محمد خسروشاهی
بیابان و قلمرو آن (1)
اشاره: موضوع بیابان و نگرش سامانهای به آن، چند سالی است که جدیتر از هر زمان دیگری مورد توجه برنامهریزان و نخبگان اندیشمند در حوزههای مرتبط با رشد و توسعهی ملّی و منطقهای قرارگرفته است. سکونتگاههای بشری، هر روز به دلیل افزایش شتابناک شمار آدمیان و نیازهای رو به تزاید آنها با محدودیتهایی چشمگیر مواجه شده و از این رو، توجه به بیابان و کویر، عرصههای فراخی که سالها با کمترین توجه دولتها مواجه بوده و در سکوتی پرسشبرانگیز، عملاً نادیده انگاشته میشدند ، اینک رونق گرفته و دولتها میکوشند تا بیشترین و بهینهترین بهرهمندی پایدار ممکن را از این زیستبومهای ارزشمند تدارک ببینند.
بیابان چیست؟
تا کنون تعریف جامع و واحدی که مورد پذیرش غالب اهل فن باشد برای بیابان ارایه نشده است. مردم عادی بسته به نوع فرهنگ و شرایط حاکم بر کشور خود تصورات و تعاریف گوناگونی از بیابان دارند به عنوان مثال فرانسویان مناطق وسیع پوشیده از تپه های ماسه ای را که تنها شتر ها و ساربانان در آنجا رفت و آمد دارند، بیابان می دانند. روس ها ماسه زار های وسیع همراه با درختان تاغ و چراگاه هایی با چوپانان ترک و مغول را در هنگام تصور بیابان به خاطر می آورند. امریکایی ها با دیدن صخرهای تیز و گیاهان گوشتی، بیابان در ذهنشان مجسم می شود
[1] و در زبان اویغور واژه بیابان به معنی "سفر بدون بازگشت"
[2] است. فلاسفه، بیابان را محیطی اسرار آمیز توصیف می کنند از آن جهت که خواستگاه ادیان بزرگ جهان (یهودیت، مسیحیت و اسلام)
[3] بوده است و زیست شناسان از آن به عنوان آزمایشگاه طبیعت یاد می کنند
[4] زیرا که در این مکان فسیل ها محفوظ مانده اند و سازگاری گیاهان و حیوانات برای زنده ماندن نیز به بهترین وجه ممکن دیده می شود4. همچنین در پارسی کهن(زبان پهلوی) نیز، نگارش این واژه به صورت(Viyapan) آمده (Viya به معنای نه و pan به معنای آبادانی) یعنی جایی که آبادانی وجود ندارد
[5]. از نظر علمی مفهوم و محتوای همه تعاریف و توصیفات فوق بر یک چیز دلالت دارد و آنهم خشکی محیط است. سرزمین های خشکی که بارندگی ناچیز آن تنها پوشش گیاهی تنک و حیات جانوری و انسانی اندکی را حمایت می کنند. معادل کلمه بیابان در نزد برخی دیگر از اقوام و فرهنگها بصور زیر آمده است؛ مثلا در نزد عربها، صحرا(Sahara) ؛ در آمریکای لاتین، پامپا(Pampa) و در فرهنگ انگلیسی، دزرت(Desert) گفته می شود
[6]. برخی از دانشمندان آمریکایی
[7] در توصیف مفهوم تحت الفظی این لغت، می گویند: بیابان، عبارت از سرزمینی متروک و نسبتاً غیرمسکون است، که تقریباً عاری از پوشش گیاهی باشد. از این رو می توان گفت که توصیف و درک دقیق واژه بیابان در حوزه ادبیات علمی، اگر نگوییم دشوار، دست کم پرابهام است؛ چرا که به رغم قدمت طولانی کاربرد آن در فرهنگ واژه ها، بسیار دیر مفهوم ویژه جغرافیایی خود را کسب کرده است. به همین دلیل، اغلب اهل فن آن را دارای مفهومی نسبی دانسته اند
[8] که در معرفی زیست بوم منتسب به خویش نارسا است. از این گذشته، افزون بر ابهام ذاتی موجود در کلمه بیابان، با توجه به آنکه این قلمرو تحت تأثیر متقابل مجموعه ای از عناصر آب و هوایی، جغرافیایی، پیکرشناسی زمین(ژئومرفولوژی) و ویژگیهای خاک شناختی و امثال آن قرار دارد، ارایه توصیفی جامع و دقیق از این زیست بوم به مراتب مشکل تر می شود. چنین است که تا به حال تعریف جامع و قابل قبولی برای بیابان ارایه نشده است. البته دانشمندان علوم مختلف، به فراخور دغدغه های خویش و نوع ارتباطشان با بیابان از شاخصهای اقلیمی، گیاه شناسی، خاکشناسی، پیکرشناسی زمین، جغرافیای انسانی، بوم شناسی و... برای تعریف و تفکیک مرز بیابان از غیر آن استفاده کرده و می کنند. از جمعبست دیدگاههای مختلف میتوان به این نتیجه رسید که؛
بیابان منطقه سرد یا گرم ولی رویهمرفته خشکی است که در آن محیط از نظر تراکم و تنوع پوشش گیاهی بسیار فقیر است و به هر عنوان شرایط آب و هوایی و زمینی برای گیاه و جانور سخت و طاقت فرسا است. به سخنی دیگر، آنچه که در همهی اقسام بیابانها، در هر زیستاقلیم سرد یا گرم و با هر فاصله و ارتفاعی از دریا به عنوان صفت بارز و مشترک دیده میشود، دشواری رویش گیاهی و تنوع زیستی اندک است. بنابراین بیابان می تواند هم گرم باشد و هم سرد ولی در هر حال خشک است.در حقیقت خشکی همیشه نتیجه میانگین کم بارش نیست زیرا دمای هوا هم (دمای کم یا زیاد) نقش بزرگی در خشکی ایجاد می کند مثلا قطب و گرینلند با اینکه برف و باران دارد ولی یک بیابان است زیرا دمای کم باعث شده است که سرتاسر منطقه از یخ پوشیده باشد و ریشه گیاه نتواند از آن استفاده کند. بر عکس بیابان های مسطح دیگری وجود دارد که در نزدیک دریاها هستند ولی بدلایلی (مثل شوری زیاد خاک و آب) باز هم ریشه گیاه نمی تواند از آن استفاده کند یعنی هر دو محیط، نوعی خشکی فیزیولوژیکی را برای ریشه گیاه فراهم کرده اند و در نتیجه محیط عاری از پوشش گیاهی است. پس مشکل اصلی این نوع بیابانها مربوط به آبی که از آسمان نازل می شود نیست بلکه آب قابل دسترس مهم است اینکه آبی بتواند در خاک نفوذ کند تا ریشه گیاه بتواند آن را جذب کند.