عنوان: تیلاپیا نابودگر ذخایر ژنتیکی، منابع آبی و اکو دوشنبه 18 اسفند 1393
ارسال کننده:
روح اله رحیمیتیلاپیا موجودی که چند صباحیست نامش در محافل مختلف علمی و اقتصادی مطرح گردیده است.تیلاپیا چیست؟! این ماهی دارای چه ویژگیهاییست؟ چه عملکردی دارد؟
ورود تیلاپیا به کشور که با اصرار محافل شیلاتی کشور در حال رایزنیست. این موجود میتواند نابودگر جدید محیط زیست باشد. نابودگر ذخایر ژنتیکی آبزیان و موجودات وابسته به منابع آبی حتما منجر به صدمات جبران ناپذیر زیست محیطی و اقتصادی خواهد شد. با وجود مخالفت سازمان محیط زیست مع الاسف گزارشاتی تایید نشده مبنی بر ورود این ماهی به کشور و پرورش آن در برخی کارگاههای پرورش ماهی وجود دارد. البت گونهای از این ماهی در تالاب شادگان وارد شده و درحال ایجاد فاجعهای در این منطقه هست. ورود این ماهی به کشور با توجه به وجود بیماری ویروسی VHS در مزارع پرورشی قزلآلای رنگینکمان میتواند مورد استقبال پرورش دهندگان ناآگاه ماهی در کشور برای پرورش بالاخص در نیمه اول سال قرار گیرد. ورود این گونه یعنی ورود به منابع آبی و راهیابی به منابع آبی کشور. این به معنای فاجعه زیست محیطی و ایجاد بحران در بحران آب پیش روی کشور.
این گونه مهاجم سریع به بلوغ جنسی (در دو تا سه ماهگی) میرسد و با توجه به مقاوم بودن در برابر شرایط نامناسب محیطی و در رقایت غذایی و تولید مثلی، گونههای مهم بومی منطقه را دچار مشکل کرده و خطر نابودی آنها را ایجاد میکند. گونه های مهاجم در ابتدا اگر وارد یک محیط تازه و ناشناخته شوند و بتوانند زادآوری نمایند در فاز تثبیت قرار گرفته وسپس در صورت مساعد بودن شرایط محیطی برای جاندار ( از قبیل نور، دما، غذا، آب، طعمه، جفت، زیستگاه و …) میتواند منابع گونه های بومی را استفاده نموده و به عنوان رقیبی تازه برای گونه های بومی تلقی گردد و منتج به حذف گونه بومی شده و اثرات منفی و زیانباری بر اکوسیستم بگذارد. نابودی این موجودات بومی همچنین به معنای صدمات بسیار به گونههای غیرآبزی وابسته به منابع آبی نیز هست. افزون براین با افزایش سریع تعداد تیلاپیا تخریب بستر منابع آبی، آلوده شدن منابع آبی مورد مصرف انسانی، مردابی شدن تالابها و باتلاقی شدن آنها میگردد. گزارشاتی مرگ و میر ناگهانی و تعداد بالای این ماهی در منابع آبی پشت سدها در برخی از نقاط دنیا وجود دارد و اگر این اتفاق درایران افتد چه خواهد شد؟ در صورت بروز چنین اتفاقی آب شرب انسانی را در این برهه از زمان، بحران آب کشور دچار خشکسالی شدهمان را دوصدچندان میکند. ورود تیلاپیا به منابع آبی روند مردابی و باتلاقی شدن تالابهای کشور را تسریع خواهد کرد. افزون بر این اکوتوریسم که یکی از راههای درآمدزایی و رونق اقتصادیست دچار صدمات جبران ناپذیری میگردد که برای جبران آن گریزی نتوان یافت. از نظر ارزش غذایی برای مصرف کنندگان این آبزی مضرتر از بادام زمینیست و حتی میتواند منجر به ایجاد التهابهای گوناگون گردد و در برخی موارد منجر به عوارض قلبی شود. میزان چربیهای امگا 3 آن بر خلاف بسیاری از ماهیان پرورشی بسیار اندک است.
موضوعی که در توجیه پرورش این گونه از طرف برخی مقامات مرتبط مطرح می گردد اینست که مدنظر دارند در مناطق بیابانی و مرکزی ایران این صنعت را توسعه دهند و از آبهای لب شور و شور زیرزمینی استفاده گردد. با توجه به این دیدگاه آیا تضمینی بر پایین نرفتن سطح آب زیرزمینی در این مناطق وجود دارد؟ در صورت بهرهبرداری از آبهای زیرزمینی لبشور این مناطق حتما منجر به افت سطح این آبها شده و منجر به نرسیدن ریشه بسیار از درختان و درختچه های مناطق بیابانی به این آبها و در نتیجه خشک شدن پوشش گیاهی میشود و بالتبع آن بیابانهای ایران تبدیل به کویرهای لم یزرع شده و مسائلی چون شور شدن زمینهای کشاورزی اطراف و ایجاد ریزگردها در داخل کشور گریبانگیر سرزمینمان می شود.
با توجه به این مباحث از جای بسی تعجب و نگرانیست که عدهای بر طبل واردات تیلاپیا میکوبند. میبایست از سازمانهای دولتی مربوطه منالجمله سازمان دامپزشکی، شیلات، وزارت جهادکشاورزی و سازمانهای غیردولتی و مردم نهاد اکیدا خواسته شود از ورود این گونه نابودگر جلوگیری گردد و در جهت آگاه کردن مردم (البت که افزایش اگاهی و آموزش دارای اهمیت و تقدم است) از مضرات ورود آن اقدام شود و با واردکنندگان آن به جد برخورد گردد تا شاهد تجربیات تلخ ورود گونه های مهاجمی چون آزولا به شمال کشور و ماهی آمور به تالاب هامون و بسیاری دیگر نباشیم و این جمله را را اقل کمتر بشنویم که: خود کرده را تدبیر نیست.