عنوان: زشت بد و خوب آتش سوزی مراتع و جنگل ها شنبه 16 خرداد 1394
هرسال با آغاز فصل گرما و خشکیدن گیاهان در دامنه مراتع و جنگلها و محیط اطراف خود شاهد آتش سوزی هایی هستیم که در نگاه اول رنگ سیاه زمین و مناظر نازیبا و در مرحله بعد از دست رفتن مقادیر زیادی علوفه برای چرای دامها در مراتع و انهدام درختان دهها ساله ارمغان آن است . گرمای زودرس امسال، و غیر عادی بهمن و اسفند و رطوبت زمین موجب رشد متراکم گیاهان شده و عدم تداوم بارش که معمولا بایستی تا نیمه اول خرداد ادامه داشته باشد ، امسال را سالی مستعد آتش سوزی های مکرر نموده است.
آنچه از خود آتش سوزی مهمتر است دلایل آتش سوزی های موجود و ایجاد شده در محیط های طبیعی است.
اولین دلیل آتش سوزی می تواند آتش سوزی طبیعی باشد که به علت تجمیع مواد آلی و شاخ و برگ درختان و رشد متراکم گیاهان و گرمای شدید و نورخورشید به وقوع بپیوندند. این نوع آتش سوزی ها معمولا جزء مراحل تکامل و توالی یک اکوسیستم بوده و گاها برای طبیعت ضروری به نظر می رسند. در شرایط عادی و در یک اکوسیستم فعال و پویا آتش سوزی ها محاسنی بدنبال دارند. آتش سوزی باعث بهبود زیستگاه و،افزایش میزان پروتئین علوفه ها ، تولید و ذخیره غذایی گیاهان و درنتیجه افزایش جامعه حیات وحش و بهبود چرای دامها می شود. بهبود زیستگاه بعضی از پرندگان و گونه ها ، حفظ الگوی فعلی گونه های گیاهی، حفظ زیستگاه حیوانات وابسته با آن گیاهان، ایجاد سازوکار مناسب برای مقاوم شدن گیاهان در برابر آتش و ... می گردد که در این مبحث نمی گنجد. این بُعد از آتش سوزی را می توان آتش سوزی خوب نامید. که بسته به منطقه و نوع مرتع یا جنگل و نوع و زمان بارش باران دارد.
در کنار این نوع آتش سوزی ها آتش سوزی مدیریت شده و کنترل شده برای جلوگیری از غالب شدن یک کونه، از بین بردن باقیمانده درو، حاصلخیز ساختن مزارع، بهبود بخشیدن به چرای دامها، تسهیل شکار حیوانات، حذف علف های هرز، یافتن دانه و هسته مورد مصرف ، وسیله ای برای ارتباط، کنترل حشرات و بیماری های گیاهی و کاستن خطر آتش سوزی های ناخواسته و کنترل نشده، و پاک کردن قطعاتی از زمین ( عبدالرسول سلمان ماهینی ص 102) بکار می رود. این نوع آتش سوزی ها بسته به هدف آتش سوزی می توانند معایب و محاسن خاص خودش را در برداشته باشند.
آتش سوزی های نوع سوم هم وجود دارد که خود به دوسته عمدی و غیر عمدی تقسیم می گردد. آتش سوزی غیر عمدی شامل سهل انگاری بعلت عدم آگاهی از اهمیت مراتع و جنگلها، رها ساختن آتش بعد از پایان حضور در طبیعت، استفاده از قلیان و سیگار و ..، آتش بازی کودکان در دامنه ها و مناطق جنگلی و هرگونه حادثه ناخواسته دیگری را شامل می گردد. این بُعد از آتش سوزی در دسته آتش سوزی های بد قرار دارند.از این نوع آتش سوزی در سالیان اخیر با افزایش حضور مردم در دامنه های جنگلی از طریق خود روها، رها شدن مراتع و جنگلها توسط ساکنین بومی بعلت تغییر رویه و الگوی زندگی و عدم چرای حیوانات و درو علوفه ، دسترس مردم به مناطق بکر از طریق جاده های مدیریت نشده و بدون متولی ، به کرات شاهد بوده ایم.
آتش سوزی عمدی نوع دیگر ی از آتش سوزی است که با قصد تخریب ، تملیک و تغییر کاربری اراضی صورت می گیرد. هجوم حریصانه پولداران و مردم محلی برای تصرف مراتع و ایجاد ویلا و به تملک در آوردن اراضی بطور مکرر شاهد این دسته از آتش سوزی ها هستیم. آتش سوزیهای عمدی گاها توسط کسانی ایجاد می شود که برای تهیه زغال آتش به جان جنگلهای زاگرس می اندازند و متاسفانه کنترلی هم روی این دسته افراد وجود ندارد. آتش سوزی های عمدی را می توان در زمره آتش سوزی های زشت و جنایتکارانه قرار داد. البته مدتی بعد با مشاهده درختکاری و فنس کشی و شخم زنی و پاکتراشی باقیمانده درختان می توان عاملان این نوع آتش سوزی ها را یافت که معمولا و اغلب هم بدون محاکمه به کار خود ادامه داده و به ناگاه صاحب اسناد مالکیت هم می گردند.
اما در شرایط فعلی تغییرات اقلیمی ، وقوع آتش سوزی ها بویژه در مناطق جنگلی زاگرس بسیار تاسف بار است. چرا که شرایط یک آتش سوزی طبیعی فراهم نیست و تنوع گیاهی و جانوری به حدی در حال کاهش است که ممکن است هیچ گونه ای تاب مقاومت را نداشته باشد و چه بسا یک آتش سوزی اندک گونه های موجود را منقرض سازد. با کاهش میزان بارش و تغییر الگوی بارش و نامنظم شدن بارشها ، جنگلهای زاگرس بعد از تحمل گردوخاک های بیگانه و انگلهای بیماریزا تاب تحمل آتش های عظیم و گسترده را ندارند و ممکن است علیرغم قدرت زایش و رویش درختانی مانند بلوط ، شرایط جدید اقلیمی این فرصت را از آنها بگیرد. از درختان بلوط که بگذریم درختان بنه که حکم طلا را برای مردمان بومی داشته و از طریق سقزچینی و استفاده از میوه آنها (قسقوان) موجب تداوم حیات نسلهای گذشته بوده اند متاسفانه قدرت زایش و رویش کندی داشته و هرگونه آتش سوزی به مثابه مرگ قطعی آنان تلقی می گردد. آنچه مهم است آن است که متاسفانه عملا تعریف مدیریت بحران در کشور به زلزله و سیل و پاری از این موارد خلاصه می گردد و علیرغم تصویب قانون مدیریت بحران کشور در تاریخ تاریخ 18/09/1388 توسط رئیس جمهور فاقد کارایی لازم و برخوردار از امکانات ضروری می باشد و مهمترین دلیل هم مهار بسیار با تاخیر آتش سوزی جنگلهای اطراف ایلام و بی توجهی با آتش سوزی های محدودتر در منطقه ، می باشد. بنا براین لازم است مسئولین کشوری مدیریت بحران را با معنی کامل آن در برنامه ریزی خود قرار داده و آماده هر گونه بحران با منشاء طبیعی و انسانی باشد. در کنار آن باید متولیان حوزه طبیعت نیز به وظیفه اداری و شرعی خود عمل کرده و در پاسداری از حوزه مسئولیت خودجدی باشند، که چرا در برابر این ملت و محیط زیست این کشور مسئولند. و قطعا بقول امام جمعه محترم ایلام عدم وجود یک هلیکوپتر برای مهار آتش سوزی خیانت است.