• 0
  • 0

عنوان: مراکز خرید؛ این نقطه‌های تلاقی بحران خشکسالی شنبه 16 خرداد 1394

ارسال کننده: افسانه مهر باروق
این روزها خیابان‌های فرعی پایتخت،‌ که روزگاری نه چندان دور، کوچه‌های 8 یا 10متری نامیده می‌شدند،‌ کنار برج‌های سربه‌فلک‌کشیده‌ مسکونی،‌ شکلی تازه از بلوکه‌های بتنی و فولاد متراکم را عرضه می‌کنند؛ مراکز خرید یا به اصطلاح مگامال‌هایی که از هراس ارابه‌های سرب‌آلود و پرتردد در سطح شهر، در کوچه‌های 10‌متری پناه گرفته‌اند. انگار نه ‌توان تحمل این شهر شلوغ دوداندود را دارند و نه تاب دیدن تجمل و افاده خودشان را…


منتقدان می‌گویند مراکز خرید، به خاطر افراط در عرضه کالا و ایجاد هوس جنون‌آمیز مصرف بین بازدیدکننده‌ها، نماد مصرف‌زدگی هستند. به‌علاوه، مکانی‌اند برای پرسه‌زنی و عبور بی‌هدف. اما الگوی متعارف پاساژگردی و پرسه‌زنی در سراسر جهان، در مراکز خرید جدید ایرانی به تدریج به الگوی مصرف و فراغت متفاوتی تبدیل شده که ویژگی بارز و سرگرم‌کننده آن، «خوردن» است؛ یعنی نمود تمام‌عیاری از فضای شهری و الگوی فراغت تعداد قابل‌توجهی از مردم امروز ایران.


اختصاص بخش مهمی از مساحت این مراکز خرید تازه‌تاسیس به کنش‌های مربوط به خورد و خوراک، علت روشنی دارد. در سطح جهانی، در این دست مراکز خرید معمولا برندهای معروف جهانی عرضه می‌شوند که در کنار راه‌اندازی آنها در قطب‌های گردشگری و جذب توریست‌های بین‌المللی، مرکز خرید را به مکانی سودآور تبدیل می‌کنند. اما مراکز خرید پایتخت، قدرت جذب توریست و سرمایه، در قواره‌ مراکز خرید بین‌المللی را ندارند و ناگزیر از معرفی کارکردهای متفاوت و سودآوری هستند که به نظر می‌رسد خوردن، یکی از شاخص‌های چشمگیر آن است.


این کارکرد جدید و فوران عرضه و مصرف غذا و مواد خوراکی در این مکان‌ها، متاسفانه مراکز خرید مجلل پایتخت را به نمایه‌ای از روزگار خوش تهران و نقطه‌های کانونی موثری تبدیل کرده تا موجب شود ما پیامدهای خشکسالی گسترده‌ پیش‌رو را، که به زودی سفره‌های ما را گرفتار خواهد کرد از یاد ببریم.


ما با پرسه زدن در لابه‌لای قفسه‌های تلنبارشده‌ کالا و خوردنی و در حال انباشتن چرخ‌های خریدمان از خوراکی‌ها و کالاهای غیرضروری، می‌کوشیم فراموش کنیم روزگار نه چندان دور بی‌آبی را؛ روزهایی که ریاضت ناگزیر و ناگریز ناشی از خشکسالی و خشکیدگی سرزمین، تلخ و بی‌رحمانه دامن خواهد گستراند در همه‌ تودرتوهای خانه‌ها، سفره‌ها و البته جیب‌های ما.


این مراکز خرید نوظهور در پستوهای شهر، البته نماد مدیریت شهری سهل‌انگارانه مدیران پایتخت‌ هم هستند. جایی که مدیران شهری جرأت می‌کنند در یکی از زلزله‌خیزترین کلانشهرهای جهان و روی مهیب‌ترین گسل‌های تهران، لودرهای چندتنی را به جان گسل‌های آرام‌خفته‌ شهر بیندازند و در شهری که قرار است در اولین ساعات با وقوع اولین لرزه‌ چندریشتری بر تن این گسل‌های خاموش، دو میلیون نفر جان بسپارند*، چنان کوهی از شیشه و بتن و فولاد را در کوچه‌های 10متری بر هم انباشته کنند. 


بله. مراکز خرید شهری در پایتخت، نقطه تلاقی بحران خشکسالی و امنیت‌اند.. 
  • شما می توانید بحث را در رابطه با این مطلب، همراه با ارائه پاسخ، پیشنهاد، انتقاد و یا تکمیل آن ادامه دهید.
انتخاب دسترسی:فرد

  • نظرات
نام و نام خانوادگی:
نظرشما:ارسال