالب 6 محور از جمله جامعه محلی قوی تر، جامعه ایمن تر، محور کودکان و جوانان، بهداشت و رفاه، از بین بردن تبعیض و ایجاد تساوی جنسیتی، اقتصاد محلی، محیط زیست و توسعه پایدار تنظیم شد. همچنین برای هر یک از این محورها، یک سری شاخص ها کیفی و کمی تعریف کردند که در محور «محیط زیست و توسعه پایدار» به شرح زیر بوده است:


1-      کاهش دی اکسیدکربن ناشی از فعالیت های بخش دولتی و عمومی


2-      شناسایی نرخ ایجاد آلودگی دی اکسید کربن در قراردادهای محلی


3-       یافتن راه حل برای مشکلات سوختی مردم فقیر


4-       تطبیق شرایط با تغییرات آب و هوایی


5-       مدیریت سیل و فرسایش سواحل


6-       کسب استانداردها برای کنترل سیستم بهداشت حیوانات


7-       شناسایی سرانه پسماندهای هر خانوار


8-       مدیریت بازیافت زباله و کمپوست خانواده ها


9-       مدیریت زباله و محل دفن آن


10-    شناسایی کیفیت هوا شامل کاهش NO و فرسایش PM10


11-    بهبود معابر و پاکسازی محیط زیست با توجه به سطح به کارگیری سموم


12-    بهبود معابر و پاکسازی محیط زیست با توجه به جمع آوری غیرقانونی زباله


13-    بهبود تنوع زیستی محلی با مدیریت فعالانه در سایت های تنوع زیستی محله


14-    توجه به نحوه تردد کودکان به مدرسه


 


در اکثر کشورهای عضو اتحادیه اروپا سازمان‌های غیردولتی زنان در برنامه‌ریزی‌های شهری دخیل هستند. آنها تا حد زیادی توانسته اند مسائل جنسیتی را در سیاست‌ها و دستورالعمل‌های حوزه مدیریت شهری به ویژه در بخش محیط زیست لحاظ نمایند.برای نمونه در کشور هلند در 280 شهرداری این کشور، کمیته‌های مشاوره زنان به این منظور تاسیس شده و مشغول فعالیت هستند. این کمیته های مشاوره علاوه بر ارزیابی برنامه‌های حوزه ساخت و ساز، بر سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی‌های شهرداری‌ها در حوزه کاربری زمین، طرح‌های ترافیکی و پروژه‌های زیست‌محیطی نظارت دارند.


اساساً کشورهای اروپایی صاحب منشوری در برابری زنان و مردان در سطح محلی هستند. در این منشور اصل بر یافتن پاسخ برای تمام سئوالات مربوط به برابری در سطح شهر، زمینه سازی برای مشارکت زنان در مدیریت شهری و زمینه سازی برای تاثیرگذاری زنان در تصمیم گیری های مربوط به شهر و مدیریت آن است. مجریان منشور نیز شهرداری ها هستند.


در اتریش و آلمان از دهه 80 تاکنون واحدها و دفاتر فرصت‌های برابر جنسیتی در ادارات اصلی شهرداری‌ها مستقر شده و فعالیت دارند. برای مثال در شهر وین اتریش دفتر هماهنگی امور زنان با بودجه مشخص در شهرداری این شهر در سال 1391 راه‌اندازی شده است (ISOE, 2010).


همچنین در بسیاری از کشورهای اروپایی شهرداری‌ها به منظور افزایش مشارکت شهروندان به ویژه زنان در حوزه مدیریت محیط‌زیست شهری، برنامه عمل اجلاس جهانی محیط زیست ریو را طراحی و تدوین کردند که با اجرای آن طی دو دهه گذشته مشارکت عمومی زنان در این حوزه بسیار ملموس‌تر از گذشته شده است.


در کشورهای آسیایی و‌ آمریکای لاتین نیز بسیاری از شهرداری‌ها و شوراهای شهر، البته نه به طور سیستماتیک، بلکه به طور پراکنده پروژه‌های متعددی را در زمینه های مختلف مدیریت محیط‌زیست شهری مانند کاهش پسماند یا کنترل آلودگی هوا داشته اند که با مشارکت زنان و سازمان های غیردولتی آنها به ثمر رسیده است. در این میان کشورهایی چون هند، سری‌لانکا، مالزی، ویتنام، برزیل، سنگاپور و پاکستان پیشتاز بوده اند.


