عنوان: اثرات سد داریان بر روستای هجیج یکشنبه 10 خرداد 1394
هر پروژه و طرحی که به ذهن انسان می رسد قطعا دارای پیامدهای مثبت و منفی است. طرح مطالعاتی اولیه هر پروژه ای بایستی کلیه این پیامدها را سنجیده و برای کاهش اثار منفی و تقویت پیامدهای مثبت آن تلاش گردد. طرح مطالعاتی اثرات محیط زیستی نیز از مطالعات و ضمیمه های ضروری هر طرح مطالعاتی و اجرایی است که در آن نوعی دستکاری در محیط طبیعی ضرورت پیدا می کند. سد داریان نیز از جمله طرحهایی است که سروصداهایی را در چندسال اخیر و بویژه با تاکید بر احتمال غرق شدن چشمه بل بدنبال داشته است. اما صرفنظر از بل ( که قابل صرفنظر کردن نیست!!) این سد اثرات دیگری بر نواحی روستایی و محیط طبیعی منطقه داشته و خواهد داشت. با این مقدمه اثراتی را که این سد بر روستای هجیج گذاشته و می گذارد فهرست وار مرور می کنیم:
قرنهاست ساکنین هجیج برگرد سید بزگواری حلقه زده اند که بنا بر اظهارات اهالی روستا آنان برای تامین معاش زندگی دورترین نقاط ایران را درنوردیده اند ، ولی به احترام آن مهمان عزیز هرگز به فکر جلای وطن در سطح گسترده نبوده و ترجیح داده اند که لقمه نانی را که با عرق جبین و در غربت بدست آورده اند در هجیج بخورند. و اکنون باز هم اگر لطف آن سید بزرگوار نبود شاید همه هجیج و با همه سابقه تاریخی ، هنرهای دستی ، نظافت و بهداشت محیطش که حکایت از صفای دل ساکنینش دارد به همراه حوض خانه آن که مربوط به سدههای متاخر دورانهای تاریخی پس از اسلام است و در تاریخ ۱۸ اسفند ۱۳۸۷ با شمارهٔ ثبت ۲۴۸۵۵ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده و همچنین چله خانه هجیج – که مربوط به سدهٔ ۲ ه. ق. است و در تاریخ ۱۸ اسفند ۱۳۸۷ با شمارهٔ ثبت ۲۴۸۵۲ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده، در آب سد غرق می گشتند و هجیج به تاریخ کم حافظه سپرده می شد.
سد داریان موجب کوچاندن اجباری۱۱۰ خانه روستا (طبق اظهارات اهالی ) شده است. این روستائیان زمانی به خودکفایی در تامین حداقل معاش و اسباب موردنیاز خود و منطقه مشهور بودند .خانوارهای که به نوعی، دیگر چیزی برای بازگشت ندارند و سربار شهرهای پاوه و مریوان شدند تا با حداقل خسارت دریافتی بتوانند مسکنی ابتیاع نمایند. خانوارهایی که توان حفظ فرهنگ و هویت خود را در برابر هویت و فرهنگ های به ظاهر مشابه ، نخواهند داشت و ناچارا و بتدریج در آنها هضم می گردند.
تغییر مسیر جاده خاکی و صعب العبور قدیمی به یک جاده عریضتر و با تونلهای متعدد برای حفظ راه ارتباطی شهرستان پاوه با مناطق دیگر هورامان , بعنوان یک جاده حیاتی و استراتژیک قابل عبور برای همه فصول هنگامیکه اسفالت گردد موجب افزایش تردد مسافرین و زوار می گردد و بدین ترتیب خود دارای آثرات مثبت و منفی فروانی است. که به نظر می رسد باوجود زخمهای وارده بر پیکر طبیعت اثار مثبت بیشتری در پی داشته باشد. گرچه علیرغم اهمیت استراتژیک این جاده ، ظاهرا مجریان سد در یک مصاحبه منت احداث آن را بر سر مردم هجیج نهاده بودند.
ابگیری سد داریان موجب قطع ارتباط مردم مصون مانده از کوچ اجباری ، با مناطق جنگلی و کوهستانی و مرتعی روبروی هجیج (جنوب) که برای تدوام دامداری و ییلاق و قشلاق آنها حیاتی است ،شده است . این مردم به تاکید،خواستار احداث پل مناسبی برای حفظ این ارتباط هستند.
ضمن قدردانی از احداث مجدد مدرسه ، و توجه دولت محترم به تدوام رونق کسب فضلیت علم و دانش در این روستا ، کاش دوستان مجری مدرسه ای می ساختند که با با بافت سنتی روستا همخوانی داشته و علیرغم همه هزینه ها ناهمگون نمی نمود.
مردم روستا پاسدار کرامت و حرمت آن سید بزرگوار بوده آنان انتظار دارند که اداره اوقاف شهرستان پاوه توجه بیشتری به روستا و آن سید بزرگوار نموده و نذورات جمع آوری شده صرفا در روستا و برای مستمندان روستا و مسجد روستا هزینه گردد. و از خارج شدن این نذورات نگران بودند.
ورود افراد مختلف و با سلایق متعدد و نگرش های موافق و مخالف و به بهانه های متعدد موجب پیامدهای گوناگونی برای اهالی روستا می گردد و خود شاهد تلاش آنها برای حفظ این حرمت و کرامت حرم مطهر با ممانعت از اجرای برخی برنامه ها در یک مراسم بودم.
قطع باغات پایین دست روستا و فروش درختان به مبلغ شاید کمتر از درآمد سالیانه هر اصله درخت، فروش یک عمر دسترنج و مایه امید برای امرار معاش بی منت بود که بیشتر اهالی روستا با فروش اجباری آنها برای همیشه از آن محروم گشتند.
مردم هجیج از این به بعد و با اصلاح وآسفالت جاده باید نظافت چی زوار و یا مسافرینی باشند که بی توجه به فرهنگ سنتی نظیف آنان خروارها پسماند را با خود به ارمغان می برند و به لطف سد مشتی خاک برای دفن آنها برایشان نمانده است.
کاش طراحان و مجریان محترم سد و مسئولین شهرستان بویژه میراث فرهنگی و گردشگری، بجای زدن مهر آوارگی بر پیشانی مهاجران اجباری برای اسکان مجدد آنان مطالعات مکان یابی انجام و اجرا و کارگاهی در خور و شایسته برای تدوام ساخت لوازم دستی و سنتی و هنری اهالی محترم روستا ( که اخیرا بازرگانان ما از چین وارد می کنند) - که بعضا برند هجیج می باشند- اقدام می نمودند، تا هم این میراث گرانبها حفظ می گشت و هم منبع درآمدی برای اهالی و علاقمندان مهیا می گشت و هم آمار بیکاری کاهش می یافت.
من خودم شاهد بودم که باد گردوخاک ناشی از ساخت و ساز و تخریب را بجای نسیم باغات انار و حاشیه سیروان … روانه اندک خانه های باقی مانده مردم عزیز می نمود.
کاش اندکی مسئولیت پذیر بودیم و برای رنجی که به محیط زیست و مردم منطقه تحمیل نمودیم با یک عذر خواهی جایگاه و شان مردم را حفظ می کردیم. دریغ از یک تابلوی عذرخواهی از مردم!! .
فراموش نکنیم ، حفظ حرمت و کرامت مردمی که بر اثر کار ما مسیر زندگیشان برای همیشه تغییر یافته است امری واجب و ضروری است.