گوشتخواران بزرگ جثه؛ شاخص سلامت زیرساختهای اقتصاد
از ابتدای سال جاری، اخبار کشته شدن شش پلنگ در رسانهها منتشر شده که جزء اخبار مهم و البته پر بازخورد حوزه محیط زیست محسوب میشوند. پر بازخورد از این جنبه که گونههایی مانند پلنگ به عنوان «گونههای کاریزماتیک» شناخته میشوند و جامعه به دلایل مختلف، علاقه زیادی نسبت به اخبار آنها نشان میدهد. اما فارغ از علاقه جامعه نسبت به این گونههای وحشی، همواره برای بسیاری از مردم و همچنین همکاران مطبوعاتی این سوال مطرح است که «چرا اخبار مربوط به پلنگ، از جمله جمعیت، مشاهده و کشتار آن جزء اخبار مهم محیط زیست محسوب میشود؟»
میان بسیاری از مردم، گونههای وحشی تنها از جنبه زیبایی شناسی و یا خصوصیات حیوانات مورد توجه هستند. تنها بخش کوچکی از جامعه از کارکردهای دیگر حیوانات وحشی در زندگی انسانها آگاهی دارند که همین عده بسیار کم نیز معمولا توانایی تغییر بسیاری مسایل و مشکلات را ندارند.
اصطلاحاتی مانند «چرخه طبیعی» و یا «هرم اکولوژیک» را اغلب مردم شنیدهاند. این اصطلاحات بر روابطی در طبیعت دلالت دارند که بین موجودات زنده (گیاهان، جانوران و…) و عناصر غیر زنده (آب، عناصر طبیعی، اکسیژن و…) در جریان است. بخشی از موجودات زنده (عمدتاً گیاهان) این توانایی را دارند که از عناصر اولیه و غیر زنده موجود در کره زمین برای خود غذا بسازند و بخش دیگر نیز از غذایی که در بدن موجودات زنده دیگر ساخته شده تغذیه میکنند. پدیدههای طبیعی مانند باران و باد و حرکت صفحههای زمین و کوهزایی و… نیز بر این روابط و بر زندگی گونههای زنده تاثیرگذار است. در همینجا باید این نکته را نیز یادآوری کرد که انسان یکی از همین موجودات زنده است که تمامی روابط اکولوژیک نیز بر این گونه، حاکم است. هرم اکولوژیک نیز مفهومی است که روابط بین گونهها را نشان میدهد. جاندارانی که در مقطع این هرم قرار میگیرند، قادرند از عناصر طبیعی برای خود غذا بسازند و ردههای بالاتر از آنها تغذیه میکنند. در این هرم، هر طبقه از طبقه زیرین خود تغذیه میکند تا جایی که برخی حیوانات در بالاترین قسمت این هرم قرار میگیرند؛ به این معنا که آنها به طور معمول شکارچی طبیعی ندارند (یعنی جانوری از آنها تغذیه نمیکند). انسان و گوشتخواران بزرگ جثه مانند شیر، پلنگ، کوسهها، عقابها و… از جمله جانورانی هستند که در راس هرم قرار میگیرند. پس بقای آنها، در گرو بقای طبقههای پایینتر هرم است و به وجود آمدن هر مشکلی برای طبقات زیرین، باعث تغییر در روال طبیعی زندگی اعضای راس هرم میشود. میتوان برای هر زیستگاه مجزا، این هرم را ترسیم کرد.
گربهسانان بزرگ جثه که در راس هرم زیستگاههای خود قرار میگیرند معمولاً از جانداران کوچکتر مانند پستانداران گیاهخوار، برخی پرندگان و… تغذیه میکنند. پس اگر زیستگاه و جانداران ردههای پایین هرم در وضعیت مناسبی قرار داشته باشند، جانداران بالای هرم نیز وضعیت مطلوبی خواهند داشت. این رابطه در شرایط نامساعد نیز به همین منوال است و شرایط نامساعد گونههای بالای هرم نشان دهنده وضعیت نامطلوب در ردههای پایین است. با همین دلیل در اصطلاح بومشناسان، گونههایی مانند پلنگ، به گونههای پرچم یا گونههای چتر مشهورند چرا که وضعیت آنها، نشاندهنده وضعیت کلی یک زیستگاه و جانداران آن است.
وضعیت نامطلوب پلنگ از دو جنبه قابل بررسی است. اول اینکه پلنگ در زیستگاه خود امنیت و غذای مورد نیازش را نمیتواند بیابد و همین مسئله بر زادآوری و پویایی جمعیتش تاثیر زیادی میگذارد. این بدان معناست که ورود انسان به زیستگاه پلنگ، تحت عنوانهایی همچون کشاورزی، معدنکاوی، راهسازی و توسعه شهرها افزایش داشته و از طرف دیگر گونههایی مانند قوچ و میش و کَل و بز که غذای اصلی پلنگ را تشکیل میدهند بر اثر همین عوامل (ناامنی زیستگاه، انتشار آلودگی و…) و یا شکار بیرویه با کاهش جمعیت روبرو شدهاند. به همین دلیل جمعیت پلنگ کاهش شدید داشته است. از طرفی بیشترین تعارض بین انسان و پلنگ در چند سال اخیر، در حاشیه سکونتگاههای انسانی و یا جادهها بوده است. به این معنی که یا پلنگ از زیستگاه خود خارج شده و یا انسان به زیستگاه آن وارد شده است. خروج پلنگ از زیستگاه خود نیز در پی کاهش همان دو عامل امنیت و غذا است.
از دست رفتن جنگلها و مراتع و گسترش بیابانزایی که غذا و امنیت گیاهخواران را تهدید میکند، به معنی از دست رفتن پوشش گیاهی است. از دست رفتن پوشش گیاهی عوامل مختلفی دارد که مهمترین عامل آن، تغییر در شکل گردش آب در مناطق است. امروزه در ایران کمتر رودخانهای را میتوان یافت که از سرچشمه تا پایین دست دارای آب باشد و یا کمتر حوضه آبخیزی را میتوان یافت که با افت شدیدسطح آبهای زیرزمینی روبرو نشده باشد. مدیریت نادرست آب و بهرهبرداری و استفاده غیر منطقی از آب مهمترین عامل بیابانزایی در ایران است که از دست رفتن پوشش گیاهی و فرسایش خاک از نخستین نشانههای آن هستند. ایران امروز سالانه دو میلیارد تن خاک خود را بر اثر فرسایش از دست میدهد؛ رقمی در حدود کل حجم خاک سه جزیره ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک!
پس از فرسایش خاک، کاهش جمعیت گیاهخواران و پس از آن افزایش تعارض انسان با گونههای بالای هرم مانند پلنگ، یوزپلنگ و خرس، نشانههای مهم از دست رفتن زیرساختهای حیاتی سرزمین از جمله آب و پوشش گیاهی هستند. زیرساختهایی که حیات انسان و فعالیتهای اقتصادی همچون کشاورزی را پشتیبانی میکنند. مرگ هر پلنگ چه بر اثر شکار غیرمجاز توسط دامداران و چه بر اثر تصادف در جادهها نشانههایی جدی از تخریب سرزمین و پیشدرآمدی مهم بر مشکلات اقتصادی جوامع محلی هستند.
منتشر شده در
شماره ۱۶۵۱ روزنامه فرهیختگان | ۱۳ اردیبهشت ۹۴