 


از میان کشورهای در حال توسعه همچنین می توان به ترکیه اشاره کرد. ترکیه با آغاز فرآیند صنعتی شدن از دهه پنجاه با سیل مهاجرین از روستاها مواجه بوده و دچار معضل شهرنشینی بی رویه شده است. این وضعیت شهرهای ترکیه را با انبوهی از مشکلات زیست محیطی مواجه کرده است. برای مقابله با این روند سازمان های دولتی و غیردولتی و بخش خصوصی ضمن لحاظ نگرش جنسیتی در فرآیند توسعه، مبادرت به آگاهی بخشی و توانمندسازی زنان در حوزه محیط زیست و طبیعت کرده اند. نکته قابل توجه اینکه این رویکرد بر اشتغال زایی و درآمدزایی متمرکز بوده و به ترویج «مشاغل سبز» مانند ترویج فناوری های کم مصرف یا بازیافت مواد می پردازد.


پروژه گپ-چاتام (GAP-CATOM) در پی این رویکرد و با هدف ارتقاء نقش زنان در فرآیند توسعه در سطوح مختلف خانواده، محله، شهر و کشور به اجرا در آمد. این پروژه با تمرکز بر آموزش، بهداشت و حمایت از خدمات اجتماعی صورت گرفته و بنا بر ادعای دولت ترکیه از موفق ترین پروژه های توسعه ای در آن کشور بوده است. دهها هزار نفر از زنان ترک در قالب این پروژه مورد آموزش و توانمندسازی قرار گرفته اند.


همچنین دولت ترکیه برخی از اهداف و راهبردهای بخش محیط زیست سال های 2008 تا 2013 این کشور را براساس جلب مشارکت زنان ترسیم کرده است؛ مانند موارد زیر:


-           هدف «اثربخشی زنان در تصمیم سازی های حوزه محیط زیست» از طریق راهبرد افزایش تعداد شوراهای زنان به 81 مورد، توانمندسازی زنان برای مشارکت در تصمیم های محلی محیط زیست، افزایش مشارکت زنان در سیاستگزاری های زیست محیطی و ارتقای آگاهی و حساسیت زنان نسبت به شرایط نامساعد زیست محیطی


-          هدف «تقویت نقش آفرینی زنان در اجرای موثر سیاست های زیست محیطی» از طریق راهبرد آگاه سازی آنها در مورد الگوهای صحیح تولید و مصرف، بهره برداری و مدیریت درست منابع طبیعی با مشارکت جوامع محلی و سازمان های مردم نهاد، تشویق ابتکارات زنان در قالب تشکل های غیردولتی برای حل مشکلات زیست محیطی


-          هدف «تقویت انگیزه زنان برای مقابله با شرایط نامساعد زیست محیطی شهرها و ارتقای استانداردهای زندگی شهری» از طریق فعالیت های آگاه سازی آنها نسبت به نحوه مقابله با بلایای طبیعی و اثرات منفی تغییرات آب و هوایی، اثرات سوء استفاده از مواد شیمیایی و مقابله با رشد نامتعادل شهرنشینی و حاشیه نشینی  


 


نمونه های مشارکت زنان در مدیریت محیط زیست محلی، شهری، ملی و بین المللی در کشورهای در حال توسعه و توسعه یافته فراوان بوده و ذکر و بررسی همه آنها نیازمند مطالعه و پژوهشی مستقل است. از جمله اینکه شهرهای مهم دنیا امروزه به حضور زنان در راس مدیریت شهرداری ها توجه دارد. «دورا باکویانی» شهردار سابق آتن در سال 2005 به عنوان برترین شهردار جهان به دلیل مدیریت خوبش در المپیک 2004 آتن انتخاب شد. او بلا فاصله بعد از این موفقیت به مقام وزارت امور خارجه یونان رسید.


