برنامه ریزی با ترکیبی از ابعاد فیزیکی،حیاتی و روان شناسی راهبرد آموزش زیست محیطی را دربرمی گیرد.اجزا باید به عنوان بخش های جامعه و سیستم های وابسته به هم در کنار هم دیده شوند..برنامه ریز باید اجزا را در جزئیات بیشتر برای فهمیدن اعمال معین برای وارد کردن در سطح عملکردی بفهمد و تحلیل کند. هدف از آموزش زیست محیطی،پرورش افرادی فعال و آگاه نسبت به محیط زیست خود و مسئولیتشان در حفاظت از آن باشد.افراد باید بتواننداز طریق آموزش،مجموعه ای از علایق محیط زیست را کسب و انگیزه لازم را برای مشارکت فعال در حفاظت و بهبود محیط زیست را بدست آورند. هدف از آموزش های زیست محیطی توسعه آگاهی و درک هر فرد نسبت به فرایند ها و ارتباطات داخلی در محیط های طبیعی و مصنوعی به نحوی که شخص به روش ها،نظریات،انگیزه ها و تعهدات خود نسبت به حمایت و حفاظت از محیط زیست جامه عمل پوشانده و باعث انتخاب رفتارهای بهینه در فرد شده و در نهایت شخص اقداماتی را برای حل مسائل محیط زیست و بهبود کیفیت-امنیت-رفاه-سلامت و دوام زندگی به عمل آورد. به عبارتی، هدف از آموزش محیط زیست این است که هرفرد حساسیتی نسبت به حوادث و تغییرات فیزیکی،زیستی،اجتماعی،اقتصادی،و سیاسی محیط زیست بوجود آوردو نگرانی هایی نسبت به مسائل ناشی از آنها و تمایلی صمیمانه نسبت به اصلاح مشکلات انسانی مانند فقر،بی سوادی،و بی عدالتی اجتماعی،قدرت تشخیص و توصیف مسایل زیست محیطی در وی ایجاد و مهارتهایی برای ابداع روش ها و وسایل حل مسائل مربوط به محیط زیست در او بپروراند. در راستای اصل پنجاه قانون اساسی کشور،موضوع آموزش همگانی محیط زیست،مجموعه سازمان حفاظت محیط زیست مسئولیت اجرای این اصل را جهت عموم مردم و قشرهای مختلف جامعه از جمله دانش آموزان،معلمان،مدیران ،تصمیم گیران،زنان و... در قالب کارگاههای آموزشی،تهیه و پخش تیزر و کلیپ،چاپ و نشر کتاب و مجلات جهت اقشار مختلف و...عهده دار است. بر اساس کمیسیون آموزش اتحادیه جهانی حفظ طبیعت و منابع طبیعی ، نشست بین المللی کار برای آموزش محیط زیستی در برنامه درسی مدارس، پاریس(یونسکو1970) « آموزش محیط زیستی فرایند شناخت ارزش ها و روشن سازی مفاهیم است به منظور توسعه مهارت ها و نگرش های لازم برای درک ارتباط بین انسان ، فرهنگ او و محیط بیوفیزیکی اطرافش. آموزش های زیست محیطی موجب تمرین در تصمیم گیری و توجه به کیفیت محیط زیست نیز می شود»
ارزش های محیط زیستی به رفاه عمومی کمک می کند و بر روی بقای گونه انسان توجه دارد .نیروی آن باید بر روی ابتکار فراگیران و فعالیت آنها در برنامه ها در مورد مسائل نگران کننده کنونی و آتی هدایت شود. آلن اشمایدر در سال 1974 اعلام کرد که : آموزش محیط زیست یک ارتباط مهم و پویا بین نوع بشر و طبیعت است و به سمت بهبود کیفیت و بقای همه موجودات زنده هدایت می شود.
گزارش یونسکو(1976) عنوان می کند که : آموزش محیط زیست نتیجه جهت گیری های مختلف است و از طریق تجربه های مختلف آموزشی دستیابی به آن و ادغام ادراکات از محیط زیست و حرکت به سمت آن ممکن می شود.(لاهیجانیان،90)
از نظر ویلیام استپس
[1] : آموزش زیست محیطی فرایندی است که ایجاد یک جمعیت جهانی را هدف قرار داده است ، جمعیتی که نسبت به محیط زیست و مشکلات مربوط به آن آگاه و متوجه باشند، جمعیتی که دانش ، نگرش ، انگیزه ، تعهد و مهارت لازم را برای فعالیت فردی و گروهی در جهت حل مشکلات جاری و جلوگیری از معضلات بعدی را داشته باشد. تغییر رابطه انسان با طبیعت، تغییر رابطه انسان با انسان، و انسان با خود است . رشد و شکوفایی شخصیت، پرورش خلاقیت و سازندگی افراد ، انتقال مهارت ها وتخصص های لازم برای احراز مشاغل، افزایش میزان آگاهی عمومی ، انتقال ارزش ها و هنجارهای نوین علمی و جهانی از جمله اثرات مستقیم آموزش و پرورش بر توسعه تلقی می شوند .
به گفته ویل دورانت یک تمدن بزرگ تا از درون منهدم نشده از بیرون مغلوب نمی شود
[2]. مفهوم توسعه پایدار زمانی مطرح شد که موضوعات زیست محیطی در سرلوحه بحث های سیاسی قرار گرفت و بدین ترتیب به جای این که این مفهوم به عنوان فشاری بر تغییرات محیطی عمل کند، به صورت ابزاری برای حمایت از محیط زیست مطرح شد. اوایل سال 1980 اصطلاح توسعه پایدار جانشین سایر اصطلاحاتی گردید که تا آن زمان برای توسعه زیست محیطی به کار برده می شد.(همان منبع)
[1] William Steps
[2] Grameston,1992