
روز دوازدهم اردیبهشت گروه نجات چشمه بل با دعوت از سمن های غیر دولتی استانهای کردستان و کرمانشاه در پی آن بود که بتوان مسئولین محترم کشور و وزارت نیرو را متقاعد سازد که “چشمه بل باید بماند.” بل بعنوان یک آیه و نشان الهی بخشی از آیات بیکران الهی است که علاوه بر منافع مادی دارای ارزش معنوی و فرهنگی است. بل با آن حجم آبدهی بسیار بالا و با کیفیت عالی از نعمات بشماری است که دامن زیبای اورامانات را رنگین تر ساخته است.
بل یکی از مخازن بسیارمهم آبی کشور است که سالهاست جز استفاده توریستی و آنهم بصورت بسیار محدود و گرفتن چند قطعه عکس یادگاری برای منطقه و مردمانش نفع مادی نداشته است. مسئله بسیار نگران کننده آن است که وزارت نیرو بعنوان مدیر منابع آبی نیز در این زمینه اقدام خاصی انجام نداده است. تا آنجا که در مطالعات محیط زیستی نادیده گرفته شده است. به راستی بل به تنهایی چندین سد مهم ارزش داشت چرا که خالق آن میلیونها متر مکعب آب را بدون کمترین هزینه در درون زمین ذخیره ساخته و با بهترین کیفیت در اختیار بشریت قرار داده است. حال حامیان محیط زیست هنگامی فریاد” بل باید بماند “سرداده اند ، که بل جراحت های شدیدی برداشته و سد دارایان با سرمایه گذاری هنگفت دولت در حال مدفون ساختن آن در درون خود است.
البته طرح نجات بخشی کانی بل در دست اقدام است که امیداوریم یک طرح مثمر بوده و تنها پروژه و آزمایش یک آزمون و خطا نباشد و هزینه های صورت گرفته و زحمات کارگران عزیز به هدر نرود. اما سخن اصلی به سمت سمن هایی است که عناوین محیط زیستی را بر خود نهاده اند. سمن های محیط زیستی که به نظر می رسد برای آنکه به NGO های واقعی و علمی و مسئولیت پذیر در قبال جامعه و محیط زیست محلی و جهانی تبدیل شوند راه بسیاری در پیش دارند. سمن هایکه بجای آنکه به دفاع علمی و منطقی از محیط زیست و خواسته هایشان برآیند ، یا خود را در حد رفتگران محیط زیست تنزل جایگاه داده و یا اینکه با فریادهای احساسی در پی تهیج جامعه هستند. تهیجی که به نفع محیط زیست و جامعه ما نیست. سمن ها ی محیط زیستی کشور و بویژه در منطقه ما و کردستان به شدت سیاست زده هستند. این سمن ها نه جهانی فکر می کنند و نه منطقه ای عمل می نمایند.
در مراسمی برگزار شده برای نجات بل هیچکدام طرح و برنامه مناسبی برای ارائه نداشتند و جز چند شعر و سرود هیجانی و حماسی حرفی برای گفتن نداشتند. دوستانی که هم صحبت فرمودند جز لزوم تخریب سد های و عدم انتقال آب به خارج از مرزهای حوزه های آبخیز کشور سخن دلگرم کننده ای نداشتند. و با ردیف کردن یکسری از مشکلات یا در پی طرح خود هستند یا پیش برد اهداف خود و یا سهم خواهی . البته باید حق ابه های حوزه های آبخیز واقعا محاسبه و در همان حوزه ها هزینه گردد که تحقق این هدف لازمه اش حضور افرادی قوی و دانشمند در مراجع قانونگذاری و دانشگاهی است.
البته سیاست کشاورزی زده کشورمان در حال کشتن و انهدام همه منابع آبی است که نمونه اش کشت خیار و هندوانه در دشتهای روانسر است . ابی که با پیش بینی های جهانی در دو دهه آیند حکم مرگ و زندگی را برایمان ایفا خواهند کرد. ولی بانیان سمن های عزیز کشور بایستی دارای سواد محیط زیستی گردند و بنیه علمی و اجتماعی و جهانی خود را تقویت نمایند.
با روندی که در پیش گرفته اند نه تنها نفعی برای محیط زیست کشور ندارند بلکه ممکن است از نظر اجتماعی نیز پذیرش لازم را نداشته و موجب لوث شدن امر توسعه و آموزش محیط زیست گردند. شاید بخش اصلی دوستان این کمپین خود حداقل تعهدات محیط زیستی را مراعات نکرده و با استفاده از مواد یکبار مصرف آنهم غیر گیاهی به وجه خود آسیب وارد ساختند. خلاصه اینکه دوستان پیکر نحیف و بیجان و خالی از تنوع جانوری را با سیاسی بازی تخریب نسازید. محیط زیست محل رسیدن به اهداف سیاسی نیست. جهانی فکر کنید و محلی عمل کنید. آنچه دیدم خلاف آن بود.