در مدت مدیریت باکویانی در شهرداری آتن، زیرساخت ها تجهیز و عملکرد ها دچار تحول شدند؛ شهر رنگ و لعاب تازه گرفت، تمیزی و سرسبزی به شهر آورده شد، فضاهای تفریحی و پارک های بسیاری ساخته شد. در نتیجه دستیابی به کیفیت زندگی مطلوب از مهم ترین رویدادها در این شهر شناخته شد. راه ها و فضاهای عمومی در 450 خیابان اصلی و به مساحت 750 هزار مترمربع نوسازی و پیاده راه ها به مساحت 250 هزار مترمربع دوباره سنگفرش شدند و 350 هزار از انواع گل و گیاه و 11 هزار اصله درخت در پارک ها، میادین و مسیرهای عبور پیاده کاشته شدند. شهرداری آتن در آن دوران روی بالا بردن سطح خدمات در محلات تمرکز داشت و توسعه شبکه پارک ها و بازسازی مناطق و از همه مهم تر بهبود کیفیت زندگی از دیگر اولویت های شهری بود.


همچنین در برنامه ای دیگر شهروندان تشویق شدند روی بام خانه های خود گل و گیاه بکارند و یا گیاهان یا میوه های مخصوصی را در بالکن خانه هایشان پرورش دهند. در ژوئن 2004 نیز برنامه 4 ماهه آزمایشی مربوط به بازیافت اجرا شد که فاز اول آن درباره بازیافت قوطی ها و کاغذها بود.


«هلن زیله» شهردار شهر کیپ تاون آفریقای جنوبی خبرنگاری است که با ورود به عالم سیاست شهردار یکی از شهرهای مهم این کشور آفریقایی شد. او هم اکنون مانند دکتر محمدباقر قالیباف شهردار تهران، در بین یازده شهردار برتر جهان قرار دارد. هلن از سال 2006 شهردار این کیپ تاون است و پیش از این در سال 2003 به عنوان برترین زن سال آفریقای جنوبی معرفی شد.


کیپ تاون طبق قانون اساسی آفریقای جنوبی به عنوان یک کلانشهر به جهانیان معرفی می شود و یکی از بزرگ ترین اشکال حکومت های محلی را در این کشور دارد. این شهر 210 عضو شورا دارد که 28 عضو اجرایی آن توسط زیله به عنوان شهردار اجرایی شهر منصوب می شوند.


اما عمده ترین فعالیت های موثر هلن زیله در مسایل اجتماعی متمرکز شده است. مهاجرت در سال های اخیر در آفریقای جنوبی به صورت یک بحران درآمده و در این مدت بسیاری از مسوولان کشور تنها به ایراد سخنرانی درباره این بحران پرداختند. اما زیله به حرف زدن قناعت نکرد و وارد عمل شد. او به سرعت برای رفع این بحران اقدام به ساخت پناهگاه در شرایط اورژانسی کرد و توانست تا حدودی از پس این بحران در شهر کیپ تاون برآید. مردم این شهر او را یکی از سختکوش ترین افراد در کشور آفریقای جنوبی می دانند که تمیزی پایتخت و سر و سامان دادن به زیرساخت ها از جمله دیگر موارد چشمگیر در فعالیت اوست.


 


پژوهش حاضر با توجه به نمونه هایی بالا و تجربیات و راهبردهای مورد مثال، همچنین ظرفیت های ملی در میان اقشار بانوان و نیز قالب ها و ساختارهای موجود مشارکتی در زیر، راهبردهایی را برای پیگیری در سطح ملی و محلی ارایه می دهد.   


  


راهبردهای پیشنهادی ملی


بررسی‌های نظری صورت‌گرفته و نیز اشاره به یافته‌های پژوهش‌های پیشین در این پژوهش امکان ارایه نقاط قوت، ضعف، فرصت‌ها و تهدیدهای موجود برای ایفای نقش موثر زنان در سالم سازی و صیانت از محیط زیست در سطوح خانواده، محله و شهر را فراهم ساخت. بر همین اساس راهبردهای زیر به مدیران و سیاست‌گزاران شهری پیشنهاد می شود تا در فرآیند مدیریت پایدار شهری مورد استفاده قرار گیرد.


