افشین خاکی*: جریان بلایای طبیعی مانند کوه یخی است که قسمت اعظم آن زیر آب قرار دارد و در نگاه اول دیده نمیشود. مـــرگ و محرومیتهای جسمانی قسمت بیرونی آن است. معلولیت، مشکلات روانی، در هم ریختن ساختار اجتماعی جامعه آسیبدیده و بروز مشکلات اجتماعی عواقبی هستند که تا سالیان و حتی نسلهای بعد از بروز این حوادث در جامعه باقی میمانند. مشاهدات کارشناسان از زمان فاجعه نشان میدهد که حادثهدیدگان دچار مشکلات روحی اساسی میشوند و حتی شاکله و دیدگاههای آنها نیز ممکن است دچار فروپاشی شود.
طبق آمار و ارقام و گزارشهای موجود، ایران یکی از 10 کشور اصلی بلاخیز دنیاست. در بین 10 حادثه بزرگ تاریخ ششمین و هشتمین حادثه مربوط به ایران است که در آن در خلال تنها دو زلزله رودبار و منجیل و بم بیش از 40 و 26 هزار نفر قربانی شدهاند. بنابر آمار در بین سالهای 1970 تا 2013 از بین 40 حادثه که بیشترین قربانی را داشته است، 4حادثه مربوط به ایران است و مربوط به زلزلههای طبس، رودبار و منجیل، بم و فارس بوده است. یکی از مهمترین بلایای طبیعی که در ایران به وقوع میپیوندد زلزله است. از نظر جغرافیایی ایران روی کمربند زلزله هیمالیا- آلپ قرار گرفته و در طول تاریخ با این بلای طبیعی دست به گریبان بوده است. نخستین زمینلرزه ثبت شده در ایران مربوط به چهارصد سال پیش از میلاد مسیح است که منطقه ری را ویران کرده است.
در اسناد تاریخی بسیاری از شهرهای مهم ایران از جمله نیشابور در سال 235 هجری قمری، تبریز سال 237، شمال مرکزی ایران سال 337، نیشابور 558 و فارس در سال 819 با زلزله مواجه شد که در اثر آن تعداد زیادی جمعیت این مناطق کشته شدند و خسارات زیادی بر شهرها و روستاها وارد آمده است؛ بهطوری که در بسیاری از موارد کل روستاهای منطقه و حتی شهرها نابود شدهاند. این روال در دوران معاصر نیز ادامه داشته است، در سال 1341 هجری شمسی منطقه جنوبی قزوین، 1347 خراسان، 1351 جنوب ایران، 1356 اصفهان، 1357 طبس با بیش از 18220 نفر جانباخته، 1360 شمال شرقی کشور، سال 1369رودبار و منجیل، 1379 زنجان و قزوین، 1382 بم و 1392 نیز زلزله آذربایجان از مهمترین و پرخسارتترین زلزلههای کشور محسوب میشوند. در بسیاری از موارد تصمیمات گاها غیرکارشناسی مدیریت شهری عاملی است که ممکن است سبب بروز آسیب شود. آگاهی فردی و اجتماعی یک عامل حیاتی در دریافت، آماده کردن و واکنش در زمان وقوع فجایع است.
محققان این حوزه بر اساس تجربیات زلزله شهر بم توجه و استفاده از جامعه محلی در مدیریت فجایع و بحرانهای طبیعی فرآیند پیشنهاد کردهاند. اول توجه به رویکردهای برخی افراد پیرامون بحران در مقابل دیدگاههای نقدکننده بحران است. بنابراین لازم است که شرایط برای نقد دیدگاهها در بستر علمی و کارشناسی معین شود. دوم: معرفی و اهمیت مدیریت بحران بر پایه اجتماعات محلی. سوم: تشویق شهروندان برای حضور جمعی، داوطلبانه، اختیاری و پایدار در قالب اجتماعات محلی. چهارم: توجه به اهداف فوری دست یافتنی در جلب مشارکت شهروندان. پنجم: توجه به آموزش شهروندان در قالب اجتماعات محلهای. ششم توجه به فراهم کردن ابزارهای سختافزاری و نرمافزاری و بودجههای لازم. مهمترین شکلهای توجه به حوادث در سطح خرد، میزان مشارکت مردم در امداد حوادث است. در روزهای اول فاجعه ممکن است افراد دچار آسیبهای روانی و عاطفی شوند و نیاز به کمک و مددکاری اجتماعی داشته باشند اما نباید آنها را آدمهای درمانده و ناتوان در نظر گرفت و جلب مشارکت آنها نقش پررنگی در کاهش پیامدهای فجایع طبیعی دارد. بهبود و بازسازی پس از وقوع فجایع، شامل فعالیتهای بعد از واکنش به بحران است که هدف آن برگرداندن منطقه به حالت معمول و اولیه آن است. در کوتاهمدت تمرکز بر بازسازی و اصلاح سازههای زیربنایی و ارائه خدمات است و در طولانی مدت، این تلاش برای بازسازی و تجدید زندگی اجتماعی ادامه خواهد داشت. بازسازی بهطور معمول یک فرآیند پیچیده اقتصادی و اجتماعی است و این فرآیند در یک فاجعه به درازا خواهد کشید. پلیس، پرسنل آتشنشانی، تیمهای امداد پزشکی و مدیران موقع بحران، مهمترین مجریان مراحل آمادهسازی و عکسالعملاند.
مقامات رسمی و طراحان اجتماعی، اعضای بخش خصوصی نظیر آژانسهای بیمه و بانکداران، نهادها و سازمانهای مردمی طی دوره بازسازی و بهبود فعالتر هستند. در این مرحله نیز برنامهریزی مشارکتی که با استفاده از توان جامعه محلی و با مکانیزمهای مشارکتی راهکارهای بازسازی را شناسایی و بر اساس ظرفیتهای محلی برنامهریزی میکند در اجرا نیز موفقتر است و با سرعت بیشتری میتواند به بازسازی اجتماعی مکانهای حادثهدیده کمک کند.