ایران سبز :
بنا بر اعلام مراجع ذیربط در حال حاضر تعداد چاههای مجاز کشور رقمی بین ۴۸۰ تا ۵۶۰ هزار حلقه و تعداد چاههای غیر مجاز مابین ۱۷۰ تا ۴۰۰ هزار حلقه می باشد.
هر دوی چاه های مجاز و غیر مجاز آسیب های جدی به محیط زیست و طبیعت ایران وارد می کنند. چاه های مجاز عمدتا به صورت غیرکارشناسی حفر شده اند. در مناطقی که سفره های آب زیرزمینی ضعیف است، یا به مرور ضعیف شده است و بسترهای تزریق آب به سفره ها وجود ندارد و تمهیدی هم برای آنها اندیشیده نشده است. بسیاری از همین چاه های مجاز نیز بدون ضابطه و با روابط یا طرق دیگر مجوز دار شده اند، بنابراین آنها را نیز باید در زمره چاه های بدون مجوز به حساب آورد.
چاه های غیر مجاز نیز که وضعشان مشخص است. هر کسی که چشم نهادهای نظارتی را دور ببیند تلاش می کند سوراخی در زمین حفر کند و شیره اش را برای منافع شخصی خود بیرون بکشد.
** در ۲۰ ساله گذشته تعداد چاه ها بیش از ۹۰ درصد افزایش یافته است
این در شرایطی است که ظرفیت برداشت (تخلیه) طی این دو دهه تنها ۳۶% افزایش داشته است. به تعبیری دیگر افزایش تعداد چاهها علاوه بر مصرف انرژی بیشتر حاصلی غیر از کاهش آبدهی چاهها، قنوات و چشمه ها را به دنبال نداشته است. به طرزی که میانگین آبدهی هر حلقه چاه از حدود ۱۵۰هزار متر مکعب در دهه شصت به نیمی از آن یعنی حدود ۷۵هزار متر مکعب رسیده است که یکی از تبعاتش کاسته شدن سطح زیر کشت و نیز غیراقتصادی شدن تولیدات بخش کشاورزی است.
حجم آبهای قابل تجدید کشور در مجموع ۱۳۰ میلیاردمترمکعب است که از این مقدار ۵۶ میلیارد متر مکعب وارد لایه های آب زیرزمینی میگردد. در حالیکه میران برداشت سالیانه از این سفره ها به طور تقریبی ۶۱ میلیاردمترمکعب است. به عبارتی سالانه ۵میلیارر مترمکعب کسری مخزن را شاهد هستیم.این ۵میلیارد متر مکعب برداشت بیش از ظرفیت لایه های آبدار معادل مقدار آب مورد احتیاج جهت تولید یک سوم کل غلات تولیدی کشور است.
نتیجه این برداشت بی رویه از مخازن آب زیرزمینی افت سطح آب زیرزمینی و به تبع آن بروز معضلاتنی همانند خشک شدن چاهها، کاهش دبی رودخانه ها و آب دریاچه ها، پایین آمدن کیفیت آب، نشست زمین و غیره را در پی داشته است.
علی رغم الزام به کاهش تدریجی واگذاری مجوز حفر چاه در قانون برنامه پنچساله سوم و چهارم توسعه، همچنان بر شمار چاه ها افزوده می شود و در کنار آن عواملی همچون کاهش بارندگی ها، دشتهای کشور را در وضعیتی بحرانی قرار داده است به نحوی که روز به روز بر وسعت دشتهای بحرانی افزوده میشود.
در حال حاضر از محدوده های مطالعاتی، ۵۰۰ محدوده کشور با افت شدید سطح آب زیرزمینی مواجه هستند و حدود ۲۹۰ محدوده از نظر برداشت ممنوعه و بحرانی اعلام گشته و سالانه شاهد ۱ تا ۳ متر افت سطح سفره آب زیرزمینی در اغلب دشتهایمان هستیم.
** علت و چاره چیست؟
دو علت اصلی بسیاری از معضلات زیست محیطی در ایران و به طور خاص همین مسئله حفر چاه، یکی به دولت مربوط می شود و دیگری به خود مردم. در زمینه دولتی، طی ده های اخیر برنامه مدون و کارشناسی شده ای برای مدیریت منابع آبی در کشور وجود نداشته است. دولت بدون برنامه کارشناسی بلند مدت و تدوین ضوابطی مشخص اقدام به حفر چاه کرده، مجوز حفر چاه داده و سد احداث کرده است. آنچه که امروز خود را به شکل خشک شدن تالاب ها و دریاچه ها، از بین رفتن سفره های زیرزمینی، پبشروی بیابان ها و تولید ریزگردها نشان میدهد.
آن قسمت که به مردم مربوط می شود نیز برآمده از فرهنگ «من» محور ایرانی است. فرهنگی که در آن منافع شخصی بر هر چیزی ارجح است. بنابراین هر کسی که زمین زراعی، باغ یا ویلایی دارد یا می خواهد داشته باشد، اول به فکر این است که چگونه برای آن چاه آبی تدارک ببیند که بدون دردسر برای خود فضایی مطلوب ایجاد کند. ما به این فکر نمی کنیم که چاهی که ما میزنیم و آبی که بیرون می کشیم، چاه همسایه، همشهری و هم وطن و هم نوع ما را خشک می کند و در نهایت آبی برای چاه خود ما نیز باقی نخواهد ماند.
در مجموع علاوه بر ساماندهی چاههای مجاز، جمع آوری چاه های غیر مجاز در بلند مدت به جهت حفظ محیط زیست و تضمین زندگی نسل های آتی ضرورتی اجتناب ناپذیر است. به این منظور اگرچه نظارت دولتی و اتخاذ تمهیداتی برای جلوگیری از حفر چاه جدید ضروری است، خود ما نیز باید درک کنیم که زمانی می توانیم خوب و راحت زندگی کنیم که در جامعه ای خوب زندگی کنیم، پس همه نسبت به آنچه که در کشور می گذرد مسئولیم.
یادداشتی از سید بهراد حسینی