عنوان: آموزش محیط زیست راهی به سمت حکومت صالحان چهارشنبه 23 اردیبهشت 1394
آیا حفظ توازن طبیعی بعنوان یک سیستم یکپارچه و یک اکوسیستم بزرگ با مرزی بندی های جغرافیایی و بخشی نگری میسر است؟
فوری ترین نیاز محیط زیست انسان امروزی چیست؟
آیا انسان حق دارد براساس نیاز فعلی خودش طبیعت را چنان به سخره بگیرد که همه اجزاء تشکیل دهنده آنرا از هم جدا سازد؟
آیا این اجراء ساده منفک بی همدیگر معنا دارند؟
مثلا آیا قلب جدا شده از جسد و کالبد انسان پارچه گوشتی نیست که به زودی تخریب خواهد شد؟
آیاو آیا.......
اگر من و شما حتی برروی قلب این کالبد یکپارچه هم زندگی کنیم بدون ارنباط جدی با سایر بافت ها و سلولها نه هدف وجودی خود را شناخته ایم و نه به وظیفه خود عمل خواهیم کرد.
فراموش نکنید منِ و شما هم سلولی از این نظام یکپارچه هستیم مبادا سرطانی شویم!
برای آنکه سرطانی نشویم و کالبد یکپارچه محیط زیست جهانی را تخریب و تباه نسازیم باید آگاه سازی و آموزش همگانی محیط زیست جدی گرفته شود. چرا که به قول مقام معظم رهبری هرچه در آموزش و پروش هزینه شود سرمایه گذاری است . در نظام های آموزشی ،همه آموزش های رایج به نحوی آموزش محیط زیست هستند و هیچ محتوای درسی بدون حضور محیط زیست و مظاهر و اجزاء طبیعت معنی نخواهد داشت.
اما یکی محیط زیست را با دید توسعه طلبانه مهار نشدنی نگاه می کند و معتقد است که منابع زمین بی پایان می باشند، و اگر به محدویت منابع هم باور داشته باشد برای تملیک و تسخیر و مصرف آنها رقابت افسار گسیخته دارد .
دیگری از محیط زیست بعنوان میدان آزمایش استفاده می کند و باز آنرا نردبان رسیدن به اهداف خود می داند .
یکی هم برای محیط زیست درس می خواند و آموزش می دهد.
فاصله است بین هر سه اینها. اما ما بعنوان کسانیکه معتقدیم محیط زیست باید در خدمت انسان باشد در پی بهره برداری منصفانه از محیط زیست هستیم به نحوی که توازن آن بهم نخورد و نسل فردای ما نیز حداقل به اندازه ما از آن بهره ببرند.ما نه محیط زیست گرای خشک هستیم که محیط زیست را در کاغذ کادو بپیچیم و آن را در بالای طاقچه بگذاریم و نه دیدگاه رشد گرایانه سرمایه داری داریم که محیط زیست را بی محابا آماج تهاجم ویرانگر خود قرار دهیم. اعتدال در استفاده از این موهبت الهی و لزوم حفظ و تکریم آن را بر اساس آیه "بخورید و بیاشامید ولی اسراف نکنید" در دستور کار خویش قرار می دهیم به نحوی که "الا تطغوا فی المیزان" را رعایت کنیم، که دیگران آن را توسعه پایدار نام نهاده اند و مورد پذیرش ما هم هست. و معتقدم که حفظ محیط زیست جهانی در چاچوب قوانین بین المللی علمی و منصفانه و غیر جانبدارانه با ضمانت اجرایی قوی که رفته رفته قوانین داخلی کشورها را با خود همسو سازد امکان پذیر است. چرا که جنگل های بارانی ریه زمین هستند و اقیانوسها منابع ذخایر آب این مایه حیات هستند و نفت و منابع نفتی و فسیلی نیز سرمایه بشریت و جامعه انسانی است. ریزگردها و ابرها هرگز از هیچ دولت مرکزی برای ورود به مرزهای جغرافیایی آنها اجازه نمی گیرند. کاش آبها هم این قابلیت را داشتند که هیچکس مانع جریانشان در مسیر تعیین شده نمی گشت.
آیا آموزش محیط زیست و لزوم حفظ و تکریم آن راهی بسمت خداشناسی و وحدت و همدلی جامعه جهانی و زمینه تشکیل حکومت صالحان موعود در قرآن که " ولقد کتبنا فی الزبور من بعد الذکر ان الارض یرثها عبادی الصالحون" خواهد شد.
آیا من و شما که فردا در باره نعمت ها پاسخگو هستیم در برابر خالقی که آن را به امانت به ما سپرده بود رو سفید و سربلند خواهیم بود.
"ثم لتسالن یومیذ عن النعیم"