 

توانمند‌سازی زنان برای توسعه فرهنگ محیط زیست و ارج نهادن به سرمایه‌های طبیعیاز طریق:

-          لحاظ دیدگاههای مبتنی بر عدالت جنسیتی در تصمیم گیری ها و برنامه ریزی های کلان کشور برای نیل به توسعه پایدار


-          لحاظ دیدگاههای عدالت طلبانه برای احقاق حقوق زنان به منظور نقش آفرینی موثرتر زنان در حوزه خانواده و مقابله با بی انگیزگی و عدم اعتماد به نفس در آنها  


-          اصلاح نگرش های مدیریت شهری نسبت به ظرفیت ها و توانمندی های زنان در امر مشارکت اجتماعی 


-          پیگیری و اجرای مطلوب قوانین و مقررات موجود به ویژه مصوبات شورای شهر برای تقویت نقش آفرینی زنان در مدیریت محیط زیست شهری و پیشنهاد لوایح شهری تقویت کننده نقش زنان را در حفاظت از محیط زیست


-          بهره مندی از توانایی‌ها و ظرفیت‌های زنان در تصمیم‌گیری‌های مرتبط با محیط زیست


-          آموزش زنان به منظور بهره مندی از توان و ظرفیت آنان در بهبود مدیریت شهری


 

توسعه آموزش‌های زیست محیطی برای زنان به منظور بهره مندی از توان و ظرفیت آنان در بهبود مدیریت شهری از طریق:

-           نظام رسمی آموزشی


-          رسانه‌ها به ویژه رسانه ملی


-          اینترنت و فضای مجازی


-          شورایاری‌ها با تقویت آنها برای آموزش های رو در رو و فرهنگ سازی در جهت حفظ محیط زیست


 


         ·            توانمند‌سازی تشکل‌های مردم نهاد در حوزه زنان و محیط زیست به منظور جلب مشارکت مردم و کاهش اتکا بر دولت برای حفظ محیط زیست از طریق:


-          تسهیلفرآیندشکلگیریسازمانهای محله ایزیست محیطی (CBOs) و تقویتوحمایت آنها در جهت ایجادروحیهیمشارکت، همکاریومسؤولیتپذیریدرزنان


-          حمایت شورای شهر و شهرداری از پروژه های ارایه شده تشکل های مردم نهاد(NGOs)  در حوزه زنان و محیط زیست


-          همکاری شهرداری با تشکل های غیردولتی زیست محیطی زنان در اجرای پروژه های مربوطه


-          تقویت رویکرد محله گرایی و رفع موانعمشارکتمحلی زنان


 

تعیین محورهای شاخص و مهم مقابله با آلودگی های زیست محیطی و تدوین برنامه تشویقی و تبلیغی فراگیر برای زنان براساس موضوعات زیر:

-          استفاده از فناوری ها، صنایع و خدمات پاک و سازگار با محیط زیست از سوی زنان


-          تشویق به مصرف بهینه مواد و انرژی با توجیه کمک به اقتصاد خانواده


-          بازیافت و کاربرد مجدد مواد به وسیله زنان در خانواده


-          ترغیب زنان به انتقال دانش زیست محیطی با تاکید بر ظرفیت و توان آنها


-          تنظیم خانواده و کنترل زاد و ولد که تاثیرات مستقیم و غیرمستقیم بر محیط زیست دارد


 


 


منابع:


      بیرو، آلن. (1370). فرهنگ علوم اجتماعی. (ب. ساروخانی، مترجم). تهران: انتشارات کیهان


      افضل زاده، سوسن. (1376). آلودگی هوا و کنترل آن. مجله برگ سبز.


      سعادت، اسفندیار. (1378). مدیریت منابع انسانی. سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی در دانشگاه تهران.


      کریمی، داریوش. &لیاقتی، هومان. (1378). آموزش محیط زیست و رفتار شهروندی. طرح توسعه و ترویج فرهنگ زیست محیطی منطقه 9 شهرداری تهران.


           اﻣﯿﻨﯽ، ﻓﺮﻫﺎد.(1378).ﺑﺮرﺳﯽ ﻧﻘﺶ ﺳﺎزﻣﺎن‌ﻫﺎی ﻏﯿﺮدوﻟﺘﯽ زﯾﺴﺖ ﻣﺤﯿﻄﯽ در دﺳﺘﯿﺎﺑﯽ ﺑﻪ ﻣﺸﺎرﮐﺖﻣﺮدﻣﯽ ﺑﻪ ﻣﻨﻈﻮر ﺣﻔﺎﻇﺖ از ﻣﺤﯿﻂ زﯾﺴﺖ.ﭘﺎﯾﺎن ﻧﺎﻣﻪ ﮐﺎرﺷﻨﺎﺳﯽ ارﺷﺪ.داﻧﺸﮑﺪه ﻣﺤﯿﻂ زﯾﺴﺖ داﻧﺸﮕﺎه ﺗﻬﺮان.


