بیابانها از نظر مشخصه های اقلیمی، فیزیکی و بیولوژیکی با یکدیگر تفاوت دارند
[1]. هر چند در جهت تبیین این تفاوتها برای طبقه بندی بیابانها بویژه از جنبه عوامل محیط طبیعی تحقیقات مستند و مدونی به چشم نمی خورد، اما برخی افراد و کشورها به فراخور نیازهای کاری خویش مطالعاتی کلی در این زمینه داشته اند. می توان گفت میگز (Meigs ) جزو اولین کسانی است که نسبت به اینکار مبادرت ورزیده است نامبرده در سال 1953 مناطق خشک دنیا را برحسب بارش دریافتی به 3 طبقه مناطق بینهایت خشک، خشک و نیمه خشک تقسیم کرد. مناطق بینهایت خشک سرزمین هایی را در بر می گیرد که 12 ماه متوالی بدون بارندگی هستند، مناطق خشک کمتر از 250 میلیمتر بارندگی سالانه دارند و مناطق نیمه خشک دارای بارندگی سالانه بین 250 و 500 میلیمتر است. به عقیده نامبرده مناطق خشک و بینهایت خشک بیابان هستند و مناطق نیمه خشک بعنوان نوار انتقالی (از بیابان) بسمت اقلیم های مرطوبتر (غیر بیابانی) محسوب می شود
[2]. در برخی منابع این منطقه بعنوان استپ یا نیمه بیابان شناخته شده است.
روش دیگری که برای طبقه بندی بیابانهای دنیا بکار گرفته شده، تقسیم آنها به چهار نوع مجزا و براساس علت خشکی و موقعیت آنها در ارتباط با کنترل های اقلیمی است از این نظر مناطق بیابانی دنیا به چهار طبقه؛ بیابانهای ساپتروپکال(جنب حاره یا زیر استوایی)، بیابانهای ساحلی، بیابانهای با زمستانهای سرد و بیابانهای قطبی تقسیم شده اند.
سازمان زمین شناسی آمریکا نیز بیابانها را بوسیله موقعیت جغرافیایی و الگوی هوای غالب، به انواع بیابانهای باران پناهی، ساحلی، مونسونی، قطبی، بادهای تجارتی و بیابانهای عرض میانه تقسیم کرده است
[3]. این در حالی است که در اکثر طبقه بندیهای مدرن، بیابانهای ایالات متحده آمریکا و شمال مکزیک به چهار طبقه مجزا گروه بندی شده اند. این گروه بندی براساس ترکیب و توزیع (پوشش) گیاهی و رویش گونه های گیاهی در یک منطقه خاص بیابان صورت گرفته است. بطور معمول جوامع گیاهی بوسیله تاریخ زمین شناسی ، خاک و شرایط کانیهای معدنی، ارتفاع و الگوی بارش یک ناحیه شناسایی می شوند. سه نوع از این بیابانها - چی هوآ هوآن
[4]، سونوران
[5]، و موجاوه
[6] به دلیل دمای بالایشان در طول تابستان تحت عنوان"بیابان گرم" نامیده می شوند، زیرا تحول(فرگشت) وابستگی زندگی این گیاهان بطور نسبتا زیادی با جوامع گیاهی جنب حاره
[7] شباهت دارد. بیابان حوضه بزرگ آمریکا یعنی شمالی ترین قسمتهای نوادا، قسمتهای غربی و جنوبی یوتا، تا ثلث جنوبی آیداهو و گوشه جنوب شرق اورگان و حتی بخشهایی از کلرادوی غربی و جنوب غرب ویومینگ، تحت عنوان "بیابان سرد" نامیده می شوند زیرا این مناطق سردترهستند و خاستگاه زندگی گیاهان غالب مانند مناطق حنب حاره نیست.
این نوع طبقه بندی بیابانهای آمریکای شمالی مورد توافق سایر دانشمندان از جمله بیولوژیستها و زمین شناسان نمی باشد. بطور مثال از نظر این گروه، موجاوه را نمی توان بعنوان یک بیابان مجزا در نظر گرفت، بلکه آن یک زون(ناحیه) انتقالی بین دو بیابان حوضه بزرگ و سونوران است. حتی در بین کسانی که با این طبقه بندی هم موافقند، روی نواحی دقیق جغرافیایی که برای هر چهار گروه بیابان تشریح شده است، اختلاف نظرهایی وجود دارد. برخی از دانشمندان برای تعیین تفاوت محدوده های بیابان برای چهار نوع بیابان نامبرده علاوه بر توزیع گونه های گیاهی از معیارهای دیگری از جمله حیوانات نیز استفاده می کنند.فلات کلرادو نیز نمونه دیگری از اختلاف نظر دانشمندان برای این نوع طبقه بندی بیابان است. این منطقه نیمه خشک یوتای جنوبی و آریزونای شمالی که گراند کانیونهای عظیم پارک ملی را در بر می گیرد هنوز نمی تواند نظر موافق کارشناسان را برای این نوع طبقه بندی بعنوان یک بیابان مجزای زمین شناسی داشته باشد چرا که برخی از آنها فلات کلرادو را ابدا در داخل بیابان جای نمی دهند در حالیکه برخی دیگر این منطقه بیایان می دانند. متغیرکلیدی دیگری که برای توصیف توزیع مکانی بیابانها بکار می رود، پوشش گیاهی طبیعی و بعبارت بهتر غیبت انواع گونه های گیاهی قابل توجه در این مناطق است. پوشش گیاهی مناطق بیابانی دنیا ارتباط مستقیمی با عرضهای جغرافیایی کره زمین دارد. از آنجا که تراکم کم پوشش گیاهی یک خاصیت ذاتی بیابان است از این رو طبقه بندی بیابان بر اساس تراکم گیاهی مشکل است. بهتر است توصیف نوع پوشش گیاهی به مولفه پایا بودن گیاهی محدود شود زیرا حضور گیاهان یکساله محدود به دوره های کمیاب رطوبت کافی زمین وابسته است.
