عنوان: اهمیت مشارکت شهروندان یکشنبه 7 تیر 1394
اهمیت مشارکت شهروندان
نوشته : فریده اکباتانی
چاپ شده در نشریه پیام زنده رود شماره 33
/// مدیریت شهری امروزی دیگر قادر نخواهد بود با روشهای سنتی و معمول گذشته در ارائه خدمات یک طرفه موفقیت بدست آورد. آنچه امروزه توسعه و بهرهوری خدمات شهری را تضمین میکند مشارکت کلیه شهروندان در فعالیتهاست. این توسعه باید لزوماً توسط مردم و برای مردم باشد. به عبارتی توسعه باید با مشارکت تک تک افراد از زن و مرد و کوچک و بزرگ انجام پذیرد. تنها در این صورت اقدامات توسعه محور بر مبنای نیازها و منطبق با خواستههای مردم خواهد بود و چون با مشارکت مردم طراحی شده، پایدار خواهد ماند.
از سویی دیگر مشارکت مردم در روند توسعه، آنان را توانمند خواهد ساخت تا مسائل و مشکلات خود را بیابند، برای حل آنها برنامهریزی کنند و در اجرای آن برنامهها سهیم شوند. بر خلاف بسیاری از واژگان در علوم اجتماعی مشارکت (Participation) واژهای است که به رغم تنوع در مصادیق آن در مورد فضای مفهومی اش ابهام چندانی وجود ندارد. این مفهوم در نگرشی کلی عبارتست از:
”کنشی هدفدار، ارادی، ارزشی با خصوصیات متعامل بین کنشگر و زمینه محیطی و اجتماعیاش جهت نیل به هدفی معین و مشترک“ برخی مشارکت را به معنای همکاری و شرکت در کار یا فعالیتی و حضور در گروه یا سازمانی به منظور بحث، تصمیم گیری و پذیرش نقش می دانند. مشارکت به تعبیری دیگر به معنی مداخله جمعی شهروندان در طرحهای توسعه است بدین مفهوم که مردم هم حق دارند و هم موظفاند در حل مسائل و مشکلات زندگی جمعی خود مداخله کنند و مسئولیتهای بیشتری در تشخیص نیازها، بسیج منابع محلی و پیشنهاد راه حلهای جدید و نیز ایجاد و تقویت سازمانهای محلی NGO بر عهده گیرند.
احساس شهروندی به خودی خود و به واسطه تجمع افراد در کنار یکدیگر ایجاد نمیشود؛ بلکه نهادهایی مانند آموزشوپرورش، رسانهها، تأمین اجتماعی، انتخابات و نهادهای مردمی میتوانند چنین هویتی را ایجاد کنند.
این همان حرفی است که آنتونی گیدنز در کتاب جامعه شناسیاش مطرح می کند:
”در واقع افراد برای اینکه به عنوان یک شهروند شناخته شوند نیازمندند در نهادهای مدنی عضو شوند. با عضویت در این گونه نهادها فرایند اجتماعی شدن افراد در سطحی بالاتر از خانه و مدرسه تداوم می یابد و همبستگیهای اجتماعی جدیدی جاصل میشود که لازمه زندگی در شهرهای بزرگ است. در این گونه نهادها، افراد میآموزند که تفاوتها را بپذیرند، به حقوق دیگران احترام بگدارند، به منافع و علایق دیگران نیز بیندیشند و همچنین اطاعت از قوانین و قواعد مشترک اجتماعی را تمرین کنند و در نهایت به نوعی رفتار مردم سالارانه گردن نهند.“
از این نظر ضرورت آمادهسازی نوجوانان و جوانان و بزرگسالان برای مشارکت در زندگی مدنی با توجه به تغییرات سریعی که در همه ابعاد فکری، اجتماعی، اقتصادی و فناوری ایجاد شده بیش از پیش احساس میشود.
آموزش شهروندی، نحوه ایجاد انگیزه در میان افراد، برای پذیرش نقش شهروندی و توجه به منافع جمعی را شکل میدهد. شهروندان باید نسبت به مسئولیتها، حقوق و هویتهای متفاوت خود آگاهی و شناخت داشته باشند. کسب این شناخت مستلزم آموزش حقوق انسانی و فراهم شدن محیطی برای یادگیری است. وجه دیگر آموزش شهروندی انتقال دانشها، مهارتها و ارزشها به کودکان است به طوری که خود را عضو مفیدی از جامعه تشخیص دهند، در اجتماع و محیط پیرامون خود مشارکت کنند و به وظایف خود در قبال جامعه عمل کنند. از آنجا که فرهنگسازی، فعلی است که در عرصه اجتماع و در ارتباط با گستره وسیعی از انسانها معنا میشود، اطلاع رسانی، آموزش، تبلیغ و ترویج از روشها و راهکارهایی به شمار میآیند که در فرهنگسازی نقش مؤثری دارند. از دیگر مهارتهایی که آموزش آنها در پرورش شهروندانی فعال مؤثر است میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
· تقویت شیوههای همکاری و کارگروهی
· تصمیم گیری به شیوه شورایی
· توانایی بخشیدن به افراد برای استدلال و نقد کردن
· تقویت مهارتهای مؤثر ارتباطی
· مدیریت مشترک فعالیتها و کارهای محلی و درگیر شدن در فعالیتهای محلی
· تقویت گفتگو و مهارتهای مشارکتی
درهرحال مفهوم شهروند به عنوان نهاد و مبنایی برای ایجاد یک جامعه مدنی، مفهوم مهمی است که تابع شرایط اجتماعی و سیاسی و بستر و سنت تاریخی است. آموزشهایی از این قبیل زمانی قوت میگیرد که گرایش به تعهدات مدنی، اخلاقی و سیاسی شهروندان مورد تأیید قرار گیرد و به عنوان یک اصل نهادینه شود.
با وجود اینکه عبارت حقوق شهروندی همواره بر سر زبانها است و صحبتهای زیادی درباره آن میشود ولی میزان آشنایی مردم با این حقوق و شیوههای درست مطالبه و پیگیری آن بسیار محدود است.
حقوق شهروندی هدیه الهی و جزء حقوق ذاتی و فطری انسان ها است. از صفات انسانی محسوب می شود، کسی نمی تواند هدیه کند، غیرقابل انتقال است، تقسیم ناپذیر است، عناصر آن لازم و ملزوم یکدیگر هستند، جهانی است؛ زیرا حق مسلم هر عضو خانواده بشری است و هر فرد در هر مکانی که باشد و از هر رنگ، نژاد، جنس، زبان و مذهبی که باشد استحقاق برخورداری از آن را دارد.