           لقایی، حسنعلی. & محمد‌زاده تیتکانلو، حمیده. (1378، زمستان). مقدمه‌ای بر مفهوم توسعه شهری پایدار و نقش برنامه‌ریزی شهری. فصلنامه هنرهای زیبا، شماره 6.


           سریع القلم، محمود. (1378). عقلانیت ئ آینده توسعه یافتگی ایران. انتشارات غزال.


      ﻣﻌﺼﻮﻣﻲ ﺍﺷــﻜﻮﺭﻱ، ﺳــﻴﺪ ﺣﺴــﻦ. (1379). ﺷــﻬﺮﻓﻌﺎﻝ ﻭ ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﺗﻮﺳﻌﻪ ﭘﺎﻳﺪﺍﺭ ﺷﻬﺮﻱ. (نسخه ﺍﻭﻝ). ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ ﻣﻘﺎﻻﺕ ﺍﻭﻟﻴﻦ ﺳﻤﻴﻨﺎﺭ ﻣﺪﻳﺮﻳﺖﺗﻮﺳـﻌﻪ ﭘﺎﻳﺪﺍﺭ ﺩﺭ ﻣﻨﺎﻃﻖ ﺷﻬﺮﻱ. ﺗﺒﺮﻳﺰ: ﺷﻬﺮﺩﺍﺭﻱ ﺗﺒﺮﻳﺰ.


      بحرینی، سید حسین. & اﻣﯿﻨی، فرهاد. (1379). ﻧﻘﺶ ﺳﺎزﻣﺎن‌ﻫﺎی ﻏﯿﺮدوﻟﺘﯽ زﯾﺴﺖﻣﺤﯿﻄﯽ در دﺳﺘﯿﺎﺑﯽ ﺑﻪ ﻣﺸﺎرﮐﺖ ﻣﺮدﻣﯽ ﺑﻪ ﻣﻨﻈﻮر ﺣﻔﺎﻇﺖ از ﻣﺤﯿﻂ زﯾﺴﺖ در اﯾﺮان. ﻣﺤﯿﻂﺷﻨﺎﺳﯽ. شماره 26.


      لطف آبادی، حسین. (1379). روان شناسی رشد. چاپ دهم. تهران: انتشارات سمت


      ضرابی، اصغر. اذانی، مهری. (۱۳۸۰).  توسعه پایدار در جهان صنعتی و در حال توسعه. تهران: مجله رشد آموزش جغرافیا، شماره ۵۹.


      بری، جان. (1380). محیط زیست و نظریه اجتماعی. (نسخه اول). (ح. پویان & ن. توکلی، مترجم).  انتشارات زیبا.


      آنتونی، گیدنز. (1381). جامعه شناسی (نسخه 7). (م. صبوری، مترجم) انتشارات مهدی.


      دیهیم، حمید و معصومه وهابی. (1382). دسترسی زنان به اعتبارات نظام بانکی. پژوهش زنان. دوره1. سال 3. شماره7. صص87_61.


           کوئن، بروس. (1382). مبانی جامعه شناسی (نسخه 14). (غ. توسلی & ر. فاضل، مترجم) وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.


           هام، مگی و سارا گمیل. (1382). فرهنگ نظریه‌های فمینیستی. (ن. احدی خراسانی، ف. مهاجر، & ف. قره داغی، مترجم) تهران: انتشارات توسعه.


      ﺑﺮﺁﺑــﺎﺩﻱ، ﻣﺤﻤــﻮﺩ. (1383، ﺧﺮﺩﺍﺩ). ﺗﻮﺳــﻌﻪﭘﺎﻳﺪﺍﺭﺷﻬﺮﻱ. (ﺳﺎﻝ ﺷﺸﻢ). ﻣﺎﻫﻨﺎﻣﻪ ﺷﻬﺮﺩﺍﺭی‌ها. ، شماره 61.


