• 34
  • 3

عنوان: منابع آب و محیط زیست یکشنبه 24 خرداد 1394

ارسال کننده: مرتضی قلیزاده
شصت درصد آب شیرکن های جهان در خلیج فارس مستقر شده اند که نود درصد آن توسط سه کشور عربستان و قطر و امارات احداث شده.به نظر من قصور در این مسله کمتر از موضوع پارس جنوبی و برداشت بیش از سهم قطر اهمیت ندارد.ما به لحاظ ارزیابی استراتژیک هیچ راهی برای تامین آب در مناطق مرکزی جز آب شیر کن ها نداریم.نمی دانم جناب دکتر از بحران آب کشور خبر دارید یا نه که البته دارید با سد سازی هم مخالفید لطفا بفرمایید برای تامین آب در مناطق مرکزی یا دو استان کرمان و یزد چه باید کرد.مخالفت با هر امری راهترین راه است ولی شما که یک پژوهشگر دانشگاهی هستین یک الگو باید پیشنهاد بدین نه اینکه با هر امری مخالفت کنین.در این خصوص اطلاعات کاملی دارم که حاضرم در اختیار بگذارم حتما قانع خواهید شد که آب شیرسن کن ها بخصوص در عمان با رعایت مکانیابی آنها یک را ه حل منطقی است

جناب آقای مرزوقی عزیز

ما در اینجا با سه مشکل مواجه ایم: 1. آب شیرین کن ها به دلیل خسارت‌های زیست محیطی فراوان مورد انتقاد شدید هستند 2. انتقال آب هم بسیار گران قیمت و در کشور کوهستانی ایران رد پای اکولوژیکی فراوانی به جا می‌گذارد. استراتژی مصرف آب به هر قیمتی به بهانه افزایش جمعیت در استانهای خشکی چون کرمان و یزد با هیچ معیار علمی و منطقی درست نیست. زمانی با همین استدلال‌ها آب زاینده رود را به یزد منتقل کردند. آیا مشکل حل شد؟ آب کشاورز ورزنه ای به یزد رفت و یزدی هم بدون حد و حساب مصرف خود را بالا برد. یزد ظرفیت اکولوژیکی محدودی دارد. اصلا الزامی ندارد که ما بیش از ظرفیت یک منطقه خشک در آنجا صنایع و کشاورزی پر مصرف ایجاد کنیم. همین استدلال در مورد انتقال آب چهار محال و خوزستان به استان‌های مرکزی مطرح است. جمعیت هر جایی باید متناسب باتوان اکولوژیکی آن باشد. اگر بیش از توان اکولوژیکی افزایش یافت ناپایداری را بشدت بالا می برد و شما مجبورید با هزینه های سرسام آور برای آن مردم آب بیاورید. این اشتباه محض است که اشتباهات کشورهای عربی مانند امارات و قطر و کویت را ما تکرار کنیم. آن کشورها ناپایدارترین زندگی را در جهان دارند. رد پای اکولوژیکی در امارات از همه جهان بالاتر است (شکل زیر را نگاه کنید). اماراتی به خاطر پول زیاد متوجه نیست که برای تامین نیازهایش چه مساحتی از سطح کره زمین تخریب می‌شود تا او زندگی مصرفی خود را حفظ کند. ما هم متاسفانه آن زندگی را الگوی خودمان قرار می دهیم و حسرتش را می خوریم!

نتیجه آنکه راه حلهای اساسی به این شرح است: 1. استفاده بهینه و اصلاح الگوی مصرف آب. 2. جایگزینی گیاهان زراعی و فضای سبز چهار کربنه به جای گیاهان سه کربنه با مصرف آب بالا (گیاهان چهار کربنه دو برابر گیاهان سه کربنه کارایی مصرف آب دارند). 3. سوق دادن جمعیت کشور در نقاطی که به طور طبیعی منابع آبی بدون دخالت سازه‌ای دارند. 4. بازکردن در کشور به توریست و برداشتن محدودیت‌های فرهنگی. ایران بدون آنکه بخواهد به منابع آبی خود آسیب برساند می‌تواند تمام نیازهای اقتصادی جمعیتش را فقط و فقط با توریست اداره کند. لازم نبود ما تمام زیبایی‌هایی کشورمان را برای کشاورزی و معدن و توزیع غیر اصولی جمعیت ویران کنیم. اینها مواردی است که متاسفانه شما به عنوان مشاور در ارزیابی هایان هیچ وقت به آنها توجه نمی‌کنید و در ماتریسهایتان به درستی آسیبهای دراز مدت پروژه ها را به مسئولین نمی‌گویید. برای نمونه اگر بناست با آب شیرین کردن آب را در مناطق ساحلی تامین کنیم دیگر چرا این آب را به یزد منتقل شود که خسارت به طور تساعدی بالا رود. در جاسک هم می‌توان زندگی کرد و با فراهم کردن توسعه شهری در مناطق ساحلی جنوب مردم را به آنجا بکشانیم. یا به جای آنکه ما آب خوزستان را به اصفهان ببریم. می‌توانیم جمعیت را در خوزستان بالا ببریم. البته به شرط آنکه تالابها را زنده کنیم تا آنجا قابل سکونت باشد. این روش پایدار همیشه در تاریخ توسط مردم عملی شده است. ولی ما به واسطه درآمدهای نفتی می‌خواهیم با زور همه چیز را با مهندسی عوض کنیم (دلیلش هم مشخص است برای پیمانکاران و مشاوران سودهای سر شاری دارد). شک نداشته باشید که همه این روشها کاملا موقتی است. سد سازها هم استدلالهای مشابه (و استراتژیک) داشتند. هنوز نیمی از سدهای طراحی شده آنها ساخته نشده است دیگر نه آبی پشت سدشان است و نه طبیعتی باقی مانده که من و شما با آن آب پشت سد در خانه‌هایمان امید به داشتن زندگی سالمی داشته باشیم. از دکتر آخانی
  • شما می توانید بحث را در رابطه با این مطلب، همراه با ارائه پاسخ، پیشنهاد، انتقاد و یا تکمیل آن ادامه دهید.
انتخاب دسترسی:فرد

  • نظرات
نام و نام خانوادگی:
نظرشما:ارسال