عنوان: چرا «سازمان مردمنهاد» نه؟! دوشنبه 19 خرداد 1393
پیش از هر چیزی بگویم که با پارسینویسی و برابرنهادسازی، به هیچ روی ستیزی ندارم و باز بگویم که این نه از دیدگاههای میهنپرستانهی کورکورانه و آبکی که از دیدِ باروری زبان و پختن آن است؛ برای بهرهگیری در گفتمانهای گوناگون و نیز زندگی بهتر و با همدلی بیشتر که یکی از بایستهترین پایههای آن، زبانِ بارور، شناسا، روان، زنده و رسانا برای همهی گویشوران آن است.
از این جا به سرِ آن چه میخواهم به آن بپردازم، بازمیگردیم: چرا «سازمانِ غیرِدولتی (NGO)» و نه «سازمانِ مردمنهاد (سمن)»؟
همنشینِ «سازمان مردمنهاد» و کوتاهواژهی «سمن» را «فرهنگستان زبان و ادب فارسی»، در سال 1386 در دفترِ چهارمِ «فرهنگِ واژههاى مصوبِ فرهنگستان»، در برابر «NGO» یا همان «سازمان غیردولتی (Non-governmental organization)» نهاده است.
در برخوردِ نخست و بی هیچ تیزبینی و ریزبینیای، این همنشین، به فراوانی از سوی کاربران و نهادهای دولتی به کار برده شد و بسیاری پنداشتند که به راستی، مردمنهاد، همان غیردولتی است و بَهبَه که چه برابرنهادِ سرهای و دستخوش به فرهنگستان!؟ باید گفت که پافشاری در این دو همنشین، از بُن دگرگون است. پافشاری در یکی بر واژهی دولت و غیرِ آن است و در دیگری بر مردم و نهاده شده از سوی ایشان است.
پرسش این که پدیدآور یا پیشنهاد دهندهی انگلیسیزبان یا هر زبانِ دیگر، آیا از سرِ آساناندیشی و آسانگیری از همنشینِ غیردولتی بهره جسته یا نه؟ این بهرهگیری فراخواستهایی را دنبال میکرده است؟
چشم نمیتوان پوشید که به کار بردنِ همنشینِ سازمان غیردولتی به جای سازمان مردمنهاد یا چیزی مانندِ این، فراخواستی را دنبال میکرده و پافشاری بر چیز دیگری است که باید در دید داشت! اگر چه یکی از گوشههای غیردولتی را میتوان مردمنهاد بودن با درونمایهی بنیاد نهاده شده از سوی مردم و نه دولت و نیز نهادِ مردمی دانست، با این همه، آن چه از پوسته و رویهی این همنشین به دست میآید؛ سپس و با پافشاری به درونهی آن میخَلد، غیردولتی بودنِ آن است. غیردولتی بودن با این درونمایه که نه از سوی دولت بنیاد نهاده شده و نه نهادی دولتی است و نه دولتی میشود و نه دولتی خواهد بود. به دیگر سخن این که غیردولتی، سویه و رویهای کندنی و راندنی (سلبی و نافی) و مردمنهاد در برابرِ آن، بایستگی و پذیرشی (ایجابی) دارد.
این چیزی جز سمکوبِ وارونهی فرهنگستانِ زبان و ادبِ فارسی بر این دستآورد و زمینهسازِ گرانسنگِ جامعهی مدنی ایران؛ اگر چه این را پیش و بیش از این با روی کار آوردن و دست گردانیدنِ قانونها و آییننامههای دستوپاگیر، برای این گروهها و سازمانهای غیردولتی، پیشبینی کرده بودند و بسیاری از این سازمانهای غیردولتی را ناکارآمد ساختند یا از زندگی انداختند و در پایان از سرِ ناماش که گویای گوهرش بود، نیز نگذشتند.
پس هیچ شاید و اگری در کار و انگاره ندارم که بهرهگیری از همنشینِ «سازمانِ غیرِدولتی» بسیار بایسته و ارجمند خواهد بود تا هم ناماش را و هم گوهرش را پاس داشته باشیم.
پارس - استهبان
*(این نوشتار پیش از این در سبزپرس!!! نیز آمده است)