           ﺑﻠﻤﮑﯽ، ﺑﻬﻨﺎم. (1383). ﺑﺮرﺳﯽ ﻧﻘﺶ ﺳﺎزﻣﺎن ﻫﺎی ﻏﯿﺮدوﻟﺘﯽﻣﺤﯿﻂ زﯾﺴﺖ در اﺟﺮا و ﺗﺪوﯾﻦ ﻣﺒﺎﻧﯽ ﺗﻮﺳﻌﻪ ﭘﺎﯾﺪار در ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﺳﻮم ﺗﻮﺳﻌﻪ ﮐﺸﻮر. ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ ﻣﻘﺎﻻت ﻫﻤﺎﯾﺶ ﺳﯿﺎﺳﺖ‌ﻫﺎ و ﻣﺪﯾﺮﯾﺖ و ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ‌رﯾﺰی ﺗﻮﺳﻌﻪ. جلد پنجم.


      سازمان حفاظت محیط زیست. (1384). دوﻣﯿﻦﮔﺰارش وﺿﻌﯿﺖ ﻣﺤﯿﻂ زﯾﺴﺖ اﯾﺮان، اﻧﺘﺸﺎرات. ﺳﺎزﻣﺎن ﺣﻔﺎﻇﺖ ﻣﺤﯿﻂ زﯾﺴﺖ.


      فکوهی، ناصر. (1385). انسان‌شناسی شهری. انتشارات نی


      هنشال، ژانت (1385). نقش‌های جنسیتی و دغدغه‌های زیست محیطی. (س. غفاری، مترجم). روزنامه سرمایه. شماره 365. 85/10/17


      مشیرزاده، حمیرا. (1385). از جنبش تا نظریه (تاریخ دو قرن فمینیسم). انتشارات شیرازه


      فرهمند، مریم. (1385، پاییز). تعامل دولت با سازمان های غیردولتی زنان. (سال نهم، تدوین) سایت باشگاه اندیشه به نقل از کتاب زنان .


      رحیمی، نسترن. (1385). انرژی، زن و محیط زیست. مرکز امور زنان و خانواده نهاد ریاست جمهوری.


      ﻻﻫﯿﺠﺎﻧﯿﺎن، اﮐﺮم اﻟﻤﻠﻮک. ارﺟﻤﻨﺪی، رﺿﺎ. ﻣﺤﺮم ﻧﮋاد، ﻧﺎﺻﺮ. & ﺟﻤﺸﯿﺪی دﻟﺠﻮ، ﻣﺠﺘﺒﯽ. (1387). ﺑﺮرﺳﯽ ﺳﺎﺧﺘﺎر و ﻋﻤﻠﮑﺮد ﺳﺎزﻣﺎن ﻫﺎی ﻏﯿﺮدوﻟﺘﯽ زﯾﺴﺖ ﻣﺤﯿﻄﯽ و ﻧﻘﺶ آنﻫﺎ در ﻓﺮآﯾﻨﺪ ﺗﻮﺳﻌﻪ ﺷﻬﺮی اﺳﺘﺎن ﺗﻬﺮان.


      اعتمادی فر، نرگس & دبیریان، سارا. ( 1387). سازمان‌های غیردولتی و نقش آنان در آموزش زنان جهت تضمین پایداری محیط زیست.


      محمدی اصل، عباس. (1388). زنان و محیط زیست. انتشارات شیرازه.


      اشرفی، مرجان. (1388). توانمندسازی زنان، توسعه پایدار و محیط زیست. نشریه سبا.


      مرکز اطلاعات جغرافیایی شهر تهران (1388). اطلس محلات تهران. (http://atlas.tehran.ir)


           حجازی، سید یوسف. & عربی, فائزه. ( 1388). عوامل مؤثر در جلب مشارکت سازمان‌های غیردولتی در حفاظت از محیط زیست.


      دفتر مطالعات فرهنگی و اجتماعی شهرداری تهران.(1389). پژوهش تعیین شاخص‌های توانمندسازی زنان و نیازسنجی منطقه‌ای در زمینه توانمندی آنها در شهر تهران، (ک. ضیائی، مجری).


      معاونت امور اجتماعی و فرهنگی شهرداری تهران. (1389).  پژوهش تحولات معاصر خانواده در شهر تهران. (ا. علی‌احمدی، مجری). 


      دفتر مطالعات فرهنگی و اجتماعی شهرداری تهران. (1389). پژوهش بررسی موانع و مشکلات فرهنگی و اجتماعی شهرداری تهران برای جلب مشارکت شهروندان تهرانی در امور شهری. (معاونت پژوهشی جهاد دانشگاهی واحد تهران، مجری). (غ. غفاری، مسئول علمی طرح). گروه پژوهشی جامعه­شناسی.


