دولت آمریکا برای آنکه بتواند حق آبههای محیط زیستی را مجدا به طبیعت برگرداند شروع به خرید حق آبههای کشاورزان کرده است. آنطور که دکتر مجتبی صادق محق پست دکتری دانشگاه ایرواین میگفت دولت استرالیا سالی 10 میلیارد دلار حقآبههای کشاورزان را میخرد تا حقآبه های محیط زیستی مجددا برگردانده شود.
زیست بوم: دکتر حسین آخانی استاد دانشگاه تهران که به ایالات متحده سفر کرده است، هر روز سفرنامه مختصری در صفحه فیسبوک خود منتشر می کند.
به گزارش
زیست بوم، آخانی این بار با اشاره به مقوله کشاورزی و محیط زیست نوشته است: امروز همهاش در راه بودیم. 846 کیلومتر از شهر رینو در مرز نوادا و کالیفرنیا حرکت کردیم و عصر به سالت لیک سیتی سیتی (Salt Lake City) رسیدیم. فقط توانستم از مسیر در داخل ماشین عکسبرداری کنم. در مسیر از مناطق نیمه بیابانی، جنگلهای ارس یا سرو (چون توقف نبود نتوانستم از نزدیک چک کنم) و هم چنین شورهزارهای زیادی عبور کردیم. تنها نکته مهم سفر 1100 کیلومتری ما از لس آنجلس تا سالت لیک سیتی این بود که اصلا و ابدا در این کشور چرا وجود ندارد. دامداری فقط در گراسلندها و بصورت نیمه محصور است. پوششهای گیاهی در این کشور به خوبی حفاظت میشود و من در تمام مدت حسرت خوردم که چرا ما بیرحمانه به جان طبیعت خود افتادهایم. نکته مهم دیگر تغییر نگاه به کشاورزی در کشورهای خشک دنیا است.
دولت آمریکا برای آنکه بتواند حق آبههای محیط زیستی را مجدا به طبیعت برگرداند شروع به خرید حق آبههای کشاورزان کرده است. آنطور که دکتر مجتبی صادق محق پست دکتری دانشگاه ایرواین میگفت دولت استرالیا سالی 10 میلیارد دلار حقآبههای کشاورزان را میخرد تا حقآبه های محیط زیستی مجددا برگردانده شود. در مسیر 1100 کیلومتری اگر نگویم هیچ آشغال ندیدم، دروغ گفتهام، ولی میتوانم به اطمینان بگویم میزان آشغال در طبیعت و کنار جاده در آمریکا شاید صدها و یا هزاران برابر کمتر از ایران است.

امروز با خود میگفتم که معیار سواد و فرهنگ و پیشرفت در هر کشوری تعداد مقالات آی اس آی و تعداد فارغ التحصیلان دانشگاهی و دکتری و تولیدات خودرو و جاده نیست. شاید میزان آشغال در طبیعت از هر معیار دیگری برای ارزیابی موفقیت در فرهنگ و توسعه یک کشور درست تر باشد. نکته دیگری که من را به شدت تحت تاثیر قرار داد نحوه رانندگی در جادهها و اتوبانها بود. حتی یک بار صحنه غیر طبیعی، سبقت غیر مجاز، ترافیک و جنگولک بازیهایی که ما در جاده هایمان داریم مشاهده نکردم. تعداد پلیس در جادهها هم بسیار کمتر از ایران بود. نکته مهم این که وقتی پلیس در جاده حرکت میکند موظف است با سرعت مجاز مانند بقیه برود، مگر آنکه شرایط اضطراری باشد که در این صورت لازم است چراغ گردان را روشن کند.
فردا روز پر کاری داریم. متخصصین گریت سالت لیک میخواهند در مورد این دریاچه صحبت کنند. اگر چه به تیم ما هم فرصت دو سخنرانی داده بودند، در یک اجماع اکثر دوستان که تخصص آب و زمین شناسی دارند (و حتی دوستان محیط زیست و منابع طبیعی ما) تصمیم گرفتند که از طرف تیم ما فقط یک سخنرانی عمومی ارائه شود و مسائل چالشی ارومیه مطرح نشود!
بخصوص دوستان تمایل ندارند به اشتباهاتی که باعث خشک شدن دریاچه شده است اشاره شود. سیاستی که به عقیده من سالها در ایران دنبال میشود و ما با سرپوش گذاشتن ناتوانی و کاستیها کمک کردیم تا سرنوشت ارومیه با اینجا بکشد. در هر حال امیدوارم که دوستان از سیاستهای زیست محیطی که در این سفر شاهد آن بودند درس بگیرند و در نگاه تخریب کننده مهندسی تجدید نظر کنند. البته میدانم که حذف نگاه مهندسی یعنی حذف منافع مادی، کاری که مهندسان و استادان ما هرگز زیر بار آن نمیروند، مگر آنکه خواست عمومی و یا خواست دولت آنها را وادار کند که طور دیگری فکر کنند. ما راه درازی در پیش داریم تا این نگاه را تغییر دهیم، خیلی درازتر از آنکه فکرش را بکنم. من هم مانند استاد وهاب زاده عزیز امیدی به این نسل ندارم و شاید فقط فرزندان ما هستند که باید این وضع را تغییر دهند. یعنی ما با آموزش محیط زیستی به فرزندانمان باید آینده آنها را تضمین کنیم. اما خیلی نگرانم که این دوران آنقدر طول بکشد که از ایران جز یک بیابان غیر قابل سکونت چیزی دیگری باقی نمانده باشد.