طبقه بندی دیگری که در مورد بیابان دیده می شود، تقسیم آن، به دو نوع بیابان گرم و خشک و بیابان سرد است. تفاوت این دو نوع بیابان براساس میزان بارندگی، درجه حرارت، موقعیت عرض جغرافیایی و توصیفی از نحوه زندگی جانوران و گیاهان در این دو محل صورت گرفته است
[8]. به استناد این طبقه بندی بیشتر بیابانهای گرم و خشک، نزدیک حاره و اطراف مدارین راس الجدی و راس السرطان و بیابانهای سرد نزدیک قطبین کره زمین قرار گرفته اند. دامنه دمایی در بیابانهای گرم و خشک 20 تا 25 درجه سانتیگراد و حداکثر درجه حرارت در این بیابانها به 43 تا 49 درجه سانتیگراد می رسد در حالیکه در بیابانهای سرد دامنه دمایی در زمستان از 2- تا 4 درجه و در تابستان از 21 تا 26 درجه سانتیگراد است. بیابانهای گرم و خشک بارندگی کمی دارند و این بارندگی معمولا در دوره های کوتاهی در بین دوره های بدون بارندگی اتفاق می افتد. میانگین بارندگی سالانه در این بیابانها حدود 150 میلی متر است. بیابانهای سرد معمولا برف دارند و بارندگی در حوالی بهار اتفاق می افتد. میانگین بارندگی سالانه این نوع بیابان 150 تا 260 میلیمتر است. در بیابانهای گرم و خشک به ندرت پوشش گیاهی دیده می شود و گیاهان موجود نیز سازگاری خاصی برای زندگی در محیط پیدا کرده اند. در بیابانهای سرد پوشش گیاهی پراکنده است و در برخی مناطق حدود 10درصد سطح زمین بوسیله گیاه پوشیده می شود.
بیابانهای دنیا به چهار دسته؛ بیابانهای گرم وخشک- بیابانهای نیمه خشک- بیابانهای ساحلی و بیابانهای سرد نیزتقسیم شده اند
[9]-
[10]. در این تقسیم بندی، خشکی شدیدهوا، اختلاف شدید دمای شب و روز، تبخیروتعرق بالا، بارندگی کم و پوشش گیاهی ضعیف از ویژگی بیابانهای گرم و خشک محسوب می شود. مرکزپرفشارجنب حاره وبادهای شرقی عامل موثردرتشکیل این بیابانهاست بیابان لوت ایران در این طبقه قرار گرفته است. در بیابانهای نیمه خشک، تفکیک قصول مشخص تر از بیابانهای گرم و خشک وگونه های گیاهی و جانوری در این ناحیه رونق بیشتری دارند. تابستانهای معتدلترخشک و طولانی،بارش کم زمستانی و میانگین دمای 21 تا 27 درجه سانتیگراد تابستانه از دیگر ویژگیهای بیابانهای نیمه خشک است. بیابانهای مونتانا وحوضه بزرگ درامریکا،گرینلند، شمال روسیه، شمال اروپا، وشمال آسیا در این طبقه قرار می گیرند
بیابانهای ساحلی ، زمستانهای سرد و کوتاه، تابستانهای نسبتا ًگرم ومعتدل وطولانی دارند. در مقیاس جهانی بادهای شرقی دراین منطقه غالب هستند ومانع نفوذ رطوبت به داخل سواحل می شود .جریانهای سرد اقیانوسی نیزعامل دیگری درشکل گیری این نوع بیابانهاهستند.این جریانهاباعث می شودتا رطوبت موجود درهوای دریا به صورت مه درطول سواحل ظاهرشود. بیابان نامیب درافریقای جنوبی وآتاکاما درشیلی در این طبقه قرار می گیرند. بیابانهای سرد عمدتا در مناطق قطبی و جنب قطبی قرار دارند. ریزش برف و هوای سرد زمستانی، بارش باران در طول زمستان و گاهی در تابستان از ویژگی این مناطق است. میانگین دامنه بارندگی سالانه در این مناطق 150 تا 260 میلی متر است هرچند حداکثر و حداقل بارندگی سالانه به ترتیب 460 و 90 میلی متر برآورد شده است.
