• 18
  • 18

عنوان: نواخته شدن ناقوس مرگ محیط زیست مازندران سه شنبه 5 خرداد 1394

ارسال کننده: لیلا صاحب کشاف


در این مطلب می خوانیم : درست است که شمال دیگر کلاس ندارد ولی آب و نان که دارد! پس باید طرح های خیالی مانند 'سوراخ کردن البرز برای عبور رطوبت از کرانه دریای مازندران و رسیدن آن به کویر مرکزی' و 'انتقال آب دریای مازندران به کویر مرکزی' و ساخت ده ها سد بر روی سرشاخه های رودخانه های شمال در جهت عمران و آبادانی کویر و مناطق مرکزی را کلید بزنند!



گاهی نوشتن تنها کاری است که از دستمان ساخته است. گاهی گریستن و گاهی هم بهت وسکوت. طبیعت و محیط زیست مازندران از جمله مواردی هستند که بیشتر وقت ها در موردش باید گریست و با حیرت به اتفاقات پیش آمده نگاه کرد. در فرایند نابودی و تخریب بی امان طبیعت شمال بسیار نوشته و گفته اند. کار تا جایی پیش رفت که بالاترین مقامات کشوری هم نسبت به نابودی طبیعت شمال نگرانند و هشدار می دهند. اما چرا با توجه به اینکه تقریبا همه تذکر می دهند و نسبت به نابودی طبیعت شمال نگرانند اما این روند تخریب هر دم شتابانتر به پیش می رود؟



بی تردید وجود باند ها و شرکت های مافیایی در سازمان ها و ارگان های وابسته به دولت و دیگر تشکیلات شبه دولتی که به هیچ کجا پاسخگو نیستند و با 'کارت سبز' هایی که از طرق مختلف و با زد و بند های پشت پرده تهیه کرده اند تاثیر پر رنگی در تخریب طبیعت دارد ولی این آیا تنها دلیل مشکلات زیست محیطی شمال است؟



باید توجه داشته باشیم که جنس مشکلات زیست محیطی شمال با جنس مشکلات مناطق مرکزی و کویری یکسان نیست. در شهر های بزرگ و کلانشهر های صنعتی نگرانی ها عمدتا حول آلودگی هوا و کم آبی و توفان گرد و غبار دور می زند. مسئله ای که هم ریشه آنها معلوم است هم راه های مقابله با آنها. حال اگر اهتمام و جدیتی برای برطرف کردنشان وجود ندارد برمی گردد به سیاست های کلی دولت و شاید ملاحظات اقتصادی و امنیتی .



در شمال کشور اما به لطف اتحاد استان های کویری علیه صنعتی شدن مازندران و گیلان که با بی تفاوتی نمایندگان وقت شمال همراه بود و سیاست های نادرست دولت های سازندگی و پیش از آن نه کارخانجات مهم و قابل ذکری در شمال مستقر شد که هوا را آلوده کند و نه کویر و بیابانی دور و برش بود که گرد و خاکی بلند کند. آن چند تا کارخانه ای هم که از قبل مشغول کار بودند هم کم کم تعطیل و نیمه تعطیل شدند و جای خود را به سوله های چند ده متری غیر استاندارد و کارگاه های کوچک و بی بازده دادند.



کم کم و با توجه به عمومی شدن ثروت و بهره مندی شهروندان 'کویر' از نعمت و مکنت باید مکانی هم برای تفریح و استراحت مدیران و خانواده هایشان ایجاد می شد. شمال کشور با توجه به شرایط مطلوب جوی و نزدیکی کوه و جنگل و دریا هدف نوکیسه ها قرار گرفت. پیش از انقلاب اسلامی هم کارخانه داران و دولتیان دلبسته شمال بودند منتها با توجه به محدود بودن منابع و گردش ثروت در دست افراد خاص ,مناطق بسیار محدودی دچار این آلودگی شده بودند اما در اواسط دهه شصت تا اواخر دهه هفتاد موج تازه بدوران رسیده ها جهت ایجاد 'نهضت ویلاسازی' به شمال هجوم بردند.



مردم ساده و مظلوم شمال هم که نصیبی از طعم 'سازندگی' و ایجاد کارخانه های متعدد با دلار 'هفت تومانی' نداشتند تبدیل شدند به سرایدارن و خدمت کاران نوکیسه ها و تازه به دوران رسیده ها.



جنگ که بود شمالی ها در صف مقدم بودند. هزاران شهید و مجروح و مفقود . آنموقع ولی همه با هم برادر بودیم و برابر. جنگ که تمام شد اوضاع فرق کرد.



'موقع کاره ... حسن براره / موقع مزده ... حسن دزده ' آه ...آه از آن نرگس جادو....بگذریم!