      مسجد‌جامعی، احمد. (1390). شورایاری‌ها، رویکردی نو به مدیریت محلی. موسسه چاپ و انتشارات آستان قدس رضوی


      لاهیجانیان، اکرم‌الملوک. (1390). آموزش محیط زیست. تهران: دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات.


      شادمان فر، رضا & وکیل پور، مهدی. (1390). شورایاری، سازوکاری برای مشارکت شهروندان با مدیریت شهری. موسسه چاپ و انتشارات آستان قدس رضوی.


      اصفهانی، سمیه. (1390). اکوفمینیسم و توسعه پایا. بازیابی از تغییر برای برابری.


      اداره کل امور بانوان. (1390). گزارش عملکرد برنامه 5 ساله شهرداری تهران.


      اداره کل امور بانوان. (1390). سند بهبود وضعیت بانوان در شهر تهران. پائیز.


      راهب، غنچه. (1390). شورایاری ها، رویکردی نو به مدیریت محلی. مقاله نقش شورایاران زن در برطرف نمودن موانع پیش رو در مشارکت اجتماعی زنان. موسسه چاپ و انتشارات آستان قدس رضوی.


      ستاد محیط زیست و توسعه پایدار شهرداری تهران (1390، اسفند).بررسی نقش اجتماعی – فرهنگی زنان شهر تهران در ارتقاء کیفی زیست شهری(ا. پولادی، مجری طرح).


            فاضلی، نعمت الله. (1391) فرهنگ و شهر؛ چرخش فرهنگی در گفتمان های شهری با تکیه بر مطالعات شهر تهران. اداره کل مطالعات اجتماعی و فرهنگی شهرداری تهران. انتشارات تیسا. ص 411


      مصوبات کمیته محیط زیست شورای اسلامی شهر تهران. (1390).


            معاونت امور اجتماعی و فرهنگی شهر تهران. (1391). مدیریت محله: مجموعه دستورالعمل‌ها و آیین‌نامه‌های ساماندهی مشارکت‌های اجتماعی در محلات شهر تهران


            مرکز مطالعات و برنامه‌ریزی شهر تهران. (1391). ساماندهی مشارکت شهروندان در اداره امور شهر با رویکرد محله‌محوری.


      برنامه راهبردی بهبود وضعیت زنان شهر تهران،پیشنهادی کمیته محیط زیست شورای اسلامی شهر تهران به اداره کل امور بانوان شهرداری تهران





 منشور اروپایی برابری زنان و مردان در سطح محلی، ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد



      خوانساری، محبوبه، زنان بر بام شهرداری های جهان، روزنامه اعتماد ملی/ http://www.javanemrooz.com/articles/soacial/women/society/article-37616.aspx  


 


World Conservation Union, U.N Environment Program and World Wide Fund for Nature- Reports, 1991.


Malhotra, Anju and Sidney Ruth Schuler and Carol Boender . 2002." Measuring Women’s Empowerment as a Variable in International Development". Background Paper Prepared for the World Bank Workshop onPoverty and Gender: New Perspectives, Final Version: June 28, 2002


 


Oxaal, Zoe and Sally Baden .(1997)." Gender and Empowerment: Definitions, Approach's and Implications for Policy". BRIDGE, Report No,40 . Briefing Prepared for the Swedish International Development Cooperation Agency (sida)


 


Putnam, R. D. (1992). Making Democracy Work, New Jersey, Princeton University Press.


 


Institut för Sozial- ökologische Forschung (ISOE), (2010). Research on Gender, the Environment and Sustainable Development. Frankfortam Main.




Communities and Local Government.( 2007). The New Performance Framework for Local Authorities and Local Authority Partnerships: Single Set of National Indicators


Dankelmanm, Irene. (2010). Women: Agents of Change for Healthy Environment.


http://www.irunesco.org/index.php?option=com_content&view=article&id=753: retrieved May12, 2012


      http://atlas.tehran.ir: retrieved May10, 2012



دکتر صدیقه ببران


 


 

  • شما می توانید بحث را در رابطه با این مطلب، همراه با ارائه پاسخ، پیشنهاد، انتقاد و یا تکمیل آن ادامه دهید.
انتخاب دسترسی:فرد

  • نظرات
نام و نام خانوادگی:
نظرشما:ارسال