بیابانها از جنبه های دیرینه اقلیمی نیز به دو نوع منطقه ای و غیر منطقه ای تقسیم می شوند. بیابانهای منطقه ای وجودشان بسته به موقعیت آنها نسبت به پدیده های هواشناسی و در مقیاس جهانی سنجیده می شود ( منطقه فشار زیاد و فشارهای جنب مداری)-بیابانها غیر منطقه ای وجودشان نتیجه یک موقعیت جغرافیایی خاص است که در حرکت جوی در مقیاس جهانی اختلالی ایجاد می کند مانند بیابانهایی که در پناه و پشت رشته کوهها واقع شده اند (غرب ایالات متحده آمریکا-آسیای مرکزی و دشت کویر ایران) یا در وضعیتی هستند که بادهای مرطوب بزحمت به آنها می رسد (جنوب غربی ماداسگار-شمال غربی برزیل و بیابان تار در هند) و یا بیابانهای اقیانوسی که تحت تاثیر یک جریان سرد می باشند (غرب آمریکای مرکزی). بیابانهای منطقه ای به تغییرات بیلان حرارتی زمین که قبل از هر چیز از تشعشع خورشید نتیجه می شود، فوق العاده حساس می باشند. بیابانهای عیرمنطقه ای به این تغییرات حساسیت کمتری دارند، زیرا شرایط جغرافیایی ناحیه ای بر آنها غلبه دارد و این شرایط نیز کمتر تحت تاثیر پدیده های کیهانی می باشند و فقط به طور مستقیم آنها را تحت تاثیر قرار می دهند
[11].
همچنین از جنبه سینوپتیکی بیابانها به دو طبقه بیابانهای دینامیکی و بادپناهی تقسیم می شوند. در بیابانهای دینامیکی نزول هوا در زیر مرکز پر فشار جنب حاره درطول سال مانع صعود هر گونه هوایی می شود.حتی درتابستان که براثر تابش شدید خورشید هوای مجاور زمین بسیار گرم و ناپایدار می شود وجود جریان نزولی در طبقات بالای آتمسفر مانع صعود هوا و در نتیجه مانع تشکیل ابر و باران می شود. بنا براین عامل اصلی خشکی، نبودن مکانیسم صعود است. بهمین دلیل این نواحی را بیابان دینامیکی مینامند. اما بیابانهای باد پناهی بیابانهایی هستند که در پناه ارتفاعات و کوهستانهای بزرگ قرارگرفته اند. تفاوت ظاهری بیابانهای بادپناهی و بیابانهای دینامیک جنب حاره ای در پایین بودن دمای آنهاست. معمولا این گونه بیابانها جزئی از قلمرو بیابان های سرد یا نیمه بیابانی سرد محسوب می شوند. بیابانهای باد پناه و دینامیک درداخل قاره ها به هم ملحق می شوند . در ایران دشت کویر بیابان بادپناهی است در حالیکه دشت لوت بیابان دینامیکی محسوب می شود
[12] .
در ایران بیابان ها به دو گروه اصلی؛ بیابان های ساحلی و بیابان های داخلی تقسیم شده اند
[13]. بزرگترین مشخصه بیابان های ساحلی که بصورت نواری شرقی- غربی با پهنایی نابرابر از بندر گواتر در مشرق تا خوزستان در جنوب غرب ایران در سواحل شمالی دریای عمان و خلیج فارس گسترده شده است وجود رطوبت نسبی بالا به ویژه در فصل گرم سال است. حضور این پدیده در نواحی فوق تراکم پوشش گیاهی را افزایش داده و میزان تبخیر را کاهش می دهد. در بیابان های ساحلی بر اثر جذب رطوبت هوا بوسیله خاک، قشر سطحی نسبتاٌ سختی تشکیل می شود در حالیکه در بیابان های داخلی چنین قشر سطحی سختی با ترکیب کانی شناسی متفاوت بر اثر تبخیر شدید یعنی دقیقاً در جهت عکس تحول پدیده بیابان های ساحلی بوجود می آید. بیابانهای داخلی در مرکز و مشرق و جنوب شرقی ایران به صورت حوضه های بسته مستقل یا نیمه مستقل پراکنده شده اند. رشته های مرکب چین خورده و شکسته با توجه به روند ساختمان های اصلی و ناحیه ای این چاله ها را از یکدیگر جدا ساخته اند. چون تعدادی از این چاله ها حداقل از اواسط دوران سوم به صورت حوضه هایی مستقل شکل گرفته اند لذا تمام بیابان ها سرنوشت زمین شناسی مشابهی نداشته اند. بلکه هر حوضه بر اساس شرایط حاکم به نحوی در حال تحول بوده است. با در نظر گرفتن مسائل متنوع زمین ساختی و اقلیمی حاکم بر فلات ایران، مجموعه حوضه های بیابانی داخلی به دو گروه بیابان های گرم و بیابانهای نسبتا گرم نیز تقسیم شده اند.