این اپیدمی اما تا آخر دولت اصلاحات ادامه داشت و تنها کار مثبت اما بدون خروجی تصویب منع استقرار 'برخی' صنایع در استان های شمالی بود.



نوش دارویی پس از مرگ سهراب. زمانی که دیگر انگیزه ای برای نیروهای مولد شمال باقی نمانده بود و کارخانجات و طرح های سنگین دولت با دلار هفت تومانی در اصفهان و یزد و سمنان و غیره پیاده شد و پول خرد ها به شمال رسید. شهرک های صنعتی کوچک با کارگاه هایی که نامشان را کارخانه گذاشته بودند. مدلی خنده دار از آنچه 'صنعت' نامیده می شود.



این گرفتاری با 'شیبی ملایم' ادامه داشت تا در دولت های نهم و دهم آنچیزی که 'عدالت' نامیده میشد هم شمالی ها را بی بهره نگذاشت. با روی کار آمدن دولت عدالت محور , عدالت برای کسانی که دستشان از منابع کوتاه بود به اجرا درآمد و نفت بشکه ای صد دلاری طمع به جان خیلی ها انداخت.



حالا وقتش بود تا طبقه ای تازه از نوکیسه ها شکل بگیرد که دیگر 'شمال' و 'ویلای شمال' برایشان 'کلاس' نبود. آنها در بهترین دانشگاه های اروپا و آمریکای شمالی تحصیل میکردند! و تفریحاتشان هم به جای جاده چالوس منتقل شده بود به 'دیزنی لند'.



خب حالا پس با شمال چکار کنند؟ درست است که شمال دیگر کلاس ندارد ولی آب و نان که دارد! پس باید طرح های خیالی مانند 'سوراخ کردن البرز برای عبور رطوبت از کرانه دریای مازندران و رسیدن آن به کویر مرکزی' و 'انتقال آب دریای مازندران به کویر مرکزی' و ساخت ده ها سد بر روی سرشاخه های رودخانه های شمال در جهت عمران و آبادانی کویر و مناطق مرکزی را کلید بزنند!



همه در فکر کویر هستند. انگار دلشان بد جور از تاریخ پر است. انگار دق و دلی قرن ها ایستادگی و باج ندادن شمال و مردمش به حاکمان 'کویر' عقده ای چرکین شده است که حالا که 'ورق' برگشته باید 'خالی' کرد.



انگار شمال آدم زنده ندارد. همه در فکر تاراج شمال هستند. انگار قرار است با روی کار آمدن هر دولت طبقه تازه ای از تازه به دوران رسیده ها شکل بگیرد که جزو اولین اهدافشان زخمی کردن پیکر نحیف 'شمال' باشد.



کاهش حجم جنگل های شمال از پنج میلیون هکتار به یک و نیم میلیون هکتار و تغییر کاربری غیر قابل توصیف طبیعت بکر و باستانی شمال و از بین رفتن آخرین مناطق پوشیده شده از جنگل های ماقبل تاریخ هیرکانی و انقراض نسل انواع و اقسام پرندگان و چرندگان و درندگان تنها نصیبی بود که 'شمالی' ها از مدرنیزاسیون و رشد اقتصادی کشور بردند.



مسئولان و متصدیان دولت ها اما همچنان با 'حرف' و وعده های انجام نشده همان عالم بی عملی هستند که زنبور بی عسل در برابرشان حرف های زیادی برای گفتن دارد.



این تک و توک مناطق باقی مانده مثل شبه جزیره میانکاله و جزیره آشوراده و تالاب انزلی و غیره را هم با طرح های صرفا سود محور و لابی گری از مابهتران دارند از بین می برند تا 'خدمات' درخشانشان به شمال را تکمیل کنند و دعای خیر 'نقی معمولی' بدرقه راه و توشه آخرتشان شود.



فقط به آنهایی که محدودیت 'زمین' و طبیعت و محیط زیست را بهانه ای کردند برای خدمت نکردن به شمالی ها باید گفت که ژاین یعنی دومین قدرت اقتصادی دنیا مساحتی کمتر از مازندران دارد. سنگاپور کشوری با یک سوم مساحت مازندران سرانه ای بیشتر از ایالات متحده دارد. هلند و نروژ و تایوان و کره جنوبی هم همین. بهانه ها دیگر کاربرد ندارند جز اینکه نفرین طبیعت و مردم شمال دست از سرتان بر نخواهد داشت... ای کسانی که در مجلس و دولت پست و مقامی داشتید اما 'شمال' را به خاک سیاه نشاندید...





منبع : ایرنا

 
  • شما می توانید بحث را در رابطه با این مطلب، همراه با ارائه پاسخ، پیشنهاد، انتقاد و یا تکمیل آن ادامه دهید.
انتخاب دسترسی:فرد

  • نظرات
نام و نام خانوادگی:
نظرشما:ارسال